ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 24 شهريور 1405
سه شنبه 24 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 21 ارديبهشت 1393     |     کد : 71952

پلورالیزم دینی ناسازگار با قرآن(2)

نکته ظریف در اسلام، صِرف ختم نبوت نیست؛ بلکه نکته مهم دیگر «نسخ شرایع پیشین» است؛ به این معنی که ظهور اسلام به عنوان صِرف دین آسمانی نیست، بلکه به عنوان دین کامل و مهیمن بر ادیان و کتب پیشین است که لازمه آن نسخ شرایع پیشین است.

نکته ظریف در اسلام، صِرف ختم نبوت نیست؛ بلکه نکته مهم دیگر «نسخ شرایع پیشین» است؛ به این معنی که ظهور اسلام به عنوان صِرف دین آسمانی نیست، بلکه به عنوان دین کامل و مهیمن بر ادیان و کتب پیشین است که لازمه آن نسخ شرایع پیشین است.

بخش دوم و پایانی

6. فراخوانی اهل کتاب به اسلام و توبیخ آنان

گفتیم که پیامبر اسلام، پیامبری جهانی و قرآن، کتابی آسمانی است که مخاطبانش همه مردم جهان‌اند و شمول آن بر اهل کتاب، از باب تطبیق عام و مطلق بر افراد خود می‌باشد، لکن آیات زیادی هستند که خصوص اهل کتاب را طرف خطاب قرار می‌دهند و از آنان می‌خواهند به آیین اسلام ایمان بیاورند،

مانند:یأَهْلَ الْکتَابِ قَدْ جَآءَکمْ رَسُولُنَا یبَینُ لَکمْ کثیراً مِّمَّا کنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکتابِ وَ یعْفُوا عَنْ کثِیرٍ قَدْ جَآءَکمْ مِّنَ اللَّهِ نورٌ وَ کتابٌ مُبینٌ. یهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یخْرِجُهُمْ مِّنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یهْدیهِم إِلَى صِراطٍ مُّسْتَقیم‌ٍ. (مائده / 15 و 16) ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق آسمانی را که شما کتمان می‌کردید، روشن می‌سازد، به سوی شما آمد، و از بسیاری از آن [که فعلاً افشای آن مصلحت نیست] صرف‌نظر می‌کند.

[آری] از سوی خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد.خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او را پیروی کنند، به راه‌های سلامت هدایت می‌کند و به فرمان خود، از تاریکی‌ها به سوی روشنایی می‌برد، و آنها را به سوی راه راست رهبری می‌کند.

یا أهْلَ الْکتابِ قَدْ جائَکمْ رَسُولُنَا یبَینُ لَکمْ عَلَی فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِیرٍ وَ لانَذیرٍ فَقَدْ جَآءَکمْ بَشِیرٌ وَ نَذیرٌ وَ اللَّهُ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ. (مائده / 19) ای اهل کتاب! رسول ما پس از فاصله‌ای میان پیامبران، به سوی شما آمد، در حالی که حقایق را برای شما بیان می‌کند تا مبادا [در قیامت] بگویید: نه بشارت‌دهنده‌ای سراغ ما آمد، نه بیم‌دهنده‌ای. [هم اکنون، پیامبر] بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، به سوی شما آمد و خداوند بر همه چیز تواناست.

این آیه ضمن اشاره به ظهور اسلام بعد از دوره فترت، اهل کتاب را از انکار اسلام به دور می‌دارد. آیه اول نیز بعد از خبر دادن از ظهور اسلام، به اهل کتاب یادآوری می‌کند که نجات و خروج از ظلمات به سوی نور، در سایه قرآن مجید میسر می‌شود و صراط مستقیم در آن تجلی پیدا می‌کند.

وءامِنُواْ بِمَآ أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَکمْ وَ لاَتَکونُواْ أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ. (بقره / 41) و به آنچه نازل کردیم [= قرآن] ایمان بیاورید که نشانه‌های آن با آنچه در کتاب‌های شماست، مطابقت دارد و نخستین کافر به آن نباشید. این آیه اهل کتاب را به صراحت به پذیرش اسلام فرا می‌خواند و منکران آن را در شمار کافران جای می‌دهد. یا أهْلَ الْکتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبطِلِ وَ تَکتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (بقره / 71) ای اهل کتاب! چرا حق را با باطل [می‌آمیزید و] مشتبه می‌کنید [تا دیگران نفهمند و گمراه شوند] و حقیقت را پوشیده می‌دارید با اینکه می‌دانید، می‌پوشانید؟ دلالت این دو آیه نیز با توبیخ و مذمت اهل کتاب به خاطر کتمان حقانیت اسلام و کفر به آن روشن است.

پیامبر اسلام با الهام از قرآن مجید، اهل کتاب را به پذیرش اسلام و دست کشیدن از آیین خود فرامی‌خواند و در برهه‌ای از زمان که درخت نوپای اسلام به امنیت بیشتر و ترک مخاصمه با قدرت‌های خارجی نیاز داشت، دعوت خود را به صورت کتبی و رسمی به سران کشورها، از جمله ایران، روم، حبشه و رهبران قبایل یهودی و مسیحی ابلاغ کرد. (احمدی میانجی، بی‌تا: 1 / 97، 105 و 121)

مهدویت

مسئله دعوت اهل کتاب و دیگر ملل و نحل به اسلام، به وسیله روایاتی که درباره ظهور امام عصر(عج) و «مهدویت» وارد شده است، با دلالت قاطع‌تری تأیید می‌شود، چون در این روایات، نه تنها سخن از عرضه اسلام به سایر امت‌هاست، بلکه منکران و سرباززنندگان از این دعوت، اعم از یهودی، مسیحی و... به قتل نیز تهدید شده‌اند: فَعَرّضْ عَلَیهِمِ الإسْلام فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً، أمْرُهُ بِالصَّلوةِ وَ الزَّکاةِ وَ مَا یؤْمَر بِهِ الْمُسْلِم وَ یجِبُ عَلَیهِ وَ مَنْ لَمْ یسْلم، ضُرِبَ عُنقَهُ، حَتَی لاَیبْقی فِی الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ أحَدٌ اِلاَّ وَحّداللَّه. (مجلسی، 1409: 52 / 340؛ 14 / 350)

اسلام را بر آنان عرضه کن. هر کسی آزادانه اسلام آورد، او را به نماز و زکات و هر آنچه بر مسلمانان امر و واجب شده است، امر کن، و کسی که اسلام نیاورد، گردنش قطع می‌شود تا کسی در مشرق و مغرب نماند؛ مگر اینکه موحد باشد. آیا این پیام‌ها و دعوت‌ها در صورت حقانیت ادیان متکثر و نسخ نشدن آنها لغو نخواهد بود؟ آیا به‌جا نبود که پیامبر که دین و حکومت جدیدی برپا کرد، به جای دعوت و رویارویی و دشمن‌تراشی، سخن از حقانیت و صراط‌های مستقیم به میان آورد؟!

7. اسلام شرط هدایت اهل کتاب

تا اینجا بعضی از آیاتی را که بر بشارت ظهور پیامبر اسلام و مذمت و نکوهش اهل کتاب دلالت داشتند، ذکر کردیم. اکنون به آیاتی توجه می‌کنیم که هدایت واقعی و تام را به پذیرش اسلام از سوی اهل کتاب مشروط کرده‌اند و روی‌گردانی از آن را موجب کفر و قهر الهی شمرده‌اند. وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکتابِ ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکفَّرْنا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعیمِ. (مائده / 65) و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می‌بخشیم، و آنها را در باغ‌های پرنعمت بهشت وارد می‌سازیم.

... فَأَمِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ کلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ. (اعراف / 158) ای مردم!... ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد، و از او پیروی کنید تا هدایت یابید. «کیفَ یهْدِی اللَّهُ قَوْماً کفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَیناتُ وَ اللَّهُ لایهْدِی الْقَوْمَ الظَّْلِمینَ. (آل‌عمران / 86) چگونه خداوند جمعیتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقانیت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا جمعیت ستمکار را هدایت نخواهد کرد.

وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْکتابِ لَکانَ خَیراً لَّهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ. (آل‌عمران / 110) و اگر اهل کتاب [به چنین برنامه درخشان اسلام] ایمان آورند، برای آنها بهتر است [ولی، تنها] عده کمی از آنها با ایمان‌اند و بیشترشان فاسق‌اند. فَإِنْ ءَامَنُوا بِمِثْلِ مَآ ءَامَنْتُمْ بِهِ فَقَدِاهْتَدَوا وَّ إِنْ تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقاقٍ فَسَیکفیکهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ. (بقره / 137) اگر آنها نیز مانند آنچه شما ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورند، هدایت یافته‌اند و اگر سرپیچی کنند، از حق جدا شده‌اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می‌کند و او شنونده و داناست.

قُلْ لِّلَّذِینَ أُوْتُوا الْکتابَ وَ الْأُمِّینَ ءَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِاهْتَدَوا. (آل‌عمران / 20) و به آنها که اهل کتاب‌اند و بی‌سوادان [= مشرکان] بگو: آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟! اگر تسلیم شوند هدایت می‌یابند. آیات اخیر، به ویژه آیات شرطیه‌ای که در آنها هدایت و بخشش گناهان، به رویکرد به اسلام مشروط شده است، صریح و اثبات‌کننده مدعای ماست؛ چراکه در صورت بقای حقانیت ادیان پیشین، تمام این ظواهر و مفاد جملات شرطی لغو و مهمل خواهد شد. با توجه به این نکته که شرط هدایت، گرویدن به دین اسلام است، معنا و مفهوم اسلام در آیات روشن می‌شود.

8. نپذیرفتن غیر اسلام

حقیقت اسلام، تسلیم محض خدا بودن است. این تسلیم در هر عصری در قالب آیینی خاص تجلی می‌یابد، مثلاً حقیقت تسلیم و اسلام در عصر حضرت موسی(ع) پذیرش آیین او و در عصر حضرت عیسی(ع) گرویدن به آیین وی و بالأخره در عصر اسلام، تسلیم در برابر شریعت حضرت محمد(ص) است و به دیگر سخن، اسلام حقیقی این است که شخص به تمام آموزه‌های آسمانی و خواسته‌های الهی ملتزم و معتقد باشد و گرنه ایمان او به کفر و دوزخ منتهی خواهد شد و به تعبیر قرآن «ایمان به بعض» در ردیف کفر جای دارد.

إِنَّ الَّذینَ یکفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یریدُونَ أَنْ یفَرِّقُوا بَینَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعْضٍ وَ یریدُونَ أَنْ یتَّخِذُوا بَینَ ذلِک سَبیلاً * أُولئِک هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ اَعْتَدْنَا لِلْکافِرینَ عَذابًا مُهینًا. (نساء / 150 و 151) کسانی که خدا و پیامبران او را انکار می‌کنند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند و می‌گویند به بعضی ایمان می‌آوریم و بعضی را انکار می‌کنیم، و می‌خواهند میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند، آنها کافران حقیقی‌اند و مجازات خوارکننده‌ای برای کافران فراهم ساخته‌ایم.

بر این اساس ایمانی پذیرفته می‌شود که کامل باشد، یعنی شخص به حقانیت ادیان الهی، از جمله دین اسلام به عنوان دین خاتم و ناسخ ادیان سابق، معتقد باشد. این آیه، ایمان اهل کتاب را «ایمان به بعض» و در ردیف کفر قرار می‌دهد. از اینجا روشن می‌شود که آیاتی که دین را به اسلام تفسیر کرده‌اند، مقصودشان معنای لغوی اسلام، یعنی مطلق تسلیم در برابر خدا نیست، بلکه تسلیم کامل به خدا مورد نظر است که با ایمان به دین اسلام و تصدیق نبوت پیامبر اسلام، به عنوان دین خاتم و ناسخ سایر ادیان، تحقق پیدا می‌کند.

آیه ذیل در تفسیر آیه فوق تأکید می‌کند که دینی غیر از اسلام در درگاه حق، مقبول نمی‌افتد و پیروان آن در آخرت از شمار زیان‌کاران خواهند بود.وَمَن یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دینًا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْأخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ. (آل‌عمران / 185)  و هر کس جز اسلام [و تسلیم در برابر خدا و فرمان حق] آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان‌کاران است.

تفسیر «الاسلام» در آیه به مطلق تسلیم به خدا و عدم لزوم تدین به دین خاص (مثلاً اسلام) با آیه فوق و آیات دیگر ناسازگار است؛ در حالی که در تفسیر یک آیه باید به مجموعه آیات توجه کرد.علاوه بر این، آنچه از واژه اسلام به ذهن سبقت می‌گیرد و تبادر می‌کند، دین اسلام است؛ نه مطلقِ تسلیم.

دو آیه ذیل نیز بر انحصار صراط مستقیم به اسلام دلالت می‌کنند. إِنَّ الدّینَ عِنْدَاللَّهِ الْإِسْلَامُ. (آل‌عمران / 19)  دین نزد خدا اسلام و [تسلیم بودن در برابر حق] است. فَمَنْ یرِدِاللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ. (انعام / 125) پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای پذیرش اسلام گشاده می‌سازد.

9. تکفیر اهل کتاب

در آیات پیشین مشاهده شد که قرآن کریم مخالفان، به خصوص اهل کتاب، را به اسلام فرا می‌خواند و شرط هدایت آنان را پذیرش اسلام می‌داند. آیات اخیر نیز خاطرنشان می‌سازنند که دین پذیرفته شده در درگاه حق، همان آیین مقدس اسلام است؛ چراکه در صورت نپذیرفتن آن، اسلام حقیقی تحقق نمی‌یابد.

