ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 9 بهمن 1404
پنجشنبه 9 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 2 بهمن 1404     |     کد : 208235

شعبان؛ ماه پیوند نبوت و بازسازی انسان

شعبان، ماهی است که در آن نسبت انسان با نبوت، امامت و قرآن بازتعریف می‌شود و ماهی برای بازسازی درون، پیش از مواجهه با سنگین‌ترین امانت الهی است. اینکه پیامبر اسلام(ص) شعبان را «ماه خود» می‌نامد، تنها یک تعبیر عاطفی نیست، بلکه نشانه جایگاه ویژه این ماه در سنت هدایت الهی است.

 شعبان، ماهی است که در آن نسبت انسان با نبوت، امامت و قرآن بازتعریف می‌شود و ماهی برای بازسازی درون، پیش از مواجهه با سنگین‌ترین امانت الهی است. اینکه پیامبر اسلام(ص) شعبان را «ماه خود» می‌نامد، تنها یک تعبیر عاطفی نیست، بلکه نشانه جایگاه ویژه این ماه در سنت هدایت الهی است.
شعباندر تقویم دینی مسلمانان، برخی ماه‌ها نقش «آغاز» دارند و برخی نقش «اوج»، اما ماه‌هایی نیز هستند که اگرچه کمتر دیده می‌شوند، اما بی‌آن‌ها نه آغاز به مقصد می‌رسد و نه اوج معنا پیدا می‌کند و ماه شعبان از همین جنس است. ماهی که میان بعثت پیامبر اکرم(ص) و نزول قرآن قرار گرفته و در عین حال با ولادت آخرین حجت الهی به افق آینده پیوند می‌خورد. در همین خصوص مجتبی انصاری‌‌مقدم، پژوهشگر و استاد علوم قرآن و حدیث، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌‌رضوی قرار داده است که در ادامه با هم می‌خوانیم:
 
اینکه پیامبر اسلام(ص) شعبان را «ماه خود» می‌نامد، تنها یک تعبیر عاطفی نیست، بلکه نشانه جایگاه ویژه این ماه در سنت هدایت الهی است. شعبان، ماهی است که در آن نسبت انسان با نبوت، امامت و قرآن بازتعریف می‌شود، ماهی برای بازسازی درون، پیش از مواجهه با سنگین‌ترین امانت الهی. با این حال، در زیست دینی معاصر، شعبان اغلب در سایه رمضان قرار گرفته و به یک پیش‌درآمد کم‌رنگ تقلیل یافته است، غفلتی که پیامدهای آن را باید در سطحی‌ شدن دینداری و مناسکی‌ شدن ایمان جست‌وجو کرد.
 
در نگاه قرآنی، هدایت الهی یک رخداد مقطعی یا احساسی نیست، بلکه جریانی پیوسته و حکیمانه است که در طول تاریخ بشر امتداد یافته است. قرآن کریم، بعثت پیامبران را نه یک حادثه منفصل، بلکه بخشی از سنتی می‌داند که غایت آن، رساندن انسان به رشد و قوام است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ» (سوره حدید/ آیه ۲۵)؛ در این منظومه، نبوت آغاز هدایت است، اما استمرار آن بدون راهنمای پس از پیامبرش بی‌معنا خواهد بود و از همین‌رو، در منطق قرآن، انذار و هدایت همزاد یکدیگرند: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (سوره رعد/ آیه ۷).
 
ماه شعبان را می‌توان در پرتو همین منطق فهم کرد. این ماه، در تقویم عبادی مسلمانان در فاصله میان بعثت پیامبر اکرم(ص) در رجب و نزول قرآن در رمضان قرار گرفته است، گویی فرصتی است برای تأمل در خودِ فرآیند هدایت. اگر بعثت، لحظه آغاز خطاب الهی به بشر است و رمضان، ماه تجلی کامل این خطاب در قالب قرآن، شعبان ماهی است که در آن، نسبت انسان با این خطاب الهی بازسازی می‌شود. تعبیر پیامبر(ص) که «شعبان ماه من است» ناظر به همین جایگاه واسط و محوری است، ماهی که انسان را از صرف شنیدن پیام، به فهم مسیر و پذیرش مسئولیت هدایت نزدیک می‌کند.
 
از سوی دیگر، شعبان تنها به گذشته نبوت نظر ندارد، بلکه به آینده هدایت نیز گشوده است. ولادت حضرت ولی ‌عصر(عج) در نیمه این ماه، شعبان را به ماه امتداد امید بدل کرده است، امیدی که ریشه در وعده‌های الهی دارد، نه در خوش‌بینی‌های روان‌شناختی. در سنت شیعی، امامت نه صرفاً نهادی تاریخی، بلکه استمرار همان نوری است که با بعثت آغاز شد. از این منظر، شعبان نقطه تلاقی پیام آغازین و وعده نهایی است، ماهی که یادآور می‌شود هدایت الهی نه متوقف شده و نه به گذشته تعلق دارد، بلکه در افق آینده بشر نیز حضور دارد.
 
چنین فهمی از شعبان، این ماه را از یک مناسبت تقویمی به یک مفهوم معرفتی ارتقا می‌دهد. شعبان، یادآور این حقیقت است که دینداری، بدون درک پیوستگی نبوت و امامت، به مجموعه‌ای از اعمال گسسته فروکاسته می‌شود و شاید به همین دلیل است که در روایات، اعمال این ماه ـ از صلوات گرفته تا دعاهای عمیق و تأمل‌برانگیز ـ همگی رنگ و بوی «تجدید عهد» دارند، عهدی با پیامبر، با مسیر هدایت و با آینده‌ای که قرار است عدالت و معنا در آن به کمال برسد.
 
شعبان و بازسازی انسان پیش از مواجهه با قرآن
 
قرآن کریم، نزول وحی را مشروط به قابلیت دریافت می‌داند. کتاب هدایت، تنها بر قلبی فرود می‌آید که ظرفیت حمل آن را یافته باشد: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ » (سوره شعرا/ آیات ۱۹۳–۱۹۴) در این آیه، محل نزول قرآن نه گوش و نه زبان، بلکه قلب معرفی شده است و همین نکته، ما را به یک اصل تربیتی رهنمون می‌کند: پیش از مواجهه با قرآن، قلب باید آماده شود.
 
ماه شعبان را می‌توان در پرتو همین منطق فهم کرد. اگر رمضان ماه نزول قرآن است، شعبان ماه تهیه ظرف است. در روایتی مشهور، پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «شَعْبَانُ شَهْرِي» و در ادامه، مردم را به روزه، استغفار و صلوات در این ماه دعوت می‌کند. این نسبت‌دادنِ ویژه نشان می‌دهد که شعبان بیش از آنکه ماه تکلیف باشد، ماه تربیت است، ماهی برای بازگشت تدریجی انسان به ساحت حضور.
 
یکی از برجسته‌ترین متون عبادی این ماه، مناجات شعبانیه است، متنی که برخلاف بسیاری از دعاهای موسمی، صرفاً طلب حاجت نیست، بلکه نوعی خودشناسی توحیدی را پیش‌فرض می‌گیرد. فراز معروف مناجات شعبانیه: «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ، وَأَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ» نشان می‌دهد که مسئله اصلی نه افزایش عمل، بلکه اصلاح جهت دل است. در این نگاه، عبادت شعبانی تمرین انقطاع است و بریدن از پراکندگی‌های درونی که مانع فهم عمیق کلام الهی می‌شود.
 
شعبان؛ ماه امید تاریخی و معنای انتظار
 
امید، در منطق قرآن، یک حالت روانی زودگذر یا دل‌خوشی ذهنی نیست، بلکه اعتماد آگاهانه به وعده الهی است، وعده‌ای که در بستر تاریخ تحقق می‌یابد. قرآن کریم بارها از آینده‌ای سخن می‌گوید که در آن، حق بر باطل غلبه می‌کند و زمین به وارثان شایسته می‌رسد: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» (سوره نور/ آیه ۵۵) این آیه، امید را به عمل و ایمان گره می‌زند و آن را از سطح آرزو به سطح مسئولیت ارتقا می‌دهد.
 
ماه شعبان، با ولادت حضرت حجت بن الحسن(عج)، تجسم عینی همین وعده قرآنی است. در سنت شیعی، انتظار ظهور، نه به معنای تعلیق زندگی، بلکه به معنای زیستن در افق وعده الهی است. امام جواد(ع) می‌فرماید: «اَفضَلُ اَعمالِ شیعَتِنا اِنْتِظارُ الْفَرَجِ» و این سخن، نشان می‌دهد که انتظار، یک عمل است، نه یک حالت منفعلانه. انتظاری که انسان را به اصلاح خویش و جامعه فرامی‌خواند، نه به کناره‌گیری از مسئولیت.
 
قرار گرفتن ولادت امام عصر(عج) در میانه شعبان، معنا‌دار است. این ماه، پس از تأمل در نبوت و پیش از ورود به ماه قرآن، نگاه انسان را به آینده هدایت می‌کند؛ آینده‌ای که در آن، عدالت و معنا به کمال می‌رسد. به تعبیر دیگر، شعبان تنها ماه آمادگی فردی نیست، بلکه ماه بازیابی افق جمعی امت نیز است. جامعه‌ای که امید تاریخی خود را از دست بدهد، دینداری‌اش به عادت و مناسک بی‌روح فروکاسته می‌شود.
 
پیوند شعبان با وضعیت امروز جامعه دینی
 
در زیست دینی معاصر، یکی از چالش‌های بنیادین، کاهش پیوستگی میان مناسک و معنا است. بسیاری از مؤمنان، ماه رمضان و حتی شعبان را صرفاً مجموعه‌ای از تکالیف و رسوم تقویمی می‌دانند، بی‌آنکه نسبت خود با پیامبر(ص)، قرآن و مسیر هدایت را بازسازی کنند. این نوع دینداری، اگرچه ظاهراً فعال است، اما به سطحی‌شدن ایمان و تضعیف ظرفیت اخلاقی و اجتماعی منجر می‌شود.
 
شعبان، با آموزه‌های قرآنی و روایی خود، دقیقاً این خلأ را پر می‌کند. پیش از نزول قرآن در رمضان، این ماه به انسان فرصت می‌دهد تا قلب خود را آماده پذیرش وحی کند، همان نکته‌ای که آیه شریفه بیان می‌کند: «لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ» (سوره شعرا/ آیه ۱۹۴) بدون این آماده‌سازی، مواجهه با قرآن، صرفاً خواندن الفاظ می‌شود، نه فهم پیام و تجلی عملی آن در زندگی فردی و جمعی.
 
در سطح اجتماعی نیز، شعبان یادآور اهمیت امید و مسئولیت تاریخی است. ولادت امام عصر(عج) و تأکید روایات بر انتظار فعال، این پیام را منتقل می‌کند که جامعه مؤمن نباید در برابر ناکامی‌ها و بحران‌ها منفعل بماند، بلکه با اصلاح خود و ساختن بسترهای فرهنگی و اخلاقی، باید زمینه تحقق وعده الهی را فراهم کند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» (سوره نور/ آیه ۵۵).
 
از این منظر، شعبان نه تنها ماه بازسازی فردی، بلکه ماه تجدید عهد اجتماعی با مسیر هدایت است. هر مؤمن که در این ماه صلوات و دعا را به‌عنوان تمرین بازگشت به سرچشمه وحی و اخلاق انجام می‌دهد، در واقع بخشی از ساختن جامعه‌ای امیدمند و مسئول را آغاز کرده است.


برچسب ها
نوشته شده در   پنجشنبه 2 بهمن 1404  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode