حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا عمادی گفت: سیره امام رضا(ع) سرشار از معنویت، علم، اخلاق و انساندوستی است. ایشان الگویی کمنظیر برای پیروان اسلام بهشمار میآیند، کسیکه با تواضع، عقلانیت و محبت به دیگران، ارزش حقیقی انسان را نمایان میسازد.
امام رضا(ع)سیره امام رضا(ع) سرشار از معنویت، علم، اخلاق و انساندوستی بود. ایشان در میان مردم بهعنوان عالمترین و مهربانترین فرد شناخته میشد و همواره با همگان با چهرهای گشاده رفتار میکردند. از ویژگیهای برجسته ایشان تواضع و فروتنی بود، هرگز خود را برتر از دیگران نمیدید و حتی هنگام سفر یا غذا خوردن، خادمان خود را بر سر یک سفره مینشاند.
در مناظرات علمی، با منطق و استدلال محکم سخن میگفت و اهل هر دین و مذهب را با احترام پاسخ میدادند. علم گسترده ایشان در حدیث، فقه، پزشکی و فلسفه زبانزد خاص و عام بود. امام رضا(ع) در عین حال، بر عبادت و بندگی خدا تأکید بسیار داشت و شبهای طولانی را به دعا، تلاوت قرآن و تفکر در آفرینش میپرداخت. در برخوردهای اجتماعی، به فقرا و نیازمندان توجه خاصی داشت و بسیاری از آنان را بیآنکه بفهمند، یاری میکرد.
سیره سیاسی ایشان نیز بر حفظ وحدت امت اسلامی و مقابله با ظلم در عین حفظ آرامش جامعه بنا شده بود. نهایتاً، دوران ولایتعهدی ایشان در خراسان نشانگر زهد و بیاعتنایی به دنیا بود، چراکه با وجود قدرت ظاهری، زندگی ساده و پاک خود را تغییر ندادند. زندگی امام رضا(ع) الگویی کامل برای انسان مؤمن و دانا است، ترکیبی از عقل، عشق، عبادت و خدمت به انسانها.
در همین خصوص خبرنگار ایکنا از خراسانرضوی با حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا عمادی، پژوهشگر دینی گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
ایکناـ نگاه امام رضا(ع) به کرامت انسانی و حقوق مردم چگونه بوده است؟
نگاه امام رضا(ع) به کرامت انسانی، نگاهی عمیق و ریشهدار است، نگاهی که انسان را نه بهعنوان یک ابزار یا موجودی درجهدار، بلکه بهعنوان «انسان محترم» و دارای حق و منزلت میبیند. در این نگاه، حقوق مردم تنها در قالب شعار باقی نمیماند، بلکه در رفتار اجتماعی، سیاستگذاریها و حتی شیوهی گفتوگو و تعلیم نمایان میشود. از جمله حقوقی که در سیره رضوی جلوه دارد، حق زندگی، حق آزادی، حق برخورداری از عدالت، و نیز حق محترمانه زیستن در جامعه است. حضرت از مؤمنان میخواهند، که این حقوق را در همه ابعاد زندگی رعایت کنند، یعنی همانگونه که انسان در خلقت از ارزش برخوردار است، در زندگی اجتماعی نیز باید از امنیت، کرامت و احترام برخوردار باشد.
در اندیشه امام رضا(ع)، هر انسان باید بهعنوان انسان ارزشمند مورد تکریم قرار گیرد و هیچگاه رفتار انسانی براساس نژاد، مذهب، جنسیت یا هر معیار تبعیضآمیز دیگری شکل نگیرد. انسانها در برابر حقیقت، خدا و حقوق انسانی یکساناند و در زندگی اجتماعی هم نباید کسی به دلیل باور یا ویژگیهای شخصی از حق خود محروم شود. همین نگاه عدالتمحور و انساندوستانه است، که کرامت انسانی را به یک اصل تبدیل میکند، اصلی که نه زمان میشناسد و نه مکان، و نه ظاهر. در همین راستا، در کتاب «عیون اخبار الرضا» آمده است، که خداوند توانمندان را مکلف کرده است، که نسبت به حال بیماران زمینگیر و دیگر مبتلایان قیام کنند، یعنی اگر جامعهای نسبت به درد ناتوان بیتفاوت باشد، از مسیر کرامت فاصله گرفته است.
