یحیی بن معین شخصیت بسیار ممتازی نزد اهل سنت است. وی یکی از رجالیون اهل جرح و تعدیل است که حدیث «أنا مدينة العلم و علی بابها» را صحیح برشمرده است.
آیتالله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم آیتالله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: «بیست و یکم ماه مبارک رمضان سالروز شهادت اول مظلوم عالم سید الاوصیاء و امام الاولیاء و المجاهدین و قائد الغرّ المحجّلين اميرالمؤمنين علی عليه السلام است. یکی از روایات متواتر و صحیح مربوط به آن حضرت حدیث معروف نبی مکرم اسلام است که فرمود: «أنا مدينة العلم وعلی بابها». جالب توجه است که این حدیث بر درب حرم مطهر آن حضرت نقش بسته است و چشم هر زائری به آن مزیّن میشود.
صحت حدیث نزد بزرگان اهل سنت
جناب مزی در کتاب تهذیب الکمال جلد ۱۸ صفحه ۷۷ میگوید: قاسم از یحیی بن معین درباره حدیث مدینة العلم پرسید، یحیی گفت: حدیث صحیح است. (تاریخ بغداد جلد ۱۱ صفحه ۴۹)
یحیی بن معین کیست؟
یحیی بن معین شخصیت بسیار ممتازی نزد اهل سنت است. وی یکی از رجالیون اهل جرح و تعدیل است که این حدیث را صحیح شمرده است. ذهبی از وی به امام، شیخ المحدثین و أحد الأعلام تعبیر میکند. (سیر اعلام النبلاء جلد ۱۱ صفحه ۷۳)
نام برخی از صحابهای که این حدیث را نقل کردهاند:
۱. امیرالمومنین علیه السلام ۲. امام حسن مجتبی علیهالسلام ۳. امام حسین علیهالسلام ۴. عبدالله بن عباس ۵. جابربن عبدالله انصاری ۶. عبدالله بن مسعود ۷. حذیفة بن یمان ۸. عبدالله بن عمر ۹. انس بن مالک ۱۰. عمر بن العاص
نام برخی از تابعین راوی این حدیث
۱. امام زینالعابدین علیهالسلام ۲. امام محمد بن باقر علیهالسلام ۳. اصبغ بن نباته کوفی ۴. جریر ضبی ۵. حارث بن عبدالله همدانی ۶. سعد بن طریف کوفی ۷. سعید بن جبیر اسدی کوفی شهید ۸. سلمة بن کهیل ۹. سلیمان بن مهران اعمش ۱۰. عاصم بن ضمره سلولی کوفی ۱۱. مجاهد بن جبر مکی ۱۲. عبدالرحمان بن عثمان.
نام منابعی که این حدیث را نقل کردهاند:
۱. تهذیب الکمال حافظ مزی جلد ۱۸ صفحه ۷۷ و جلد ۲۰ صفحه ۴۸۵.
۲. المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری جلد ۳ صفحه ۹۸.
۳. سنن الترمزی جلد ۴ صفحه ۶۵۴ و دهها منبع دیگر از منابع اهل سنت.
نام بزرگانی از اهل سنت که حدیث را ارسال مسلم دانستند:
۱. ابو اللیث سمرقندی ۲. گنجی شافعی ۳. نظام الأولیاء هندی ۴. ابوالمجد غزنوی ۵. ابن طلحه شافعی ۶. محی الدین طبری شافعی ۷. سعدالدین فرغانی ۸. ابن صباغ مالکی مذهب ۹. ابن حجر مکی شافعی ۱۰. شاه ولی الله دهلوی. (به کتاب نفحات الازهار جلد ۱۰ صفحه ۴۴ مراجعه کنید)
فقه الحدیث
نکتهای محوری و بسیار دقیق و مهم در این حدیث و معنای آن است. حضرت فرمود: «أنا مدینة العلم و علی بابها» بدون تردید الف و لام در العلم، الف و لام جنس است. یعنی علم مطلق و مطلق علم نزد نبی مکرم اسلام است و راه رسیدن به این علم تنها امیرالمومنین علیه السلام است. حال که آن حضرت، درب شهر علم رسول الله است؛ رسیدن به علوم محمدی، تنها از مسیر امیرالمومنین علی علیه السلام میگذرد و نه شخص دیگری.
بیان مستدلّ ابن جبر درباره حدیث أنا مدینة العلم
مرحوم ابن جبر یکی از بزرگان علمای شیعه امامیه است. وی درباره فقه الحدیث نکته بسیار دقیقی را در کتاب نهج الإیمان صفحه ۳۴۳ و ۳۴۴ بیان میکند. ایشان این طور میفرماید:
این حدیث دلیلی بر عصمت امیرالمومنین است؛ زیرا اگر ایشان معصوم نبود، صدور فعل قبیح از وی جایز بود، و با صدور آن، اقتدا به ایشان قبیح میگردید. در حالیکه رسول خدا ایشان را مقتدا در علوم قرار داده است. آیا میتوان پذیرفت که رسول خدا به امر قبیح امر کرده باشد؟ قطعاً محال است، پس ثابت میشود که امیرالمومنین معصوم است.
همچنین این حدیث بر امامت امیرالمومنین بر امت دلالت دارد؛ چرا که ایشان، باب علوم است. مؤید این مطلب این است که امت دچار اختلاف شد و برخی به برخی دیگر مراجعه کردند اما امیرالمومنین علیه السلام از مراجعه به دیگران بینیاز بود.
این حدیث بر ولایت علی علیهالسلام و امامت ایشان دلالت دارد. گرفتن علم و حکمت و ورود به بهشت در زمان حیات ایشان و بعد از وفات ایشان، ممکن نیست مگر به واسطه ایشان، و روایت علم و حکمت جز از طریق ایشان صحیح نیست؛ زیرا خداوند میفرماید: «وأتوا البيوت من ابوابها» (سوره بقره آیه ۱۸۹) و باب، جز علی علیهالسلام نیست.
این حدیث همچنین دلالت دارد بر اینکه هر کس از طریقی غیر از علی علیهالسلام به برخی از علوم و حکمتهای نبوی دست یافته باشد، او عصیانگر است و همچون دزد و سارقی است که از دیوار بالا رفته باشد. زیرا دزد و سارق برای رسیدن به مطلوب خودشان، عصیان میکنند و از در وارد نمیشوند.
عبارت حضرت که فرمودند: «فمن اراد العلم فليأت الباب» به معنای مخیر بودن افراد برای وارد شدن از طریق این در نیست؛ بلکه منظور، وجوب ورود از طریق این درب و تهدید در صورت عصیان است. همان طوری که خداوند میفرماید: «فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر» (سوره مبارکه کهف/ آیه ۲۹)
دلیل بر این مطلب آن است که نبی دیگری غیر از محمد صلی الله علیه وآله و سلم در اینجا وجود ندارد یعنی شهر علم و دارالحکمه دیگری موجود نیست تا دیگران مخیر باشند که علم را از او و یا از غیر او دریافت کنند. فقدان نبی دیگر، دلیل بر الزام و وجوب مراجعه به امیرالمومنین علی علیه السلام است.»