یک عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه بردباری سياسي در عرصه سياست همان طاقت و تحمل سياسی است كه پايداری و مدارای سياسی بروز و نمود آن خواهد بود، گفت: بردباری سياسی به يك اعتبار محور همه سجايای اخلاقی است و به اعتبار ديگر سرآمد همه سجاياست. صفت مقابل بردباری، زودرنجی سياسی است كه خشم و خشونت، تكروی، تنگدلی و تنگظرفيتی و تندگويی و تنازع، تهديد، تهمت و تخريب را در پی دارد و آثار مخربی دارد.
دکتر علیرضا صدرا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار مهر، به سؤالاتی درخصوص بردباری سیاسی پاسخ داد که اکنون از نظر شما می گذرد.
*بردباری سياسی به چه معناست و اصول حاكم بر آن چيست؟
بردباری سياسي در عرصه سياست همان طاقت و تحمل سياسی است كه پايداری و مدارای سياسی بروز و نمود آن خواهد بود. بردباری سياسی به يك اعتبار محور همه سجايای اخلاقی است و به اعتبار ديگر سرآمد همه سجاياست. اگر ملاك يك سجيه را اعتدال و عدم افراط گری و عدم زیادهروی بدانيم. اين مسئله بيشتر ملموس میشود. در مورد شخصيت پيامبر اكرم(ص) گفته میشود كه ايشان از دو روحيه مبری بود؛ يكی كسالت و تنبلی و بيكاری سياسی و دیگری كندروی و محافظهكاری سياسی و بیتفاوتی.
گاهي ما بیتفاوتی سياسی را با بردباری سياسی اشتباه میگيريم. بردبار نسبت به حق و باطل، بیطرف نيست ولی بردبار است. صفت مقابل بردباری، زودرنجی سياسی است كه خشم و خشونت، تكروی، تنگدلی و تنگظرفيتی و تندگويی و تنازع، تهديد، تهمت و تخريب را در پی دارد و آثار مخربی دارد. بنابراين بردباری سياسی، همان حلم و تحمل سياسی است كه تندروي و كندروي سياسی متضاد آن است. به عبارت ديگر بردباری سياسی دو ضد دارد: يكی آنكه نسبت به احقاق حق در جامعه بیتفاوت باشی و ديگری آنكه نسبت به حق بیظرفيت باشی.
بردباری و مدارای سياسی شاخصهها و شالودههايی دارد. بنياد و شالوده بردباری سياسی خرد، علم رحم، خودباوری، پرهيز از خودباختگی و غرور، غنا و استغنای روحی، بلندهمتی، بلندمنشی، بلند نظری است و خروجی و شاخصههای آن نيز اخلاق متعالی است و اعتدال، خضوع و ادب سياسی و آرامش سياسی است. اگر اينها در رفتار سياسی ما، در روابط سياسی ما و در نيروهای سياسی ما و در نهادهای سياسی ما رايج باشد؛ اين مدارای سياسی پديد میآيد. اين نيروی سياسی میتواند در رابطه با ملت و مدارای سياسی با مردم باشد و میتواند در دولت و دولتمردان يعنی در بدنه نظام باشد.
مولوی درباره امام علی(ع) در برخورد با عمربن عبدود كه بر روی مبارك امام علی(ع) آب دهان انداخت، میگويد: «تيغ حلم از تيغ آهن تيزتز/ بل ز صبرش لشگر ظفرانگيزتر». امام علی(ع) در اين صحنه غرورش را حفظ كرد و خشم شخصی خود را دخيل در كاری که برای رضای خداوند بود، نكرد. قدرت حلم و صبر امام علی(ع) در اين ماجرا بيشتر از قدرت شمشير ايشان بود و اين برندهتر از تيغ شمشير است. در سياست هم بدين گونه است و صبر سياسی و مدارا تأثيرگذار خواهد بود. منشأ مداراهای سياسی عقلانيت است و عدم مدارا چه در تندرويی و چه در كندرويی سياسی صحيح نيست. بايد مواظب باشيم كه شان خود را حفظ كنيم. عدم افراط و تفريط، جزء اصولی است كه بايد در مدارای سياسی بايد رعايت شود. در نقطه مقابل امام علی(ع) معاويه است كه نه تنها حليم سياسی نيست بلكه از نظر سياسی به حق و باطل نيز بی تفاوت است. مقام حلم آنقدر بالا است كه به عنوان يكی از صفات خداوند متعال مطرح شده است و اين صفت را در صفات اولیاء و پيامبران نيز مشاهده میكنيم. كظم غيظ كه در فروخوردن خشم مطرح شده است كه اشاره به آيه «والكاظمين الغيظ» دارد درباره بردباری سياسی است.
*آيا سياستمداران ما دارای بردباری سياسی هستند و اگر نيستند علت آن چيست؟
مدارای سياسی هم در ميان مردم ما و هم در ميان مسئولان بالاست و سطح بالايی را دارد. ما جامعه اسلامی هستيم و هر چقدر سطح اين مدارا بالا رود باز هم جا دارد و كم است. بعضا ممكن است در برخی از مواد فراز و فرودها يا تندرویها و كندرویها را داشته باشيم كه ممكن است بيشتر شود و این در مراكزی كه حساستر هستند نمود ديگری داشته باشد.