از نگاه امام، کمک به بیمار فقط یک رفتار عاطفی نیست، یک وظیفهی اخلاقی و انسانی است که توانمند باید آن را جدی بگیرد. یکی دیگر از نمودهای مهم کرامت انسانی در سیره امام رضا(ع)، احترام به اندیشه و حق پرسشگری است. حضرت در جلساتی که با پیشوایان مذاهب و رهبران دانش و اندیشه داشتند، به حاضران میفرمود، «ای حاضران اگر در میان شما کسی هست که اسلام را باور ندارد و میخواهد در این باره سؤال کند، بدون هیچ ملاحظهای بپرسد و از چیزی بیم به دل راه ندهد.» در این سخن کوتاه، چند پیام بزرگ نهفته است، اول آنکه انسان پرسشگر، حتی اگر هنوز ایمان نیاورده باشد، حق دارد سؤال کند. دوم آنکه گفتوگو باید با آرامش و احترام همراه باشد، که طرف مقابل شرمگین یا نگران نشود. سوم آنکه مقام و شأن علمی نباید بهانهی ترس شود، یعنی پرسش نباید با اضطراب پاسخ داده شود، بلکه باید زمینهی روشنشدن حقیقت فراهم شود. عبارت «بدون هیچ ملاحظهای بپرسد» و نیز «از چیزی بیم به دل راه ندهد»، در حقیقت احترام به کرامت انسانی گفتوگوکننده است، احترام به فکر و جایگاه انسانی کسیکه میخواهد حقیقت را بفهمد. امام رضا(ع) با چنین شیوهای نشان میدهند، که ارزش انسان در این است که جرأت پرسش داشته باشد، بدون اینکه از توبیخ، شرمساری یا ترس از مقامها آسیب ببیند.
نمونه دیگر از فضای علمی مبتنی بر کرامت، ماجرای گفتوگو و مناظره امام رضا(ع) با سلیمان مروزی و نیز موضعگیری مأمون است. در این ماجرا، وقتی سلیمان در مناظره دچار لغزشها و آشفتگی در استدلال میشود، مأمون به او سخت میگیرد، اما امام رضا(ع) افزون بر نقد علمی اشتباه، لحن و روش گفتوگو را نیز اصلاح میکند و میفرماید، با متکلم خراسان مدارا کنید و به او فرصت گفتوگو بدهید، چراکه هدف، شکستن شخصیت پرسشگر نیست، بلکه باید زمینه برای بیان حقیقت فراهم شود. این دقیقاً همان رفتار انسانمحور است، حتی در برابر خطا، حرمت انسان حفظ میشود و راه برای اصلاح و فهم باز میماند. در کنار اینها، سیره امام رضا(ع) درباره حفظ حرمت انسان، بسیار گویا و تأثیرگذار است.
نقل شده مردی خدمت امام آمد و گفت، «ای پسر پیامبر، هزینه زندگیام را گم کردم و دیگر چیزی برای رسیدن به خانه و خانوادهام ندارم. از شما قرض میخواهم و من این قرض را صدقه میدهم.» امام رضا(ع) به خانه رفت و دست خویش را از در بیرون آورد و فرمود، «این کیسه را بگیر، در آن دویست دینار است. ما را نیازی به صدقه دادن تو نیست.» مرد وقتی پاسخ را شنید، با تعجب پرسید، «ای پسر پیامبر خدا چرا چهرهات را نمینمایانی و از در بیرون نمیآی؟» امام در پاسخ فرمود، ما خاندانی هستیم که نمیتوانیم خواری و ذلت درخواست کردن را در چهره سائل ببینیم، این جمله در واقع یک درس بزرگ اخلاقی است، کمک کردن بدون حفظ آبرو، نه تنها فضیلت نیست، بلکه میتواند رنجی تازه ایجاد کند. امام رضا(ع) کرامت انسانی را تا آنجا رعایت میکند، که حتی در بخشش مالی هم نمیگذارد گیرنده احساس حقارت کند. در نگاه ایشان، صدقه و کمک زمانی ارزشمند است، که همراه با احترام، آرامش و حفظ شأن انسانی باشد. در مجموع، سیره امام رضا(ع) نشان میدهد، کرامت انسانی فقط یک ارزش نظری نیست، بلکه یک سبک زندگی است، احترام به حقوق مردم، مبارزه با تبعیض، حمایت از بیماران و ناتوانان، تأمین امنیت فکری برای پرسشگری، مدارا در فضای علمی، و مهمتر از همه حفظ آبرو و شأن انسان حتی در لحظهی نیاز. این نگرش، الگویی روشن برای امروز ما است، که اگر حقیقت را میخواهیم، باید با عدالت و انسانیت به استقبال آن برویم.
ایکناـ در مواجهه با ناهنجاریهای اجتماعی، سیره رضوی چه راهکاری پیشنهاد میدهد؟
در دوران امامت امام رضا(ع)، جهان اسلام با یکی از پیچیدهترین دورههای خود روبهرو بود، دورانی که نهتنها از نظر سیاسی دستخوش تغییرات بنیادین شده بود، بلکه از نظر اعتقادی نیز با هجوم بیپایان افکار، عقاید و فرقههای نوظهور دست به گریبان بود. تکثر و تنوع فرقههای نوپا که دائم در حال بروز و ظهور بودند، به اصلیترین ناهنجاری اجتماعی و اعتقادی آن روزگار تبدیل شده بود. در چنین فضایی، امام رضا(ع) با رویکردی منحصربهفرد به مصاف این جریانهای انحرافی رفتند. اگرچه حرکت امام رضا(ع) در امتداد مبارزات علمی و فرهنگی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود، اما تفاوتهای ساختاری عمیقی با دورههای پیشین داشت. در دوران صادقین، محور اصلی، تبیین معارف ناب در برابر رکود عقیدتی بود، اما در عصر امام رضا(ع)، فرقهها نه تنها پرتعدادتر، بلکه با روشها، ابزارهای نفوذ و رویکردهای گوناگون و پیچیدهتری فعالیت میکردند.
این گروهها از شبهات فلسفی وارداتی گرفته تا جریانهای غلوآمیز و التقاطی، هرکدام بخشی از ذهنیت جامعه را هدف قرار داده بودند. امام هشتم برای مقابله با این تهاجم چندلایه، صرفاً به یک روش اکتفا نکردند، بلکه استراتژی شبکهای را در پیش گرفتند، از جمله دیپلماسی مناظره و گفتوگو، امام(ع) با گشودن باب گفتوگو در عالیترین سطح علمی و در حضور بزرگان مذاهب و فرقهها، برهانهای پوشالی آنها را در برابر چشم عموم به چالش میکشیدند. ایشان با استفاده از منطق اقناع، بهجای طرد فیزیکی، به مبارزه با اندیشه پرداختند و ثابت کردند که حقیقت تشیع، با هیچ شبههای متزلزل نمیشود.
یکی از درخشانترین اقدامات امام، تربیت شاگردانی بود، که در عرصههای علمی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی، متخصص و صاحبنظر بودند. این نخبگان بهعنوان «سفیران فکری» امام، در نقاط مختلف جهان اسلام عمل میکردند و در نبود مستقیم امام، بار روشنگری و حل شبهات مردم را بر دوش میکشیدند. مورد بعد مدیریت ارتباط با خواص است، امام(ع) بهخوبی میدانستند که برای حفظ انسجام جامعه شیعی، باید ارتباط مستقیم و ویژهای با خواص و یاران نزدیک داشته باشند. ایشان با حل شبهات کلیدی این افراد، از تبدیل شدن سؤالات ساده به جریانهای انحرافی بزرگ جلوگیری میکردند، تأیید و تکذیب جریانها امام(ع) با صراحت تمام، افراد و گروههایی را که مورد تأیید بودند، معرفی و گروههای انحرافی را نزد عموم رسوا میکردند.
این عمل، نوعی مرزبندی عقیدتی بود که باعث میشد شیعیان در غبار فتنهها، مسیر حقیقت را گم نکنند، اصل حرکت آرام و استقرار، امام رضا(ع) با هوشمندی، اصل «حرکت در بستر آرامش» را رعایت میکردند. ایشان بدون اینکه جامعه را دچار تلاطم و تنشهای غیرضروری کنند، با استقرار در خراسان و استفاده از فرصتهای پیشآمده، پایههای فکری تشیع را چنان مستحکم کردند، که بسیاری از فرقهها در اثر وزش نسیم معرفت ایشان، خودبهخود به حاشیه رفته و محو شدند. در نهایت، موفقیت امام رضا(ع) در این رویارویی، حاصل تلفیق عقلانیت حاکم با صبر استراتژیک بود. ایشان نه با زور شمشیر، که با قدرت کلام و سازماندهی دقیق اجتماعی، توانستند کشتی دین را از میان امواج سهمگین فرقههای انحرافی به ساحل سلامت برسانند. این الگوی مبارزه، هنوز هم بهترین نقشه راه برای مواجهه با جریانهای انحرافی در عصر حاضر است.
ایکناـ کدام بخش از سیره امام رضا(ع) امروز بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است؟
نخستین و بنیادینترین ویژگی شیعه از منظر امام رضا(ع)، تسلیم محض در برابر امام است. واژه «شیعه» در اصل به معنای پیرو و همراه است و چنین پیرو حقیقی، باید در برابر اوامر معصوم تسلیم باشد. اگر امروز شاهد تخطی از دستورات پیشوایان معصوم هستیم، ریشه در شناخت ناقص ما نسبت به جایگاه رفیع آنان دارد، چراکه هنوز عمق وجودی و مقام این بزرگواران بر ما روشن نشده است. ائمه اطهار(ع) نه تنها رهبران سیاسی، بلکه طبیبان روح و روان بشرند و وجود نورانیشان بر جان انسان تأثیرگذار است.
بهرهمندی از این هدایت، سلامت روان را به ارمغان میآورد، روانی سالم که بستر لذت حقیقی از زندگی است. در مقابل، رذایلی همچون تکبر و حسادت، نهتنها روح آدمی را میآزارد، بلکه سلامت جسمانی او را نیز به مخاطره میاندازد. ائمه به عنوان رهبران و راهنمایان بیخطا، بشریت را به سوی رشد و کمال همهجانبهه مادی و معنوی هدایت میکنند. در عصر غیبت، نقش رهبری جامعه و ضرورت تبعیت آگاهانه از ولیفقیه به عنوان کسیکه بیشترین قرابت را با سیره و رهنمودهای ائمه اطهار(ع) دارد، بیش از پیش نمایان میشود، اصلی که غفلت از آن، خسارات جبرانناپذیری به پیکرهی جامعه وارد خواهد کرد.
ایکنا-ـ برای نسل جوان، کدام جلوه از سیره رضوی میتواند الهامبخشتر باشد؟
برای نسل جوان، یکی از مهمترین و الهامبخشترین جلوههای سیره و زندگی حضرت رضا(ع)، توجه همزمان به عقلانیت و ایمان است. این دو عنصر، در کنار هم، راهنمای اصلی انسان در مسیر کمال و سعادت است. امام رضا(ع) در سخنانی بسیار حکیمانه، به ارزش و اهمیت عقل در زندگی انسان تأکید میکنند و میفرمایند: «صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله»، یعنی دوست و یار هر فرد، عقل اوست و دشمن او، جهل او. این جمله، بسیار مهم و راهگشا است، چون بر اهمیت عقل در تشخیص راه درست، بردباری، تصمیمگیریهای صحیح و زندگی پرمعنا اشاره دارد. در واقع، کسیکه عقل دارد، در حقیقت، همه چیز دارد. او توانایی تفکر، درک، قضاوت و تصمیمگیری صحیح را داراست و مسیر زندگیاش را براساس منطق و حکمت بنا میکند.
اما برعکس، کسیکه جهل را در خانهاش جای داده و توجهی به عقل ندارد، در واقع، از انسانیت و ارزشهای انسانی فاصله گرفته است و بهرهای واقعی از زندگی نخواهد برد. چنین فردی، در معرض خطاها، آسیبها و ناپایداریهای زندگی قرار میگیرد، زیرا عقل، همانند چراغ راه است که انسان را از تاریکیهای جهالت رهنمون میسازد و او را به سمت مسیر حق و عدالت هدایت میکند. علاوه بر این، یکی از برترین نوعهای عقل، آن است که انسان بتواند خودش را بشناسد. شناخت نفس، یعنی درک عمیق از ذات، صفات و افعال خود، همچون راهی است به سوی درک عمیقتری از خداوند عزوجل. چرا که، شناخت نفس، مانند نردبانی است که به وسیله آن میتوان موجودیت و صفات پروردگار را شناخت و معرفت او را درک کرد. این نوع از شناخت، کلید واژهای است برای فهم حقیقت و رسیدن به کمال انسانی، چراکه هر چه تو بهتر خود را بشناسی، بهتر میتوانی خالق و مبدع هستی را بشناسی و در نتیجه، بیشتر به راه سعادت نزدیک شوی،
در مجموع، سیره و زندگی حضرت رضا(ع) بر اهمیت عقلانیت همراه با ایمان تأکید میکند و یادآوری میسازد، که این دو، دو عنصر جدانشدنی و اساسی در مسیر رشد و تعالی انسان هستند. آنانکه در مسیر زندگیشان این دروس را سرلوحه قرار میدهند، میتوانند به انسانهای کاملتر و سزاوارتر به درگاه الهی تبدیل شوند، انسانهایی که نه تنها در دنیا بلکه در آخرت، در کنار رحمت خداوند، احساس آرامش و رضایت میکنند.
ایکنا