ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 25 شهريور 1405
چهارشنبه 25 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 9 آذر 1393     |     کد : 81409

نظريه علم دينی آيت‌الله مصباح يزدی تشریح شد

ششمين كارگاه دانش‌افزايی اعضای هيئت علمی با عنوان «نظريه علم دينی آيت‌الله مصباح يزدی» در تالار معرفت دفتر قم پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی برگزار شد.

ششمين كارگاه دانش‌افزايی اعضای هيئت علمی با عنوان «نظريه علم دينی آيت‌الله مصباح يزدی» در تالار معرفت دفتر قم پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در اين جلسه حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر علي مصباح به ارائه مقاله «نگاهي گذرا به علم، دين، و علم ديني از ديدگاه  آيت‌الله مصباح» براي شركت‌كنندگان پرداخت.

خلاصه مقاله ايشان به شرح زير است:

۱. مقدمه

۱.۱. آنچه به نام علم در محافل علمي و دانشگاه‌ها آموزش داده و مطالعه مي‌شود، براي خود نسبتي با دين تعريف کرده است که ناشي از مباني سکولار، بلکه نگاه ضدديني پايه‌گذاران آن است. لذا بحث از علم ديني در صورتي مفيد است که اين معضل را حل کند.

۱.۲. لازم است جايگاه مبحث علم ديني، رابطة علم و دين، و اسلامي‌سازي علوم در هندسة مباحث اصلي روشن شود و با توجه به روابطي که با ديگر عناصر موجود در اين طرح عظيم دارند براي حل مسائل آن‌ها اقدام شود. 

۱.۳. يکي از مسائلی که باید به آن پرداخت، آسیب‌شناسی علوم موجود، چه از نظر مطابقت توصیف و تببین‌های آنها با واقعیت،‌ و چه از نظر مطابقت دستورالعمل‌های آنها با ارزش‌های اسلامی است.

۱.۴. بحث از علم ديني يک بحث زباني و قراردادي است. علم، دين، و علم ديني مشترک لفظي‌اند. هيچکدام از معاني مختلف آنها را نمي‌توان غلط يا باطل دانست، زيرا اين واژه‌ها عناويني اعتباري‌اند، که به تناسب اهدافي خاص وضع شده‌اند، و به همين دليل برهان‌پذير نيستند. البته مي‌توان تناسب تعاريف با اهداف مقصود از آنها را نقد کرد،‌ يا اگر بر مباني معرفت‌شناختي يا هستي‌شناختي خاصي مبتني هستند،‌ آن مباني را به نقد کشيد. 

۱.۵. قضاوتي کلي دربارة رابطه علم و دين، قضاوتي خام و غيرعلمي است، بلکه بايد از يک سو، معاني مختلف علم از يکديگر تفکيک گردد، و از سوي ديگر،‌ تعاريف مختلف دين و اجزاء گوناگون آن به‌طور مجزا در نظر گرفته شده، رابطة‌ هر يک از گزينه‌هاي ممکن با يکديگر سنجيده شود. از اين‌رو، بررسي رايج‌ترين معاني علم، دين، و علم ديني و تعيين معناي مختار از اهميت بالايي برخوردار است. در اين چكيده تنها به معناي مختار در نظريه حضرت آيت الله مصباح اشاره خواهيم كرد.

۲. علم

۲.۱. معناي منتخب: علم مجموعه مسائلي تشکيل‌شده از موضوع و محمول است که موضوعات آن‌ها زيرمجموعة يک موضوع واحدند، و پاسخي براي اثبات يا نفي مي‌طلبند. هر تلاشي در اين راه، تلاشي از سنخ آن علم به شمار مي‌رود، و منبع يا روش يا هدف يا چگونگي پاسخ نقشي در ورود يا خروج از علم ندارد. 

۲.۲. بنابر اين تعريف، اولاً، تک‌گزاره‌ها علم تلقي نمي‌شوند؛ ثانياً رشته‌هاي علمي به علوم توصيفي‌-‌تبييني و علوم ارزشي‌- دستوري تقسيم مي‌شوند؛ و ثالثاً روش علم شامل روش‌هاي عقلي، تجربي، شهودي، و نقلي مي‌شود.

۳. دين

۳.۱. معناي منتخب (با محوريت هدف): دين مجموعه‌اي از باورها، ارزش‌ها، و احکام عملي است که راه رسيدن به سعادت و کمال را به انسان نشان مي‌دهد. اجزاء اين مجموعه به‌سان ريشه، ساقه، و شاخسار بر يکديگر مترتب مي‌شوند، و در يک جريان يک‌سويه، هر بخشي اجزاء فرعي‌تر را تغذيه مي‌کند. آن دسته از باورها، ارزش‌ها و احکام عملي که لزوماً به چنين هدفي کمک نمي‌کنند، از قلمرو دين (به اين اصطلاح) خارج‌اند. 

۳.۲. گرچه اديان گوناگوني تحت اين تعريف مي‌گنجند، لکن آنچه براي ما مهم است، دين الهي حق، يعني اسلام ناب است. 

۳.۳. «روش» مقوم تعريف دين به معناي منتخب نيست، و‌ مثلا نمي‌توان تمايز علم، دين، و فلسفه را به روش تحقيق آنها دانست. براي اثبات و شناخت هر يك از سه بخش دين بايد از روش يا روش‌هاي متناسب با همان موضوعات استفاده کرد. با عنايت به تعدد منابع معرفت‌هاي ديني مي‌توان گفت: محتوای عقل، کتاب و سنت در ارتباط با آنچه انسان را به سمت کمال و سعادت جهت مي‌دهد «دین» نام دارد.

۳.۴. با توجه به محوريت «هدف» در تعريف دين، مي‌توان گفت: ساير معارف و مطالبي که در منابع اختصاصي دين اسلام (کتاب و سنت) بيان شده است، يا مقدمه‌هايي براي رسيدن به اين هدف اصلي‌اند و يا به ديگر نقش‌ها و مسئوليت‌هاي اولياي دين مربوط مي‌شوند. 

۳.۵. فرضيه‌ي دين حداکثري، به اين معنا که همة مطالب دانستني دربارة هستي، چيستي، و چرايي ممکنات، و همة ارزش‌هاي عام و خاص را بايد بتوان از ميان الفاظ و عبارات کتاب و سنت استخراج نمود،‌ امري موهوم است و با تعاليم و مدعاي دين مبين اسلام سازگاري ندارد. 

۳.۶. دين به عنوان نقشة‌ راه دست يافتن به کمال نهايي و برنامة زندگي سعادت‌مندانه، اصالتاً تعهدي براي تبيين حقايق خارجي و عيني ندارد، مگر بيان حقايقي که براي سعادت انسان ضروري باشد؛ که به دو دسته قابل تقسيم‌اند: الف) حقايقي نظري که سعادت يا شقاوت انسان دائر مدار قبول يا ردّ آنهاست،‌ و ب) دستورالعمل‌هايي که عمل بر طبق آنها لازمة سعادت است. دين کامل بايد از اين منظر جامعيت داشته باشد، و کوتاهي در بيان اين دسته از مسائل نقصي براي دين به حساب مي‌آيد. اما آنچه خارج از اين چارچوب به طور يقيني در منابع معتبر ديني مورد اشاره قرار گيرد، هرچند معتبر است، ولي اموري جنبي است که نه بيان آنها به کمال دين مي‌افزايد، و نه در صورتي که در منابع ديني بيان نمي‌شد، نقصي براي دين به‌شمار مي‌آمد. 

۴. علم ديني 

۴.۱. بايد تعاريفي که از واژه‌هاي «علم» و «دين» بيان شد را مد نظر قرار داد. همچنين بايد ملاک‌ها و مناسبت‌هايي که عرفاً موجب مي‌شوند تا وصف ديني به علم نسبت داده شود بررسي شوند. 

۴.۱.۱. امکان نسبت‌دادن علم به دين بر اساس برخي تعريف‌ها، با درنظر گرفتن برخي جهات اتصاف، از نظر عرفي بي‌معنا و درنتيجه غيرممکن است. مثلا علم به معناي شناخت حصولي تجربي، به دين به معناي مجموعة باورها و ارزش‌هاي معطوف به سعادت بشر، متصف نمي‌شود زيرا اعتقاد يا عدم اعتقاد به خدا و ديگر آموزه‌هاي ديني تأثيري در کشف‌کردن رابطة‌ ميان دو پديده محسوس از راه تجربه ندارد،‌ همان‌گونه که ديگر گرايش¬ها و نگرش¬هاي پژوهش‌گر ربطي به علم نخواهد داشت.

۴.۱.۲. علمي قابل اتصاف به ديني و غيرديني است که وجه مشترکي با دين داشته باشد. در اين صورت است که اگر در جنبه‌هاي مشترکش با دين سازگار باشد، ديني خواهد بود و گرنه، غيرديني. علمي که در موضوع، هدف، مباني، روش، و ... هيچ وجه مشترکي با دين نداشته باشد، قابل اتصاف به ديني (يا غيرديني) بودن نيست.

۴.۲. علم (بنا بر تعريف منتخب)، به توصيفي و توصيه‌اي تقسيم مي‌شود که هريک رابطه‌اي متفاوت با دين (به تعريف منتخب) پيدا مي‌کنند. 

۴.۳. علم توصيفي وظيفة شناخت پديده‌ها و روابط ميان آن‏ها را بر عهده دارد، ولي دين (جز در موارد خاص) در اين زمينه وظيفه‌اي ندارد. در مقابل، دين (بنا بر تعريف منتخب) رسالت تبيين رابطة پديده‏ها با کمال و مصالح انساني، و ارزش‌گذاري رفتارهاي اختياري بر اساس همين رابطه را برعهده دارد؛ امري كه از محدودة موضوع، هدف، و قلمرو علوم توصيفي فراتر است. بنابراين عمدة علوم توصيفي وجه مشتركي با دين ندارند، و به همين دليل، اصالتاً به ديني و غيرديني تقسيم نمي‌شوند. البته اين مسأله دو استثنا دارد:

۱) همان‌گونه که گذشت، يكي از وظايف دين، بيان واقعيت‌ها و روابطي است كه براي سعادت بشر ضروري باشد. اين دسته از مسائل، هم مشمول تعريف دين‌اند و هم مشمول تعريف علم، و در حوزة مشترک ميان علم و دين واقع مي‌شوند. چنين علومي اگر در اين دسته مسائلشان با ديگر آموزه‌هاي ديني سازگار باشند، مصداق علم ديني‌اند، و گرنه غيرديني خواهند بود. 

۲) در منابع منقول ديني (قرآن و سنت) گاه به صورت استطرادي و به مناسبت (مثلا به عنوان شاهدي بر حكمت يا قدرت الهي)، به بعضي از واقعيات غير مرتبط با هدف اصلي دين اشاره شده‌ است، كه در اين موارد،‌ دين وارد حوزة علوم توصيفي مي‌شود. در چنين مواردي، اگر يافته‌هاي علوم مربوط با ديدگاه‌هاي يقيني ارائه شده در منابع منقول معتبر ديني سازگار باشد، آن علم ديني است، و گرنه غيرديني. علم ديني در اين فرض، علمي است که داده‌هاي آن مخالف نص قرآن يا روايات قطعي نباشد. اما اگر معرفتي که از منابع نقلي ديني به‌دست آمده از جهت سند يا دلالت ظني باشد، قادر نخواهد بود دربارة ظن حاصل از عقل يا تجربه داوري کند؛ همان‌گونه که عقل و تجربه در مسائلي که از محدودة آن‌ها خارج باشد قضاوتي ندارند و نمي‌توانند هيچ‌يک از نظريه‌هاي متخاصم را تأييد يا رد کنند.

۴.۴. اما علوم توصيه‌اي (دستوري يا هنجاري) به ارزش‌گذاري و صدور دستورالعمل براي حفظ يا كسب مصالح انسان مي‌پردازند؛ و در مقابل، دين نيز رسالت ارزش‌گذاري و تبيين رابطة پديده‏ها با کمال و مصالح واقعي انساني را برعهده دارد. از اين رو، ميان اين علوم با دين وجوه مشترك زيادي وجود دارد و در نتيجه امكان اصطكاك و تعارض يا توافق زياد است. لذا غالب علوم دستوري را مي‌توان به ديني و غيرديني تقسيم کرد. بر اين اساس، علومي توصيه‌اي که در مباني، ارزش‌ها، روش‌ها، يا دستورالعمل‌هايشان با يکي از مؤلفه‌هاي دين (باورها،‌ ارزش‌ها، و احکام) داراي مرز مشترک باشند، مي‌توانند ديني يا غيرديني باشند؛ بدين معنا که در صورت مطابقت يا سازگاري با دين، علومي ديني خواهند بود،‌ و گرنه غيرديني‌اند.

۴.۵. دقت در نکاتي که به آن‌ها اشاره شد، خطاي مبنايي سکولاريسم را روشن مي‌کند. قلمرو دين مطابق اين اصطلاح، همة عرصه‌هاي زندگي را دربرمي‌گيرد، ولي اين شمول به معناي آن است که دين رابطة آنها با سعادت و شقاوت انسان - يا به عبارت ديگر تأثير آنها در هدايت انسان– را مد نظر قرار مي‌دهد، نه اين‌که روابط صرفاً مادي و دنيوي ميان پديده‌ها و رفتارها با نتايج اين‌جهاني آنها را بررسي و به‌عنوان دين دربارة آنها داوري کند. اين درحالي است كه از نظر سکولارها، تنها حوزه‌اي که به دين مربوط مي‌شود،‌ حوزة رابطة شخصي با خداوند است (البته به فرض آن که وجود او را بپذيرند).

لازم به ذكر است پس از پايان ارائه مقاله توسط حجت‌الاسلام والمسلمين مصباح، شركت‌كنندگان به ارائه نقدها و نظرات خويش پرداختند. گزارش تكميلي از نظرات و سئوالات مطرح شده، متعاقباً منتشر خواهد شد.


نوشته شده در   يکشنبه 9 آذر 1393  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode