ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : دوشنبه 7 خرداد 1403
دوشنبه 7 خرداد 1403
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 24 فروردين 1403     |     کد : 203424

فرهاد شفتی تبیین کرد:

تفاوت فهم قرآن با درک قرآن

دانشیار دانشگاه گلاسکو و پژوهشگر مطالعات اسلامی گفت:

  دانشیار دانشگاه گلاسکو و پژوهشگر مطالعات اسلامی گفت: فهم از جنس دانستن برای عمل کردن است ولی درک از جنس مشاهده و تجربه برای تاثیرگرفتن است؛ فهم و درک قرآن ما را به سوی اخلاق‌مداری دعوت می‌کند و البته درک از منظری بسیار مبنایی‌تر از فهم این کار را انجام می‌دهد.
فرهاد شفتیبه گزارش ایکنا، فرهاد شفتی؛ دانشیار علوم مدیریت دانشگاه گلاسکو و دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه ادینبورگ، ۲۳ فروردین ماه در نشست علمی «فهم قرآن؛ درک قرآن» که از سوی  انجمن مباحثات قرآنی برگزار شد با اشاره به مقاله خواندن متن مقدس با عینک معنوی و عرفانی، گفت: نویسنده این مقاله قصد دارد بفهماند که شما وقتی انجیل را می‌خوانید چه چیزی را می‌خوانید و بحث دیگر او هم ارتباط برقرارکردن با مفهومی است که پشت این متن قرار دارد. او در بخشی نوشته است: چون دنیای درون آدمی برای مدت‌ها در مباحث دانشگاهی مربوط به کتاب مقدس مورد غفلت قرار گرفته است جنبه‌های سمبلیک، تاثیرگذار و باطنی کتاب مقدس در اذهان حداقلی می‌شود. مدرنیته و شکل خاصی از تفوق دانشگاهی در شکل‌گیری این وضیعت مؤثر بوده است... او نقد به این دارد که انسان در مواجهه با متن مقدس صرفا نباید تحت تاثیر مباحث پژوهشی و دانشگاهی قرار بگیر. این دغدغه، دغدغه‌ای است که بنده هم دارم.
 
وی با اشاره به آئین بودا، افزود: در این آئین کتاب مقدس مانند ما ندارند ولی متونی به نام سوترا به عنوان گزاره‌های حکیمانه دارند که آن‌ها را می‌خوانند و به نحوی مقدس می‌دانند؛ در مقاله‌ای که در دانشگاه جرجیا نوشته شده آمده است: قرائت سوتراها در آئین بودا، سنتی باستانی است و خواندن و نوشتن متن مقدس مهم است زیرا تجسم بوداست و بودا به شکل حروف در آمده است و خواندن و شنیدن این گزاره‌ها ترجمه مستقیم رسیدن به حالت والایی است که به دنبال آن هستند؛ این جمله برای من جالب است که «متن مقدس همان بوداست».
 
شفتی با بیان اینکه فهم یک متن یعنی فهم معنای آن متن و پیوند با آن مؤلفی است که پشت آن متن و یا حقیقتی است که در متن وجود دارد، تصریح کرد: فرانسیس در ایتالیا فرد پولدار و فرزند یک فرد پولداری بود ولی اتفاقاتی رخ داد و او همه ثروت خود را به فقرا بخشید و از ارث پدر هم خود را محروم کرد و سر به کوه و بیابان گذاشت و مابقی عمر خود را او و آن‌ها که با او بودند در راه عبادت خدا و کمک به انسان‌ها سپری کردند. طلاب کلیسا نزد او رفته و سؤالاتی از او می‌پرسند و او سرش را پایین انداخته و جواب کسی را نمی‌دهد تا اینکه سؤالی از سوی یکی از طلاب مطرح می‌شود که او سر را بالا گرفته و جواب می‌دهد تو به نظر انجیل و تفسیر آن را به خوبی بلد هستی. فرانچسکو به او می‌گوید در کلاس‌های درسی که نشستی آیا هم شاگردی به نام عیسی مسیح داشتی؟ به نظر می‌آید در ذهن فرانچسکو در آن لحظه اینطور آمده بود که تو که انجیل را حفظ هستی به درک عیسی هم رسیدی.
 
پژوهشگر مطالعات اسلامی دانشگاه ادینبورگ، با بیان اینکه قرآن کریم در آیات متعدد بر تدبر در آیاتش تاکید کرده است، اضافه کرد: آیات دیگری هم وجود دارند که به بیش از فهم قرآن تاکید دارند و آن درک قرآن است؛ مثلا فرموده است: فاقروا ما تیسر من القرآن؛ قاعدتا اگر تنها منظور برای استفاده از متن فهم آن است فکر نمی‌کنم توصیه شود که تا می‌توانید بخوانید؛ به نظر بنده مفهوم دیگری مدنظر است؛ به نظر بنده «و رتل القرآن ترتیلا» فقط این نیست که آن را بفهمید بلکه چیزی دیگری را می‌رساند که همان «درک» است. درک قرآن یعنی ارتباط با حقیقتی که قرآن از آنجا آمده است.
 
شفتی با بیان اینکه قرآن خصوصیاتی دارد که به فهم و به خصوص به درک آن کمک می‌کند، اظهار کرد: مثلا در سوره مبارکه قدر، شب قدر را با هزار ماه (الف شهر) مقایسه کرده است؛ در ترجمه استاد محمدعلی کوشا در حاشیه این آیه آمده است که شهر آورده است تا قافیه این آیه با آیات قبل یکسان باشد. یعنی اهمیتی که قرآن به زیبایی متن خود می‌دهد، بسیار زیاد است و این نشان می‌دهد که فرستنده قرآن چقدر به زیبایی و سجع و آهنگ قرآن توجه داشته است.
آگاهی قرآن از خود
شفتی افزود: تمام کتبی که برای پیروانشان مقدس است زیباست و هر کدام ویژگی خود را دارد ولی یک ویژگی در قرآن وجود دارد که در کتب دیگر یا نیست یا کم است و آن آگاهی این کتاب از خودش است؛ قرآن خودش را معرفی کرده و از خود، آگاهی دارد و این برای حصول به درک قرآن خیلی مهم است. نکته دیگر مهم در قرآن هم تاکید بر فرستنده قرآن در تمام متن است در حالی که در کتب مقدس دیگر اینگونه نیست. خداوند در بسیاری از آیات قرآن متجلی است و وجود دارد.
 
او با بیان اینکه قرآن، متنی منظم است ولی با کمی انصاف می‌توان پذیرفت عمده سور قرآن در نگاه اول کمی نامنظم و پریشان است، تصریح کرد: به نظر بنده این پریشانی در نگاه اول و ظاهری، خیلی به درک قرآن کمک می‌کند؛ گویی وقتی شما قرآن می‌خوانید دریچه‌های متعدد بر روی شما گشوده می‌شود و بازی روحی و معنوی با ما صورت می‌گیرد تا به درک بهتری برسیم. نویسنده کتاب «ابن عربی؛ وارث انبیاء» نقل کرده است که در فصوص آمده است هر گاه قرآن برای کسی که معنای آن را می‌خواند تکراری به نظر آید معلوم است که خواننده آن را آنطور که باید نخوانده است و دلیل بر جهالت اوست؛ ما برای درک قرآن باید با حقیقتی که در پشت لفظ است پیوند بزنیم.  
 
شفتی با بیان اینکه خیلی وقت‌ها می‌پرسند که وقتی نمازی می‌خوانیم چه کنیم که حواسمان جمع باشد، افزود: پرسش بنده این است که ما وقتی با کسی حرف می‌زنیم آیا همه حواسمان به جملات و کلمات او هست، بلکه حضور شخص را درک می‌کنیم و روح سخنش را درک می‌کنیم؛ به نظر بنده در نماز هم اگر درک حضور در محضر خدا را داشته باشیم خودبخود واژگان را هم درک خواهیم کرد. در مورد قرآن هم این مسئله صادق است. در یک برداشت درون‌دینی اگر بپذیریم متن از حقیقت مطلقی آمده است، در این صورت همانطور که وقتی شعر حافظ می‌خوانیم با او پیوندی برقرار می‌کنیم با خداوند هم در هنگام قرائت قرآن می‌توانیم این پیوند را برقرار کنیم.
تبیین حقیقت خدا با چند صفت
پژوهشگر مطالعات اسلامی اضافه کرد: به سوره حمد فاتحه الکتاب گفته می‌شود؛ حمد چیکده قرآن است و هیچ کسی نمی‌تواند خدا را آنطور که باید حمد کند؛ در این صورت وقتی به ما اجازه داده می‌شود که خدا را به صورت خالص حمد کنیم، خودش به ما اجازه می‌دهد که بپرسیم حمد چه خدایی؟ بعد هم ویژگی‌های این خدا را ذکر کرده و فرموده است؛ رب العالمین، الرحمن الرحیم یعنی پیوند با خدا با این ۳ صفت در این سوره ممکن است. رب العالمین نشان می‌دهد ما به خودمان واگذار نشده‌ایم و نظمی در هستی وجود دارد؛ الرحمن الرحیم؛ خدایی که مهربان است و اگر مهربانی بر او واجب نبود نمی‌توانست خدا باشد. مالک یوم الدین یعنی هر کاری که ما انجام می‌دهیم حقیقتی دارد و تمام داستان روز قیامت به حقیقت رسیدن به همین مفهوم است؛ هر کاری ما در این دنیا بکنیم بر جایی اثر می‌گذارد و تصور نکنیم که کاری که انجام می‌دهیم کوچک است و بدانیم قطعا هر کاری که بکنیم حتما تاثیر دارد. اگر یوم‌الدین وجود دارد برای نشان دادن این حقیقت است.
 
شفتی ادامه داد: امکان ندارد آیه‌ای از قرآن را بخوانیم و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر این ۳ اصلی که در سوره حمد بیان شد(رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین) مرتبط نباشد. اگر این اصل را بپذیریم دریچه‌ای را برای گفت و گو با خدا باز کرده‌ایم. اگر ما کسی را به عنوان بالاترین انسان تاریخ تصور کنیم که منبر رفته است؛ این فرد ممکن است گاهی اوقات از موضوعی سخن بگوید که شما دوست ندارید ولی بنده دوست دارم حتی پای این نوع سخنان او هم بنشینم؛ دوستی می‌گفت من آیات ارث قرآن را دوست ندارم ولی در آیه ۱۲ سوره نساء که به صورت جزیی به ارث پرداخته و در انتها فرموده است: والله علیم حکیم... و به نظر بنده یک دنیا حرف در همین تعبیر کوتاه وجود دارد.
 
شفتی با بیان اینکه قرآن خود را ذکر معرفی کرده است، اظهار کرد: بزرگترین ذکری که قرآن ما را به آن می‌رساند ذکر خود خداوند است و این همان درک قرآن کریم است. در فهم قرآن دنبال آن هستیم که بفهمیم مخاطب آیات کیست؟ ولی در درک قرآن ما خود را مخاطب آیات می‌دانیم. فهم قرآن، واگراست ولی درک قرآن همگراست و میل به سوی حقیقت مطلق دارد؛ فهم از منظر فقهی نیازمند طهارت ظاهری است ولی درک قرآن، نیازی به طهارت ندارد که نمونه آن در ماجرای فضیل عیاض وجود دارد.
تفاوت فهم و درک قرآن
وی تاکید کرد: فهم از جنس دانستن برای عمل کردن است ولی درک از جنس مشاهده و تجربه برای تاثیر گرفتن است؛ بنده همیشه تاکید کرده‌ام که فهم و درک قرآن ما را به سوی اخلاق‌مداری دعوت می‌کند و البته درک از منظری بسیار مبنایی‌تر از فهم این کار را انجام می‌دهد.  ابن عربی در فصوص آورده است که استاد قرآنی بود که شاگردی داشت و این شاگرد مدتی به درس استاد نرفت و اگر می‌آمد رنگ‌پریده بود و شاگرد به او گفت من با خود عهد کردم قرآن را هر هفته ختم کنم ولی برخی اوقات نمی‌رسم لذا شب‌ها آن را می‌خوانم. استاد به او گفت هر وقت آیه‌ای خواندی تصور کن من جلوی روی تو هستم. دوباره فرمود تصور کن پیامبر(ص) در برابر تو ایستاده است؛ او بعد از مدت طولانی نزد استاد رفت و گفت من هر آیه را خواندم تصور کردم که در قلب و ذهن پیامبر چه تحولی رخ می‌داد و بعد استاد به او گفت که وقتی قرآن می‌خوانی تصور کن خدا در برابر توست. این شاگرد رفت و دیگر برنگشت تا استاد سراغ او رفت و او را در حالت نزار دید؛ از او ماجرا را پرسید و او گفت من تا حمد را شروع کردم به ایاک نعبد که رسیدم گویی خدا را دیدم. این آن درکی است که بنده قصد دارم بر آن تاکید کنم.


برچسب ها
نوشته شده در   جمعه 24 فروردين 1403  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode