ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 21 بهمن 1404
سه شنبه 21 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 3 آذر 1395     |     کد : 108773

مبدأ و آغاز علوم انسانی تعالیم اسلامی بوده است

آیت الله قرهی گفت: اصل و اساس علوم انسانی، مبدأ و آغازش تعالیم و منویات اسلامی بوده است، اما متأسفانه بنا به دلایل نامعلوم و نامعتبر، ما تحت تأثیر و القائات علوم انسانی غربی قرار گرفتیم.

آیت الله قرهی گفت: اصل و اساس علوم انسانی، مبدأ و آغازش تعالیم و منویات اسلامی بوده است، اما متأسفانه بنا به دلایل نامعلوم و نامعتبر، ما تحت تأثیر و القائات علوم انسانی غربی قرار گرفتیم.

به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه خبری طلیعه، اخیرا  به بهانه تحلیل تأثیرات علوم انسانی غربی و چالش های ایجاد شده در این مقوله برای فرهنگ و جامعه مورد نظر و تأیید دینی و اسلامی و تبیین سرمشق ها و مدل های صحیح و اصولی در برابر مواجه شدن با این تأثیرات و همچنین واکاوی سبقه و سابقه مسائل مورد مناقشه دیدگاه های اسلامی و توحیدی با سایر دیدگا ها و اندیشه ها،  با آیت الله روح الله قرهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه و مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج)، گفتگویی انجام داده که در ادامه می خوانید؛

*استاد، حضرت امیر(ع) می فرمایند: روش و مسلک بیگانگان را پذیرفتن و مانند آنها رفتار و عمل کردن، ما را همانند آنها از مدار بومی و خاص و فرهنگی خود جدا می نماید، آیا این مسئله در باب تسرب علوم بیگانه و غربی به جامعه اسلامی ما دیده می شود؟

 در این زمینه باید بیان کنم که، اساساً منشأ و سرچشمه علوم انسانی از اسلام و مبانی آن ظهور و بروز پیدا نموده است و بنده در مباحثه های متعدد در این زمینه، بحث و گفتگو کرده ام که اصل و اساس علوم انسانی، مبدأ و آغازش تعالیم و منویات اسلامی بوده است، اما متأسفانه بنا به دلایل نامعلوم و نامعتبر، ما تحت تأثیر و القائات علوم انسانی غربی قرار گرفتیم و گمان بردیم که، علوم انسانی و مورد نیاز انسان، همین مولفه ها و مبانی است که، از غرب و جهان خارج برای ما آمده است.

آیا می توان گفت که علوم انسانی و شاخه های گوناگون آن مطالبی جز در باب انسانیت و فرهنگ و اقتصاد و سیاست و مسائل مربوط به حاکمیت و اجرای قوانین است. خُب، اگر این برداشت صحیح و درست باشد و در این گزاره ها به تفاهم رسیدیم و به این نتیجه دست یافتیم که این مولفه ها، مسائل و دغدغه های علوم انسانی هستند، بهترین و کاملترین این مبانی، در اصول و قواعد اسلام و منویات توحیدی برای انسان و جامعه انسانی بیان شده است.

متأسفانه در باب سوال طرح شده باید اذعان کرد، به علت نا آشنایی و دریافت های ناقص از مبانی و تعالیم الهی و توحیدی و اسلامی، رویکرد جامعه دانشگاهی و آموزشی ما در حال حاضر تبعیت و پیروی محض، از علوم وارداتی و غربی است، که این رویکرد، حتماً بازبینی و تعریف مجدد را می طلبد.  در باب فرمایش حضرت امیر(ع) و تسرب رفتار و کردار بیگانگان در رفتار و کردار جامعه، باید گفت که بنا به فرمایش ایشان، اگر کسی و جامعه ای در برابر مشی و سلوک و فرهنگ شخص و یا جامعه دیگری قرار بگیرد، به طور قطع، تحت تأثیر و نفوذ و سیطره آن، از فرهنگ و شخصیت خود خارج شده و به تعبیری عبد و بنده آن فرهنگ و القائات  قرار می گیرد.

اساساً منشأ و سرچشمه علوم انسانی از اسلام و مبانی آن ظهور و بروز پیدا نموده است و بنده در مباحثه های متعدد در این زمینه، بحث و گفتگو کرده ام

*نحوه دریافت مبانی و اثر گزاری علوم وارداتی و نامتعارف به مبانی علمی و آموزشی چگونه خواهد بود و رویکرد مجامع علمی در این زمینه چه تعریفی دارد؟

این القائات و دریافت های خارجی و غیر بومی، انسان را از مدار فکری خود خارج کرده و او را زیر سیطره و نفوذ هجمه های فکری بیگانه قرار می دهد که سرانجام این فعل و انفعال، بردگی فکری و فرهنگی است. در همین مقوله و در تعبیری از ابوریحان بیرونی و در کتاب «افراد المقال فی امر الظلال» آمده است که، به طور طبیعی و متداول، اگر انسان در مجاورت و هم نشینی با مسئله و یا باورهایی قرار بگیرد، به طور حتم، تحت القائات و نفوذ آن قرار می گیرد و بنا به مولفه های آن باور، فرم و شکل می گیرد. این رویکرد و تأثیر را، هم اکنون می توان در تمامی گزاره ها و منابع و متون علوم انسانی مشاهده کرد.

در مقوله القائات و نفوذ اندیشه ها و باورهای کشورها و فرهنگ های وارداتی باید دقت و توجه نمود که در این مسئله فقط استاد و مدرس نیست که انسان و دانشجو را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه در این باب باید گفت، کتب و منابعی که در مراکز و نهاد های آموزشی، مورد آموزش و تدریس قرار می گیرند، شاخصه های مهم تر و اساسی تری هستند. هر چند که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، استاد و مدرس و چهره به چهره واقع شدن نیز، قابلیت تأثیر و القائات را تسریع خواهد کرد. بنابراین باید عنوان کرد که اگر فکر و فرهنگی در اساس و بنیان های فکری و آموزشی و مراکز و نهادهای علمی یک کشور رسوخ پیدا کند، جدا سازی و تفریق و ترمیم و بومی سازی آن فرهنگ و اندیشه، قطعاً کار بزرگ و سخت و سترگی خواهد بود.

*در این مقوله آیا تعابیر و شاخصه های دیگری نیز در تبیین جایگاه علوم وارداتی و غیر بومی و تأثیر آن بر فرهنگ و اندیشه های جامعه اسلامی تعریف شده است؟

در این باب از حضرت امیر(ع) روایت شده است که: «ومن علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً»، شاید این تعبیر به درستی بیان نماید که، آموزش و القا و فراگیری و استاد و منابع به چه میزان در قوام یابی و شکل گیری ذهن و فکر و باور انسان نقش ایفا می نماید. حضرت امیر(ع) در باب آموزش و فراگیری می فرمایند: «جوان و دانش آموز، همانند مزرعه و کشت زاری است که اگر هر بذر و دانه ای را در آن بکارید، قطعاً همان دانه و محصول را درو خواهید کرد.» بنابراین بسیار طبیعی و معلوم است زمانی که شما و جامعه دانشگاهی و آموزشی شما، تحت تفکرات و القائات فرهنگ و دانش غربی و مورد نظر آنها قرار بگیرد، به طور حتم، دانش پژوهان و اساتید و متعلمین شما تحت سیطره و باور و نفود آن فرهنگ و اندیشه قرار می گیرند.

لذا در این پروسه، شما با مسائل جدید و بازآفرینی شده و نوین علمی روبرو نخواهید شد. باید بیان شود در بحث مسائل علوم انسانی غربی، اندیشمندانی مانند، «جان لاک و یا توماس هابز» وجود دارند که با کنکاش و جستجو در افکار و دیدگاه هایشان به این نتیجه می رسیم که، دستاوردها و اندیشه های این دست از متفکرین، فقط بازگویی و پخش مجدد افکار و اندیشه های، اندیشمندان و متفکرین قبلیشان بوده است و این محققین فقط این تعابیر را با مفاهیم نوین و جدیدی و گویش های نو ارائه کرده اند.

*نقاط مورد تخاصم و تعارض در دیدگاه های الهی و اسلامی با سایر دیدگاه ها و اندیشه ها دارای چه سبقه و سابقه ای هستند؟

بنده در مباحث و بحث های مختلف خود، بیان کرده ام که این مسائلی که هم اکنون و در دنیای مدرن مطرح است، مانند مباحثی مانند، فمنیست و یا ماده گرایی و امثال ذلک، در زمان حضرات معصومین(ع) هم مطرح می بوده است. فقط در حال حاضر رنگ و قالب های آن تغییر کرده و با طرح های جدید بیان می شوند.  اگر به تاریخ مراجعه شود، خواهید یافت که در زمان شکوفایی علمی اسلامی، یعنی در زمانی که دعای مومنین اجابت شده بود و حاکمان فاسد بنی امیه و بنی عباس بر سر قدرت به جان هم افتاده بودند و عرصه علمی برای حضرات معصومین(ع) فراهم شده بود، مباحث گوناگون و متنوعی مانند همین ماده گرایی و فمنیست، البته با عناوین و تعابیر دیگر، مطرح می بوده و ائمه بزرگوار ما(ع) به این شبهات و سوالات، پاسخ و جواب می دادند. در باب تأثیر القائات و باورهای غربی و وارداتی حتماً باید فرمایش حضرت امیر(ع) را که فرمودند: هر بذر و دانه ای را که بکارید، همان دانه و بذر را بر داشت می کنید، را مد نظر قرار داد.

در حال حاضر ما با ارائه علوم و تعالیم غربی و وارداتی به دانش جویان و متعلمین خود، این اندیشه ها و باورها را در آنها نهادینه کرده ایم و در نهایت خروجی این مفاهیم و اندیشه ها، دست آوردها و اندیشه های غربی خواهد بود. باید گفت اگر کسی با تعالیم و مبانی انسانی اسلامی و توحیدی آشنایی نداشته باشد و آنها را فرا نگرفته باشد، به طور قطع و یقین، زمانی که در مجاورت و آموزش علوم انسانی غربی قرار بگیرد، خواهد گفت که مبانی و آموزه های علوم انسانی، همین مولفه ها و شاخصه ها هستند.

با توجه به منویات و تعالیم الهی و اسلامی و مورد نظر جامعه توحیدی، می بایست مبانی و مولفه های مورد نیاز شاخه های علوم انسانی را تولید و در اختیار اندیشمندان و متعلمین خود قرار دهیم

*خروجی این تفکرات و القائات چه گزاره ها و شاخصه هایی هستند؟

نمونه این القائات مسائلی مانند؛ لیبرالیسم، ماتریالیسم و کاپیتالیسم هستند که با آموزش علوم انسانی غربی به دانش پژوهان و متعلمین ما در حال حاضر، آنها را تحت تأثیر و باور این تفکرات قرار داده است. در مقابل این نکته باید گفت که، اگر زمانی هم شخص یا فردی بخواهد در برابر این تفکرات و باورها ایستادگی نماید و یا با آنها مباحثه و بحث کند، او را به معارضه و مخالفت با علوم انسانی و مبانی آن می خوانند، گویی آن شخص که، می خواهد در باب علوم انسانی موجود مباحثه کند، اساساً با علم و پایه های علمی مخالف و معارض است.

در خاتمه باید بیان نماییم که اساساً انبیاء(ع) و تعالیم الهی و توحیدی، آمده اند تا معضلات و مشکلات انسان و هستی او را رفع و حل وفصل نمایند و نمی توان گفت که علوم الهی و اسلامی به انسان و نیاز های او توجه و اهتمام نداشته است، بلکه باید عنوان کرد همان طور که حضرت امیر(ع) بیان نموده اند، باید با توجه به فراگیری و نفوذ القائات و باورهای وارداتی و غربی و با توجه به منویات و تعالیم الهی و اسلامی و مورد نظر جامعه توحیدی، می بایست مبانی و مولفه های مورد نیاز شاخه های علوم انسانی را تولید و در اختیار اندیشمندان و متعلمین خود قرار دهیم.


نوشته شده در   چهارشنبه 3 آذر 1395  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode