علم و دین تا قرن 16 و 17 از هم جدا نبوده بلکه در کنار هم بودند، اما در اثر کشفیات جدید علم تجربی و نیز برخورد بد کلیسا با عالمان ، دغدغه نگرانی جدایی علم و دین ایجاد شد.
سؤالات پیش روی رابطه علم و دین بدین قرار است: آیا جهان قانونمند است؟ آیا علم نفیکننده دین است؟ آیا در دوران حاکمیت علم، جهتگیری هدفمند برای جهان توجیهپذیر هست و ... .
دانشمندان امروزه میگویند که علم و دین برای قرن 21 تصمیم میگیرند پس امروز بازار آشتیدادن این دو باز است حتی به علمای این دو حوزه جایزه هم میدهند.
نخستین چالشهای باب علم و دین بیشتر جنبه روانشناختی داشته است یعنی وقتی توانایی علم را دیدند عدهای به قول خودمان جوگیر شدند و تصور کردند که حتی میتوانند بهشت را هم بر زمین بیاورند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که به خدا احتیاج ندارند.
از قرن بیستم باز این جریان فروکش کرد و افراد هم در این رابطه عقبنشینی کردند،بنابراین بحث آشتی و صلح بین علم و دین ایجاد شد.
جهان اسلام در 150 سال اخیر رابطه عمیقی بین علم دین برقرار کرد، عدهای مثل علامه طباطبایی، مهندس بازرگان، شهید صدر، آیتالله مصباح یزدی و نقیب العطاس، سید جمالالدین اسدآبادی و ... در این راستا تلاش کردند. بنابراین در این وضع دو رویکرد وجود داشت؛ نخست عدهای که میگویند علم و دین با هم سازگار است و عدهای که میگویند راه این دو از هم مجزاست.