ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 25 شهريور 1405
چهارشنبه 25 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 24 اسفند 1393     |     کد : 86529

بررسی آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام)1

دریافت های عقلی و نظرات تفسیری مفسران در خصوص عصمت حضرت ابراهیم (علیه السلام)، به طور قطعی حکم می کنند که ظاهر آیات مراد و منظور خداوند نبوده و آنها را باید به گونه ای تأویل کرده که با دلایل عقلی مطابقت داشته باشد.


دریافت های عقلی و نظرات تفسیری مفسران در خصوص عصمت حضرت ابراهیم (علیه السلام)، به طور قطعی حکم می کنند که ظاهر آیات مراد و منظور خداوند نبوده و آنها را باید به گونه ای تأویل کرده که با دلایل عقلی مطابقت داشته باشد.

   
بخش اول

چکیده

ظاهر برخی از آیاتی که در باره انبیا نازل شده است با عصمت آنان منافات دارد. برخی با استناد به ظواهر آیاتی که دارای عناوینی مانند: غفران و مغفرت الهی، ذنب، توبه، عفو و ... هستند، شبهاتی را درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) مطرح نموده اند؛ مانند: شبهه مشرک بودن پدر حضرت ابراهیم و طلب استغفار حضرت برای وی، شبهه دروغ گفتن حضرت، شبهه آرزوی آمرزش از گناهان توسط حضرت، شبهه شک داشتن نسبت به زنده شدن مردگان و شبهه شرک ورزیدن حضرت ابراهیم(علیه السلام). در این مقاله ضمن بیان این آیات و ذکر شبهات مطرح شده در باره حضرت ابراهیم(علیه السلام)، با استفاده از دیدگاه مفسران قرآن این شبهات بررسی و پاسخ داده می شود.


طرح مسئله

عصمت و مصونیت از خطا و لغزش، به عنوان یکی از شرایط نبوت، از جمله مسائل کلامی است که از دیرباز نزد متکلمان مسلمان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

دوایت رونالدسن درباره تاریخچه عصمت بر این باور است که با پیشرفت و تحول علم کلام، شیعیان اولین کسانی بودند که به بیان مسئله عصمت پرداختند و ائمه خود را متّصف به عصمت نمودند. وی آغاز این تفکر را از زمان امام صادق(علیه السلام) می داند؛ درحالی که پرداختن به این مسئله از سوی اهل سنت را تا قبل از قرن سوم هجری رد می نماید. وی بر این باور است که کتاب الکافی که به بیان موضوع عصمت پرداخته در این راستا تصنیف شده است. (م. رونالدسن، 1410: 328)

آیت الله سبحانی معتقد است که این تحلیل از طرف مستشرقین صحیح نمی باشد و آن را اوهامی می داند که مخالفان مطرح نموده اند. ایشان منشأ ظهور و طرح مسئله عصمت را قرآن کریم می داند. به عنوان مثال فرشتگانی که موکلین دوزخ هستند، به این وصف متصف شده اند. (تحریم / 6) بنابراین با تأسی از قرآن کریم، بدون در نظر گرفتن هر آن کس که بدان وصف متصف می شود؛ عصمت نزد متکلمین، گسترده تر شد و درباره انبیای الهی و نیز ائمه معصومین(علیه السلام) بیان گردید. (سبحانی، 1424: 1 / 11 ـ 10) درباره برخی از انبیای الهی ظاهر آیات متعددی از قرآن موجب به وجود آمدن شبهه صدور گناه از آنان می باشد. ازاین رو منکران عصمت انبیا با استناد به ظاهر این آیات، عصمت ایشان را انکار نموده اند. چنان که منکران عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام) با استناد به آیاتی از قرآن کریم، پیرامون محورهایی نظیر: عقاید، احکام، افعال و سیره ایشان، به بحث پرداخته اند و از این آیات به عنوان دستاویزی برای اثبات رأی خویش بهره جسته و ایجاد شبهه نموده اند. آیا به راستی پدر ابراهیم(علیه السلام) که از پیامبران اولواالعزم است از مشرکین بوده است؟ چرا حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای آزر که از مشرکان بوده است طلب استغفار نمود؟

در این مقاله تلاش شده تا ضمن بیان شبهات مطرح شده درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) نظیر: مشرک بودن پدر و طلب استغفار برای ایشان، دروغ گویی، آرزوی آمرزش گناهان، شک نسبت به زنده شدن مردگان و شرک حضرت ابراهیم(علیه السلام)، با توجه به دیدگاه های مفسران شیعه و اهل سنت پاسخ داده شود.

مفهوم شناسی عصمت
الف) از نظر لغوی

خلیل بن احمد فراهیـدی «العصـم» را به معنـای «العصمة»؛ یعنی دفع نمودن شر دانسته است. «أن یعصمک الله من الشر، أی: یدفع عنک.» (فراهیدی، 1383: 1 / 313) همچنین «العَصْم»، به معنای امساک یا نگه داشتن و حفظ کردن است. (ابن منظور، 1408: 12 / 403) و «عِصْمَة الأنبیاءِ»، به معنای حفظ کردن انبیا توسط خداوند است که به طرق زیر انجام می پذیرد:

اول: عصمت انبیا به آنچه که از جهت صفا و پاکی گوهر مخصوصشان گردانیده؛ دوم: به آراستگی به فضائل جسمی و نفسانی؛ سوم: به نصرت و پیروزی و ثبات قدم؛ چهارم: به وارد کردن آرامش بر آنها و حفظ دل هایشان از دغدغه و عدم سکینه؛ پنجم: به توفیقی که تأییدشان نموده و شایسته شان داشته، خدای تعالی گوید: «وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس »؛ (مائده / 67) خدای تو را از گزند مردم حفظ می کند و در امان می دارد. (راغب اصفهانی، 1362: 570 ـ 569)

ب) از نظر اصطلاحی

علامه حلی در تعریف عصمت چنین می نویسد: عصمت لطف الهی بر مکلف است به گونه ای که مکلّف با وجود توانی در انجام واجب و ترک حرام، هیچ گونه انگیزه ای بر ترک طاعت و انجام معصیت نخواهد داشت. (حلی، 1365: 38)

سید مرتضی عصمت را آن چیزی می داند که مکلف به واسطه آن، کار قبیح انجام نمی دهد و در انجام واجب نیز اخلال نمی کند. (سید مرتضی، 1405: 2 / 277) وی در جای دیگر عصمت را لطف خداوند نسبت به بنده می داند که براساس آن بنده فعل قبیح انجام نمی دهد. (همان: 3 / 323)

خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است که عصمت آن است که بنده توانایی بر انجام معصیت داشته باشد اما اراده انجام معصیت را نکند. (فضیلی، 1414: 268)

اندیشمندان اسلامی به آیاتی از قرآن کریم استناد نموده و به عصمت انبیای الهی از بدو تولد، اشاره نموده اند. (علی الصغیر، 1424: 108)

علمای اهل سنت بر عصمت انبیا در حوزه ارتکاب گناهان کبیره و صغیره ای که در آن رذیله ای وجود داشته باشد اتفاق نظر دارند، اما در صغایری که رذیله نداشته باشد، اختلاف دارند. (اندلسی، 1422:1: 212 ـ 211) و اینکه درباه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) آمده است که: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) یَتُوبُ إ لَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْم  سَبْعِینَ مَرَّةً»؛ (کلینی، 1362: 2 / 438) رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روزی هفتاد بار به درگاه خدای عزوجل توبه می کرد؛ به جهت افزایش علم و معرفت ایشان نسبت به فرمان الهی می باشد.

طبرسی در مجمع البیان می گوید: عقیده ما بر این است که انبیا ترک واجب نمی کنند و مرتکب حرام نمی شوند؛ زیرا با عصمت آنها منافات دارد؛ اما ترک اولی؛ یعنی ترک مستحبّ یا فعل مکروه بر آنها رواست. از آنجا که مقام قرب ایشان در حد اعلاست، طلب مغفرت های ایشان برای این است که مبادا تنزلی از درجه و مقام شامخ خود پیدا کنند و در درجه ای نازل تر قرار گیرند که البته بر ایشان دشوار است؛ زیرا هر کس از یک درجه ای تنزل کند ولو گرفتار عذاب هم نشود، برایش سخت است. (طبرسی، 1426: 7 / 304)

بنابراین اصل عصمت، منع است (طبری، 1412: 4 / 18) و انبیا، معصوم به عصمت الهی هستند و دیگر شیطان نمی تواند در نفوس ایشان تصرفی کند. (طباطبایی، 1417: 3 / 176)

اقسام عصمت

عصمت از جمله امتیازها و ویژگی های انبیای الهی است که با توجه به دیدگاه متکلمان اسلامی، عصمت انبیا در سه حوزه مختلف قابل بررسی است:

الف) عصمت از ارتکاب گناه و مخالفت با دستورات (واجبات و محرمات) الهی

نبوت و عصمت با شرک و گناه سازگار نیست. مقام نبوت مقامی است که صاحب آن هرگز دست به سوی گناه دراز نمی کند. خدای سبحان می فرماید: انبیا گرچه اهل کفر نیستند، اما بر فرض محال، اگر شرک بورزند، همه طاعاتشان باطل می شود: «وَ لَوْ أ شْرَکُوا لَحَبطَ عَنْهُمْ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده اند، نابود می گردد.» (انعام / 88) (جوادی آملی، 1379: 6 / 60)

ب) عصمت از خطا و فراموشی در دریافت و ابلاغ وحی

دومین نوع از اقسام عصمت، مصونیت پیامبر از خطا و سهو در تلقّی وحی و حفظ و ابلاغ آن است که یکی از اصول مشترک بین همه انبیا می باشد. خداوند متعال می فرماید: «وَ ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ؛ ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند!» (آل عمران / 161)

شکی نیست که هدف اصلی از بعثت پیامبران، ایجاد ایمان و گرایش در مردم، آنگاه آشنا ساختن آنها با برنامه های الهی است. یکی از پایه های گرایش به پیامبران این است که فرد گرونده مطمئن باشد که آنچه پیامبران الهی می گویند، مأخوذ از خدا بوده و آنان در اخذ وحی الهی و تبلیغ آن دچار سهو و اشتباه نمی شوند و اگر امکان خطا و لغزش در این مورد به میان آید، پایه ایمان متزلزل شده و هدف از بعثت از میان می رود. (مکارم شیرازی، 1374: 2 / 99؛ سبحانی، 1360: 5 / 32؛ جوادی آملی، 1379: 3 / 240)

ج) عصمت از خطا و فراموشی در اجرای احکام الهی و انجام امور فردی و اجتماعی

مصونیت از خطا، سهو و نسیان در انجام تکالیف دینی وتطبیق قوانین شرعی بر امور خاص و نیز مصونیت از خطا در تمام اعمال فردی و اجتماعی، یکی دیگر از اقسام عصمت پیامبران الهی به شمار می آید. متکلمان در اثبات این نوع از عصمت، اختلاف نظر دارند. درحالی که بیشتر علما و متکلمان امامیه، قائل به لزوم برخوداری پیامبران به این نوع از عصمت هستند، اما عموم متکلمان غیر امامیه و برخی از علمای امامیه (سبحانی، 1411: 3 / 204  ـ 203) برخورداری پیامبران از این نوع عصمت را لازم نمی دانند. (سعیدی مهر، 1390: 2 / 81 ـ 80)

امیرمؤمنان حضرت علی(علیه السلام) در مورد چرایی اطاعت از رسول و اولواالامر می فرماید:

إ نَّمَا أ مَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بطَاعَةِ الرَّسُول  ـ لِأنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا یَأ مُرُ بمَعْصِیَةٍ ـ وَ إ نَّمَا أ مَرَ بطَاعَةِ اولى الامر ـ لِأنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا یَأ مُرُونَ بمَعْصِیَتِهِ. (صدوق، 1362: 1 / 139؛ مجلسی، 1403: 72 / 338)

همانا خداوند عزوجل فرمان داده به اطاعت از رسول، برای آنکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) معصوم است و پاک و به معصیت و گناه فرمان نمی دهد. و نیز خداوند فرمان داده به اطاعت اولواالامر برای آنکه آنان معصوم و پاک اند و فرمان به گناه نمی دهند.

دلایل قرآنی عصمت انبیا(علیه السلام)

با مطالعه و بررسی های به عمل آمده در آیات قرآن کریم می توان دلالت های بسیار این کتاب آسمانی را بر عصمت انبیای الهی دریافت که در اینجا به دو نمونه از دلایل قرآنی عصمت انبیا(علیه السلام) اشاره می گردد:

الف) آیه 124 سوره بقره

وَ إذِ ابْتَلى إبْراهیمَ ربُّهُ بکَلِماتٍ فَأ تَمَّهُنَّ قالَ إ نِّی جاعِلُکَ لِلنَّاس  إ ماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِى الظَّالِمینَ.

(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایش ها برآمد، خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقام اند)».

در روح البیان آمده است که این آیه دلالت بر عصمت انبیا از کبائر دارد؛ خواه بعد از بعثت باشد یا قبل از آن. (حقی بروسوی، بی تا: 1 / 338)

ب) آیه 80 سوره نساء

مَنْ یُطِع  الرَّسُولَ فَقَدْ أ طاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی فَما أ رْسَلْناکَ عَلَیْهمْ حَفیظا.

کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سر باز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسئول نیستی).

از دیدگاه فخر رازی این آیه از قوی ترین دلایل عصمت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در جمیع اوامر و نواهی، و در جمیع ابلاغ های او از سوی خداست؛ زیرا اگر او در چیزی خطا کند اطاعت او اطاعت از خدا نخواهد بود، و واجب است در افعالش نیز معصوم باشد؛ چراکه خداوند امر به متابعت او (به طور مطلق) کرده است. (رازی، 1420: 10 / 149)

بررسی آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

حضرت ابراهیم(علیه السلام)، دومین پیامبر اولواالعزم و دارای آئین و شریعت و از نسل حضرت نوح(علیه السلام) می باشد و براساس آیه 125 سوره نساء به خلیل الله ملقب گشت. «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إ بْراهیمَ خَلیلاً؛ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد.» خداوند متعال10 صحیفه بر حضرت ابراهیم(علیه السلام) نازل فرمود که به آن صحف ابراهیم می گویند. (طبرسی، 1426: 10 / 476)

با توجه به آیات قرآن کریم، حضرت ابراهیم(علیه السلام) به اوصافی چون اوّاه (توبه / 114؛ هود / 75)، بصیر (ص / 45)، حلیم (توبه / 114؛ هود / 75)، شاکر (ابراهیم / 39؛ نحل / 121  ـ 120)، صدیق (مریم / 41)، صالح (بقره / 130؛ انعام / 85 ـ 83؛ انبیاء / 72؛ عنکبوت / 27)، قانت (نحل / 120)، قوی (ص / 45)، مؤمن (صافات / 111)، محسن (انعام / 84 ـ 83؛ صافات / 104  ـ 103 و 110 ـ 109)، مخلص (صافات / 84 ـ 83؛ ص / 46)، وفی (نجم / 37) و منیب (هود / 75) متّصف است. (هاشمی، 1419: 3 ـ 1)

نبوت، اولواالعزم، حنیف بودن، تسلیم خدا بودن، خلّت، تحیة من الله، اسوه، دیدن زنده شدن مردگان و تفضیل بر عالمیان و امامت ـ که به دنبال موفقیت در آزمون های دشوار نصیب وی شد ـ از مقامات حضرت ابراهیم(علیه السلام) می باشد. (بقره / 124)

ایشان در مسیر دعوت به سوی توحید با خانواده، قومش و نیز نمرود، پادشاه زمانش، مناظراتی داشته است. داستان زندگی و دعوت وی در بیش از 180 آیه قرآن آمده و نامش 69 بار در ضمن آیات قرآن کریم ذکر شده است. داستان دعوت وی در سوره های بقره، انعام، شعراء، صافات، انبیاء و مریم مذکور است.

در اینجا آیات ظاهر در نفی عصمت حضرت ابراهیم(علیه السلام) مطرح و با استناد به دیدگاه مفسران، به شبهات مطرح شده پاسخ داده می شود.

الف) شبهه مشرک بودن پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام) و طلب استغفار برای ایشان

شیعه بر این باور است که هیچ یک از پدران و اجداد انبیای الهی کافر و مشرک نمی باشند و دراین باره به آیاتی از قرآن کریم نیز استناد نموده اند. (شعراء / 219 ـ 218) حال در بررسی آیات قرآن کریم با آیاتی مواجه می شویم که حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای پدرش از خداوند متعال طلب استغفار نموده است: «وَ اغْفِرْ لِأ بی إ نَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ؛ و پدرم را بیامرز، که او از گمراهان بود!» (شعراء / 86)

نقد و بررسی

قبل از اینکه به شبهات و سؤالات مطرح شده درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) پاسخ داده شود، لازم است در اینجا «آزر» که در آیه 74 سوره انعام به عنوان پدر ابراهیم از آن نام برده شده است (وَإ ذْ قَالَ إ بْرَاهِیمُ لِأ بیهِ آزَرَ ...) و مصادیق آن مورد بررسی قرار گیرد. مفسران درباره کلمه «آزر» اختلاف نظر دارند. منشأ اختلاف در نام پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، اختلاف روایاتی است که دراین باره وارد شده است. (کلینی، 1362: 8 / 367؛ مجلسی، 1403: 72 / 390) برخی بر این باورند که اسم پدر ابراهیم «تارح» یا «تارخ» بوده، و اتفاقاً تورات هم این نام را تأیید می کند. (سفر پیدایش: 12 / 27 ـ 26)

فخر رازی در مفاتیح الغیب در این مورد سه وجه را آورده است:

1. اسم پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، آزر است و اگر نام تارح را نیز برای ایشان بپذیریم، نام اصلی او آزر و تارح لقب وی است؛

2. این احتمال نیز وجود دارد که آزر نام بتی باشد که پدر ابراهیم آن را می پرستیده است.

3. تارح نام پدر حضرت ابراهیم و آزر نام عمویش باشد و به عمو هم «أب» اطلاق می گردد؛ چنان که خداوند متعال از فرزندان حضرت یعقوب(علیه السلام) حکایت می کند که ایشان گفتند: «قالُوا نَعْبُدُ إ لهَکَ وَ إ لهَ آبائِکَ إ بْراهیمَ وَ إ سْماعیلَ وَ إ سْحاقَ إ لهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» (بقره / 133) و روشن است که حضرت اسماعیل(علیه السلام) عموی حضرت یعقوب می باشد و در این آیه نام پدر بر وی اطلاق گردیده است. (رازی، 1420: 13 / 32 ـ 29)

با بررسی هایی که در دیدگاه های مفسرین شده است پاسخ به این شبهه بدین شرح است:

1. طلب استغفار مشروط به اسلام آوردن پدر

استغفار حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای پدرش مشروط به اسلام آوردن اوست و پدرش به وی وعده اسلام را داده بود؛ چراکه در آیه 114سوره توبه می فرماید: «وَ ما کانَ اسْتِغْفارُ إ بْراهیمَ لِأ بیهِ إ لاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إ یَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أ نَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأ  مِنْهُ إ نَّ إ بْراهیمَ لَأ وَّاهٌ حَلیمٌ». (همان: 16 / 159)

2. دعا بعد از مرگ پدر و یا پس از جدایی از او

از عبارت «إ نَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ» استفاده می شود که حضرت ابراهیم(علیه السلام) این دعا را بعد از مرگ پدر و یا پس از جدایی از او کرده است، چنان که تعبیر به لفظ «کان» دلالت بر این مطلب می کند. و نیز از ذیل کلامش استفاده می شود که دعای مزبور جدی نبوده بلکه صورت دعایی داشته است، که می خواسته به وسیله آن به عهدی که با او کرده بود، وفا کرده باشد؛ زیرا از یک طرف می گوید: پروردگارا این گمراه را بیامرز؛ و از طرفی دیگر می گوید: روز قیامت روزی است که مال و فرزندان به کار نمی آید و تنها در آن روز قلب سلیم نتیجه می بخشد. (طباطبایی، 1417: 7 / 165 ـ 155)

3. طلب مغفرت برای نزدیکان

بر این اساس مقصود از آیه «وَ اغْفِرْ لِأ بی إ نَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ»؛ آن است که حضرت ابراهیم(علیه السلام) بعد از فراغت از درخواست طلب دنیا و آخرت برای خود، برای نزدیک ترین فرد به خود که پدرش است، از خداوند درخواست بخشش و مغفرت کرده است. (رازی، 1420: 24 / 516)

4. مشخص نبودن حوزه عقیدتی پدر

ابن عطیه اندلسی از قاضی ابومحمد نقل می کند که استغفار حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای پدرش قبل از مشخص شدن کفر وی در هنگام مرگ بوده است. (اندلسی، 1422: 4 / 235)

بررسی های به عمل آمده براساس آیه 41 سوره ابراهیم که خداوند متعال می فرماید: «ربَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ»؛ نشان می دهد که دعای ابراهیم(علیه السلام) برای پدر و مادرش در اواخر عمر، دلالت بر این دارد که «آزر» پدر حضرت ابراهیم(علیه السلام) نبوده است. (طوسی، بی تا: 6 / 302؛ طبرسی، 1426: 6 / 491) و این دلیلی است بر آن که پدر و مادر حضرت ابراهیم(علیه السلام) مؤمن بوده اند؛ زیرا شایسته نیست حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای کافرانی که بر کفر اصرار دارند، طلب بخشش و مغفرت الهی نماید. (رازی، 1408: 11 / 290)

منابع و مآخذ

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
آلوسی، سید محمود، 1415 ق، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه.
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، 1419 ق، تفسیر القرآن العظیم (ابن ابی حاتم)، عربستان، مکتبة نزار مصطفی الباز، چ سوم.
ابن عاشور، محمد بن طاهر، 1984م، التحریر و التنویر، تونس، الدار التونسیة للنشر.
ابن عجیبه، احمد بن محمد، بی تا، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق احمد عبدالله قرشی رسلان، قاهره، انتشارات حسن عباس زکی.
ابن منظور، محمد بن مکرم، 1408 ق، لسان العرب، تعلیق و تهیه فهارس علی شیری، بیروت، دار الإحیاء التراث العربی.
امین اصفهانی، سیده نصرت، 1361، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، تهران، انتشارات نهضت زنان مسلمان.
اندلسی، ابن عطیه عبدالحق بن غالب، 1422 ق، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق عبدالسلام عبدالشافی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه.
بغوی، حسین بن مسعود، 1420 ق، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، تحقیق عبدالرزاق المهدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
ترجمه تفسیری کتاب مقدس (شامل عهد عتیق و عهد جدید)، بی جا.
ثعلبی نیشابوری، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم، 1422 ق، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
جوادی آملی، عبدالله، 1379، ت‍ف‍س‍ی‍ر م‍وض‍وع‍ی ق‍رآن ک‍ری‍م، قم، اسراء.
حر عاملی، محمد بن حسن، 1409 ق، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، آل البیت.
حقی بروسوی، اسماعیل، بی تا، تفسیر روح البیان، بیروت، دار الفکر.
حلی، حسن بن یوسف، 1365، الباب الحادی عشر، تهران، دانشگاه تهران.
حمیدی، محمد بن فتوح، 1423 ق، الجمع بین الصحیحین البخاری و المسلم، تحقیق علی حسین البواب، بیروت، دار النشر، چ دوم.
رازی، ابوالفتوح حسین بن علی، 1408 ق، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، تحقیق محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی.
رازی، فخرالدین محمد بن عمر، 1420ق، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ سوم.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، 1362، المفردات فی غریب الفاظ القرآن الکریم، کتابفروشی مرتضوی، چ دوم.
زحیلی، وهبة بن مصطفی، 1418 ق، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت، دار الفکر المعاصر، الطبعة الثانیة.
زمخشری، محمود، 1407 ق، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، چ سوم.
سبحانی، جعفر، 1360، منشور جاوید قرآن، کتابخانه عمومی امام امیرالمؤمنین(علیه السلام).
ـــــــــــــــ ، 1411 ق، الالهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، ق‍م، ال‍م‍رک‍ز ال‍ع‍ال‍م‍ی ل‍ل‍دراس‍ات الاس‍لام‍ی‍ة.
ـــــــــــــــ ، 1424 ق، عصمة الأنبیاء فی القرآن الکریم، ق‍م، مؤس‍سة الام‍ام ال‍ص‍ادق(علیه السلام).
سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله، 1419 ق، ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن، بیروت، دار التعارف للمطبوعات.
سعیدی مهر، محمد، 1390، آموزش کلام اسلامی، (راهنماشناسی و معادشناسی)، قم، کتاب طه، چ نهم.
سمرقندی، نصر بن محمد بن احمد، بی تا، تفسیر السمرقندی (بحر العلوم)، تحقیق محمود مطرجی، بیروت، دار الفکر.
سید قطب، 1400 ق، فی ظلال القرآن، قاهرة، دار الشروق، الطبعة التاسعة.
سید مرتضی، ابوالقاسم علی بن الحسین، 1409 ق، تنزیه الانبیاء، الطبعة الثانیة.
ـــــــــــــــ ، 1405 ق، رسائل المرتضی، قم، دار الکریم.
صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، 1362، الخصال، قم، جامعه مدرسین.
ـــــــــــــــ ، 1398 ق، التوحید، قم، جامعه مدرسین.
طباطبایی، سید محمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، چ پنجم.
طبرسی، احمد بن علی، 1403 ق، الإحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد، انتشارات مرتضی.
طبرسی، فضل بن حسن، 1377، تفسیر جوامع الجامع، تهران و قم، دانشگاه تهران و مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
ـــــــــــــــ ، 1426 ق، م‍ج‍م‍ع ال‍ب‍ی‍ان ف‍ی ت‍ف‍س‍ی‍ر ال‍ق‍رآن، ت‍ه‍ران، اس‍وه.
طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، 1412 ق، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة.
طوسی، محمد بن حسن، بی تا، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه شیخ آقابزرگ تهرانی و تحقیق احمد قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
طیب، سید عبدالحسین، 1378، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چ دوم.
عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، 1415 ق، تفسیر نور الثقلین، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، چ چهارم.
علی الصغیر، جلال الدین، 1424 ق، عصمة المعصوم(علیه السلام) وفق المعطیات القرآنیة، بغداد، بی جا.
فراهیدی، خ‍ل‍ی‍ل ب‍ن اح‍م‍د، 1383، العین، ت‍ح‍ق‍ی‍ق م‍ه‍دی ال‍م‍خ‍زوم‍ی، اب‍راه‍ی‍م ال‍س‍ام‍رائی، ت‍ص‍ح‍ی‍ح اس‍ع‍د ال‍طی‍ب، ق‍م، اس‍وه.
فضیلی، عبدالهادی، 1414ق، خلاصة علم الکلام، ق‍م، دار ال‍ک‍ت‍اب الاس‍لام‍ی.
فیض کاشانی، ملا محسن، 1415ق، تفسیر الصافی، تهران، صدر، چ دوم.
قرشی، سید علی اکبر، 1377، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چ سوم.
کلینی رازی، محمد بن یعقوب، 1362، الکافی، تهران، اسلامیه، چ دوم.
گنابادی، سلطان محمد، 1408 ق، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، الطبعة الثانیة.
م. رونالدسن، دوایت، 1410 ق، عقیدة الشیعه، بیروت، بی جا.
مجلسی، محمدباقر، 1403 ق، بحار الانوار لدرر الاخبار الائمه الاطهار(علیه السلام)، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، الطبعة الثانیة.
مدرسی، سید محمدتقی، 1419ق، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین(علیه السلام).
مصطفوی، حسن، 1416 ق، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ت‍ه‍ران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
مغنیه، محمدجواد، 1424 ق، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1368، پیام قرآن، قم، نسل جوان و م‍درس‍ه الام‍ام امیرالمؤمنین(علیه السلام).
ـــــــــــــــ ، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة.
نووی جاوی، محمد بن عمر، 1417 ق، مراح لبید لکشف معنی القرآن المجید، تحقیق محمدامین الصناوی، بیروت، دار الکتب العلمیة.
هاشمی، آصف و سلیمان موسوی ، 1419 ق، ال‍ک‍ش‍اف ال‍م‍وض‍وع‍ی ل‍ل‍ق‍رآن ال‍ک‍ری‍م، ت‍ه‍ران، دار ال‍ق‍رآن ال‍ک‍ری‍م.

معصومه  السادات حسینی میرصفی: مربی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق.

سیده فاطمه حسینی میرصفی: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری.

فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات تفسیری 12



نوشته شده در   يکشنبه 24 اسفند 1393  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode