ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 9 بهمن 1404
پنجشنبه 9 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 8 بهمن 1404     |     کد : 208283

در گفت‌وگوی ایکنا با یک پژوهشگر دینی مطرح شد

از بن‌بست تشبیه تا افق تنزیل؛ جایگاه صحیفه سجادیه در الهیات دعا

حجت‌الاسلام والمسلمین سیداسحاق حسینی کوهساری معتقد است؛

 حجت‌الاسلام والمسلمین سیداسحاق حسینی کوهساری معتقد است؛ هرگاه انسان بخواهد با زبان محدود خود با خدای نامحدود سخن بگوید، یا ناخواسته او را در حد فهم بشری فرو می‌کاهد و دچار تشبیه می‌شود، یا از درک عظمت الهی بازمی‌ماند و به تعطیل می‌رسد. صحیفه سجادیه، به‌عنوان مناجات‌نامه امام سجاد(ع)، راه سومی پیش روی انسان می‌گذارد؛ راهی که در آن، نیایش نه با زبان خاکی بشر، بلکه با زبان معصوم شکل می‌گیرد و امکان گفت‌وگوی عمیق و رشد دهنده را ایجاد می‌کند.

در حال تکمیل /صحیفه سجادیه؛ زبان معصوم برای عبور انسان از بن‌بست مناجات با خداماه شعبان، ماهی آمیخته با نام و یاد معصومان(ع) و فرصتی برای آماده شدن به ضیافت ماه رمضان است؛ فرصتی مغتنم برای بازگشت دل به ساحت مناجات و گفت‌وگو با خداوند. فضای معنوی ماهی که به نام پیامبر(ص) متبرک شده و با ولادت‌ها و مناسبت‌های نورانی اهل‌ بیت(ع) همراه شده است. اکنون در این موقف انسان به زبانی مطمئن برای نیایش و تقرب الهی نیاز دارد؛ زبانی که از لغزش تشبیه و سکوت تعطیل در امان باشد؛ زبانی که راز و رمزهای این جهانی و آن جهانی را بشناسد و معمای هستی در نظرش مکشوف باشد. 

صحیفه سجادیه مناجات‌نامه امام سجاد(ع)، نه صرفاً مجموعه‌ای از دعاها، بلکه الگویی کامل برای برقراری ارتباط انسان با حقیقت مطلق الهی است؛ متنی که در آن، انسان از طریق کلام ولی خدا، به گفت‌وگویی آگاهانه و عمیق با پروردگار فراخوانده می‌شود و متن و بطن هستی و نیاز وجودی خود را در می‌یابد.

با همین دغدغه سرویس اندیشه ایکنا به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین سیداسحاق حسینی کوهساری استاد حوزه، دانشگاه و صحیفه پژوه رفت، تا از مناجات و دعا و مقام صحیفه شریف بپرسد. این صحیفه‌پژوه نویسنده کتاب‌های چون «حمد نامه»، «مبانی تفسیر عرفانی:بررسی و نقد»، «تاریخ فلسفه اسلامی» و «نگاهی قرآنی به فشار روانی» است. او با تأکید بر جایگاه صحیفه سجادیه در معارف اسلامی، معتقد است که صحیفه پاسخ به یکی از بنیادی‌ترین تمنای انسان در نیایش است؛ تمنا و نیازی که نسبت انسانِ محدود با خدای نامحدود را مرتفع میکند. به گفته وی، هرگاه انسان بخواهد از موضع خود با خدا سخن بگوید، یا دچار تشبیه می‌شود و خدا را در حد فهم بشری پایین می‌آورد، یا به تعطیل می‌رسد و راه ارتباط را مسدود می‌بیند. او راه عبور از این دو آفت را تنزیل معارف الهی از مسیر معصوم می داند.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا- با توجه به جایگاه «صحیفه» در سنت وحی و کارکرد آن در هدایت فردی و معنوی انسان، صحیفه سجادیه را چگونه می‌توان در امتداد صحف انبیای الهی تحلیل کرد و چه نسبتی میان این متن و نیازهای معنوی انسان معاصر برقرار است؟

صحیفه، واژه‌ای ریشه‌دار در سنت و تاریخ ادیان الهی است؛ هرچند در منابع دینی از پنج کتاب آسمانی به‌عنوان کتب اصلی یاد می‌شود، اما این بدان معنا نیست که همه پیامبران الهی صاحب کتاب بوده‌اند. بنا بر نقل مشهور، از میان یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر الهی، بسیاری دارای کتاب شریعت مستقل نبوده‌اند، بلکه آنچه بر ایشان نازل می‌شده، در قالب صحف بوده است. قرآن کریم نیز به‌ صراحت به این موضوع اشاره دارد و از «صحف ابراهیم و موسی» نام می‌برد. این تعبیر نشان می‌دهد که اولیای و انبیاء ارتباطی با خدا داشتند که در قالب صحیفه صورت گرفته و نه کتابی جامع.

بررسی تاریخی نزول وحی نشان می‌دهد که در آغاز حیات اجتماعی بشر، همچون دوران حضرت آدم(ع)، جامعه انسانی هنوز به مرحله‌ای نرسیده بود که نیازمند نظام جامع حقوقی و اجتماعی باشد. در چنین شرایطی، وحی الهی در قالب صحیفه نازل می‌شد؛ صحیفه‌ای که بیشتر ناظر به هدایت فردی، ارتباط معنوی با خداوند و تبیین اصول بنیادین ایمان بود. با گسترش جوامع انسانی و پیچیده‌تر شدن روابط اجتماعی، نیاز به مرجع جامع و قانون‌مند افزایش یافت و به‌تبع آن، کتاب‌های آسمانی نازل شدند. در متون ادیان پیشین نیز نمونه‌هایی از صحیفه دیده می‌شود مانند زبور حضرت داود(ع). 

ایکنا- آموزه‌های دینی و به‌ویژه صحیفه سجادیه چگونه راهی متوازن برای ارتباط انسانِ محدود با خداوندِ نامحدود، بدون افتادن در تشبیه یا تعطیل، ارائه می‌دهند؟

در منظومه معارف دینی، یکی از بنیادی‌ترین مسائل، چگونگی ارتباط انسان با خداوند متعال است. خداوند، وجودی مطلق، نامحدود و فراتر از قیود مادی و ذهنی بشر است، در حالی که انسان، موجودی محدود، مقید و وابسته به زمان و مکان است. این تفاوت بنیادین، مسئله ارتباط و گفت‌وگوی انسان با خداوند را به یکی از پیچیده‌ترین مباحث معرفتی و الهیاتی تبدیل کرده است. انسان، هنگامی که قصد سخن گفتن با خداوند را دارد، ناگزیر از موضع پایین به بالا وارد این ارتباط می‌شود. همین امر سبب می‌شود که این ارتباط، اگر به‌ درستی هدایت نشود، معمولاً به یکی از دو سرنوشت دچار گردد: تشبیه یا تعطیل.

در رویکرد تشبیهی، انسان خداوند را با معیارهای انسانی می‌سنجد و صفات الهی را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کند که به صفات بشر شباهت پیدا می‌کند. در این حالت، خداوند به موجودی انسان‌گونه فروکاسته می‌شود و عظمت و اطلاق ذات الهی مورد غفلت قرار می‌گیرد. در مقابل، در رویکرد تعطیلی، انسان به دلیل ناتوانی عقل خود از درک حقیقت الهی، اساساً از هرگونه توصیف و ارتباط معرفتی با خداوند دست می‌کشد.

ایکنا- راه سومِ برون‌رفت از دو آفت تشبیه و تعطیل در معرفت خداوند چیست و «تنزیل الهی» چگونه این مسیر را برای انسان ممکن می‌سازد؟

در آفت تشبیه، انسان خداوند را با معیارهای انسانی می‌سنجد و صفات الهی را به‌گونه‌ای تفسیر می‌کند که به ویژگی‌های بشر شباهت پیدا می‌کند. این رویکرد، هرچند ظاهراً ارتباط را حفظ می‌کند، اما در واقع به تقلیل مقام ربوبی و محدود ساختن ذات نامتناهی الهی می‌انجامد. در مقابل، آفت تعطیل زمانی رخ می‌دهد که انسان به دلیل ناتوانی عقل خود از درک حقیقت خداوند، هرگونه شناخت و گفت‌وگو درباره او را ناممکن دانسته و عملاً رابطه معرفتی خود با خداوند را قطع می‌کند.

برون‌رفت از این دو آفت، نیازمند انتخاب راه سومی است؛ راهی که نه به تشبیه بینجامد و نه به تعطیل. این راه، همان تنزیل الهی است؛ یعنی خداوند را از طریق پیامبران و اولیای الهی و نحوه شناخت و سخن گفتن آنان بشناسیم. در این چارچوب، بشر نه با ذهن محدود خود، بلکه با هدایت وحی و زبان اولیای الهی به سوی معرفت خداوند حرکت می‌کند.

ایکنا- چگونه تنزیل الهی و نقش پیامبران و اولیای الهی، جایگاه صحیفه سجادیه را به‌عنوان مناجات انسان کامل با خداوند تبیین می‌کند و چرا تغییر در متن دعا اثر آن را مختل می‌سازد؟

در الهیات اسلامی، راه صحیح شناخت خداوند و برقراری ارتباط با او، نه از مسیر ذهن محدود بشر، بلکه از طریق تنزیل الهی می‌گذرد. تنزیل به این معناست که خداوند متعال، حقیقت و اسماء و صفات خود را در سطح فهم بشر نازل می‌کند و این نزول، به‌واسطه پیامبران و اولیای الهی تحقق می‌یابد. پیامبران الهی، حلقه اتصال میان عالم خاک و عالم افلاک‌اند؛ آنان واسطه فیض میان انسان محدود و خدای مطلق به شمار می‌روند. حضور، رفتار و سخنان ایشان، جلوه‌ای تنزیلی از حقیقت الهی است و به همین دلیل، معرفت انسان نسبت به خداوند، تنها در سایه رجوع به این واسطه‌های الهی از خطر تشبیه و تعطیل مصون می‌ماند.

در همین چارچوب است که رابطه عمیق میان پیامبراکرم(ص) و قرآن کریم معنا پیدا می‌کند. اگر حقیقت نبوت به قالب لفظ درآید، قرآن شکل می‌گیرد و اگر قرآن از حالت لفظی خارج شده و در وجودی انسانی تجسم یابد، پیامبر(ص) جلوه‌گر می‌شود. به بیان دیگر قرآن پیامبر مکتوب است و پیامبر قرآن مجسم است. این معنا، ریشه در روایاتی دارد که اولیای الهی را مظهر اسماء و صفات حسنای الهی معرفی می‌کند.

از این منظر، سخن پیامبر و امام، صرفاً بیان شخصی یا تجربه فردی نیست، بلکه بیان الهی در قالب انسانی است. به همین دلیل، زبان اولیای الهی در دعا و مناجات، زبانی متفاوت از زبان عموم انسان‌هاست؛ زبانی که نه گرفتار تشبیه می‌شود و نه به تعطیل می‌انجامد، بلکه انسان را در مسیر معرفت صحیح الهی هدایت می‌کند. این مبنا با توجه به نقش تنزیلی پیامبران و اولیای الهی در معرفت خداوند، مقدمه‌ای اساسی برای فهم جایگاه صحیفه سجادیه است؛ اینکه صحیفه سجادیه؛ مناجات انسان کامل با خداست و نباید در رجوع و خواندن آن تغییر در دعا ایجاد کرد. این اثر، صرفاً مجموعه‌ای از ادعیه فردی نیست، بلکه مناجات انسانی است که به قله معرفت الهی رسیده و زبان او از آلودگی‌های ذهن بشری مصون است.

یکی از نکات بنیادین در مواجهه با ادعیه صادرشده از معصومین(ع)، اصل عدم تغییر در متن برای حصول اثر و کیفیت دعاست. بر اساس این دیدگاه، دعاهای مأثور از معصوم، همانند نسخه درمانی‌اند که از سوی طبیب حقیقی صادر شده‌اند و هرگونه کم یا زیاد کردن در متن، تعداد آن‌ها، می‌تواند اثرگذاری دعا را مختل کند. در این زمینه، علامه حسن‌زاده آملی در رساله «نور علی نور» با تمثیلی روشن توضیح می‌دهد که همان‌گونه که مصرف دارو باید دقیقاً مطابق نسخه پزشک و در زمان مشخص انجام شود، دعا نیز که شفای روح و جان انسان است، باید مطابق دستور معصوم قرائت گردد. معصومین(ع) اطبای حقیقی جان انسان‌اند و تغییر نسخه آنان، به معنای خروج از مسیر درمان است.

به‌عنوان نمونه، اگر ذکری از سوی معصوم یک بار یا تعداد مشخصی تعیین شده باشد، همان تعداد باید رعایت شود. به عنوان مثال در تسبیحات حضرت زهرا(س) که شامل ۳۴ تکبیر است، باید به همان تعداد گفته شود و نه کمتر و نه بیشتر. حال ممکن است سوال شود که اگر بیشتر بگوییم یا کمتر آیا ذکر نیست؟ در پاسخ می‌گویم بله ذکر است اما دیگر تسبیحات حضرت زهرا(س) نیست. 

ایکنا- چرا صحیفه سجادیه از نظر سندی و اعتبار، جایگاهی ویژه در میان متون دینی شیعه دارد و چه رابطه‌ای میان این اعتبار و نقش آن به‌عنوان «خواهر قرآن» برقرار است؟

یکی از ویژگی‌های برجسته صحیفه سجادیه، جایگاه سندی خاص آن در میان متون دینی شیعه است. بسیاری از عالمان و محققان، صحیفه سجادیه را از حیث اعتبار، در شمار متون متواتر دانسته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در مواجهه با آن، کمتر وارد مباحث پیچیده سندشناسی می‌شوند. علت این امر آن است که صحیفه سجادیه، مناجات مستقیم امام معصوم(ع) با خداوند است و شیعیان، بی‌واسطه وارد فضای سخن انسان کامل می‌شوند. از این رو، اصل صدور آن از امام سجاد(ع) محل تردید قرار نگرفته است. از صحیفه سجادیه به عنوان «أُختُ القرآن» (خواهر قرآن) یاد کرده‌اند. این تعبیر ناظر به آن است که همان‌گونه که قرآن کریم کلام الهی در قالب لفظ است، صحیفه سجادیه نیز تجلی کلام الهی در قالب دعا و مناجات انسان کامل به شمار می‌رود.

در مقایسه با نهج‌البلاغه نیز به این نکته اشاره می‌شود که هرچند نهج‌البلاغه از نظر محتوا و عظمت معنوی جایگاهی بی‌بدیل دارد، اما گردآوری آن توسط مرحوم سید رضی(متولد ۳۵۹ و متوفی ۴۰۶ قمری)، حدود ۳۶۰ سال پس از عصر امیرالمؤمنین(ع) صورت گرفته است. در حالی که صحیفه سجادیه، از حیث نقل و تداول، پیوند مستقیم‌تری با عصر صدور دارد و همین امر، برتری سندی آن را در نگاه برخی اندیشمندان توضیح می‌دهد. این جایگاه سندی ویژه، موجب شده است که صحیفه سجادیه نه‌تنها یک متن دعایی، بلکه مرجعی معرفتی و تربیتی برای سیر و سلوک انسان مؤمن تلقی شود.

ایکنا- صحیفه سجادیه در مسیر سیر و سلوک معنوی چگونه میان عقل، دل و عمل انسان تعادل ایجاد می‌کند و چه تفاوتی با مشرب‌های فلسفی و عرفانی غیرالهی دارد؟

در مسیر سیر و سلوک معنوی، انسان همواره در معرض آلودگی‌های فکری، اخلاقی و نفسانی قرار دارد. حرکت از عالم محدود انسانی به سوی دریای نامتناهی الهی، بدون راهنمای معصوم، حرکتی پرخطر و لغزنده است. در این مسیر، کلام معصوم(ع) نقش اساسی در پالایش روح و تصحیح جهت حرکت انسان ایفا می‌کند. کلام معصوم، به دلیل اتصال به منبع وحی و عصمت از خطا، همچون آبی زلال است که آلودگی‌های مسیر را می‌شوید و انسان را از انحرافات نفسانی باز می‌دارد. 

در تاریخ اندیشه اسلامی، مشرب‌های متعددی برای سیر و سلوک مطرح شده، مانند اخلاق فلسفی که بر عقل‌گرایی تکیه دارند و تلاش می‌کنند مسیر کمال انسانی را از طریق استدلال و تزکیه عقلانی ترسیم کنند این مشرب در ایران و روم وجود دارد. در مقابل، برخی دیگر، رویکرد عرفانی را برگزیده‌اند که خود به دو شاخه کلی تقسیم می‌شود: عرفان بشری، که ریشه در مکاتب غیرالهی مانند برخی سنت‌های هندی دارد، و عرفان الهی که مبتنی بر وحی و هدایت پیامبران است. عرفان الهی، راهی است که انسان را از ظاهر شریعت به باطن حقیقت هدایت می‌کند و این عبور، تنها از مسیر پیامبران و اولیای الهی ممکن است. در این میان، نگاه برخی از بزرگان، همچون آیت‌الله بهجت(ره)، بر سادگی و شفافیت این مسیر تأکید دارد؛ به‌گونه‌ای که ایشان راه اصلی سیر و سلوک را در عمل به واجبات و ترک محرمات خلاصه می‌کردند.

علاوه بر این، مشرب‌های دیگری نیز در حوزه اخلاق و تربیت معنوی وجود دارد، از جمله اخلاق قرآنی و اخلاق حدیثی که هر یک با تکیه بر متون وحیانی و دیگر رجوع به احادیث صادره از معصومین، تلاش دارند انسان را به سوی کمال هدایت کنند. در میان این رویکردها، اخلاق جامع مطرح است که به اندیشه ملاصدرا و حضرت امام(ره) باز می‌گردد که در آن جمع بین برهان، قرآن، عرفان و ادعیه معصومین(ع) است، به‌ویژه صحیفه سجادیه که نقطه اتصال مشترکی به شمار می‌رود که هم عقل، هم دل و هم عمل انسان را در مسیر الهی سامان می‌بخشد.

ایکنا- چگونه صحیفه سجادیه، برخلاف قرآن که مخاطب آن عموم مردم است، انسان را به افق بالاتر گفت‌وگو با خداوند می‌برد و چه نقش تربیتی و آرامش‌بخشی در زندگی معنوی انسان دارد؟

قرآن کریم و صحیفه سجادیه، هر دو از عالی‌ترین متون دینی در سنت اسلامی‌اند، اما مخاطب، شیوه بیان و سطح سخن‌گویی در آن‌ها متفاوت است. قرآن کریم مأمور است که با عموم مردم سخن بگوید و به همین دلیل، بیان آن متناسب با سطح عقل مخاطبان تنظیم شده است. از این رو، در قرآن از تمثیل، قصه، تشبیه‌های قابل فهم و بیان تدریجی معارف استفاده شده تا عموم انسان‌ها بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. در مقابل، دعاها و مناجات‌های موجود در صحیفه سجادیه، سخن پیامبرگونه امام با خداوند است؛ سخنی که در آن، امام(ع) و پیامبر(ص) در مقام عروج و قرب الهی قرار دارند و مخاطب مستقیم آن، خدای متعال است، نه عموم مردم. از این جهت حضرت امام(ره) معتقد است دعا قرآن صاعد است؛ یعنی انسان کامل در مقام صعود الی الله قرار گفته و سخن می‌گوید. به همین دلیل، سطح معارف الهی و نوع ادبیات در صحیفه سجادیه، عمیق‌تر و بلندتر از بیان عمومی قرآن جلوه می‌کند. دعاهای این مجموعه، بیان نیازها، رحمت‌خواهی‌ها و درخواست‌هایی است که از افق بلند معرفت الهی صادر شده و انسان را با حقیقت رحمانیت خداوند آشنا می‌سازد.

دعاهایی همچون دعای ابوحمزه ثمالی، دعای کمیل و دعاهای صحیفه سجادیه، جلوه‌هایی روشن از رحمت الهی به شمار می‌روند. به‌ویژه دعاهای مربوط به ماه مبارک رمضان، که در آن‌ها برای شفای بیماران، آزادی اسیران و رفع گرفتاری‌ها دعا می‌شود، مظهر گستردگی رحمت خداوند نسبت به همه بندگان است. به نظر می‌رسد صحیفه سجادیه بیش از آنکه متنی برای عموم باشد، متنی خواص‌محور تلقی می‌شود؛ متنی که انسان را به افقی بالاتر از زندگی روزمره می‌برد و پنجره‌ای به سوی گفت‌وگوی او با خدا باز می‌کند. 

صحیفه سجادیه صرفاً متنی عبادی یا فردی نیست، بلکه اثری عمیقاً تربیتی، اجتماعی و آرامش‌بخش است. این کتاب با گشودن پنجره دل انسان به سوی خداوند، او را از تشویش‌های درونی، اضطراب‌های روحی و درگیری‌های فرساینده دنیوی رها می‌سازد و به او افق جدیدی از معنا رهنمون می‌کند. از منظر کاربردی، صحیفه سجادیه قابلیت همراهی انسان در تمام مراحل زندگی را دارد. در این مجموعه، دعاهایی برای شرایط خاص زمانی وجود دارد؛ مانند دعای روز جمعه، دعای ورود به ماه مبارک رمضان و دعای عرفه و نظیر آن. در کنار این دعاهای زمان‌مند، دعاهای عام و فرازمانی نیز دیده می‌شود که برای طیف گسترده‌ای از نیازهای انسانی، از جمله ادای دین، شفای بیماران، رفع اندوه، اصلاح اخلاق و تقویت ایمان، نسخه‌هایی الهی ارائه می‌کند.

برخی از استادان و مبلغان دینی، صحیفه سجادیه را به‌عنوان هدیه‌ای معنوی به دانشجویان و جوانان اهدا می‌کنند و معتقدند آشنایی نسل جوان با زبان مناجات امام سجاد(ع)، می‌تواند آنان را در برابر بحران‌های فکری و روحی زمانه مقاوم سازد و حتی یک بار مراجعه آگاهانه به صحیفه سجادیه می‌تواند نقطه عطفی در زندگی معنوی انسان ایجاد کند. 

ایکنا- چرا حفظ متن اصلی دعاهای صحیفه سجادیه ضروری است و چگونه این متن انسان را از عالم محسوس به معرفت حقیقت الهی رهنمون می‌کند؟

یکی از نکات بنیادین در بهره‌مندی از صحیفه سجادیه، توجه به متن اصلی دعاهاست. هرچند ترجمه‌ها نقش مهمی در فهم معنا دارند، اما صرف خواندن ترجمه، به‌معنای تحقق کامل اثر صحیفه نیست. دعا دارای اثر و ثواب وضعی است؛ اثری که در خود الفاظ، چینش کلمات و ترتیب عبارات نهفته است و این ویژگی، تنها در متن مأثور حفظ می‌شود. از این رو، توصیه می‌شود خواننده ابتدا دعا را به زبان اصلی بخواند و سپس برای تعمیق فهم و درک معنایی، به ترجمه و شرح مراجعه کند. این شیوه، هم ارتباط قلبی با متن را حفظ می‌کند و هم امکان تدبر و معرفت‌افزایی را فراهم می‌سازد.

در میان دعاهای صحیفه سجادیه، دعای فرشتگان به‌عنوان یکی از دعاهای تأمل‌برانگیز و معرفت‌محور معرفی می‌شود. این دعا، انسان را متوجه مالکیت مطلق خداوند بر عالم هستی می‌کند و یادآور می‌شود که جهان تنها به بعد مادی و فیزیکی محدود نیست، بلکه هر پدیده‌ای مانند قطرات باران دارای موکل و تدبیر الهی است. این نگاه، افق انسان را از عالم محسوس فراتر برده و او را با حقیقت جهان متافیزیک آشنا می‌سازد.


نوشته شده در   چهارشنبه 8 بهمن 1404  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode