ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه ۸ فروردين ۱۴۰۴
جمعه ۸ فروردين ۱۴۰۴
 
 
  جستجو در سایت
 
  پرسش و پاسخ
موضوع :
 نوع پرسش :
عبارت جستجو :
کد سوال : ۵۸۷
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : چهارشنبه,۶,فروردين,۱۴۰۴ تاریخ پاسخ : چهارشنبه,۶,فروردين,۱۴۰۴
پرسش کننده: سوران پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : آیا شب قدر قبل اسلام هم در تاریخ وجود داشت؟

پاسخ :
 شب قدر شبی است که قرآن در آن نازل شده است:

«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ [قدر/۱] ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل كردیم!»

و این شب از هزار ماه بهتر است:

«لَیلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ[قدر/۳] شب قدر بهتر از هزار ماه است!»

شاید این دو ویژگی، ویژگی‌هایی باشند که قبل از اسلام وجود نداشته است. چون قطعا قرآن قبل از پیامبر خاتم(ص) نازل نشده بود و شاید به برکت همین نزول قرآن، ارج و شرافت شب قدر، تا بدین حد شده که از هزار ماه بهتر باشد. از همین رو بعضی مطابق حدیثی معتقد هستند که شب قدر مخصوص امت آخر الزمان است.

در تفسیر نمونه می‌گوید: «صریح روایات متعددی این است كه این از مواهب الهی بر این امت می‌باشد، چنان كه در حدیثی از پیغمبر اكرم(ص) آمده است كه فرمود: ان اللَّه وهب لامتی لیلة القدر لم یعطها من كان قبلهم: خداوند به امت من شب قدر را بخشیده و احدی از امتهای پیشین از این موهبت برخوردار نبودند.[۱]»[۲]

لازم به ذکر است که بعد از پیامبر(ص) و نزول قرآن نیز شب قدر، هر ساله تکرار می‌شود. در تفسیر نمونه می‌گوید: «تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) كه دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه"سَلامٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ" كه نشانه دوام است نیز گواه بر این معنی است. به علاوه روایات بسیاری كه شاید در حد تواتر باشد نیز این معنی را تأیید می‌كند.»[۳]

اما شب قدر خصائص دیگری دارد که منحصر به امت آخر الزمان نیست. بلکه برای هر دوره‌ای لازم است. مثل مقدر شدن سرنوشت بندگان، یا نزول فرشتگان بر حجت الهی، از این رو در احادیث به این نکته اشاره شده است که شب قدر از ابتدای خلقت وجود داشته است:

امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: خدای- جل ذكره- شب قدر را در ابتدای خلقت دنیا آفرید و در آن شب نخستین پیغمبر و نخستین وصیی كه باید باشد (آدم و شیث را) آفرید [وجود آنها را مقدر ساخت] و حكم فرمود كه در هر سال شبی باشد كه در آن شب تفسیر و بیان امور تا چنان شبی در سال آینده فرود آید، هر كه آن شب را انكار كند، علم خدای عز و جل را رد كرده، زیرا پیغمبران و رسولان و محدثان جز به وسیله حجتی كه درآن شب به آنها میرسد با حجتی كه جبرئیل علیه‌السلام (در غیر آن شب) برای آنها می‌آورد، قائم نشوند و به پا نایستند (زیرا برنامه رهبری خلق و برخی علوم خاصف را در آن شب به دست می‌آورند)

راوی گوید: عرض كردم: جبرئیل یا ملائكه دیگر نزد محدثان هم می‌آیند؟ فرمود: درباره پیامبران و رسولان كه شكی نیست و نسبت به غیر ایشان، ناچار باید از نخستین روز آفرینش زمین، تا پایان جهان حجتی برای اهل زمین بوده باشد كه خدای تعالی تفسیر امور را در آن شب بر محبوبترین بندگانش نازل فرماید.[۴]

[۱]. در المنثور" جلد ۶ صفحه ۳۷۱.
[۲]. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص: ۱۹۰.
[۳]. تفسیر نمونه، ج۲۷، ص: ۱۹۰.
[۴]. الكافی، ج۱، ص: ۲۵۰.



کد سوال : ۵۸۶
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : يکشنبه,۲۶,اسفند,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : يکشنبه,۲۶,اسفند,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال :
اگر انسان فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید نما ز اوچه حکمی دارد؟


پاسخ :
 نمازش باطل است و باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نماید.


کد سوال : ۵۸۵
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : شنبه,۸,دي,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : شنبه,۸,دي,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال :
مسیحیت عیسی را «کلمه» می‌داند چون معتقد است عیسی، انسان و پیامبر -که کلمات خدا را دریافت و ابلاغ می‌کند- نیست؛ بلکه تجسد و آشکارگی خدا بر روی زمین است! او وجودش کلمه است، نه اینکه کلمه را دریافت کند. این در حالی است که پیامبر اسلام این نگاه را به حضرت عیسی ندارد و او را همچون سایر پیامبران، انسان و پیامبر و دریافت کننده کلمه خدا می‌داند؛ اما عجیب اینجاست که با این حال، پیامبر اسلام به تبع مسیحیت و کتاب مقدس آن‌ها، عیسی را کلمه خدا نیز می‌خواند! چطور شده که پیامبر اسلام، مرتکب چنین تناقضی در توصیف عیسی شده است؟! از سویی او را انسان و پیامبر و دریافت کننده کلمه خدا می‌داند و از سوی دیگر همچون مسیحیان او را کلمه خدا می‌خواند!


پاسخ :
مفهوم «کلمه» و آنچه در سنت مسیحی از آن با عنوان «لوگوس»(۱) یاد می‌شود، یکی از آموزه‌های اصیل و اساسی جامعه مسیحیت بوده و شاخه‌ای با عنوان «مسیحیت شناسی مبتنی بر لوگوس»(۲) را پدید آورده است. برخی از متکلمان مسیحی (مثل تیموتی نَسطوری، یوحنای دمشقی، به طریق یوحنای اول و...)، ادعا می‌کردند که چون در قرآن، حضرت عیسی کلمۀ خداوند نامیده شده و از طرفی دیگر چون در انجیل یوحنا نیز وی کلمۀ خداوند (لوگوس) معرفی شده است، پس بین مسیحیان و مسلمانان در این زمینه هیچ اختلافی وجود ندارد و مسلمانان هم همان عقیدۀ الهیات مسیحی در مورد الوهیت عیسی علیه‌السلام رادارند.(۳) اما باید دید که آیا معنای «لوگوس» که به «کلمه» ترجمه شده است، معادل معنای «کلمه» در قرآن کریم است؟ با این مقدمه به سراغ سؤال یاد شده رفته و پاسخ آن را در قالب چند نکته تقدیم می‌کنیم: نکته اول: «لوگوس» واژه‌ای یونانی به معنای «من می‌گویم» است که در طول زمان، معانی مختلفی را به خود گرفته است.(۴) اما دو معنای «عقل» در فلسفه یونان باستان و «کلمه»، در سنت سامی برجسته‌تر گردیده است. سابقۀ استعمال لوگوس در عهد عتیق به‌طور خاص و در یهودیت به‌طور اعم به حدود ۲۵۰ ق.م یعنی به زمان ترجمۀ سَبعینی عهد قدیم(۵) در اسکندریه در زمان بطلمیوس دوم(۶) برمی‌گردد.(۷) در مسیحیت، مسئله لوگوس و مطالبی که حول آن شکل گرفته است، مبتنی بر هجده آیه از انجیل یوحنا (آخرین انجیل از اناجیل چهارگانه که چند دهه بعد از حضرت عیسی نگاشته شده) است که به نوعی حکم مقدمه این انجیل را داشته و با این عبارت آغاز می‌شود که: «در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود».(۸) به نظر می‌رسد که یوحنا، در انجیل خودش، آموزه کلمه و لوگوس را از یونانیان، به‌ویژه از فلسفه رواقیون یونان برگرفته و با آمیختن آن با آموزه‌های نوین مسیحی، به مفهوم جدیدی دست یافته است که قبل از او در هیچ کدام از مکاتب دینی و فلسفی، سابقه نداشته است.(۹) عالمان نخستین کلیسا نیز با تکیه بر نگاه یوحنا، به تبیین و توضیح مفهوم لوگوس پرداخته و بر جنبه‌های فلسفی آن افزودند.(۱۰) نکته دوم: لوگوس در کتاب یوحنا، به لحاظ مفهومی، تفاوت عمده‌ای با مفهوم لوگوس در عهد عتیق داشته و به جهت «تجسد بخشی»(۱۱) به آن و تبلور آن در شخص عیسی مسیح علیه‌السلام، با فلسفه رواقی یونان نیز، مخالفت پیدا می‌کند. درواقع، در آثار متفکران یونانی رایج‌ترین معنای لوگوس، حکمت و عقل، همچنین منطق و کلام است، ولی لوگوس در انجیل یوحنا، از معنی عقل به معنی کلمه تغییر جهت داده و از نظر متکلمان مسیحی، در عیسی علیه‌السلام متجلی شده است.(۱۲) با توجه به فرازهای ابتدایی انجیل یوحنا می‌توان گفت ازنظر مسیحیان، مسیح همچون حکمت، عامل خلقت است،(۱۳) مسیح پیام و کلام خدا (لوگوس) به بشر است(۱۴) و نقشه و هدف الهی برای بشر بوده و در مسیح، تفکر خدا پدیدار می‌گردد.(۱۵) در جمع‌بندی آراء آباء کلیسا باید گفت که همه آن‌ها غیر از ایرنائوس(۱۶) اولاً به این‌همانی حکمت و کلمه معتقد بودند، ثانیاً نقش دوگانه لوگوس قبل از تجسد که واسطه خلقت و نظم بخشی بر امور است و بعد از تجسد که واسطه معرفت به خداوند پدر است، در نزد همه آباء به چشم می‌خورد.(۱۷) نکته سوم: در زبان عربی، «کلمه» به معنای لفظ و زخم آمده(۱۸) و در قرآن کریم در چند آیه، خداوند تبارک و تعالی، حضرت عیسی علیه‌السلام را با این وصف یاد کرده است.(۱۹) اما باید توجه داشت که کلمه در قرآن کریم به صورت مفرد و جمع در مصادیق مختلفی ازجمله، «وحی»(۲۰)، «توحید»(۲۱)، «وعده الهی»(۲۲)، «نعمت الهی»(۲۳)، «سنت و قوانین الهی»(۲۴)، «امتحان الهی»(۲۵) و... به کار رفته است. درنتیجه، واژه کلمه و سایر مشتقات آن در قرآن کریم می‌تواند دارای مصادیق متعددی باشد که ازنظر علامه طباطبایی (ره) می‌توان همه ایشان را در یک معنا خلاصه کرد و آن این است که ازنظر قرآن کریم، هر آنچه به نحوی آشکار، بر ذات خداوند تبارک وتعالی، دلالت داشته و هستی او را به واضح‌ترین صورت متجلی می‌سازد، «کلمه» نامیده می‌شود.(۲۶) اما در اینکه چرا خداوند تبارک و تعالی، حضرت عیسی علیه¬السلام را به‌عنوان کلمه خود یاد کرده است، نظرات گوناگونی وجود دارد، اما اکثریت مفسران معتقدند، کلمه بودن حضرت عیسی از آن جهت است که وی به‌واسطه کلمه خداوند یعنی «کُن» و نه چیز دیگر پای در این جهان گذاشته است.(۲۷) همچنانکه در قرآن کریم به این خصیصه اشاره شده و می‌فرماید: «درواقع، مَثل عیسی نزد خدا همچون مَثل [خلقت‌] آدم است [که‌] او را از خاک آفرید؛ سپس بدو گفت: «باش»؛ پس وجود یافت».(۲۸) درنتیجه، کلمه بودن حضرت عیسی علیه‌السلام برای خدا به جهت خلقت بی‌واسطه ایشان به امر الهی است. همچنانکه کلام هر کس، بدون واسطه از زبان او خارج می‌شود. بگذریم از اینکه، در آیات قرآن، بارها تصریح شده که حضرت عیسی علیه‌السلام برخلاف آنچه مسیحیان می‌انگارند، فاقد جنبه الوهی است؛(۲۹) و در نتیجه، واژه «کلمه» در قرآن، فاقد معنایی است که در الهیات مسیحی و انجیل یوحنا مورد نظر است. نتیجه: از آنچه بیان شد روشن می‌شود که هرچند ازنظر صوری و ظاهری، میان کلمه دانستن حضرت عیسی علیه‌السلام در قرآن کریم و انجیل یوحنا، شباهت وجود دارد، اما به لحاظ محتوایی و مفهومی این دو واژه معانی مختلفی دارند و اصطلاحاً مشترک لفظی هستند و آنچه قرآن کریم از واژه «کلمه» برای حضرت عیسی علیه¬السلام اراده کرده است، تفاوت چشم‌گیری با آنچه مسیحیان و آباء کلیسا از آن می‌فهمند، دارد؛ چراکه منظور از کلمه بودن حضرت عیسی علیه‌السلام در قرآن، خلقت ایشان به‌واسطه کلمه «کُن» و بدون وساطت پدر است و برخلاف آنچه مسیحیان معتقدند، در قرآن کریم، هیچ مفهوم الوهی و جنبه ربوبی برای حضرت عیسی علیه‌السلام محترم دانسته نشده و حضرتشان، همچون تمامی پیامبران الهی، حداکثر بنده‌ای از بندگان خداوند یکتا هستند. به‌ویژه آنکه اساساً، متجسد دانستن لوگوس، بدعت جناب یوحنا، (صاحب چهارمین و آخرین انجیل چهارگانه) بوده و در هیچ‌کدام از اناجیل همدید پیش از او، چنین مفهومی وجود ندارد!

کلمات کلیدی: لوگوس، کلمه الهی، مسیحیت، انجیل، حضرت عیسی علیه‌السلام، قرآن

پی‌نوشت‌ها:

۱. Logos ۲. Logos Christology ۳. عبدی، ولی بررسی مقایسه‌ای لوگوس مسیحیت با کلمه در قرآن، مجله علوم قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۱ ش، شماره ۸۸، ص۹۸. ۴. Kerferd,G.B, “Logos The Encyclopedia of Philosophy, ed. by Paul Edwards,Macmillan ۱۹۷۲ vol.p. ۸۳-۸۴ ۵. Septuagint ۶. Ptolemy II ۷. Russell D.S The Jews from Alexander to Herod Oxford University Press First Pub. ۱۹۶۷ Repr. ۱۹۷۲. p.۱۹-۲۰. ۸. کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل یوحنا، باب ۱، فراز ۱-۲. ۹. Wolfson, Harry Ausryn, The Philosophy of the Church Fathers, Harvard University Press, ۱۹۶۴. p.۳۰۵-۳۰۸ ۱۰. عبدی، ولی نگرشی تحلیلی و انتقادی به مفهوم لوگوس از یونان باستان تا آباء کلیسا، فلسفه و کلام، سال ۴۵، بهار و تابستان ۱۳۹۲ ش، شماره ۹۰، ص۱۱۹-۱۲۵. ۱۱. Incarnation ۱۲. May, Herbert G. and Bruce M. Metzger. The New Oxford Annotated Bible with the Apocrypha. ۱۹۷۷. ۱۳. کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل یوحنا، باب ۱، فراز ۳-۱۰. ۱۴. کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل یوحنا، باب ۱، فراز ۱-۱. ۱۵. عبدی، بررسی مقایسه‌ای لوگوس مسیحیت با کلمه در قرآن، ص۱۰۲. ۱۶. چراکه ایرنائوس به این‌همانی حکمت و روح‌القدس باور داشت. ۱۷. عبدی، ولی نگرشی تحلیلی و انتقادی به مفهوم لوگوس از یونان باستان تا آباء کلیسا، ص۱۲۵. ۱۸. ابن منظور، لسان العرب، به اهتمام سید جمال‌الدین میردامادی بیروت، دارالفکر- دارصادر، ۱۴۱۴ ق، چاپ سوم، ج۱۲، ص۵۲۲-۵۲۵. ۱۹. سوره آل‌عمران، آیات ۳۹ و ۴۵؛ سوره نساء، آیه ۱۷۱. ۲۰. نظیر سوره بقره، آیه ۲۵۳؛ سوره شوری، آیه ۵۱. ۲۱. نظیر سوره مبارکه آل‌عمران، آیه ۶۴. ۲۲. نظیر سوره هود آیه ۱۹ و سوره اعراف، آیه ۱۳۷. ۲۳. نظیر سوره لقمان آیه ۲۷. ۲۴. نظیر سوره انعام آیه ۳۴. ۲۵. نظیر سوره بقره، ۱۲۴. ۲۶. ر.ک علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۶۷۷-۶۷۹ به نقل از عبدی ولی بررسی مقایسه‌ای لوگوس مسیحیت با کلمه در قرآن، مجله علوم قرآن و حدیث، سال ۴۴، بهار و تابستان ۱۳۹۱ ش، شماره ۸۸، ص۱۰۴. ۲۷. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ ق، چاپ سوم، ج۱، ص۲۷۶. ۲۸. سوره آل‌عمران، آیه ۵۹. ۲۹. سوره مائده، آیات ۷۵-۷۶.

سایت پاسخگو



کد سوال : ۵۸۴
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : دوشنبه,۷,آبان,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : دوشنبه,۷,آبان,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : آیا نمازی که در یکشنبه ماه ذیقعده روایت شده است را می‌توان بدون غسل انجام داد؟ به عبارت دیگر آیا غسل شرط صحت این نماز است؟

پاسخ :
این نماز را بدون غسل هم می‌توان بجا آورد. غسل در اینگونه عبادات مستحبی شرط کمال است نه شرط صحت.



کد سوال : ۵۸۳
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : پنجشنبه,۵,مهر,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : پنجشنبه,۵,مهر,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : یا هنگام خواندن اذان و اقامه، باید بی حرکت بود و طمأنینه کامل داشت؟ یا می توان حرکت کرد و راه رفت؟

پاسخ :
راه رفتن اشکال ندارد؛ هر چند مستحب است هنگام گفتن اذان رو به قبله بایستد و هنگام گفتن اقامه بدن آرام باشد.


کد سوال : ۵۸۲
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : دوشنبه,۱۱,تير,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : دوشنبه,۱۱,تير,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : کسی که جهت قبله را نمی داند، برای اقامه نماز چه وظیفه ای دارد؟

پاسخ :
کسی که می خواهد نماز بخواند، باید برای پیدا کردن قبله کوشش نماید تا یقین کند که قبله کدام طرف است و می تواند به گفته دو شاهد عادل که از روی نشانه های حسی شهادت می دهند، یا به قول کسی که از روی قاعده علمی قبله را می شناسد و محل اطمینان است، عمل کند و اگر اینها ممکن نشد، باید به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه های دیگر پیدا می شود، عمل نماید؛ حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که به واسطه قواعد علمی قبله را می شناسد گمان به قبله پیدا کند، کافی است و کسی که برای یافتن جهت قبله هیچ راهی ندارد و گمان هم به هیچ طرف نمی رود، بنا بر احتیاط واجب باید به چهار طرف نماز بخواند و اگر برای چهار نماز وقت ندارد، به هر اندازه ای که وقت دارد نماز را تکرار کند.



کد سوال : ۵۸۰
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : پنجشنبه,۱۶,فروردين,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : پنجشنبه,۱۶,فروردين,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : وقت نیت روزه رمضان چه زمانی است و آیا باید حتما بر زبان جاری شود؟

پاسخ :
همه مراجع: وقت نیت روزه رمضان از شب تا قبل از اذان صبح است و نیت روزه لازم نیست به زبان جاری شود همین‌که بداند می‌خواهد برای انجام فرمان خداوند متعال روزه بگیرد کافی است.



کد سوال : ۵۷۹
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : پنجشنبه,۱۶,فروردين,۱۴۰۳ تاریخ پاسخ : پنجشنبه,۱۶,فروردين,۱۴۰۳
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : سلام لطفا اشتراکات و تفاوت های شیعه امامیه و زیدیه را بیان کنید

پاسخ :

دو مذهب امامیه و زیدیه از مذاهب شیعی هستند که علی‌رغم اشتراکاتی که در اصول و فروع دینی دارند، تفاوت‌هایی نیز با هم دارند که بخش قابل‌ توجهی از این تفاوت‌ها ناشی از اختلاف نظری است که آن‌ها در باب «امامت» دارند. در ادامه با تأکید بر همین موضوع نکاتی تقدیم می‌شود:

نکته اول:
امامیه و زیدیه در اصل امامت و بسیاری از مباحث مرتبط با آن‌هم نظر بوده و اشتراکات فراوانی میان این دو وجود دارد که به صورت خلاصه به آن‌ها اشاره می‌کنیم.
ـ امامت جزء اصول دین: هر دو مذهب امامیه و زیدیه بر این عقیده‌اند که امامت جزء اصول دین است. (۱)
ـ ضرورت وجود امام: هر دو مذهب عقیده دارند وجود امام ضرورت داشته و زمین هیچ ‌گاه از حجت خالی نخواهد شد. (۲)
ـ وجوب عقلی نصب امام بر خداوند طبق قاعده لطف: امامیه و زیدیه بر این امر اشتراک دارند که طبق قاعده لطف، نصب امام بر خداوند واجب است و به‌ طور کلی وجوب امام را از طریق عقل اثبات می‌کنند. (۳)
ـ نص، راهی برای نصب امام: هر دو مذهب، قائل به شناخت امام از طریق نص از پیامبر و یا امام قبلی هستند. (۴)
ـ وجوب اطاعت از امام. (۵)
ـ امامت امام علی (علیه‌السلام) و حسنین (علیهم‌السلام). (۶)
ـ منجی گرایی و مهدویت: هر دو مذهب اصل ظهور منجی و موعود را پذیرفته‌اند و قائل‌اند که در آخرالزمان شخصی به جهت عدل و داد، ظهور خواهد کرد؛ (۷) اگرچه در شخص ایشان باهم اختلاف دارند.
موارد فوق گوشه‌ای از اشتراکاتِ کلی مذهب امامیه و زیدیه در موضوع امامت بشمار می‌رود.

نکته دوم:
با بررسی دقیق در موضوع امامت میان دو مذهب امامیه و زیدیه می‌توان فهمید که میان این دو مذهب شیعی تفاوت‌های زیادی است.
ـ راه‌های اثبات امام: در کلام امامیه، نص مهم‌ترین راه اثبات امامت امام بوده که در کنار آن نیز معجزه یاور آن هست. (۸) در حالی که زیدیه نص را به تنهایی راه تعیین امام قرار نداده؛ بلکه دعوت (فردی قیام کند و مردم را به ‌سوی خود دعوت نماید) و همچنین انتخاب توسط شورا و یا مردم را نیز، از جمله راه‌های اثبات امام می‌دانند. (۹)
ـ کیفیت نصّ: امامیه معتقدند برای امامت امام علی (علیه‌السلام) و ذریه ایشان «نصّ جلی» وجود دارد؛ (۱۰) ولی زیدیه بر این باورند که نص بر امامت امام علی (علیه‌السلام) نص خفی بوده، هرچند نص بر حسنین (علیهم‌السلام)، نص جلی است. (۱۱)
ـ امام مفضول و تقدم آن: امامیه بر این باور است که امام باید افضل باشد و با وجود ایشان نوبت به مفضول نمی‌رسد و این قاعده استثنا بردار نیست. (۱۲) در حالی که زیدیه اگرچه افضلیت امام را شرط می‌دانند؛ ولی آن را در مواقعی و به جهت مصلحت استثنابردار می‌دانند. عده‌ای از زیدیان خلافت خلیفه اول و دوم را این‌گونه توجیه کرده‌اند که علی (علیه‌السلام) به جهت صلاح دین و جامعه، حکومت را به خلفا واگذار و راضی به خلافت آنان بود. (۱۳) بنابراین طبق نظر زیدیه می‌توان مفضول را بر افضل مقدم داشت.
ـ عصمت: از دیدگاه امامیه، همه امامان شیعه دارای عصمت بوده و عصمت از جمله شروط لازم برای منصب امامت است. (۱۴) اما در نگاه زیدیه، عصمت شرطی برای منصب امامت نبوده و ملاکی برای برتری افراد نیست. ضمناً زیدیه قائل به عصمت در پنج تن آل عبا هستند؛ اما عصمت ائمه زیدیِ بعد از سه امامِ منصوص را نمی‌پذیرند. (۱۵)
ـ علم امام: امامیه قائل به اعلم بودن امامان شیعه بوده و آن را صفتی الزامی برای ایشان می‌داند. همچنین علم امام، علمی لدنی بوده و اهل بیت (علیهم‌السلام) از کودکی دارای علم غیب می‌باشند. (۱۶) در طرف دیگر، زیدیه علم لدنی امام را نپذیرفته و علم ایشان را عادی می‌پندارند و اعلم بودن امام را شرط ندانسته‌اند. (۱۷) البته فرقه جارودیه که از زیدیه منشعب شده در باب علم امام با امامیه هم عقیده‌اند. (۱۸)
ـ تعداد امامان: از دیدگاه امامیه تعداد امامان مشخص بوده و بر اساس روایات متعدد از خود پیامبر (صلی‌الله علیه و آله)- که عامه و خاصه آن را نقل کردند- دوازده تن هستند؛ چنانچه آیت‌الله صافی گلپایگانی ۲۷۱ حدیث از منابع عامه و خاصه را نقل کرده است. (۱۹) اما زیدیه هرچند روایات دال بر ائمه اثناعشر را جوامع روایی خود نقل کرده و بعضی از آن‌ها را نیز پذیرفته‌اند، ولی به حصر امام در عدد معینی معتقد نیستند. در تفکر آن‌ها هر فردی که شرایط امامت زیدی را داشته باشد، می‌تواند به امامت زیدی نائل آید و هیچ حصری در عدد ائمه وجود ندارد. (۲۰)
موارد یاد شده، گوشه‌ای از مهم‌ترین افتراقات دو مذهب امامیه و زیدیه در باب امامت بشمار می‌رود.

نتیجه:
بنا بر آنچه گذشت، روشن می‌شود که امامیه و زیدیه دارای اشتراکات و تفاوت‌هایی هستند. زیدیه علی ‌رغم پذیرش اصل امامت و اشتراک نظر با امامیه در بسیاری از اوصاف امام، در برخی دیگر از اوصاف امام و راه‌های اثبات او و غیره با امامیه اختلاف نظر دارد که توضیحاتش به اختصار گذشت.

 

پی‌نوشت‌ها:
۱. مظفر، محمدرضا، عقائد الامامیه، نجف، منشورات مکتبه الحیدریه، بی‌تا، ص ۶۵؛ شرفی، احمد ابن محمد بن صلاح، عده الاکیاس فی شرح معانی الاساس، صنعاء، دارالحکمع الیمانیه،۱۴۱۵ ق، ج ۲، ص ۱۰۹.
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره ای، قم، انتشارات اسوه، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۵۴؛ منصور بالله، قاسم بن محمد بن علی، کتاب الاساس لعقائد الاکیاس، صعده، مکتبه التراث الاسلامی، ۱۴۱۵ ق، ص ۱۵۱.
۳. شیخ مفید، محمد بن نعمان، النکت الاعتقادیه، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ق، ص ۳۹؛ منصور بالله، قاسم بن محمد بن علی، الاساس لعقائد الاکیاس، ص ۱۵۰.
۴. مقداد، جمال‌الدین فاضل، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، تحقیق سید محمدعلی قاضی طباطبایی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۲۳ ق، ص ۳۳۳؛ مفید، محمد بن محمد بن النعمان، مصنفات الشیخ المفید، ایران، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ۱۴۱۳ ق، ج ۱، مقاله الزیدیه فی رأی الشیخ المفید، ص ۱۴.
۵. ر.ک: طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ ق، ج ۴، ص ۴۰۲-۴۷۸؛ منصور بالله، قاسم بن محمد بن علی، کتاب الاساس لعقائد الاکیاس، ص ۱۵۱؛ متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، کنز العمال، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۹ ق، ج ۶، ص ۶۵.
۶. الامیر الحسین بن بدر الدین، ینابیع النصیحه فی العقائد الصحیحه، تحقیق المرتضی بن زید المحطوری، صنعاء، مکتبه بدر للطباعه و النشر، ۱۴۲۲ ق، ص ۳۲۵؛ منصور بالله، قاسم بن محمد بن علی، کتاب الاساس لعقائد الاکیاس، ص ۱۶۸.
۷. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، قم، انتشارات حضرت معصومه (سلام‌الله علیها)، ۱۴۲۱ ش، باب ۵، ص ۹۴ و ۱۰۳؛ الرسی، القاسم بن ابراهیم، الاحکام فی الحلال و الحرام، صعده، مکتبه التراث السلامی، ۱۴۲۰ ق، ج ۲، ص ۴۶۸.
۸. حلی، ابومنصور، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، قم، دارالهجره، ۱۴۰۷ ق، ص ۱۶۸.
۹. مفید، محمد بن محمد بن النعمان، مصنفات الشیخ المفید، ایران، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ۱۴۱۳ ق، ج ۱، مقاله الزیدیه فی رأی الشیخ المفید، ص ۱۴؛ صبحی، احمد محمود، الامام المجتهد یحیی بن حمزه و آراوه الکلامیه، منشورات العصر الحدیث، ۱۴۱۰ ق، ص ۱۵۷-۱۵۸.
۱۰. نراقی، محمدمهدی، انیس الوحدین، تصحیح آیه الله قاضی طباطبایی، تهران، الزهرا (س)، ۱۳۶۹ ش، ص ۱۴۴-۱۴۶.
۱۱. حوثی، المهدی محمد بن قاسم، الموعظه الحسنه، عمان، موسسه الامام زید بن علی الثقافیه،۱۴۲۰ ق، ص ۱۰۴؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۸۷ ش، ص ۱۶۸.
۱۲. فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، باب حادی عشر، تحقیق مهدی محقق، تهران، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، ۱۳۶۵ ش، ص ۴۴.
۱۳. امام المنصور بالله، عبدالله بن حمزه، شرح الرساله الناصحه بالادله الواضحه، صعده، مرکز اهل‌البیت (ع) للدراسات الاسلامیه،۱۴۲۳ ق، ص ۳۷۸-۳۹۱؛ منصور بالله، قاسم بن محمد بن علی، کتاب الاساس لعقائد الاکیاس، ص ۱۵۱-۱۵۷؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص ۱۶۹.
۱۴. الطوسی، محمد بن الحسن، الرسائل العشر، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ ش، ص ۹۸.
۱۵. صبحی، احمد محمود، الامام المجتهد یحیی بن حمزه و آراوه الکلامیه، ص ۱۵۴؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه ص ۱۷۴.
۱۶. کراجکی، محمد بن علی بن عثمان، کنزالفوائد، تحقیق شیخ عبدالله نعمه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق، ج ۱، ص ۲۴۱-۲۴۴.
۱۷. صبحی، احمد محمود، الامام المجتهد یحیی بن حمزه و آراوه الکلامیه، ص ۱۵۵.
۱۸. احمد خطیب، صالح، الامام زید بن علی المفتری علیه، بیروت، المکتبه الفیصلیه،۱۴۰۴ ق، ص ۲۳۸-۲۳۹.
۱۹. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، فصل ۱، باب ۱.
۲۰. سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص ۱۷۸.



کد سوال : ۵۷۸
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : جمعه,۲۵,اسفند,۱۴۰۲ تاریخ پاسخ : جمعه,۲۵,اسفند,۱۴۰۲
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : حکم  غبار غلیظ، دروغ بستن به خدا و پیامبر در ماه رمضان روزه را باطل می کند.

پاسخ :
 بخور دادن

آیات عظام امام و سیستانی: فرو بردن بخار آب روزه را باطل نمی‌کند، مگر اینکه بخار آب به‌گونه‌ای باشد که در دهان جمع شود و فرو رود به طوری که عرفاً به آن نوشیدن آب گفته شود که در این صورت روزه را باطل می‌کند.

آیه الله مکارم: احتیاط واجب این است که روزه‌دار بخار غلیظ را به حلق نرساند، ولی رفتن به حمام اشکال ندارد، هرچند فضای حمام را بخار گرفته باشد.

آیه الله وحید: احتیاط واجب این است که روزه‌دار بخار غلیظ را به حلق نرساند.

آیه الله شبیری زنجانی: فرو بردن بخار آب روزه را باطل نمی‌کند، مگر اینکه بخارآب به‌گونه‌ای باشد که در دهان جمع شود و فرورود بطوری که عرفاً به آن نوشیدن آب گفته شود درصورتی‌که احتمال می‌داده است که به حلق خواهد رسید احتیاط واجب این است که روزه را بگیرد و بعداً قضا کند.
بخار حمام

آیات عظام امام و سیستانی: فرو بردن بخارآب روزه را باطل نمی‌کند، مگر اینکه بخارآب به‌گونه‌ای باشد که در دهان جمع شود و فرورود بطوری که عرفاً به آن نوشیدن آب گفته شود که در این صورت روزه را باطل می‌کند.

آیه الله مکارم: احتیاط واجب این است که روزه‌دار بخار غلیظ را به حلق نرساند، ولی رفتن به حمام اشکال ندارد، هرچند فضای حمام را بخار گرفته باشد.

آیه الله وحید (خویی و تبریزی): احتیاط واجب این است که روزه‌دار بخار غلیظ را به حلق نرساند.

آیه الله شبیری زنجانی: فروبردن بخارآب روزه را باطل نمی‌کند، مگر اینکه بخارآب به‌گونه‌ای باشد که در دهان جمع شود و فرورود بطوری که عرفاً به آن نوشیدن آب گفته شود درصورتی‌که احتمال می‌داده است که به حلق خواهد رسید احتیاط واجب این است که روزه را بگیرد و بعداً قضا کند.

آیه الله نوری: احتیاط واجب است که از بخار غلیظ اجتناب کند. ولی اگر بخار به حدی باشد که در دهان تبدیل به آب شود روزه‌اش را باطل می‌کند.
سیگار کشیدن

همه مراجع: بنا بر احتیاط واجب روزه را باطل می‌کند.

اسپری تنفسی (آسم)

آیه الله خامنه‌ای: اشکال ندارد.

آیه الله سیستانی: چنانچه رطوبتی وارد مجرای غذا نشود مانعی ندارد.

آیه الله شبیری: اگر چیزی را به‌صورت مایع فرو ندهد، اشکال ندارد.

آیه الله مکارم: اگر به‌صورت گاز رقیق وارد بدن می‌شود، مانعی ندارد و روزه‌اش صحیح است.

آیه الله صافی گلپایگانی: اگر مضطر به استعمال باشد به‌قدر ضرورت اکتفا کند و روزه را بگیرد و اگر دون اسپری نمی‌تواند قضا کند برای هرروز یک مد طعام هم بدهد.


عطر زدن (استعمال بوی خوش)

همه مراجع تقلید: عطر زدن مانعی ندارد و روزه را باطل نمی‌کند.

بو کردن گل و گیاه

همه مراجع: بو کردن گل و گیاه روزه را باطل نمی‌کند، ولی کراهت دارد.

بوهای تندوتیز

همه مراجع: رسیدن بوی تند مواد شوینده و سفیدکننده و ... روزه را باطل نمی‌کند.

به‌طورکلی بوییدن هیچ بویی موجب بطلان روزه نمی‌شود.

رنگ کردن و حنا گذاشتن موی سر و ریش و ابرو

همه مراجع: رنگ کردن و حنا گذاشتن موی سر و ریش و ابرو روزه را باطل نمی‌کند.

نسبت دروغ به خدا و پیامبر (ص) و ائمه (ع) بدون توجه به ‌دروغ بودن آن

همه مراجع: اگر روزه‌دار در ماه رمضان، مطلبی را بدون توجه به‌دروغ بودن یا نبودن آن، به خداوند متعال و پیامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت دهد و سپس معلوم شود که دروغ بوده است روزه‌اش صحیح است.

نسبت دروغ به خدا و پیامبر (ص) و ائمه (ع) با یقین به صدق

همه مراجع: اگر روزه‌دار یقین کند که مطلبی دروغ نیست و آن را به خدا یا پیامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت دهد و سپس مشخص شود که دروغ بوده روزه‌اش صحیح است.

 دروغ

همه مراجع: دروغ گفتن در امور روزمره، روزه را باطل نمی‌کند، ولی موجب نقصان ثواب روزه می‌شود.

قسم دروغ

همه مراجع: قسم دروغ روزه را باطل نمی‌کند، ولی موجب نقصان ثواب روزه می‌شود.



 



کد سوال : ۵۷۷
موضوع : پاسخ به سوالات دینی
تاریخ سوال : دوشنبه,۱۶,بهمن,۱۴۰۲ تاریخ پاسخ : دوشنبه,۱۶,بهمن,۱۴۰۲
پرسش کننده: نامشخص پاسخ دهنده: کاربر ۱

سوال : در کفاره حنث قسم، جهت پوشاندن فقیر، یک پیراهن کافی است یا لباس کامل (از جمله شلوار)، منظور است؟

پاسخ :
در حال بررسی می باشد


 
۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰...