این مقاله تحلیلی، به بررسی شخصیت، سبک فکری و آثار ماندگار استاد شهید آیتالله دکتر مرتضی مطهری میپردازد و با تکیه بر دیدگاههای امام راحل، امام شهید انقلاب و یاران نزدیک آن عالم فرزانه، ابعاد مختلف اندیشه اسلامی، مبارزه با خرافات، ضرورت بیداری فرهنگی و راهکارهای اصلاح جامعه از منظر این فیلسوف بزرگ را تبیین مینماید.
مقدمه:
بیان مسأله
در تاریخ پرفراز و نشیب بشریت، گاه چهرههایی درخشان و نورانی پا به عرصه ظهور میگذارند که مشعل فروزان تفکر و چراغ هدایت، مسیر اندیشمندان و حقیقتجویان را به سمت کمال روشن میسازند. در میان این ستارگان درخشان، شخصیت نادرهای چون شهید علامه دکتر مرتضی مطهری (قدس سره) قرار دارد که نه تنها در عصر حیات خود، بلکه پس از شهادتش نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی تفکر دینی و انقلابی در ایران و جهان اسلام شناخته میشود.
ایشان چهرهای چندبعدی بود که در رشتههای متنوعی از جمله فقه، کلام، تفسیر، فلسفه، جامعهشناسی، علوم سیاسی و تاریخ، آثاری ارزشمند به جا گذاشته است. اما سوال اساسی اینجاست:
چرا با وجود انبوهی از اندیشمندان معاصر، اندیشه استاد مطهری همچنان زنده، پویا و راهگشای مسائل روز است؟ آیا صرفاً شهرت تاریخی ایشان دال بر این جایگاه است یا محتوای آثار ایشان دارای ویژگیهای تحلیلی و کاربردی است که نیازهای انسان مدرن را پاسخ میدهد؟
مسأله اصلی در این نوشتار، عبور از توصیفهای سطحی و بررسی لایههای عمیق شخصیت و اندیشه شهید مطهری است. ایشان نه تنها منتقد رذایل اخلاقی و انحرافات فکری بودند، بلکه به عنوان یک «طبیب روح و جامعه»، همواره به دنبال درمان دردهای واقعی اجتماع بودند.
مسأله ما این است که چگونه میتوان از میراث غنی ایشان، راهکارهایی برای مقابله با بحرانهای معاصر فرهنگی و فکری استخراج کرد و چرا رهبر کبیر انقلاب و رهبر شهید انقلاب، ایشان را ستون فقرات فکری انقلاب میدانستند؟
ضرورت بحث
در شرایط کنونی که جامعه اسلامی با طوفانهای رسانهای، بحرانهای هویتی و هجوم فرهنگهای بیگانه روبروست، نیاز به تکیهگاههای فکری محکم بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. آثار شهید مطهری، نقشه راهی برای نجات جامعه از گزند انحرافات هستند.
ضرورت نگارش این مقاله از آنجا ناشی میشود که اغلب افراد، آثار ایشان را تنها به عنوان کتب دینی سنتی میپندارند، در حالی که نگاهی دقیق نشان میدهد که مطهری با زبانی امروزی، به چالشهای فلسفی، اجتماعی و سیاسی روز پاسخ داده است.
همچنین، با توجه به فرمایشات رهبر شهید انقلاب مبنی بر لزوم «کار فکری روی افکار شهید مطهری» و استخراج نظرات ایشان برای شکوفایی فکری جامعه، بازخوانی و تحلیل مجدد شخصیت ایشان از دریچه نگاه امام راحل و امام شهید انقلاب و یاران دلسوز علامه مطهری، اهمیتی دوچندان مییابد.
این ضرورت شامل دو جنبه میشود: نخست، شناخت عمیقتر ابعاد مختلف شخصیت ایشآنکه فراتر از یک عالم دینی صرف است و دوم، استخراج الگوهای عملی برای اصلاح جامعه که ایشان در کلام خود به صراحت بیان کردهاند. بدون درک صحیح از این میراث فکری، جامعه اسلامی در برابر تهاجم فرهنگی و انحرافات داخلی آسیبپذیر باقی خواهد ماند.
هدف از نگارش مقاله
هدف اصلی این نوشتار، ارایه تحلیلی جامع و یکپارچه از شخصیت، سبک فکری و دستاوردهای علمی شهید مطهری است. ما در این مقاله تلاش میکنیم با نگاهی تحلیلی به ویژگیهای منحصربهفرد اندیشه ایشان بپردازیم.
همچنین، هدف دوم، تبیین جایگاه ویژه ایشان در آینه نگاه بزرگان انقلاب (امام خمینی و آیتالله خامنهای) و یاران نزدیکشان است تا ابعاد پنهان و آشکار شخصیت ایشان روشن شود.
در نهایت، با جمعبندی مباحث و ارایه راهکارهای عملی، میکوشیم تا نشان دهیم که چگونه میتوان از آموزههای شهید مطهری برای بازسازی و تعالی فرهنگی و فکری جامعه امروز بهره برد.
۱. تبیین شخصیت چندبعدی و عصاره اندیشه ناب اسلامی
۱-۱. فیلسوفی که با زبان مردم سخن میگفت
استاد شهید مطهری، نمونهای بینظیر از تلفیق «علم»، «ایمان» و «بیان» است. ایشان از شخصیتی پویا، خستگیناپذیر، باصلابت و استوار برخوردار بود که ریشه در تاریخچه غنی اندیشه و فرهنگ اسلامی داشت. ویژگی بارز ایشان، توانایی شگفتانگیز در ترجمه مفاهیم عمیق فلسفی و کلامی به زبانی ساده و قابل فهم برای عموم مردم بود.
به فرمایش امام خمینی (قدس سره)، مطهری «با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بیقلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت.»۱
این ویژگی، یعنی «بیقلق و اضطراب»، نشاندهنده اطمینان کامل ایشان به محتوای گفتار و اعتماد به هوش و شعور مخاطب است. ایشان نه به دنبال تحقیر مخاطب بود و نه با اصطلاحات پیچیده، حصارهای ذهنی ایجاد میکرد.
این سبک بیان، مطهری را به یک «معلم بزرگ» تبدیل کرده بود. ایشان معتقد بودند که «علم در ذات خود شریف است. فراگرفتن علم، عبادت و طاعت است. تعلیم دادن و یاد دادن به شاگردان بالاترین عبادتهاست. حق استاد و معلم از هر حقی بزرگتر و والاتر است.»۲
این نگرش، تدریس را از یک شغل صرف، به یک عبادت الهی و رسالت مقدس تبدیل میکرد. به همین دلیل، کلاسهای ایشان در دانشگاه تهران و حوزه علمیه، همواره پر از دانشجویان و طلابی بود که تشنه حقیقت و گرسنه معنای واقعی زندگی بودند.
۱-۲. طبیب دردهای اجتماع
یکی از جنبههای متمایز شخصیت شهید مطهری، رویکرد «درمانمحور» ایشان به مسائل فکری و اجتماعی بود. ایشان مشکلات و معضلات را مورد تأمل قرار میداد و علاوه بر شناسایی و اولویتبندی درد، همواره به دنبال درمان آن نیز بود.
شهید مطهری برای موضوعات و شبهات فکری، صرفاً به رد کردن یا پیدا کردن آنها بسنده نمیکرد، بلکه راهکارهایی را نیز برای رسیدن به مطلوب تبیین میکرد. ایشان در چگونگی تبیین مباحث دینی و ارزشهای اسلامی کمنظیر بود. او طبیبی بود که به دنبال شفا گرفتن درد اجتماع، هیچ گاه از مشعلافروزی و نورافشانی دور نشد و هدف خود را جهت به ثمر رساندن اهداف عالیه اسلام، متعالی دید و با اسلوب و شیوههای ویژه خود، آثاری جاویدان را به اقیانوس مواج علم و اندیشه اسلامی تقدیم کرد.
این رویکرد درمانمحور، باعث میشد که آثار ایشان امروزه نیز تازگی خود را حفظ کنند. زیرا ایشان به جای تئوریپردازیهای انتزاعی، به «نیازهای واقعی» انسان و جامعه پاسخ میداد. ایشان تاریخچه اندیشه و فرهنگ اسلامی را خوب میشناختند و علاوه بر اینکه به عرصه و گستره جغرافیای زمانه خود به خوبی آگاهی داشتند، چشمانداز آینده را نیز به دلیل تیزبینی دقیق و دلسوزانه، با اخلاص ترسیم میکردند. به همین دلیل است که ایشان به حق از استوانههای محکم و پایدار انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران شناخته میشوند.
۱-۳. ایستادگی در برابر التقاط و انحراف
استاد مطهری از همان ابتدای فعالیتهای علمی خود، حساسیت عجیبی روی تفکر التقاطی داشت. وقتی که همه با تفکرات التقاطی برخوردهای سطحی داشتند، او با کمال سختگیری روی جایگاه این تفکر میایستاد و آن را مردود میشمرد. ایشان تأکید داشتند که «ایدئولوژی اسلامی متکی به متون اسلامی و بدون هیچ گرایشی به چپ و راست است.»۳
این استقلال فکری، علامه مطهری را از حلقه مفقوده بسیاری از روشنفکران دیندار آن دوران متمایز میکرد.
ویژگی دیگر ایشان، تعصب سختگیرانه در برابر اصل اسلام و اصل قرآن بود. دکتر باهنر، از یاران نزدیک ایشان، یادآوری میکند که کوچکترین انحرافی در یک برداشت تفسیری، فلسفی، اقتصادی یا اجتماعی درباره اسلام، باعث میشد که ایشان واکنشی شدید نشان دهند. «یادم نمیرود در شرایط بسیار تند و حاد انقلاب، ناگهان ایشان در گوشهای از مجلهای، روزنامهای یا در تفسیری از رادیوی بیگانهای یا در مجلهای خارجی، مطلبی درباره اسلام میدید که میخواسته چهره اسلام را مخدوش جلوه دهد، گویی این حادثه مثل یک بمب در درون استاد منفجر میشد.»۴
این حساسیت، ناشی از عشق عمیق ایشان به اسلام ناب محمدی (صلّی الله علیه و آله) بود و نمیخواستند حتی ذرهای از اصالت این دین فطری، تحریف شود.
۲. اندیشه اسلامی؛ ضد استعمار، ضد استبداد و ضد الحاد
۲-۱. ماهیت رادیکال و اصیل اندیشه اسلامی
یکی از ظریفترین و دقیقترین نکاتی که شهید مطهری به آن پرداخته و خود ایشان نیز بر اهمیت آن تأکید ویژهای داشتهاند، ماهیت ضدیتگرایانه اندیشه اسلامی در برابر جریانهای فکری منحرف است. ایشان در متنی که به یکی از یاران خود نوشته بود، ویژگیهای اندیشه اسلامی را اینگونه برشمرد: «اندیشه اسلامی، ضد استثماری، ضد استعماری، ضد استبدادی است، و در آخر اضافه کرده بودم: اندیشه اسلامی و جهانبینی اسلامی ضد الحادی است».
ایشان تأکید میکردند که «هر اندیشهای، هر فصلی از فصول جهانبینی که اندک گرایشی به زمینههای تفکر الحادی داشته باشد، جزء جهانبینی اسلامی نیست.»۵
این نگاه دقیق، نشاندهنده عمق تحلیل علامه مطهری از جهانبینیهای مختلف است. ایشان معتقد بودند که نمیتوان بخشی از اسلام را پذیرفت و بخش دیگر را رد کرد، زیرا اسلام یک جهانبینی واحد و منسجم است. اگر در گوشهای از تفکر ما، رگهای از الحاد (مانند انکار معاد، انکار نبوت، یا پذیرش خرافات که نوعی الحاد پنهان است) وجود داشته باشد، آن تفکر دیگر اسلامی نیست. این موضعگیری، مطهری را از بسیاری از کسانی که سعی در تلفیق اسلام و مارکسیسم یا سایر ایدئولوژیهای غربی داشتند، کاملاً جدا میکرد.
۲-۲. نقد خرافات و بدعتها
بخش مهمی از مبارزات فکری شهید مطهری، مقابله با خرافات و بدعتهایی بود که در طول تاریخ، به نام اسلام وارد فرهنگ عمومی شده بودند. ایشان معتقد بودند که بسیاری از مردم، اسلام را با خرافات اشتباه میگیرند و این بزرگترین مانع برای پذیرش واقعیات دینی است. به همین دلیل، یکی از ارکان اصلاح جامعه از دیدگاه ایشان، «متوجه ساختن افکار و اندیشهها به اسلام راستین و بیرون راندن بدعتها و خرافهها از مغزها» بود.
آیتالله جوادی آملی، یار دلسوز ایشان، در توصیف آثار مطهری میفرمایند: «آثار شهید مطهری، بو و طعم و آهنگ آب حیات را دارد... نوشتهای که از منطق حس برخیزد، از جان نشأت نگیرد، مایه الهی ندارد. این که ملاحظه میکنید قلم و بیان و سیره علمی شهید مطهری جاذبه دارد، متاع او از بازار دیگری است. او از عالم دیگر سخن میگوید، چون سرسپرده عالم دیگر است. اوست که میتواند علوم الهی را احیا کند. این مکتب غیبی و قوی است که سرسرایندگانی را تربیت کرد که چنین سرودند: «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق»... توانست در علوم رایج اثر بگذارد و آنها را از مرگ نجات دهد، از آمیختگی با خرافات رهایی بخشد، از حس دور دارد و به عقل نزدیک کند.»۶
این سخن، نشاندهنده هماهنگی کامل عقل و نقل در اندیشه تابناک شهید علامه مطهری است.
۳. اصول چهارگانه اصلاح جامعه از منظر شهید مطهری
استاد مطهری، برای اصلاح جامعه و رسیدن به کمال مادی و معنوی، چهار اصل بنیادین را معرفی میکنند که عملی کردن هر یک از آنها، ضامن موفقیت یک مصلح است. ایشان میفرمایند: «هر مصلحی که موفق شود این چهار اصل را عملی سازد: افکار و اندیشهها را متوجه اسلام راستین سازد و بدعتها و خرافهها را از مغزها بیرون براند، به زندگی عمومی از نظر تغذیه و مسکن و بهداشت و آموزش و پرورش سامان بخشد، روابط انسانی انسانها را بر اساس برابری و برادری و احساس اخوت و همسانی برقرار سازد، و ساخت جامعه را از نظر نظامات و مقررات حاکم طبق الگوی خدایی اسلامی قرار دهد، به حداکثر موفقیت نائل آمده است.»۷
در ادامه، این چهار اصل را با نگاهی تحلیلی و کاربردی بررسی میکنیم:
۳-۱. اصلاح اندیشه و ریشهکنی خرافات
اولین قدم برای اصلاح جامعه، اصلاح «نگرش» و «جهانبینی» افراد است. جامعهای که در آن خرافات حاکم باشد، نمیتواند پیشرفت علمی و معنوی داشته باشد. خرافات، دشمن عقلانیت هستند و مانع از درک صحیح حقایق دینی میشوند.
شهید مطهری تأکید داشتند که باید اسلام را به عنوان یک نظام فکری و عملی کامل، نه به عنوان مجموعهای از مراسم تعبدی کورکورانه، به مردم آموخت. این اصل، نیازمند آموزش و پرورش صحیح و تربیت نسل جوان با تکیه بر عقل و منطق است.
۳-۲. ساماندهی زندگی مادی (تغذیه، مسکن، بهداشت، آموزش)
اسلام دینی است که به جنبههای مادی زندگی نیز اهمیت میدهد. شهید مطهری معتقد بودند که نمیتوان انتظار داشت جامعهای که در آن فقر و بیسوادی وجود دارد، به اوج شکوفایی برسد.
بنابراین، دولت و جامعه موظفند که زیرساختهای زندگی مادی را به بهترین شکل فراهم کنند. این اصل، نقدی بر رویکرد صرفاً معنوی است که به مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیتوجه است. اسلام، دین «حیات طیبه» است که در آن رفاه مادی، مقدمهای برای قرب معنوی است.
۳-۳. برقراری روابط انسانی بر اساس برادری و برابری
یکی از آفات بزرگ جوامع انسانی، تفرقه، دشمنی و عدم اعتماد است. شهید مطهری بر ضرورت برقراری روابط انسانی بر اساس «برابری و برادری و احساس اخوت و همسانی» تأکید داشتند. در اسلام، همه انسانها فرزند آدم هستند و اصل بر برابری است، مگر در تقوا که طبق فرموده قرآن کریم: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛ بیتردید گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.»۸
این اصل، پایههای عدالت اجتماعی را محکم میکند و باعث میشود که احساس تعلق و همبستگی در جامعه افزایش یابد. زمانی که مردم احساس کنند که در کنار هم و در کنار حاکمان، برابر هستند، انگیزههای مشارکت و فداکاری در جامعه رشد خواهد کرد.
۳-۴. استقرار نظامات و مقررات حاکم بر اساس الگوی خدایی
در نهایت، اصلاح اندیشه و زندگی مادی و روابط انسانی، بدون استقرار یک نظام حقوقی و سیاسی که بر اساس احکام الهی باشد، ناقص است. شهید مطهری معتقد بودند که قوانین بشری، به دلیل محدودیت و خطای انسان، نمیتوانند عدالت محض را برقرار کنند. تنها قانونی که ریشه در ذات انسان و فطرت پاک او دارد، قانون الهی است.
بنابراین، ساختار حکومتی و قضایی باید طوری طراحی شود که با ارزشهای اسلامی همخوانی کامل داشته باشد. این اصل، نشاندهنده دیدگاه سیاسی-فقهی علامه مطهری است که بر لزوم اجرای شریعت در عرصههای اجتماعی و سیاسی تأکید دارند.
۴. هشدارهای استراتژیک شهید مطهری
۴-۱. خاصیت خطرناک انقلابها
شهید مطهری، نگاهی بسیار عمیق و پیشبینانه به پدیده انقلابها داشتند. ایشان هشدار میدادند که «گویی خاصیت انقلاب این است که همین که به نتیجه رسید، فرزندان خود را یک یک نابود سازد. ولی انقلاب فرزندخور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه فرصتطلبان است که فاجعه به بار میآورد.»۹
این جمله، یکی از دقیقترین تحلیلهای تاریخنگارانه از سرنوشت انقلابهاست. چرا انقلابها فرزندان خود را میخورند؟ زیرا در هیاهوی پیروزی، توجه به اصول بنیادین و نظارت بر نخبگان و مسئولان، کمرنگ میشود. فرصتطلبان و انحرافطلبان، از خلاءهای قدرت و بیتوجهیها سوءاستفاده میکنند و سعی میکنند جهت انقلاب را تغییر دهند. شهید مطهری هشدار میدادند که این خطر، واقعی و جدی است و نباید آن را نادیده گرفت.
۴-۲. تجربه کمیتهها و هوشیاری شهید مطهری
آیتالله مهدوی کنی، یکی از شواهد عینی این هشدارها را در ماجرای کمیتهها نقل میکنند. ایشان میگویند: «مرحوم مطهری ده سال آینده را زودتر از همه ما درک میکردند... در همین مسأله کمیتهها، مرحوم مطهری وقتی شنیدند شخص دیگر را میخواهند برای سرپرستی کمیته انتخاب کنند و اینها کسانی بودند که بعداً به عنوان لیبرال شناخته شدند و میخواستند امام را در مدرسه رفاه محصور کنند و ایشان بلافاصله امام را از موضوع آگاه ساختند و امام را در نیمهشب از مدرسه رفاه به مدرسه علوی دعوت کردند که از محاصره آنها خلاص شوند.»۱۰
این روایت، نشاندهنده بینش سیاسی بالا و حساسیت نظارتی شهید مطهری در امور انقلاب اسلامی است. ایشان میدانستند که اگر کنترل نهادهای انقلابی به دست افرادی که به اصول انقلاب وفادار نیستند بیفتد، فاجعهای رخ خواهد داد. هوشیاری ایشان در آگاهسازی امام خمینی (قدس سره)، نقش حیاتی در حفظ انقلاب و جلوگیری از انحرافات اولیه ایفا کرد. این نمونهای از «آگاهی پیشگیرانه» است که علامه مطهری همواره بر لزوم آن تأکید داشتند.
۵. آینههای بازتابدهنده شخصیت شهید مطهری
۵-۱. نگاه امام خمینی: شهید مطهری، عالم جاودان و پشتوانه فکری انقلاب
امام خمینی (قدس سره)، جایگاه ویژهای برای شهید مطهری قائل بودند و ایشان را نه تنها یک عالم، بلکه یک «فرزند عزیز» میدانستند. ایشان در پیام تسلیت خود فرمودند: «من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادهام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بود که حاصل عمرم محسوب میشد. در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثلمهای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست».
امام خمینی، شهید مطهری را نماد «طهارت روح، قوت ایمان و قدرت بیان» میدانستند. ایشان تأکید کردند که «مطهری که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کمنظیر بود، رفت و به ملاء اعلی پیوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیاش نمیرود».
همچنین، امام راحل توصیه کردند که «کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسههای غیراسلامی فراموش شود». این توصیه، نشاندهنده آگاهی امام از جنگ نرم دشمنان بر علیه میراث فکری علامه مطهری است.
۵-۲. نگاه امام شهید خامنهای: شهید مطهری، خط فکری نجاتبخش انقلاب
رهبر شهید انقلاب، همواره بر اهمیت تداوم «خط فکری شهید مطهری» تأکید داشتهاند. ایشان فرمودهاند: «خطی که میتواند انقلاب را از نظر فکری حفظ کند، همان خط مطهری است». ایشان خود را شاگرد فکری استاد مطهری میدانند و بیان داشتند که «اساس فکر اسلامی من، بر پایه سخنرانیهای بیست سال پیش آقای مطهری بنا شده است».
امام شهید خامنهای (قدس سره)، شهید مطهری را دارای «هنر یافتن موضوعات نو و جدید و نشاندهنده راه» میدانند. ایشان تأکید مینمودند که مسأله مطهری، مسأله یک «جریان فکری» است که هر چه میگذرد برجستگی بیشتری پیدا میکند. این نگاه، نشاندهنده این است که اندیشه مطهری، یک پدیده تاریخی منقرض شده نیست، بلکه یک جریان زنده و پویا است که نیازهای روز را پاسخ میدهد.
۵-۳. شهید مطهری از نگاه یاران و شاگردان
یاران و شاگردان علامه مطهری (قدس سره)، همگی از عمق دانش، تقوا و زهد ایشان سخن گفتهاند که در ادامه به برخی اشاره مینماییم.
* دیدگاه آیتالله سیدمحمود طالقانی (رحمه الله)
مرحوم شهید عالیقدر و محقق بزرگ ما، مطهری، سالها، مدتها در اینجا (حسینیه ارشاد) مسائل اسلامی و اصول پوشیده شده اسلام را در ابعاد فلسفی توحیدی، مسأله عدل، مسائل معاد، با زبان روز و استدلال و تحقیق، در آن دورههای اختناق و در آن دورههایی که رژیم طغیان و ضد دین و اربابهای آن نمیخواستند جوانهای ما با مسائل اصیل و محرک و انقلابی اسلام آشنا بشوند، کوشیدند و شب و روز سعی کردند و نوشتند و گفتند.۱۱
* دیدگاه شهید آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی (رحمه الله)
مطالعات گسترده ایشان در زمینههای مختلف ادب، فقه، اصول، تفسیر، فلسفه، عرفان و مسائل گوناگون اجتماعی و قریحه سرشار و توانایی گفتن و نوشتن و سادگی در معاشرت و برخورد، ایشان را در تفکر اسلامی و شکلگرفتن و رشد این تفکر بخصوص در نسل جوان تحصیل کرده منزلتی خاص داده بود. گستردگی خاص و تأثیر آثار مرحوم استاد مطهری در سراسر کشورمان و در بیرون مرزها، نشر وسیع آثار ایشان در داخل و خارج و ترجمه قسمتی از این آثار به زبانهای دیگر، خود نشانهای از این منزلت است.۱۲
* دیدگاه آیتالله محمدتقی مصباح یزدی (رحمه الله)
استاد شهید مرتضی مطهری (رحمه الله) از شخصیتهای کمنظیر و از برخی جهات بینظیر بود. اگر تعلیمات مطهری نبود، ما افرادی را که بتوانند نظام اسلامی را بر پایه موازین و معارف محمدی اداره کنند نداشتیم یا دست کم در این زمینه بسیار در تنگنا بودیم... نظایر شهید مطهری جانشینان انبیا هستند که عمر خود را در مسیری صرف کردند که جامعه از محصولات آن به طور اساسی بهره میبرد... خصلت ویژه شهید مطهری این بود که در زمان مناسب کمبودها و خلاءهای فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی را به خوبی درک و شناسایی کرده بود.۱۳
جمعبندی و نتیجهگیری: راهکارهایی برای بیداری فکری
با بررسی ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه تابناک شهید آیتالله دکتر مرتضی مطهری (قدس سره)، به نتایج زیر دست مییابیم:
۱. یکپارچگی شخصیت: شهید مطهری، فیلسوفی بود که با قلب خود فکر میکرد و عارفی بود که با عقل خود سخن میگفت. این تلفیق، آثارش را از خشکی و سردی نجات داد و به آنها طراوت و جاذبه بخشید.
۲. کاربردی بودن اندیشه: اندیشه ایشان، تئوریک و انتزاعی نبود، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح فرد و جامعه ارایه میداد. اصول چهارگانه اصلاح جامعه از دیدگاه علامه مطهری (اصلاح اندیشه، ساماندهی زندگی مادی، برقراری روابط انسانی، استقرار نظام الهی) همچنان به عنوان چارچوبی استاندارد برای ارزیابی عملکرد حاکمان و اصلاحگران قابل استفاده است.
۳. هوشیاری سیاسی و فرهنگی: هشدارهای ایشان درباره نفوذ فرصتطلبان در بدنه مدیریتی کشور، درسهای گرانبهایی برای مسئولان نظام اسلامی و متفکران امروز جامعه است. بیتوجهی به نظارت بر نخبگان و کنترل گفتمان عمومی، میتواند به انحراف انقلاب منجر شود.
۴. ضرورت بازخوانی آثار: با توجه به فرمایشات امام خمینی و رهبر شهید انقلاب، بازخوانی و تحلیل مجدد آثار استاد شهید مطهری، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای هویت اسلامی-ایرانی جامعه است.
راهکارهای پیشنهادی:
برای بهرهمندی واقعی از میراث استاد شهید مطهری، راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
* تأسیس مراکز مطالعاتی پیشرفته: ایجاد مراکز تخصصی برای استخراج، دستهبندی و تحلیل موضوعی آثار استاد مطهری، به گونهای که بتوانند به شبهات روز پاسخ دهند.
* بازنویسی و سادهسازی برای نسل جدید: تولید محتوای جذاب (پادکست، ویدیو، اینفوگرافیک) بر اساس آموزههای شهید مطهری برای نسل جوآنکه با زبان و سبک زندگی متفاوتی زندگی میکنند.
* توسعه سواد رسانهای و انتقادی: آموزش روشهای تفکر انتقادی بر اساس سبک استدلالی استاد مطهری، تا افراد بتوانند خرافات و تحریفات را از حقیقت تشخیص دهند.
* ترویج فرهنگ علمآموزی به عنوان عبادت: با الگوگیری از سیره علامه مطهری، میتوان انگیزههای مادی را از معادلات علمی کمرنگ کرد و علمآموزی را به عنوان یک خدمت به جامعه و عبادت خدا ترویج نمود.
* نظارت فعال بر نهادهای انقلابی: با الهام از هوشیاری شهید مطهری در ماجرای کمیتهها، و ایجاد مکانیسمهای نظارتی شفاف و مؤثر برای جلوگیری از انحراف نهادهای قدرت به دست افراد فرصتطلب.
سخن پایانی:
استاد شهید مرتضی مطهری، تنها یک نویسنده یا استاد دانشگاه و حوزه نبود؛ ایشان «روحِ بیدارِ انقلاب فکری» بودند. میراث ایشان، «اندیشهای زنده» است که در رگهای جامعه اسلامی جریان دارد. همان طور که آیتالله جوادی آملی فرمودند: «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». عشق مطهری به اسلام، به حق و به حقیقت، باعث شد که پس از شهادتش، اندیشهاش زندهتر از هر زمان دیگری باشد.
ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمندیم که با تکیه بر این میراث گرانبها، در برابر طوفانهای تهاجم فرهنگی ایستادگی کنیم. باید بیاموزیم که چگونه با ترکیب «عقلانیت» و «ایمان»، دردهای اجتماعی را درمان کنیم و چگونه با «اصالتگرایی» و «پیشرفتطلبی»، مسیری را هموار سازیم که هم رضایت خداوند در آن باشد و هم رفاه و عدالت اجتماعی.
بیاییم عهد ببندیم که با مطالعه عمیق آثار ایشان، نه تنها دانش خود را افزایش دهیم، بلکه شخصیت خود را نیز با الگوی «طهارت روح، قوت ایمان و قدرت بیان» مطهری، اصلاح کنیم. چرا که تنها با چنین شخصیتهایی است که میتوان جامعهای سالم، پویا و متعالی ساخت. شهید مطهری رفت، اما راهش را روشن گذاشت؛ اکنون نوبت ماست که با قدمهای استوار، در این مسیر بایستیم و چراغ هدایتش را روشن نگه داریم.
پینوشتها:
۱. از پیامهای سهگانه امام خمینی به مناسبت شهادت استاد مطهری
۲. حکمتها و اندرزها، ص ۱۳۶
۳. سیمای استاد در آینه نگاه یاران، ص ۲۲
۴. همان، ص ۲۳۸
۵. همان، ص ۲۹
۶. مصلح بیدار، ج ۲، ص ۹۵
۷. نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، ص ۷۳
۸. سوره حجرات، آیه ۱۳
۹. همان، ص ۹۷
۱۰. سیمای استاد در آینه نگاه یاران، ص ۷۷
۱۱. مصلح بیدار ج ۲، ص ۴٧ و ۴٨
۱۲. سیمای استاد در آیینه نگاه یاران، ص ۲۱۶
۱۳. آفتاب مطهر، ص ۴١ و ٨١
نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون