ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 21 بهمن 1404
سه شنبه 21 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395     |     کد : 107867

خطبه زینب کبری س در بارگاه یزید

زینب، دخت علی، بر پای ایستاد و به مجلس برآمد و سخن‌گفتن آغازید.

همشهری دو - امید مهدی‌نژاد:زینب، دخت علی، بر پای ایستاد و به مجلس برآمد و سخن‌گفتن آغازید.

نخست، ثناي محمد گفت و گفت:
ما خاموشيم، از آنكه شكيباييم بدانچه خدا مي‌پسندد، نه از خوف و آسيمگي.
پس گفت: اي يزيد، مي‌پنداري اگر زمين را از چهارسو بر ما بستند و آسمان را از شش‌جهت بر ما تنگ گرفتند و اينك در بند اسيري‌مان قطار كرده‌اند و به سوي تو مي‌كشند و تو بر ما چيره‌اي، خداوند ما را ذليل و خوار خواسته است و تو را بزرگ‌منصب و صاحب‌نعمت؟

از ياد برده‌اي قول خداي را- عزوجل- كه گفت «و آنان‌كه كافر شدند، نپندارند اگر فرصتي‌شان داده‌ايم، برايشان نيكوست. فرصت‌شان نداديم مگر از بهر آنكه گناه به گناه بيفزايند و عذابي در انتظار آنان است كه ذليل‌شان كند».

و گفت:عدل است اين ـ‌ اي‌زاده بردگان رهاشده- ‌كه زنان و كنيزان تو پردگي‌اند و دختران رسول به بردگي؟ پرده‌شان دريده‌اي و سيما‌شان آشكار كرده‌اي و دشمن‌شان از اين شهر به آن شهر مي‌كشاندشان و به هركه در سفر است و هركه در هركجا مستقر است، مي‌نمايدشان، تا دور و نزديك و حاضر و غايب، از بزرگ‌قدران تا بي‌مقداران و از بلندپايگان تا فرومايگان، خيره خيره در روي‌شان بنگرند و نباشد از مردانشان محرمي تا مددكارشان باشد و از خويشاوندان‌شان غيرتمندي تا مراقبت‌شان كند؟
و گفت: خدايا، حق ما بستان و از آن كه بر ما ستم كرده است كين بكش و خشمت را بر آن كه خون ما را ريخته و حرم‌مان نشناخته روان ساز.

و گفت: اما حال ما، اگر امروز غنيمتي است كه در چشم توست، فردا غرامتي است كه بر دوش توست. آن هنگام كه جز آنچه پيش فرستاده‌اي، چيزي به كف نداري و البته خداوند بر بندگانش ستمي روا نمي‌دارد. پس شكايت به خدا مي‌برم و بر او تكيه مي‌كنم و به او اميد مي‌دارم.
و يزيد خاموش بود.


نوشته شده در   سه شنبه 27 مهر 1395  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode