ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : دوشنبه 23 شهريور 1405
دوشنبه 23 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394     |     کد : 94834

نامه اشراف کوفه به امام حسین(ع)/ به سوی ما بیا که مقتدایی نداریم

در روزشمار کاروان حسینی به روزی می رسیم که نامه کوفیان به امام حسین (ع) خوانده می شود، در زیر نامه اسامی اشراف کوفه نیز آمده است که خطاب به ایشان گفته اند به سوی ما بیا که امام و مقتدایی نداریم.

در روزشمار کاروان حسینی به روزی می رسیم که نامه کوفیان به امام حسین (ع) خوانده می شود، در زیر نامه اسامی اشراف کوفه نیز آمده است که خطاب به ایشان گفته اند به سوی ما بیا که امام و مقتدایی نداریم.

خبرگزاری مهر- مجتبی فرآورده نویسنده و کارگردان سینما با سلسله یادداشت هایی که از روز هفتم ذیحجه شروع شده است و تا اربعین ادامه دارد، قرار است روزشمار وقایع کاروان حسینی در این ایام را روایت کند.

امروز بیست و دوم ذیحجه شانزدهمین یادداشت وی را می خوانید:

شانزدهم ذیحجه

«جُون، رفت تا عقال از پای شتر برگیرد، مردی از تازه همراه شدگان، خود را به او رساند.

گفت؛ این اُشتر چه بر گُرده دارد که اینچنین مراقبت می کنی؟

گفت؛ نامۀ کوفیان!

مرد به کنجکاوی نزدیکتر شد و یکی از نامه های خورجین را برداشت.

گفت: بخوانم؟

جُون گفت: اگر مشتاقی بخوان.

و به صدای بلند شروع به خواندن کرد.

 گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. از بزرگان کوفه به حسین بن علی.

یابن رسول الله!

باغ ها سرسبز و میوه ها رسیده و چشمه ها جوشیده و پُر آب اند و لشکری آماده فرمان تو است، به سوی ما بیا که امام و مقتدایی نداریم.

لحظه ای مکث کرد و سپس با صدایی آرام، نام نگارندگان نامه را بر زبان راند.

گفت: عمرو بن حجاج، شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، زید بن حارث.

و با خود نجوا کرد.

گفت: اینها که بزرگان کوفه اند.

ناباور از جُون پرسید: براستی اشراف کوفه هم خواهان اویند؟

جُون، اُشتر را از زمین بلند کرد و با نگاهی به او، تبسم تلخی بر چهره اش نشست.»


نوشته شده در   چهارشنبه 15 مهر 1394  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode