محققان در مطالعهای تازه، تجربه مادران را درباره نقش مادری واکاوی کردهاند؛ نقشی که امروز دیگر محدود به تعریفهای سنتی گذشته نیست و در حال بازتعریف است.
به گزارش ایسنا، خانواده در دهههای اخیر دستخوش تغییرات عمیقی شده است. ساختار سنتی که در آن نقشها از پیش تعیینشده و کمتغییر بودند، امروز جای خود را به الگوهای متنوعتری داده است. زنان، بهویژه در شهرهای بزرگ، بیش از گذشته در آموزش عالی، بازار کار و فعالیتهای اجتماعی حضور دارند. همین حضور گستردهتر، تصویر آنان از خود و نقشهایشان را نیز تغییر داده است. در این میان، نقش مادری که زمانی بیشتر در چارچوبی ثابت و سنتی تعریف میشد، اکنون به یک فرایند پویا و در حال تحول تبدیل شده است. زنان امروز تلاش میکنند میان خواستههای فردی، اهداف شغلی و مسئولیتهای خانوادگی تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که همیشه ساده و بیچالش نیست.
از سوی دیگر، شاخصهای جمعیتی نیز نشاندهنده این تغییرات هستند. در بسیار یاز مناطق کشور میزان فرزندآوری در سالهای اخیر کاهش یافته و افزایش سن ازدواج دختران، بالا رفتن سن مادران در نخستین تولد و افزایش آمار طلاق مشاهده میشود. همزمان، سهم زنان در تحصیلات دانشگاهی و فعالیتهای اقتصادی رشد کرده است. این تحولات نشان میدهد که نگرش به خانواده و مادری در حال بازتعریف است. با این حال، با وجود اهمیت این تغییرات، پژوهشهای اندکی بهطور مشخص به تجربه زیسته مادران پرداختهاند. همین خلأ پژوهشی، ضرورت انجام مطالعهای دقیق در این زمینه را برجسته میکند.
در همین راستا، معصومه کرمزاده طولارود از گروه جامعهشناسی و علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری دانشگاه گیلان، پژوهشی درباره تحولات نگرشی زنان نسبت به نقشهای مادری در میان مادران انجام دادهاند. این پژوهش که بر تغییر نگاه زنان به مادری و بازتعریف این نقش تمرکز دارد، تلاش کرده است تصویری روشن از تجربههای جدید مادران ارائه دهد و نشان دهد مادری امروز چه ابعاد تازهای پیدا کرده است.
روش این تحقیق کیفی بوده است، یعنی پژوهشگران به جای استفاده از پرسشنامههای آماری گسترده، به سراغ گفتوگوهای عمیق با خود زنان رفتهاند. بدین منظور از مشارکت ۲۵ نفر از زنان شهر رشت بهره گرفته شده است. دادههای بهدستآمده سپس با روش «تحلیل مضمون» بررسی شدند؛ روشی که در آن پژوهشگر با مرور دقیق گفتهها، الگوها و مفاهیم اصلی را استخراج میکند.
یافتههای این مطالعه علمی نشان میدهند که نگرش مادران رشتی به مادری، ابعاد تازهای پیدا کرده است. مفاهیمی مانند «مادری جبرانی»، «مادری مشارکتی»، «مادری انتخابی و اکتسابی» و «مادری شبکهای» در سخنان آنان برجسته بوده است. برای مثال، برخی زنان مادری را راهی برای جبران محرومیتهای پیش از ازدواج یا دوران زندگی مشترک میدانند. گروهی دیگر بر تقسیم مسئولیتهای خانه و مراقبت از کودک با همسر تأکید دارند که از آن با عنوان مادری مشارکتی یاد شده است. همچنین توجه به عواطف و احساسات زنانه، اهمیت دادن به اوقات فراغت و تلاش برای حفظ هویت فردی، از دیگر مضامین مهم در تجربه این مادران بوده است.
پژوهش نشان میدهد که ارزشهای زنان دیگر تنها از مسیر مادری سنتی تعریف نمیشود. آنان در کنار مادر بودن، به دنبال همسری برابر، استقلال نسبی اقتصادی، مشارکت اجتماعی و حفظ تمایز فردی خود هستند. درواقع، هرچند همچنان نقش مادری برایشان اهمیت دارد، اما میکوشند آن را با سایر ابعاد زندگی هماهنگ کنند. چالش «تضاد کار و خانه» همچنان برای بسیاری از آنان وجود دارد، اما با کاهش تعداد فرزندان، استفاده از شبکههای حمایتی زنانه و گفتوگو با همسران، تلاش میکنند این فشار را مدیریت کنند.
نکته مهم دیگر، شکلگیری شبکههای زنانه و مادرانه است. زنان با حضور در جمعهای دوستانه یا گروههای اجتماعی، تجربههای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند و از این طریق سرمایه اجتماعی و فرهنگی خود را افزایش میدهند. این ارتباطها به آنان کمک میکند احساس تنهایی کمتری داشته باشند و راهکارهای عملی برای حل مسائل روزمره پیدا کنند. همچنین اشتغال رسمی یا غیررسمی، از کار دولتی گرفته تا فعالیت در بازار سنتی یا کار در منزل، به افزایش استقلال مالی آنان کمک کرده و بر نگاهشان به مادری اثر گذاشته است. در مجموع، مادری برای این زنان مفهومی چندبعدی شده است؛ مفهومی که هم خانواده را در بر میگیرد و هم رشد فردی را.
مقاله علمی پژوهشی برگرفته از این مطالعه در فصلنامه «مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» وابسته به موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتشر شده است.