فقیه نمىتواند قرآن را رها کرده، رجوع به سوى غیر قرآن کند. تمام علوم براى قرآن است و مقدمه قرآن. علم تفسیر براى قرآن است، علم حدیث براى قرآن است، علم اخلاق براى قرآن است، تا برسیم به علم فقه مصطلح معمولى. این تازه مقدمه براى علم اخلاق است و علم اخلاق هم براى تزکیه و تحلى، و آن هم مقدمه براى عرفان الهى است. تمام اینها براى قرآن است.
بنابراین فقیه همیشه باید با قرآن مأنوس باشد؛ از خواندن قرآن و ممارست و مزاولت با قرآن، و تلاوت قرآن «فى آناء اللیل و النهار»، و به دست آوردن شأن نزول قرآن، و حالات پیغمبر(ص) در هنگام نزول قرآن، و از مفاد آیات قرآن و مصادرش، و تأویلات در آیات مؤوله و محکماتش و ناسخ و منسوخ و مطلق و مقیدش مطلع باشد؛ و خلاصه باید شخصى باشد که: عارف به قرآن از جمیع جهات باشد. مبدأ و اصل علوم اسلامى قرآن است.
حال اگر انسان قرآن را رها کند و به سراغ علوم دیگر برود، مثلا قرآن را کم بخواند و کتاب دعا بیشتر بخواند، ترک قرآن کرده است. یا قرآن را کم بخواند و کتاب حدیث مطالعه کند، یا بعضى از علوم دیگر را بخواند به طورى که قرآن مهجور شود، این شخص به جان و روح فقه نرسیده و فقه را مس نکرده است.
و حقاً ما باید در اینجا اظهار شرمندگى و خجلت کنیم و اعتراف کنیم که حق قرآن را ادا نکردهایم.ما شیعیان در مسأله ولایت خوب جلو آمدهایم، ولى قرآن را ترک کردهایم؛ و سنىها قرآن را گرفتند و ولایت را رها کردهاند. و لذا هر دو فرقه دستمان خالى است؛ زیرا که پیغمبر(ص) فرمود: «هُما مُقترنان»، یکى از دیگرى جدا نمىشود. پس اگر یکى را ترک کردیم و دیگرى را گرفتیم، بالملازمه «إنا» کشف مىکنیم که: دیگرى هم از دستمان رفته است.
چه عبارت بزرگى فرمود استاد ما علامه طباطبایی (رض): «شما شیعیان، قرآن را رها کردید و ولایت را گرفتید، و عامه به عکس، قرآن را گرفتند و ولایت را رها کردند و بالنتیجه هر دو از دستمان رفت!»
حفظ قرآن
باید اعتراف کنیم که به قرآن وارد نیستیم، بچههاى ما قرآن نمىدانند، در حالى که بچه زود قرآن را حفظ میکند. پسرهاى پانزدهساله ما باید قرآن را حفظ باشند.
انسان نباید به یک سوره خاص مثل سوره توحید و یا قدر و یا نصر در تمام نمازهاى خود اکتفا کند، این موجب تضییع و مهجوریت قرآن میشود. مقدارى را که هر مسلمان از قرآن متحمل است، همان مقدارى است که از بر دارد و میتواند از حفظ بخواند، نه آنکه میتواند به مصحف مراجعه کند و از روى آن بخواند.
مسلمینى که فقط به سوره «قُل هو الله أحد» و سوره «إنا أنزلنه فى لیله القدر» در نمازهاى خود اکتفا مىکنند، در صورتی که همان مقدار را حفظ داشته باشند نه بیشتر از آن را، فقط به مقدار همان سوره از قرآن را تحمل کردهاند؛ و از مابقى قرآن بهره ندارند.»