در ساليان گذشته اين همه فشارها بر اين مملكت تحميل شده است و جا به جايی قدرت در پيشينه كشور معمولا با قدرت و شمشير و كودتا و... بود اما در جمهوری اسلامي انتقال قدرت بر اساس رأی مردم و انتخابات انجام شده است و انتخابات هم هرگز به تأخير نيفتاد. هرچند در امر انتخابات دچار التهاباتی شديم ولی آن حد نبوده است كه به جنگ داخلی و تنازع كشيده شود و مسئله حل شده است و اين نشان میدهد كه مردم و مسئولان با هم همدل هستند. ملت ايران نسبت به اهداف و آرمانهای خود بیتفاوت نيست اما گاهی اين صحنهها همراه با تندگويی و تندزبانی بوده است و گاهی به جای انجام تبليغات سالم، دچار اختلاف و تنازع شدهايم ولي اين مشكلات ریشهدار نبوده و فراگير و عمقی نبوده و اين اختلافها رفع رجوع شده و مردم هم اين را تشخيص دادند.
در انتخابات اخير هم مشاهده كرديم كه مقام معظم رهبری بر وجود تبليغات سالم كانديداها و انتخابات سالم تأكيد كردند و اینكه هر كانديدا برنامههای خود را مطرح كند و به دنبال تخريب و تضعيف ديگران نباشد زيرا اين مسئله از مصاديق عدم حلم و مدارای سياسی است. ما در اين زمينه شاخص داريم و مردم ما هم هوشيار هستند. همانطور كه مولوی در شعر خود درباره امام علی(ع) گفت، آن ظفر و پيروزی عظيم توسط حلم و صبر ايجاد میشود و اين پيروزی پايدار است.
مسئولان ما معصوم نيستند و كسی هم انتظار ندارد كه آنها صد در صد بتوانند مدارای سياسی را به شيوه معصومان(ع) را در حد مطلوب انجام دهند، اما ما جامعه اخلاقی و دينی هستيم و اين انتظار میرود. ما هم اكنون در دوره حماسه سياسی هستيم و همواره در انتخاباتها هم خود كانديداها تقوای سياسی را رعايت كنند و هم طرفداران آنها به شيوه درست طرفداری پايبند باشند و دست به تخريب و افترا نزنند زيرا اين كارها نشان دهنده ضعف سياسی است و برای نتيجه معكوس برای خود رواج دهنده اين موارد دارد و تبعات منفی به همراه دارد.
*بردباری سياسی در چه مواردی نياز است و تاثيرات آن در جامعه چيست؟
مدارای سياسی در همه شرايط برای جامعه نياز است. اساسا حلم با قدرت رابطهای دارد كه هر اندازه كه قدرت سياسی بيش از حلم سياسی باشد در سطح ملی استبداد و در سطح بينالمللی استكبار را ايجاد میكند. استكبار همان عدم حلم سياسی است كه باعث تنازع میشود و به زورگويی میانجامد. اين اشتباه است كه وقتی شخص به قدرت میرسد دست به هركاری میزند؛ بلكه بايد علیوار در عين داشن قدرت مسير حق را بپيمايد و نه هوای نفس. اگر حلم بيشتر از قدرت باشد به انزوا كشيده میشود. هم زورگويی و ظلم بد است و هم انظلام و ظلمپذيری و هر دو مذموم و ناپسند است و از مصاديق افراط و تفريط است. اين مسئله در برخی از موارد خود را بيشتر نشان میدهد.
به عنوان مثال در شرايط جا به جايی قدرت خود را بيشتر نشان میدهد. در شرايطی كه ثبات قدرت است اين مسئله جاري است اما در زمان جابهجايی قدرت اين احساسات زياد میشود و بايد مراقب باشيم تا اين احساس مسئوليت را به سوی احساسات صرف روانه نكنيم. اگر مسئولان كممدارا باشند اين احساسات میتواند تأثير سو بر جامعه بگذارد زيرا «الناس علی دين ملوكهم». يكی از مراجع فرهنگی و هويت جامعه مراجع سياسی هستند. اگر پدر خانواده عيبی داشته باشد؛ اعضای خانواده هم از آن تأثير میگيرند و مثل آن میشوند.
به همين نسبت جامعه هم ممكن است به كممدارايی نسبت به مردم و دولتمردان كشيده شود حتي ممكن است بازتاب منفی در خانواده نيز بگذارد. نبايد گمان شود كه اينها فقط يك بحث سياسی است بلكه بازتاب در خانواده به عنوان يك نهاد جامعه پيدا كند. امام علی(ع) میفرمايند كه مردم به زمانه خود بيشتر شبيه هستند تا به پدران خود يعنی حتی تأثير ايدئولوژيكی پدران بر فرزندان به نسبت تأثير اقتضائات جامعه بر فرزندان كمتر است.
از طرف ديگر مردم ما چون مردم خردمند هستند و احساس مسئوليت دارند ولی احساسی رفتار نمیكنند. مردم ايران نشان دادن كه دو بار از يك لانه گزيده نمیشوند و سريع متوجه حيله و فريب میشوند. سندسازی، افترا بستن و پروندهسازی برای تخريب امروزه مورد تمسخر مردم قرار گرفته و آثار منفی برای افرادی دارد كه دست به اين كارها میزنند . راه حل جلب نظر مردم اين است كه با مدارای سياسی اين مسئله را در جامعه رواج دهيم.