قرآن کریم در آیات ذیل، بعد از اتمام حجت با اهل کتاب و نافرمانی آنان، حکم کفر حقیقی آنان را صادر می‌کند. این دسته از آیات، مانند آیه پیشین، تأکید ‌دارند که در صورت ایمان نیاوردن به پیامبر اسلام و قول به تفرقه و تبعیض در پیامبران الهی، اصل ایمان آنان به خدا و معاد ـ که خود بدان معتقدند ـ مورد تردید و انکار قرار می‌گیرد.

وَ أمِنُوا بِمَآ أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَکمْ وَ لاتَکونُواْ أَوَّلَ کافِرِ بِهِ وَ لاتَشْتَرُوا بِایاتی ثَمَنًا قَلیلاً وَ ایاى فَاتَّقُونِ. (بقره / 41) و به آنچه نازل کرده‌ام [= قرآن] ایمان بیاورید، که نشانه‌های آن با آنچه در کتاب‌های شماست، مطابقت دارد و نخستین کافر به آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید و تنها از من بترسید. این آیه یهودیان را مخاطب قرار می‌دهد و به صراحت از آنان می‌خواهد به قرآن کریم ـ که مصدِّق انجیل نیز است ـ ایمان بیاورند و مبادا از روی عناد یا هوس‌های مادی، با انکار آن به دام کفر بغلتند.

قاتِلُوا الَّذینَ لایوْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لاَبِالْیوْمِ الْأخِرِ وَ لایحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لایدِینوُنَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُواْ الْکتابَ حَتَّی یعْطُواْ الْجِزْیةَ عَنْ یدٍ وَ هُمْ صاغِروُنَ. (توبه / 29) با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و به روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده‌اند، حرام می‌شمرند و نه آیین حق را می‌پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند.

این آیه، اهل کتاب را به ایمان نیاوردن به خدا و قیامت  و التزام نداشتن به دین حق متهم می‌کند و به همین دلیل، دستور جنگ مسلمانان با آنان را می‌دهد، مگر اینکه در نهایت به آتش‌بس و اعطای جزیه برسد. دلالت دو آیه یادشده بر نسخ ادیان حضرت عیسی و موسی‘ روشن است؛ زیرا در صورت صراط مستقیم بودن شریعت عیسی و موسی و نسخ نشدن آنها با ظهور اسلام، لزومی به دعوت، تکفیر و قتال نخواهد بود.

در آیه 150 سوره نساء نیز ایمان به بعضی از پیامبران و ایمان نیاوردن به بعضی دیگر در ردیف کفر جای داده شده است. آیات دیگری هم هست که در آنها از اهل کتاب، با عنوان کافر یاد شده است. بعضی از آنها قبلاً مورد بحث قرار گرفت و به بعضی دیگر در صفحات بعد اشاره خواهد شد.

10. نهی از تغییر دین (ارتداد)

پلورالیزم دینی، ادیان متکثر و قدر متیقن از آنها، یعنی آیین یهودیت و مسیحیت را در عرض آیین اسلام قرار می‌دهد و هر سه را «صراط مستقیم» توصیف می‌کند. لازمه این دیدگاه این است که هر انسانی بتواند یکی از سه آیین مزبور را برای رسیدن به هدایت و سعادت برگزیند یا بنا به مرجحی، به زعم خود، یکی از سه آیین، مثلاً اسلام، را ترک کند و به آیین دیگر رو بیاورد، چراکه هیچ کدام از این سه آیین مزیت و اولویتی در اصل نجات و هدایت بر دیگری ندارند، لکن قرآن مجید در آیات متعدد خط بطلان بر چنین نگرشی می‌کشد و با مطرح کردن بحث «ارتداد»، استدلال کثرت گرایان را به طور مطلق مخدوش می‌کند.

واژه «ارتداد» از لغت «ردّ» به معنای «رجوع و برگشتن» است. (ابن‌منظور، 1416: 5 / 184، ماده «ردد» و منابع دیگر) در اصطلاح قرآن مجید، اگر مسلمانی از آیین مقدس خود روی گرداند و به کیش اهل کتاب، (یهودیت یا مسیحیت) درآید، ارتداد تحقق یافته و چنین شخصی «مرتد» شده است.

قرآن مجید بحث ارتداد را، در حدود ده آیه مطرح کرده است که می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول: این نوع آیات به صورت مطلق، ارتداد از اسلام را نهی و توبیخ می‌کند و مقابل آن را کفر می‌نامد و آن را مساوی ضلالت، حبط اعمال پیشین، عمل شیطان و مورد تنفر و عدم خواست الهی توصیف می‌کند، مانند: وَ مَنْ یتَبَدَّلِ الْکفْرَ بِالْإیمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوآءَ السَّبِیل. (بقره / 108) کسی که کفر را به جای ایمان بپذیرد، از راه مستقیم گمراه شده است.

وَ مَنْ یرْتَدِدْ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُوْلَئِک حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْأخِرَةِ. (بقره / 217) و کسی که از آیین خود برگردد و با کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد می‌رود و آنان اهل دوزخ‌اند و همیشه در آن خواهند ماند. یا أَیهَا الَّذینَ ءَامَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ. (مائده / 54) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد ( به خدا زیانی نمی‌رساند)، پس خداوند جمعیتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند.

دلالت آیات بر مدعای ما روشن است؛ چون خروج از اسلام به سوی هر کیش و آیینی را مساوی کفر، گمراهی و نابودی اعمال نیک پیشین توصیف می‌کنند و اطلاق آیات، شامل یهودیت و مسیحیت نیز می‌شود؛ به خصوص آیه اخیر که به مسلمانان گوشزد می‌کند اسلام آیین مورد رضایت خداست و اگر مسلمانان از آیین خود منحرف و مرتد گردند، خداوند قومی را می‌آورد که به آیین مورد علاقه خداوند یعنی «اسلام» پایبند و ملتزم باشند؛ گروهی که خدا آنها را دوست دارد و آنان نیز خداوند را دوست دارند. مفهوم آیه این است که ارتداد و خروج از اسلام در هر شکلی مورد محبت الهی نیست.

دسته دوم: به انواع شیطنت‌ها و توطئه‌های بعضی از اهل کتاب در ارتداد مسلمانان و کشاندن آنها به کیش خود اشاره می‌کنند. از مجموع این آیات، این نکته حاصل می‌شود که اهل کتاب سعی زیادی در ارتداد مسلمانان صدر اسلام داشتند و می‌کوشیدند با انواع توطئه‌های فیزیکی مانند جنگ یا بحران‌های روانی مثل ایمان ظاهری به اسلام و ارتداد از آن، در مدت کوتاهی، به مقاصد شوم خود برسند.

آیات ذیل بر صحت مدعای ما دلالت دارند: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا فَریقاً مِّنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکتابَ یرُدُّوکمْ بَعْدَ إِیمانِکمْ کافِرینَ. (آل‌عمران / 100) ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر باز می‌گردانند.

وَ قالَتْ طَّآئِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکتابِ ءَامِنُوا بِالَّذی أُنْزِلَ عَلَى الَّذینَ ءَامَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکفُروا آخِرَه. (آل‌عمران / 72؛ سیوطی، 1423: ذیل آیه) و جمعی از اهل کتاب گفتند: [بروید در ظاهر] به آنچه بر مؤمنان نازل شده است، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید [و باز گردید]. شاید آنها [از آیین خود] بازگردند.آیات فوق برگشت از اسلام را مساوی حبط اعمال و جاودانگی در آتش می‌داند که با مدعای تکثر صراط‌های مستقیم همخوانی ندارد.

آیه ذیل، به صورت شفاف، به دو نکته مورد اشاره (کوشش یهودیان و مسیحیان برای واداشتن مسلمانان به کیش خود و انحصار صراط مستقیم به آیین اسلام) دلالت دارد: وَ لَنْ تَرْضَی عَنْک الْیهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوائَهُمْ بَعْدَ الَّذی جآءَک مِنَ الْعِلْمِ مَا لَک مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلیٍّ وَ لانَصیرٍ. (بقره / 120)

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا از آیین آنان، پیروی کنی. بگو: هدایت الهی، تنها هدایت است و اگر از هوی و هوس‌های آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود. قسمت اول آیه به نارضایتی یهودیان و مسیحیان از پیامبر اسلام(ص) تأکید دارد؛ مگر اینکه حضرت راه ارتداد را پیش بگیرد و تابع آیین آنها شود.

پلورالیست‌ها باید در این قسمت از آیه، مطابق مبانی خود، از صراط‌های مستقیم و تساوی یهودیت و مسیحیت با اسلام سخن به میان بیاورند، لکن، موضع قسمت دوم آیه کاملاً خلاف این مبناست، چراکه آیه به جای حتی تأیید ضمنی یهودیت و مسیحیت، راه هدایت را منحصر به قرآن می‌داند  و در ادامه، پیامبر اسلام و در حقیقت مسلمانان را از تبعیت آیین آنها به دور می‌دارد و کوشش‌های آنان را «هوای نفسانی» وصف می‌کند و خداوند پیامبرش را در صورت پیروی از آن، که ملازم پیروی نکردن از حقانیت منحصر در اسلام است، به قطع رابطه با خود (ولایت و نصرت) تهدید می‌کند.

دلالت آیات بر بطلان پلورالیزم شفاف و بی‌نیاز از توضیح است و برای شاهد و مؤید می‌توان به حکم قتل «مرتد» در روایات پیامبر(ص) و امامان اشاره کرد که به وجوب کشتن کسی که از اسلام به کیش یهودیت یا مسیحیت درمی‌آید، تصریح می‌کنند. پیامبر اسلام(ص) فرمود: مَنْ بَدَّلَ دینَهُ فَاقْتُلُوهُ. (تمیمی مغربی، 1385: 2 /480 و 481) کسی که دین خود را تغییر دهد، او را بکشید. حضرت در موارد مختلف از جمله در فتح مکه دستور کشتن چند مرتد را صادر کرد. همچنین در موارد مختلف حضرت علی(ع) به قتل مسلمانانی دستور داد که به آیین مسیحیت در آمده بودند.    روشن است که این حکم با مدعای کثرت‌گرایان هیچ همخوانی ندارد.

11. تهدید اهل کتاب به عذاب

گفتیم که بعضی از آیات، اسلام را شرط هدایت و گام نهادن در صراط مستقیم می‌دانند و اهل کتاب را به خاطر امتناع از پذیرش آن، توبیخ و سرزنش می‌کنند. خدا در آیات دیگری با زبان عذاب و قهر با منکران اسلام سخن می‌گوید و آنان را با عناوینی چون کافر، ملعون، ظالم و فاسق خطاب می‌کند: یا أَیهَا الَّذینَ أُوتُوا الْکتابَ ءَامِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقَاً لِّمَا مَعَکمْ مِّن قَبْلِ أَنْ نَّطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کمَا لَعَنَّآ أَصْحابَ السَّبْتِ وَ کانَ أَمْرُاللَّهِ مَفْعُولاً. (نساء / 47)

ای کسانی که کتاب [خدا] به شما داده شده! به آنچه [بر پیامبر خود] نازل کردیم و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شما هست، ایمان بیاورید؛ پیش از آنکه صورت‌هایی را محو کنیم، سپس به پشت‌سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم. همان‌گونه که اصحاب سبت [= گروهی از تبهکاران بنی‌اسرائیل] را دور ساختیم و فرمان خدا درهرحال انجام شدنی است.

خداوند، در این آیه شریفه، برای اهل کتاب ضرب الأجل تعیین می‌کند و از آنان می‌خواهد به اسلام ایمان بیاورند؛ پیش از اینکه صورت‌ها و اصل آنان را از بین ببرد و یا دچار عذاب اصحاب سبت [= مسخ] کند. تعیین ضرب الأجل و تهدید اهل کتاب به عذاب، دلیل روشنی بر ضرورت گرویدن آنان به اسلام است. وَ لَمَّا جَآءَهُمْ کتابٌ مِنْ عِنْدِاللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَ کانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذینَ کفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا بِه فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْکافِرینَ. (بقره / 89) و هنگامی که کتابی از سوی خداوند برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند؛ با این همه، به این [= کتاب و پیامبر] که (از قبل) شناخته بودند، وقتی نزدشان آمد، کافر شدند. لعنت خدا بر کافران باد!.

آیه شریفه نشان می‌دهد که اهل کتاب مدت طولانی در شبه جزیره عربستان به انتظار ظهور پیامبر اسلام(ص) بودند و در احتجاجات خود بر کفار و مشرکان مکه و یثرب، از تحکیم جبهه خود، با ظهور اسلام و غلبه بر کفار، خبر می‌دادند، ولی خودشان به عللی از گرویدن به آن سر باز زدند و خداوند از آنان به کفار یاد کرد و نفرین و لعن خود را شامل حال آنان گرداند.

12. وعده پیروزی اسلام بر تمامی ادیان

قرآن کریم، در آیات زیر، بعد از وصف دین اسلام به حق، به پیروزی نهایی آن در آینده بر تمام ادیان بشارت می‌دهد: هُوَالَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّه وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ. (توبه / 33) او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین‌ها پیروز کند؛ هر چند مشرکان بدشان بیاید.

هُوَالَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَ کفی بِاللَّهِ شَهیدا. (فتح / 28)او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین‌ها چیره و خداوند برای گواهی و شهادت کافی است. سومین آیه، عین آیه اولی است که در سوره صف، آیه 9 آمده است. وجه استدلال این است که در صورت بقای حقانیت ادیان دیگر در عرض اسلام، جایی برای غلبه دین خاص نمی‌ماند.

از«الف و لام» جنس واژه «الدین» نتیجه گرفته می‌شود که غلبه اسلام بر تمامی ادیان مورد نظر است. علاوه بر آن، تأکید دین با «کله» هم دلیل دوم بر اراده عموم از واژه دین است که هرگونه شبهه و احتمال دیگر را موهون می‌کند. دلیل سوم هم اینکه شارحان حقیقی کلام الهی، یعنی ائمه اطهار(ع) دین را به تمام ادیان تفسیر کرده‌اند، چنان‌که امام کاظم(ع) در تفسیر آیه می‌فرماید: لیظْهِرَهُ عَلَی جَمیعِ الْأدْیانِ عِنْدَ قِیامِ الْقائِمِ. (مجلسی، 1409: 24 / 336؛ 16 / 347؛ 52 / 340)  تا اینکه او اسلام را در زمان قیام قائم بر تمام ادیان پیروز کند.

وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ ءَامَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذی ارْتَضَی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً. (نور / 55) خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران زمین خواهد کرد؛ همان‌گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید، و دین و آیینی را که برای آنان پسندید، پابرجا و ریشه‌دار می‌سازد و قطعاً ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند. این آیه شریفه، پیروزی نهایی اسلام را با واژه‌هایی شفاف اعلام می‌نماید و نشان می‌دهد که امت اسلام مخاطبان وعده الهی‌اند. روایت‌هایی هم در تفسیر و تبیین آیات، وارد شده است که پیروزی نهایی اسلام بر ادیان دیگر را تأیید می‌کنند. ما به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم.

حَقٌّ عَلَی أَنْ أظْهِرَ دینَک عَلَی الْأَدْیانِ، حَتَّی لایبْقی فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا دینٌ اِلاَّ دینَک، أَوْ یؤَدِّی إِلَی أَهْلِ دینِک الْجَزْیة. (مجلسی، 1409: 10 / 46؛ 16 / 347)  حق است بر من که دین تو را بر همه ادیان چیره گردانم، تا اینکه در شرق و غرب، دینی جز دین تو باقی نماند، یا اینکه به پیروان دین تو جزیه دهند.

پیامبر اسلام(ص) در نامه‌ای به حاکم مسیحی یمامه، غلبه دین خویش بر تمامی زمین را چنین پیش گویی می‌فرماید: وَاعْلَمْ انَّ دینِی سَیظْهِرُ إِلی مُنْتَهَی الْخُف وَ الْحاضِر. (احمدی میانجی، بی‌تا: 1 / 136)آگاه باش که دین من تا زیر پای شتران و اسبان [کنایه از غلبه نهایی] غلبه خواهد کرد. علامه طباطبایی در تفسیر آیه 33 سوره توبه می‌نویسد:آیه دلالت می‌کند که اراده خدا بر انتشار اسلام در عالم بشری تعلق گرفته است و در این راه مسلمانان باید سعی و کوشش کنند.

حضرت علی(ع) در تفسیر «لیظهره» به معنای غلبه توجه می‌دهد به اینکه اسلام بر تمامی سرزمین‌ها و ادیان حاکم خواهد شد و در پاسخ مشاوره عمر درباره جنگ با ایران، با اشاره به آیه 33 سوره توبه، می‌فرماید:إِنَ هَذَا الْأَمْر لَمْ یکنْ نَصْرهُ وَ لاخُذلانُه بِکثْرَةٍ وَ لابِقِلَّةٍ وَ هُوَ دینُ اللَّهِ الَّذِی أَظْهَرَهُ وَ جُنْدُهُ الَّذی أَعَزَّهُ وَ أیدَهُ حَتَی بَلَغَ مَا بَلَغَ وَ طَلَعَ حَیث طَلَع وَ نَحْنُ عَلی مَوْعُودٍ مِنَ اللَّهِ حیثُ قَالَ عَزَّ اسْمهُ الآیة. (شریف رضى، بی‌تا: خ 146)

پیروزی یا شکست در این جنگ با زیادی یا کمی افراد نیست، بلکه این دین الهی است که خدا آن را پیروز می‌کند و به لشکرش عزت می‌دهد و یاری می‌کند، تا به جایی برسد که باید برسد و طلوع کند، از آن جایی که باید طلوع کند [اشاره به مرحله نهایی]. خداوند با این آیه به ما وعده پیروزی داده است.حضرت در نهج‌البلاغه از عزت و غلبه اسلام بر ادیان دیگر و پستی سایر ملل و خذلان دشمنانش سخن به میان می‌آورد که در دلیل نسخ توضیح دادیم.

نکته پایانی

در پایان بحث، به این نکته مهم اشاره می‌کنیم که لازمه ابطال پلورالیزم دینی و انحصار دین حق در اسلام، به عنوان یگانه صراط مستقیم، خروج پیروان ادیان دیگر از صراط مستقیم است؛ لکن اگر نور عالم‌تاب خورشید اسلام بر دل‌های برخی نتابید و آنان نسبت به حقانیت اسلام جاهل؛ نه جاحد باشند، در صورت عمل به دستور رسول باطنی خود، (عقل و فطرت) معذور و از عذاب به دور خواهند بود، بلکه می‌توانند از سفره وسیع الهی نیز استفاده کنند؛ البته توضیح تفصیلی و ادله این نکته را باید در موضع خود پی گرفت. (ر.ک. به: قدردان قراملکی، 1378: 110)

نتیجه‌گیری

1. دین آسمانی و الهی به معنای معارف و آموزه‌های معرفتی و اخلاقی، حقیقت واحد دارد و با رشد مخاطبان، به تکامل خود رسیده است. 2. مجموعه احکام و مناسک و باید و نباید‌ها [شریعت] در طول زمان‌ها به حسب مقتضیات زمان و مخاطبان، تغییر و تحول پذیرفته‌اند، لذا شاهد تکثر شریعت‌ها در طول تاریخ پیامبران هستیم، اما حقیقت دین همواره یکی بوده است، از این‌رو واژه «دین» در قرآن مفرد و در مقابل واژه‌های مثبت شریعت مثل «شرعه»، «سبل»، «منهاج» به صورت جمع به کار رفته است. (مائده / 16 و 48؛ عنکبوت / 69؛ ابراهیم / 12)

3. با ظهور پیامبر خاتم، پرونده نبوت و ارسال شرایع بسته شد. 4. نکته ظریف در اسلام، صِرف ختم نبوت نیست تا تنها آن دلیل ظهور نکردن پیامبر و شریعت پسین باشد، بلکه نکته مهم دیگر «نسخ شرایع پیشین» است؛ به این معنی که ظهور اسلام به عنوان صِرف دین آسمانی نیست، بلکه به عنوان دین کامل و مهیمن بر ادیان و کتب پیشین است که لازمه آن نسخ شرایع پیشین است. 5. «اصل نسخ» ناسازگاری پلورالیزم دینی با مبانی قرآنی را به روشنی نشان می‌دهد و آن را در این مقاله با استناد به آیات متعدد، ذیل دوازده استدلال قرآنی، تبیین و اثبات کردیم.

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. آلستون، پیر، 1376، دین و چشم‌اندازهای نو، گروهی از نویسندگان، ترجمه غلامحسین توکلی، قم، بوستان کتاب.

3. ابن‌منظور، 1416 ق، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

4. احمدی میانجی، احمد، بی‌تا، مکاتیب الرسول، بی‌جا، بی‌نا.

5. تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، 1385 ق، دعائم الاسلام، مصر، دارالمعارف.

6. حر عاملی، محمد بن حسن، 1391 ق، وسایل الشیعه، بیروت، احیاء التراث العربی.

7. خرمشاهی، بهاءالدین، 1372، قرآن پژوهی، تهران، مرکز نشر فرهنگی مشرق.

8. سیوطی، جلال‌الدین، 1423 ق، الدر المنثور فی التفسیر المأثور، بیروت، دارالفکر.

9. شریف رضی، نهج‌البلاغه، بی‌تا، قم، دارالهجره.

10. صادقی، محمد، 1362، بشارت عهدین، طهران، دارالکتب الاسلامیه.

11. صدوق، محمد بن علی، 1413 ق، من لا یحضره الفقیه، قم، مؤسسه نشر اسلامی.

12. طباطبایی، علامه سید محمدحسین، بی‌تا، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی.

13. فیض کاشانی، بی‌تا، علم الیقین.

14. قدردان قراملکی، محمد حسن، 1378، کندوکاوی در سویه‌های پلورالیزم، تهران، دفتر اندیشه جوان.

15.  1379، حکومت دینی از منظر شهید مطهری، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.

16.  نامه فرهنگ، 1375، شماره 24.

17. کتاب مقدس، 1932 م، به اهتمام جماعت مشهور به بریتش و فورن، لندن.

18. کلینی، یعقوب، بی‌تا، اصول کافی، ترجمه و شرح سید‌هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل البیت.

19. مجلسی، محمّد تقی، 1409 ق، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء.

20. مطهری، مرتضی، بی‌تا، آشنایی با قرآن، تهران، انتشارات صدرا.

21. هیک، جان، 1372، فلسفه دین، ترجمه بهرام راد، تهران، انتشارات بین‌المللی الهدی.

محمدحسن قدردان قراملکی/ دانشیار گروه کلام و دین‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

منبع: فصلنامه قرآن و متون اسلامی شماره3


نوشته شده در   يکشنبه 21 ارديبهشت 1393  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode