مقدمه
در دنیای که امروزه در آن به سر می بریم پیشرفت تکنولوژی و علوم و فنون مختلف باعث پیدایش این نظریه شده که قران کریم مربوط به گذشتگان بوده است و تاریخ مصرف آن پایان یافته است .
این پژوهش بر آن است که مطالب جدید و روز فیزیک که دانشمندان حال حاضر در حال تحقیق و نظریه پردازی در مورد آن هستند را با مصداق قرآنی که خداوند به آن اشاره فرموده است تطبیق دهد تا ضمن افزایش ایمان قلبی بر شبهات باشد.
در این راستا ابتدا تمام آیات علمی قرآنی مرتبط با علم فیزیک و ستاره شناسی را که مسمانان داخل و خارج از کشور کار نموده اند را جمع آوری نموده سپس موضوع جدیدی که تا به حال مطرح نبود را مورد بررسی قرار داده است.
فیزیک از واژه یونانی (physikos ) به معنی طبیعی گرفته شده است و(physics ) به معنی طبیعت است . پس علم طبیعت را فیزیک می نامند .در آغاز فیزیک همه پدیده های طبیعی را بررسی می کرد اما با پیشرفت علوم به تدریج برخی شاخه های علوم طبیعی از فیزیک جدا شدند.[1]
یکی از شاخه های فیزیک ستاره شناسی است. علم ستاره شناسي از قديمي ترين و در عين حال پيشرفته ترين علوم بشري است. از آنجا كه جهان خارج از كرهي خاكي ما و مسائل آن در محدودهي ستاره شناسي قرار ميگيرد. دامنهي اين علم بيش از همهي علوم ديگر گسترده است. از نخستين تصورات و برداشتهاي بشر اوليه نسبت به عالم لايتناهي و ماه و خورشيد و ستارگان و كهكشانها تا پيشرفته ترين سفينه ها، آخرين تجهيزات فني رصدخانه هاي كنوني، همگي دستاوردها و زمينه هاي علم ستاره شناسي هستند.
قرآن کریم در آیه ای می فرمایند "لخلق السماوات والأرضأكبر منخلق الناسولكنّ اكثر النّاس لايعلمون" البته خلقت زمين و آسمانها بسيار بزرگتر و مهّمتر از خلقت بشر است وليكن اكثر مردم اين معنا را درك نمي كنند.(غافر /57)
براین اساس با توجه به اهمیت یاد شده مي توان نتيجه گرفت كه كشف نظم و انسجام طبيعت (يعني قوانين طبيعي) و اتقان صنع باري تعالي يكي از مسائل عمدهي طبيعت شناسي است. [2]
طبق نص قرآنی این کتاب آسمانی هدايت براي انسانهاست و حاوي تمام چيزهايي است كه بشر در حوزهي ايمان و عمل بدانها نياز دارد. به نظر ما قرآن يك دائرة المعارف علمي نيست، و نبايد قرآن را الزاماً با نظريه هاي متغيّر علمي تطبيق داد. از طرف ديگر نمي توان كتمان كرد كه در قرآن اشارات مكّرر به پديده هاي طبيعي آمده است. اما اينها براي تعليم علوم نيست. بلكه هدف آنها تشويق مردم است به تعلّم علوم طبيعي و در نتيجه توجه به عظمت خلقت و در نهايت نزديكي به خالق جهان. [3]
اما همين قرآن مردم را به تدّبر در آياتش و تعقّل و تفكّر فراخوانده است:
كتاب انزلناه اليك مبارك ليدّبّروا آياته و ليتذكّر اولوا الالباب(ص، 38/ 29)
كتابي خجسته برتو فرستاده ايم تا در آيات آن بيانديشند و خردمندان دريابند و پندگيرند.
نکنه مهم اين كه براي فهم بهتر آيات قرآني تنها معلومات عميق زبان عربي كافي نيست بلكه علاوه برآن بايد واجد اطلاعات علمي بسيار متنوع نيز بود. اين حقيقت از گذشته هاي بسيار دور مورد تأكيد قرآن پژوهان قرار گرفته كه:
»كلّ من كان حظه في العلوم اوفر، كان نصيبه من علم القرآن اكثر»
كسي كه از علوم زمانه خود بيشتر بداند، نصيبش از حقيقت قرآن بيشتر است. [4]
از این رو در پژوهش حاضر فقط به چند نمونه از آيات قرآن كه به نجوم و فيزيك ستارگان اشاره دارد، پرداخت می شود.
چگونگی آفرینش جهان :
قرآن مجيد در سورهي مباركه انبيا آيهي 30، به چگونگي آفرينش اوليه جهان اشاره كرده و ميفرمايد:
أو لم ير الّذين كفروا انّ السّموات و الاْرض كانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شيء حي أفلا يؤمنون.
آيا كساني كه كافرند نمي دانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هر چيز زنده را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمي آورند؟
مراد از «رؤيت» علم فكري است و اگر آن را رؤيت ناميد به خاطر اين است كه علم فكري در هر امري آن را مانند رؤيت مي سازد. دو كلمه «رتق» و «فتق» به دو معناي مقابل هماند، راغب در مفردات گفته: كلمه " رتق" به معناي ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است، چه اين كه در اصل خلقت به هم چسبيده باشند و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، هم چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: كانتَا رتقاً ففتقناهما، زمين و آسمان به هم چسبيده بودند، از يكديگر جداشان كرديم… يعني يك موجود بوده، كه ديگر امتيازي ميان زمين و آسمان نبوده، يك موجود رتق و متصل الاجزاء بوده….[5]
در تفسير ذيل آيهي فوق سه نوع تفسير را اشاره كرده كه يكي از آنها چنين است:
به هم پيوستگي آسمان و زمين اشاره به آغاز خلقت است كه طبق نظرات دانشمندان، مجموعهي اين جهان به صورت تودهي واحد عظيمي از بخار سوزان بود كه بر اثر انفجارات دروني و حركت، تدريجاً تجزيه شد و كواكب و ستاره ها از جمله منظومهي شمسي و كرهي زمين بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است. [6]
دانشمندان فيزيك در خصوص پيدايش عالم كه به «انفجار بزرگ = بيگ بانگ =مهبانگ» نظراتی دارند که شرح مختصر آن چنین است:
حدود پانزده ميليارد سال قبل، عالَم، طي يك انفجار عظيم (مهبانگ) ميناميم، از بطن هيچ بيرون آمد. در اين لحظه بود كه همه چيز: كلّ ماده، انرژي، حتي فضا و زمان، به وجود آمد. [إنّما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون…] (يس، 36/82) (خداي تعالي در ايجاد هر چيزي كه ايجاد آن را اراده كند، به غير از ذات متعالي خود به هيچ سبب ديگري نيازمند نيست و همين كه هست شدن چيزي مورد اراده خدا قرار گرفت، بدون درنگ، لباس هستي مي پوشد.) از آن پس، خميرهي عالم در حال انبساط و سرد شدن بوده است. نخستين لحظات مهبانگ، عالم، حجم ناچيزي را اشغال ميكرد و تا حدي غير قابل تصور داغ بود. يك آتشگوي سوزان از تابش آميخته با ذرات ميكروسكوپي ماده بود. اما عاقبت، عالم چندان سرد شد كه اتمها تشكيل شدند. به تدريج، اين اتمها تحت تأثير گرانش گردهم آمدند تا ميلياردها كهكشان، يعني جزاير عظيم ستارگان را بسازند كه كهكشان خود ما ـ كهكشان راه شيري ـ فقط يكي از آنهاست. در سال 1992 (1371هـ .ش)، وقتي ماهوارهي كاشف زمينه كيهاني ناسا (cobe) «بذر» هايي را آشكار سازي كرد كه چنين كهكشانهايي در گاز سرد شوندهي مهبانگ از آنها روييدند، يكي از واپسين تكه هاي پازل تصوير مهبانگ در جاي خود قرار گرفت. اكنون كيهانشناسان معتقدند كه مي توانند مسير تكوين عالم را از نخستين لحظهي پيدايش تا به امروز رهگيري كنند.
انبساط عالم :
و در جایی دیگر قرآن به انبساط عالم اشاره می کند:
والسّماء بنينها بأييد و إنّا لموسعون (ذاريات، 51/47)
ما آسمان را با قدرت بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم. (بسط مي دهيم)
انبساط جهان با شكوهترين پديدهي مشكوف دانش نو مي باشد و معرفتي است كه امروزه كاملاً به ثبوت رسيده و بحثها تنها درباره الگويي است كه طبق آن انجام ميگيرد.
آ نچه به «ما آن را بسط مي دهيم ـ وسعت مي بخشيم» ترجمه شده اسم فاعل جمع «موسعون»از فعل «اوسع»است كه دربارهي اشيا ـ عريض كردن، گستردن، وسيعتر كردن، جادارتركرد ـ معني مي دهد. عده اي كه براي تفسيرشان از آراي علمي صلاحيتدار استفاده مي كنند همين معني را كه نقل شد عرضه مي دارند. هم چنين تفاسير «منتخب»كه از طرف «شوراي عالي امور اسلامي قاهره»نشرشده، انبساط جهان را بدون كمترين ابهام ذكر ميكنند. [7]
مرحوم علاّمهي طباطبايي(ره) در توضيح يكي از معاني «موسعون»مي نويسد:
منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، كه بحث هاي رياضي امروز هم آن را تأييد ميكند. [8]
در تفسير نمونه ذيل اين آيه چنين آمده:
…با توجه به مسألهي آفرينش آسمانها در جملهي قبل و با توجه به كشفيات اخير دانشمندان در مسألهي «گسترش جهان»كه ازطريق مشاهدات حسي نيز تأييد شده است، معني لطيف تري براي آيه مي توان يافت و آن اينكه خداوند آسمانها را آفريده و دائماً گسترش مي دهد. [9]
انبساط جهان كه از تئوري نسبيت عمومي الهام گرفته و درسال 1929 كشف آن توسط ستاره شناس امريكايي ادوين هابل اعلام شد مبنايي فيزيكي در بررسيهاي طيف كهكشانها دارد، تغيير محل طيفها باقاعدهي معين به سوي قرمز به وسيلهي دور شدن كهكشانها از يكديگر بيان شدني است. لذا وسعت جهان پيوسته روبه ازدياد است و هرقدر فاصله از ما بيشتر شود فراخي به همان اندازه زيادتر خواهد گرديد.
با توجه به دو مطلب اشاره شده نظریه پیدایش جهان و انبساط عالم که از موضوعات مطرح شده در فیزیک می باشد , در این پژوهش به موضوع فیزیکی دیگری نیز اشاره مشود تا در جای خود اثباتی بر این هست. که نه تنها خود یکی از معجزه های علمی می باشد بلکه یکی از مباحث روز در فیزیک می باشد که دانشمندان فیزیک را به چالش واداشته است.
ماده تاریک:
خداوند در قران کریم می فرماید:
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ ﴿سوره انعام / آیه1﴾
سپاس خداوندى را كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكى و روشنايى را پديد آورد، آنگاه كافران براى پروردگارشان شريك قائل مىشوند.
شرح آیه :
اين آيه با ثنا و ستايش پروردگار شروع شده، و اين ثنا به منزله مقدمه است براى مطالبى كه بنا است در خلال سوره در پيرامون مساله توحيد ايراد گردد.
برخلاف کارکرد واژه " ظلمات " در آیات دیگر قران در آیه " وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ " ظلمات را به همراه جعل آورده و می فرماید تاریکی را پدید آورده است.
در ذیل مفاهیم کلمات "جَعَلَ " و " الظُّلُمَاتِ " که خداوند در این آیه بیان فرموده است دقیق می شویم.
جَعَلَ :
جعل در اصطلاح علم اسماء به معنای آفرینش گونه های متفاوت وجودات است. آفرینش مذکور بر حسب متمایز ساختن موجودات به ماهیات مختلف و مشخص کردن ماهیات به انواع متباین و قرار دادن انواع به صورت اصناف متفاوت و اصناف به صورت اشخاص متمایز صورت میگیرد، به گونه ای که در عالم وجود هیچ فردی از وجود، عین دیگری نیست. [10]
آیاتی که جعل را به خداوند نسبت دادهاند ظاهرا بر دو گونه اند: گونه نخست که تنها یک مصداق دارد جعل یک مفعولی است که برحسب ظاهر به ذواتی تعلق گرفته است؛ مانند جعل ظلمات و نور :«وجَعَلَ الظُّلُمتِ والنُّورَ...» [۱1] و گونه دوم که عمده آیات جعل را به خود اختصاص داده جعل دو مفعولی است که به حالات و دگرگونیها و لوازم اشیا تعلق یافته است؛ مانند نورانی و درخشنده ساختن خورشید و ماه:«هُوَالَّذی جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً والقَمَرَ نورًا»، [12] قرار دادن فرشتگان به عنوان فرستادگان:«جاعِلِ المَلئِکَةِ رُسُلاً»، [13] جعل هارون به عنوان وزیر و دستیار حضرت موسی علیهالسلام:«وجَعَلنا مَعَهُ اَخاهُ هرونَ وزیرا»، [14] برتر قرار دادن پیروان عیسی علیهالسلام بر کافران:«جاعِلُ الَّذینَ اتَّبَعوکَ فَوقَ الَّذینَ کَفَرُوا»، [15] پست تر گرداندن کلمه کافران و برتر قرار دادن کلمه خدا:«وجَعَلَ کَلِمَةَ الَّذینَ کَفَروا السُّفلی وکَلِمَةُ اللّهِ هِیَ العُلیا»، [16] قرار دادن شب به عنوان پوشش و خواب را مایه آرامش و روز را بستری برای رفتن در پی روزی:«وهُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الَّیلَ لِباسًا والنَّومَ سُباتًا وجَعَلَ النَّهارَ نُشورا»، [17] جعل سمع و ابصار و افئده برای انسان :«وجَعَلَ لَکُمُ السَّمعَ والاَبصرَ والاَفٔدَةَ لَعَلَّکُم تَشکُرون»،[18] قرار دادن سدّ از پیش رو و پشت سر کافران:«وجَعَلنا مِن بَینِ اَیدیهِم سَدًّا ومِن خَلفِهِم سَدًّا»، [19] جعل آسانی پس از سختی:«سَیَجعَلُ اللّهُ بَعدَ عُسرٍ یُسرا»، [20] جعل اموال به عنوان وسیله قوام زندگی:«ولا تُؤتوا السُّفَهاءَ اَمولَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُم قِیمًا»[۲1] و جعل زوجهایی برای انسانها از خود آنان «جَعَلَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزوجًا» [22] ولی با تأمّل و دقّتی شایسته میتوان به این نتیجه دست یافت که در همه موارد حتی آنجا که جعل یک مفعولی است و برحسب ظاهر به ذواتی تعلق گرفته است جعل به لوازم و حالات و دگرگونی های اشیا چه ذاتی و چه غیرذاتی مربوط است نه خود آن ها، زیرا ذواتی که در برخی از آیات بر حسب ظاهر متعلق جعل واقع شدهاند ذات بودنشان در حالتی برای غیر بودن خلاصه میگردد؛ مثلاً ظلمت و نور که مجعولاند نه مجعول الیه دو حالتی هستند که برای اجرام نورانی و ظلمانی تصور میشوند، هرچند در نظر برخی جعل مربوط به آنها بسیط و به معنای آفریدن است. [23]
گفتنی است مواردی که جعل در قرآن کریم درباره خداوند متعالی به کار رفته است گاهی به صورت مفرد یا متکلم وحده آمده است؛ مانند قرار دادن جانشین در زمین [24] و قرار دادن گشایش برای پرهیزگاران:«ومَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجا» [25] و در مواردی هم به صورت جمع یا متکلم مع الغیر؛ مانند قرار دادن موسی از پیامبران:«و جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین»، [26] قرار دادن دو چشم برای انسان :«اَلَم نَجعَل لَهُ عَینَین» [27] و قرار دادن پیشوایانی که به فرمان الهی هدایت میکنند:«و جَعَلنهُم اَئِمَّةً یَهدونَ بِاَمرِنا...». [28] تفاوت این موارد در این است که گاهی با در نظر گرفتن نظام علّی و معلولی حاکم بر عالم جعل به خداوند و مجاری اراده و فعل او (عالم عقول و ملائکه و دست اندرکاران اجرای فرمان های وی) اسناد داده و به صورت جمع آورده میشود و گاهی هم به جهت عله العلل بودن خداوند و فنای دیگر علل در او، بدون توجه به علت های طولی میانی به صورت مفرد یا متکلم وحده فقط به خداوند اسناد داده میشود.
جعل حالت و دگرگونی در همه موارد یکسان نیست؛ در برخی از موارد همراه با تکوین شی ء است؛ مانند جعل نور و روشنایی برای خورشید و ماه، [29] زیرا جعل موصوف و ملزوم از جعل صفت لازم ذات، انفکاک ندارد، چنان که جعل بین ذات و ذاتیات انفکاک ندارد [30] و گاهی پس از تکوین شی ء است؛ مانند گهواره قرار دادن زمین برای انسان ها:«اَلَّذی جَعَلَ لَکُمُ الاَرضَ مَهدًا»، [۳1] چنان که جعل گاهی در امور تکوینی است؛ مانند موارد یاد شده و گاهی هم در امور تشریعی؛ مانند قرار دادن مناسکی برای هر امت تا بدان عمل کنند:«لِکُلِّ اُمَّةٍ جَعَلنا مَنسَکًا هُم ناسِکوهُ»، [۳2] جعل شتران فربه از شعایر و مناسک خداوند برای حاجیان:«والبُدنَ جَعَلنها لَکُم مِن شَعئِرِ اللّه» [۳3] و جعل شریعت و راه برای هریک از امت ها:«لِکُلٍّ جَعَلنا مِنکُم شِرعَةً و مِنهاجًا». [۳4] البته اقرب آن است که جعل نبوت و خلافت که در برخی آیات به آنها تصریح شده مانند قرار دادن جانشین در زمین:«اِنّی جاعِلٌ فِی الاَرضِ خَلیفَة» [۳5] و قرار دادن انبیا در میان بنی اسرائیل :«اِذ جَعَلَ فیکُم اَنبِیاء»[36] از قبیل جعل امور تکوینی است، زیرا جعل خلافت و نبوت امری صرفا قراردادی و محض اعتبار نیست، بلکه تحولی تکوینی است که به اذن خداوند در وجود برخی افراد با توجه به استعداد ذاتی آنها پدید میآید:«اَللّهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه». [37]
انواع هدایت :
هدایت تكويني كه شامل همة موجودات مي شود ، یعنی خداوند هر موجودي را به گونه اي آفريده كه او بطور غريزي و غير اكتسابي مي تواند بسوي هدف نهائي و كمال مطلوب خود حركت كند. هدايت تشريعي عبارت است از هدايت انسان بوسيله پيامبران الهي[38]
میتوان سه تمایز و تفاوت را بین این دو نوع هدایت بیان كرد:
اول : هدایت تکوینی به معنایی عام و فراگیر بوده و همه عالم آفرینش و ممکنات را پوشش میدهد، و هیچ چیزی خارج از آن نیست؛ در حالی که هدایت تشریعی مختصّ موجودات مختار و با ارادهای است که قدرت گزینش داشته باشند. به تعبیر دیگر، گرچه هر دو هدایت ارتباط با مبدأ فاعلی و از شئون ربوبیّت خدا است، لکن هدایت تکوینی رابطه همه پدیدهها و عالم آفرینش با ربّ العالمین است، و هدایت تشریعی، رابطه خاصّی است که انسان علاوه بر رابطه فوق، با هادی و پروردگار خویش دارد.
دوم : هدایت تکوینی چون فعل مستقیم خدا است، تخلفناپذیر و قطعی است. لذا در مقابل هدایت تکوینی عام ضلالت صدق نمیکند؛ زیرا خدا در آفرینش و تدبیر و ربوبیّت هرگز خطا نکرده و کسی را به انحراف نمی برد. اما در هدایت تشریعی اختیار و اراده انسان هم دخالت دارد و بدون گزینش و انتخاب او تحقق پیدا نمیکند، و لذا قطعی نبوده و ممکن است به مرحله اجرا و تحقق نرسد؛ و در مقابل آن ضلالت و گمراهی وجود دارد، و آن در جایی است که انسان به اراده خود، به غیر قانون و برنامه الهی تمسّک جوید. آری، قرآن برای آن کس که بخواهد و آن را پذیرفته و خدا را هادی خود بخواهد، کتاب هدایت است.
«قل یا ایها الناس قد جاءکم الحق من ربکم فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه ومن ضَلَّ فانما یَضِلُّ علیها وما انا علیکم بوکیل» یعنی بگو ای مردم، حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمد. هر کس در پرتو آن هدایت یابد، برای خود هدایت شده، و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه میگردد و من مأمور به اجبار شما نیستم.
«وأن اتلوا القران فَمَن اهتدی فانّما یهتدی لنفسه وَمَنْ ضَلّ فقل انّما اَنَا من المنذرین» یعنی این که قرآن را تلاوت کنم، هر کس هدایت شود به سود خود هدایت شده و هر کس گمراه گردد، بگو من فقط از انذار کنندگانم.
سوم : هدایت و تدبیر تکوینی را خدا با آفرینش و خلق موجودات و خصوصیّاتی که در خلقت آنها قرار داده انجام میدهد؛ امّا هدایت تشریعی از طریق وحی و فرستادن کتابهای آسمانی و بعثت انبیا اعمال گشته و تحقّق مییابد و بزرگترین فلسفه بعثت انبیا و شرایع وحیانی ابلاغ هدایت تشریعی خدا به انسان میباشد.
«ونزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شیء وهدی ورحمة وبشری للمسلمین" یعنی ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
بنابراین اشاره به کلمه جعل در این ایه اشاره به هدایت تکوینی می باشد نه هدایت تشریحی.
الظُّلُمَاتِ :
بعد از کلمه جعل تاملی در مورد کلمه ظلمات داشته باشیم که جاهایی قران که از کلمه ظلمات استفاده شده است: برای خروج از تاریکی ها به سوی نور است.
»کتاب انزلناه علیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور؛ این قرآن کتابی است که ما به تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا از تاریکی به سوی نور بیرون بری.» (ابراهیم/ 1)
بدون شک یکی از مصادیق این ظلمات، جهالت ها و نادانی هاست و قرآن بشر را از این ظلمات به روشنایی علم می برد. اما اگر این ظلمت ها تنها در نادانی ها خلاصه می شد، فلاسفه هم می توانستند این مهم را به انجام برسانند، لکن ظلمت های دیگر وجود دارد به مراتب خطرناک تر از ظلمت نادانی که مبارزه با آن از عهده علم خارج است. از جمله این ظلمت ها منفعت پرستی و خودخواهی و هوی پرستی و... است که ظلمت هایی فردی و اخلاقی به حساب می آید و نیز ظلمت های اجتماعی نظیر ستم و تبعیض و... در عربی واژه ظلم که معادل فارسی آن همان ستم است، از ماده ظلمت اخذ شده که نشان دهنده نوعی تاریکی اجتماعی و معنوی است. مبارزه با این ظلمت ها بر عهده قرآن و سایر کتاب های آسمانی است. قرآن خطاب به موسی بن عمران می گوید:
»...ان اخرج قومک من الظلمات الی النور...؛ قومت را از این فضای تاریکی بیرون بکش و به عالم نور برسان.» (ابراهیم/ 5)
این تاریکی، همان تاریکی ستم فرعون و فرعونیان است و نور، نور آزادی و عدالت.
نکته ای که اهل تفسیر به آن توجه کرده اند این است که قرآن همواره ظلمات را جمع می آورد و همراه با «الف» و «لام» که افاده استغراق می کند و شامل همه تاریکی ها می شود حال آنکه نور را مفرد ذکر می کند و معنای آن این است که راه راست یکی بیشتر نیست حال آنکه مسیر انحراف و گمراهی متعدد است، مثلا در آیه الکرسی می خوانیم:
»الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات؛ خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده اند. آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی به در می برد و کسانی که کفر ورزیده اند سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی ها به در می برند.» (بقره/ 257)
به این ترتیب قرآن هدف خود را مشخص می کند: پاره کردن زنجیرهای جهل و گمراهی و ستم و تباهی اخلاقی و اجتماعی و در یک کلمه نابود کردن ظلمت ها و هدایت به سمت عدالت و خیر و روشنایی و نور. [39]
اما با دقت در ایه 1 سوره انعام وبا توجه به توضیحات بالا مشخص می شود که مراد خداوند از آفرینش تاریکی و نور بعد ار تسبیح خداوند از آفرینش آسمانها و زمین , پدیده ای طبیعی است که همان طور که گفته شد از نوع تکوینی است و اشاره به پدیده است که خداوند تاریکی (ظلمات ) را آفریده و آفرینش آن را مختص خود میداند .
بر آن شدیم تا در دنیای فیزیک به دنبال ماده تاریک باشیم تا در درک این آیه به ما کمک کند.
نواحی پوچ :
در اخترشناسی، نواحی پوچ به فضاهای خالی گسترده میان رشتههای کهکشانی گفته میشود که شامل هیچ یا تعداد بسیار کمی کهکشان هستند. نواحی پوچ نخستین بار در سال ۱۹۷۸ در خلال مطالعهای که توسط استیفن گرگور و لیرد ای. تامسون در رصدخانه ملی کیت پیک انجام میشد، کشف شدند.[40] نواحی پوچ عموماً قطری از ۱۱ تا ۱۵۰ مگاپارسک دارند و به نواحی پوچ بزرگی که عاری ازابرخوشههای کهکشانی هستند ابرپوچی نواحی پوچی که در مناطق چگالتر قرار دارند از نواحی پوچی که در مناطق کمتراکمتر قراردارند، کوچکترند.[41] گمان میرود که نواحی پوچ بر اثر نوسانات آکوستیک باریون درمهبانگ پدیدآمدهباشند. این با شروع از ناهمسانگردیهای کوچک ناشی از اغتشاشات کوانتومی در جهان اولیه با گذر زمان گسترش یافتند و سرانجام این ساختار کف-مانند «وب کیهانی» از نواحی پوچ و رشتههای کهکشانی که امروزه مشاهده میشود، شکل گرفت.بر پایه اثر زاکس-ولف، به نظر میرسد که نواحی پوچ با دمای مشاهدهشده از تابش زمینه کیهانی مرتبط باشند. بخشهای سردتر با نواحی پوچ در تناظر هستند، درحالیکه بخشهای گرمتر با رشتههای کهکشانی متناظرند. با توجه به اینکه اثر زاکس ولف تنها زمانی قابل توجه است که جهان از تابش یا انرژی تاریک پر شده باشد، وجود نواحی پوچ برای ارائه شواهد فیزیکی انرژی تاریک و ماده تاریک بسیار بااهمیت است.[42]
ماده تاریک :
نوعی از ماده است که فرضیه موجود آن دراخترشناسی و کیهانشناسی ارائه شدهاست تا پدیدههایی را توضیح دهد که به نظر میرسد ناشی از وجود میزان خاصی از جرم باشند که از جرم موجود مشاهدهشده درجهان بیشتر است. مادهٔ تاریک به طور مستقیم با استفاده از تلسکوپ قابل مشاهده نیست، مشخصاٌ مادهٔ تاریک نور یا سایر امواج الکترومغناطیسی را به میزان قابل توجهی جذب یا منتشر نمیکند. به بیان دیگر مادهٔ تاریک به سادگی مادهای است که واکنشی نسبت به نور نشان نمیدهد.[43] در عوض، وجود و ویژگیهای مادهٔ تاریک را میتوان به طور غیرمستقیم و از طریق تأثیرات گرانشیاش بر روی ماده مرئی، تابش و ساختار بزرگ مقیاس جهان نتیجه گرفت. طبق دادههای تیم مأموریت پلانک در سال ۲۰۱۳ و بر پایه مدل استاندارد کیهانشناسی، کل جرم-انرژی موجود در جهان شناختهشده شامل 4.9٪ماده معمولی، 26.8٪ مادهٔ تاریک و 68.3٪ انرژی تاریک تشکیل شدهاست.[44][45] یعنی مادهٔ تاریک 26.8٪ کل ماده موجود در جهان را تشکیل میدهد و انرژی تاریک و مادهٔ تاریک روی همرفته 95.1٪ از کل محتویات جهان را تشکیل میدهند.[46] [47]
استفاده از تأثیرات گرانشی آنها و یا استفاده از مواد درخشان درون آنها (ستارگان، گاز، غبار) را توضیح دهند. این فرضیه نخستین بار توسط یان اورت در سال ۱۹۳۲ برای توضیح سرعتهای مداری ستارگان درکهکشان راه شیری و توسط فریتز زوییکی در سال ۱۹۳۳ برای توضیح شواهد مربوط به «جرم گمشده» در سرعتهای مداری کهکشانها در خوشههای کهکشانی، مطرح گردید. در پی آن بسیاری از مشاهدات دیگر نیز مطرح گشت که دلالت بر وجود مادهٔ تاریک در جهان داشتند. از جمله این مشاهدات میتوان به مشاهده سرعتهای چرخشی کهکشانها توسط ورا روبین[48] در دهههای ۱۹۶۰–۱۹۷۰، همگرایی گرانشی اجسام پسزمینه توسط خوشههای کهکشانی همچون خوشه گلوله، الگوهای ناهمسانگردی دما در تابش زمینه کیهانی اشاره نمود. کیهانشناسان توافق نظر دارند که مادهٔ تاریک عمدتاً از نوعی ذره زیراتمی ناشناخته تشکیل شدهاست.[49][50] جستجو برای یافتن این ذره با استفاده از وسایل گوناگون یکی از تلاشهای اصلی فیزیک ذرات بنیادی است.[51]
انرژی تاریک :
در کیهانشناسی، انرژی تاریک نوع ناشناختهای از انرژی است که همهٔ فضا را در بر میگیرد و سرعت انبساط جهان را میافزاید که این موضوع نتایج دانشمندان را در مورد انبساط عالم که در ابتدای مقاله بحث گردیده است را اثبات می نماید..[52] انرژی تاریک مقبولترین فرضیه برای توضیحدادن مشاهدات اخیر است که میگویند جهان با آهنگ رو به افزایشی (با شتاب) منبسط میشوددر منظومه شمسی، تقریبا فقط ۶ تن انرژی تاریک درون شعاع مدار پلوتو یافت میشود. با این حال، انرژی تاریک بیشتر جرم-انرژی جهان را تشکیل میدهد، زیرا به طور یکنواخت در فضا پخش شده است.[53]
نتیجه گیری :
حال با تطبیق آیه 1 سوره انعام متوجه میشویم که طبق گفته های بالا چرا خداوند بعد از تسبیح و حمد و ثنای خود در مورد آفرینش آسمانها و زمین اشاره به این دارد که تاریکی و نور را پدید آورده است. این تاریکی یکی از دغدغه های اصلی بشر برای یافتن ماهیت آن می باشد . ماده تاریک ماده اسرار امیزی است که یک چهارم از جهان ما را تشکیل داده است . از خود نور و تابشی گسیل نمیکند بهمین دلیل قابل روئیت نیست . و فقط از کشش و تاثیرات گرانشی میتوان وجودش را فهمید و اثرات ان را در تصاویر تلسکوپ ها به شکل لنز گرانشی پدیدار میگردد .
منابع :
[1] . حسین جوادی , افسانه جوادی " فیزیک از آغاز تا امروز " , تهران , اندرز1387
[2] . سيّد محمدحسين اميدياني , فیزیک ستارگان در قران
[3] . دكتر مهدي گلشني، قرآن و علوم طبيعت، /102و 119،120، تهران: نشر مطهر، 1375.
[4] . بدر الدين زركشي، البرهان في علوم القرآن،2/ 48.
[5] . ترجمهي تفسير الميزان، 14/391.
[6] . تفسير نمونه، 13/394.
[7] . دكتر بوكاي، مقايسه اي ميان: تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه: مهندس ذبيح الله دبير/225 ـ 226، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ ششم، 1374.
[8] . ترجمهي تفسير الميزان، 18/573.
[9] . مكارم شيرازي تفسير نمونه،22/373.
[10] . شرح الاسماء الحسنی، همدانی درودآبادی، سیدحسین، ص۷۲.
[11] . انعام/سوره۶، آیه۱.
[12] . یونس/سوره۱۰، آیه۵.
[13] . فاطر/سوره۳۵، آیه۱.
[14] . فرقان/سوره۲۵، آیه۳۵.
[15] . آل عمران/سوره۳، آیه۵۵.
[16] . توبه/سوره۹، آیه۴۰.
[17] . فرقان/سوره۲۵، آیه۴۷.
[18] . نحل/سوره۱۶، آیه۷۸.
[19] . یس/سوره۳۶، آیه۹.
[20] . طلاق/سوره۶۵، آیه۷.
[21] . نساء/سوره۴، آیه۵.
[22] . شوری/سوره۴۲، آیه۱۱.
[23] . المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی،سیدمحمد حسین، ج۷، ص۷.
[24] . بقره/سوره۲، آیه۳۰.
[25] . طلاق/سوره۶۵، آیه۲.
[26] . قصص/سوره۲۸، آیه۷.
[27] . بلد/سوره۹۰، آیه۸.
[28] . انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۳.
[29] . یونس/سوره۱۰، آیه۵.
[30] . الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، ج ۴، ص ۲۲۸.
[31] . طه/سوره۲۰، آیه۵۳.
[32] . حجّ/سوره۲۲، آیه۶۷.
[33] . حجّ/سوره۲۲، آیه۳۶.
[34] . مائده/سوره۵، آیه۴۸.
[35] . بقره/سوره۲، آیه۳۰.
[36] . مائده/سوره۵، آیه۲۰.
[37] . انعام/سوره۶، آیه۱۲۴.
[38] . ترجمه الميزان، ج۷، ص: ۴۷۷
[39] . مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن جلد 1 و 2- ص 33
.[40]Freedman, R.A., & Kaufmann III, W.J. (2008). Stars and galaxies: Universe. New York City: W.H. Freeman and Company.
. [41] U. Lindner, J. Einasto, M. Einasto, W. Freudling, K. Fricke, E. Tago (1995). The Structure of Supervoids I: Void Hierarchy in the Northern Local Supervoid "The structure of supervoids. I. Void hierarchy in the Northern Local Supervoid".Astron. Astrophys. 301: 329. arXiv:astro-ph/9503044.Bibcode:1995A&A...301..329L.
∙[42] Granett, B. R.; Neyrinck, M. C.; Szapudi, I. (2008). "An Imprint of Superstructures on the Microwave Background due to the Integrated Sachs-Wolfe Effect". The Astrophysical Journal 683 (2): L99–L102. arXiv:0805.3695.Bibcode:2008ApJ...683L..99G. doi:10.1086/591670.
[43] Trimble, V. (1987). "Existence and nature of dark matter in the universe". Annual Review of Astronomy and Astrophysics 25: 425–472. Bibcode:1987ARA&A..25..425T.doi:10.1146/annurev.aa.25.090187.002233.
[44] Ade, P. A. R.; Aghanim, N.; Armitage-Caplan, C.; et al. (Planck Collaboration) (22 March 2013). "Planck 2013 results. I. Overview of products and scientific results – Table 9". Astronomy and Astrophysics (submitted) 1303: 5062.arXiv:1303.5062. Bibcode:2013arXiv1303.5062P.
[45] Francis, Matthew (22 March 2013). "First Planck results: the Universe is still weird and interesting". Arstechnica.
[46] "Planck captures portrait of the young Universe, revealing earliest light". University of Cambridge. 21 March 2013. Retrieved 21 March 2013.
[47] Sean Carroll, Ph.D. , Cal Tech, 2007, The Teaching Company, Dark Matter, Dark Energy: The Dark Side of the Universe, Guidebook Part 2 page 46, Accessed Oct. 7, 2013, "...dark matter: An invisible, essentially collisionless component of matter that makes up about 25 percent of the energy density of the universe... it's a different kind of particle... something not yet observed in the laboratory..."
[48] First observational evidence of dark matter. Darkmatterphysics.com. Retrieved on 6 August 2013.
[49] Copi, C. J.; Schramm, D. N.; Turner, M. S. (1995). "Big-Bang Nucleosynthesis and the Baryon Density of the Universe". Science 267 (5195): 192–199. arXiv:astro-ph/9407006. Bibcode:1995Sci...267..192C.doi:10.1126/science.7809624. PMID 7809624.
[50] Bergstrom, L. (2000). "Non-baryonic dark matter: Observational evidence and detection methods". Reports on Progress in Physics 63 (5): 793–841. arXiv:hep-ph/0002126.Bibcode:2000RPPh...63..793B. doi:10.1088/0034-4885/63/5/2r3.
[51] Bertone, G.; Hooper, D.; Silk, J. (2005). "Particle dark matter: Evidence, candidates and constraints". Physics Reports 405 (5–6): 279–390. arXiv:hep-ph/0404175.Bibcode:2005PhR...405..279B.doi:10.1016/j.physrep.2004.08.031.
[52]Peebles/p.j.e.and Ratra‚Bharat(2003).”The cosmological constant and dark energy “ Reviews of moden physics 75(2):559-606
[53]http://hyper physics.phy-astr.gsu.edu/hbase/astro/darengy.html
نسرین واحدی قاضی جهانی
رقیه رزمجو