|
یک پژوهشگر علوم قرآن و حدیث گفت: آیات ۲۰ و ۲۱ سوره یاسین نشان میدهد
یک پژوهشگر علوم قرآن و حدیث گفت: آیات ۲۰ و ۲۱ سوره یاسین نشان میدهد که فهم حق و حرکت در مسیر هدایت، محدود به مرکز شهر یا موقعیت جغرافیایی نیست؛ مردی از دورترین نقطه شهر، با شتاب و انگیزهای خالص آمد و مردم را به پیروی از پیامبران خدا فراخواند.
مسجد حبیب نجار در ترکیهماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و ماهی که شب قدر در آن چون قلبی تپنده میدرخشد، فرصتی است تا از دریچهای تازه به عمق قرآن کریم بنگریم. سوره مبارکه یس که پیامبر(ص) آن را قلب قرآن نامیدهاند، نهتنها راهنمای ما در مسیر ایمان و هدایت است، بلکه هر آیهاش پنجرهای بهسوی رازهای توحید، معاد و رحمت الهی میگشاید. خبرنگار ایکنا از اصفهان در سلسلهگفتوگوهایی بهمناسبت این ماه با علیاکبر توحیدیان، پژوهشگر قرآنی و دکترای علوم قرآن و حدیث، در شماره هفتم به بررسی آیات ۲٠ و ۲۱ سوره یاسین، درسهای حرکت در مسیر حق و حمایت از پیامبران، نقد شرک و اعلام ایمان بر پایه فطرت و منطق و پاداش صبر و شهادت براساس تفسیر حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی میپردازد. این مجموعه ۳۰ قسمتی، ما را با پیوند عمیق مفاهیم هدایت، انذار، تقدیر و سبل السلام در قرآن و همچنین رازهای نهفته در آیات سورههای یس و قدر آشنا میکند.
ایکنا ـ در آغاز، متن آیات ۲٠ و ۲۱ سوره یاسین، ترجمه آنها و توضیح ابتدایی خود را برای مخاطبان بیان کنید.
آیه ۲۰ سوره یس میفرماید: «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ؛ و مردی شتابان از دورترین نقطه شهر آمد و گفت: ای قوم من، از فرستادگان خدا پیروی کنید.»
آیه ۲۱: «اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ، از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمیخواهند و خود هدایتیافتهاند.»
آیه ۲۰ سوره یس اینگونه آغاز میشود: «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى؛ مردی از دورترین نقطه شهر، با شتاب آمد.» این آیه به ما میگوید، از همان شهری که سه پیامبر الهی در آن حضور داشتند که طبق نقلها شهر انطاکیه بوده است، مردی از دورترین نقطه شهر، از حاشیه شهر به تعبیر امروزی، با شتاب حرکت کرد و آمد.
این مرد به اصطلاح وساطت و دفاع کرد و گفت: «یَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ؛ ای مردم من، از این پیامبران پیروی کنید.» او با یقین سخن گفت که من به حقیقت این پیامبران یقین دارم. حالا داستان اینکه این مرد چگونه به این یقین رسیده، مفصل است و در خود قرآن نیامده، اما در تفاسیر و منابع دیگر به آن پرداخته شده است. او مردم را تشویق کرد که به سخن این پیامبران گوش دهند و از آنان پیروی کنند. در شماره بعد، بحث خود را درباره این ماجرا و پیامهای این آیات ادامه خواهیم داد.
ایکنا ـ از دل آیات ۲٠ و ۲۱ سوره یاسین چه پیامها و نکاتی استخراج میشود؟
پیام اول این آیات عبارت است از اینکه معیار فهم حق، موقعیت جغرافیایی نیست. در این آیه تعبیر «أَقْصَى الْمَدِينَةِ» آمده است. «اقصی» یعنی دورترین و در مقابلش، «ادنی» یعنی نزدیکترین قرار میگیرد. قرآن میفرماید این مرد از دورترین نقطه شهر آمده بود؛ یعنی از حاشیه شهر، نه از مرکز.
پیام این آیه این است که دور بودن از مرکز شهر، نشانه دوری از فرهنگ، فهم، معرفت و حقیقت نیست. اینطور نیست که اگر کسی بهطور نمونه در تهران زندگی میکند، فرهنگش بالاتر از کسی باشد که در کاشان یا یک روستا بهسر میبرد. چهبسا کسی که در حاشیه است، حق را بسیار بهتر از کسی بفهمد که در مرکز شهر نشسته است.
شهری، روستایی، پایتختنشین، شمال شهری، جنوب شهری، هیچکدام معیار نیست. معیار، فهم حق و حرکت در مسیر آن است. این مرد از اقصیالمدینه آمد، اما حق را فهمید و دیگران را هم به پیروی از حق دعوت کرد.
پیام دوم این آیه این است که حمایت از حق، محدود به منطقه و جغرافیا نیست. هر جای این کره خاکی که حقی پایمال شود، مسلمان وظیفه دارد تا آنجا که برایش میسر است، از آن دفاع کند. این آیه پاسخ کسانی است که میگویند: «ایران چه کار به مسئله فلسطین دارد؟» در حالی که قرآن میگوید مردی از دورترین نقطه شهر، برای دفاع از حق حرکت کرد. مسلمان، هر جای دنیا که باشد، وظیفه دارد از حق حمایت کند.
پیام سوم: گاهی باید یکتنه قیام کرد. قرآن میفرماید: «رَجُلٌ» یعنی یک مرد، یک نفر. گاهی ممکن است یک شهر راه حق را نرود، اما تو یک نفر حق را میفهمی. در این صورت باید حرکت کنی و فریاد بزنی. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «در راه حق از کمبودن پیروان نترسید.» حق را بگویید، حتی اگر تعداد شما کم باشد. کلمه «یَسْعَى» یعنی با شتاب. این حرکت، حرکت کند و بیتفاوت نیست.
پیام چهارم: طولانی بودن مسیر نباید مانع حمایت از حق شود. این مرد از دورترین نقطه شهر حرکت کرد. مسافت طولانی مانع نشد. برای حمایت از حق، سختی راه، فاصله و زمان نباید مانع شود.
پیام پنجم: انگیزه و سوز مهمتر از عنوان و مقام است. قرآن فقط میگوید: «رَجُلٌ.» نه اسمش را میبرد، نه عنوانش را. چرا این کار بزرگ را کرد؟ چون سوز، انگیزه و درد داشت. گاهی ممکن است تحصیلکردهها، دکترها، مهندسها، حتی آیتاللهها به وظیفهشان عمل نکنند، اما یک طلبه ساده، یک دانشجو، یک جوان وظیفهاش را انجام دهد. برای حرکت در راه حق، عنوان و پرستیژ شرط نیست.
پیام ششم: اگر جان مردان خدا در خطر است، باید با شتاب اقدام کرد. این مرد فهمید جان آن سه پیامبر در خطر است، با شتاب آمد تا از آنان دفاع کند.
پیام هفتم: پیامبران الهی حامیان جسور و پرشور داشتند. این آیات نشان میدهد که پیامبران تنها نبودند؛ یارانی داشتند که شجاعانه از آنان دفاع میکردند.
پیام هشتم: مؤمن عاشق هدایت مردم است. از جمله «یَا قَوْمِ» معلوم میشود که این مرد از گمراهی مردم رنج میبرد. مؤمن واقعی وقتی جامعه را در انحراف میبیند، غصه میخورد. این همان حزنی است که در نهجالبلاغه هم به آن اشاره شده است.
پیام نهم: شکستن سکوت در محیطهای انحرافی ستوده است. این مرد سکوت نکرد. در محیطی که انحراف بود، فریاد زد و مردم را به پیروی از حق دعوت کرد.
پیام دهم: حمایت از حق باید با سرعت، شدت، منطق، استدلال و عاطفه همراه باشد. شدت و سرعت: «یَسْعَى»، منطق، استدلال و عاطفه: «یَا قَوْمِ.»
پیام یازدهم: اخلاص در تبلیغ شرط اصلی است. او گفت: «اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا»، این پیامبران نه پول میخواهند، نه تشکر، نه تقدیر. منادیان حق و مبلغان نباید کارشان پولی شود. نباید بگویند اگر فلانقدر بدهید، میآیم، اگر ندهید، نمیآیم. گاهی تشنگی به تشکر و تعریف، از پول هم خطرناکتر است. اخلاص شرط جذب مردم است.
پیام دوازدهم: هدایتگر باید خود هدایتشده باشد. قرآن میفرماید: «وَهُمْ مُهْتَدُونَ»؛ یعنی این پیامبران خودشان هدایتیافتهاند، پس میتوانند دیگران را هدایت کنند.
پیام سیزدهم: پیروی از عالم بیهوس. باید از عالمی پیروی کرد که اخلاص داشته باشد، دنبال پول، شهرت و تشکر نباشد و هوای نفس نداشته باشد.
ایکنا ـ آیات ۲۲ تا ۲۷ سوره یس و ترجمه آنها را نیز بیان کنید.
آیه ۲۲ سوره یس میفرماید: «وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ و چرا کسی را نپرستم که مرا آفریده است، در حالیکه شما همگی به سوی او بازگردانده میشوید؟»
آیه ۲۳: «أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونَ؛ آیا جز او معبودانی بگیرم؟ اگر خدای رحمان بخواهد آسیبی به من برساند، شفاعت آنان هیچ سودی برای من نخواهد داشت و مرا نجات نخواهند داد.»
آیه ۲۴: «إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ در این صورت، قطعاً در گمراهی آشکاری خواهم بود.»
آیه ۲۵: «إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ؛ من به پروردگار شما ایمان آوردهام، پس سخن مرا بشنوید.»
آیه ۲۶: «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ؛ به او گفته شد: وارد بهشت شو، گفت: ای کاش قوم من میدانستند.»
و آیه ۲۷ سوره یس: «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ؛ که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و مرا از گرامیداشتگان قرار داد.»
ایکنا ـ این آیات چه مفهومی دارند و پیام کلی این بخش چیست؟
آیه ۲۲ بیانگر ندای فطرت است: «وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي»؛ یعنی مرا چه میشود؟ چرا کسی را که مرا آفریده و بازگشت من به سوی اوست، نپرستم؟ این ندایی درونی و وجدانی است.
آیه ۲۳ نقد شرک با منطق روشن را میرساند: «أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً»؛ آیا غیر از خدا، معبودانی را انتخاب کنم؟ شفاعت آنها هیچ سودی نخواهد داشت و قدرت نجات من را ندارند.
آیه ۲۴ نتیجه روشن شرک را بیان میکند. اگر چنین کاری کنم، «إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ»؛ یعنی در گمراهی آشکار خواهم بود.
آیه ۲۵ نیز اعلام ایمان علنی است: «إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ؛ ای مردم، بدانید که من به پروردگار شما ایمان آوردهام.» این دعوت هم زبانی و هم عملی است.
در روایات پیامبر اکرم(ص) آمده که صدیقین، سه نفرند که این مرد، حبیب نجار بوده است: حبیب نجار (مؤمن آل یاسین)، حزقیل (مؤمن آل فرعون که سوره «مؤمن» به جریان او اشاره دارد) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع).
میان آیه ۲۵ و ۲۶ حادثهای بزرگ رخ میدهد؛ در قرآن بهصراحت بیان نشده، اما مفسران گفتهاند که این مرد را سنگسار کردند. برخی گفتهاند او را زیر مشت و لگد به شهادت رساندند؛ اما قرآن بلافاصله در آیه ۲۶ درباره ورود فوری به بهشت میفرماید: «قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ.» مفسران، از جمله علامه طباطبایی(ره)، آیتالله مکارم شیرازی و دیگران میفرمایند: «دلیل اینکه قرآن مستقیماً به ورود به بهشت اشاره میکند، این است که شهادت و ورود به بهشت، پشت سر هم و بیفاصله انجام شد.»
و آیه ۲۷ نشاندهنده دغدغه همیشگی هدایت است: «قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ»؛ حتی پس از شهادت، این مرد دغدغه هدایت مردم را داشت.
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
نوشته شده
در
پنجشنبه 7 اسفند 1404
توسط
کاربر 1
|
|
PDF
چاپ
بازگشت
|
|
|
|
|