حقوق بشر دوستانه يكى از مباحث مهم حقوق بينالملل و مورد تأكيد اديان آسمانى، بهخصوص دين اسلام است. تبيين و تشريح ابعاد گوناگون اين مسئله، در گسترش اصول حقوق بشردوستانه، نقش بسيار سازندهاى دارد. در اين ميان، بيان ديدگاه اسلام حائز اهميت است و مىتواند در روند تكاملى آن مفيد و مؤثر باشد. تجربه نيم قرن سازمان ملل متحد ثابت كرد كه تامين صلح و تنظيم عادلانه روابط بينالمللى و نيز تامين اصول حقوق بشردوستانه، بدون استمداد از دين، بهخصوص دين اسلام ممكن نيست. اصول و تعاليم دين اسلام كه پيروان خويش را بدان فرا مىخواند و اينكه نقض آن را مستوجب كيفر دنيوى و اخروى مىداند، بهترين مؤيد اين مسئله است. شريعت اسلام در بردارنده عالىترين قوانينى است كه انسانها مىتوانند در پناه آن سعادتمندانه زندگى كنند. در جهاد اسلامى افراد غيررزمنده دشمن، مادام كه در فعاليتهاى جنگى مؤثر نيستند از مصونيت برخوردارند، ليكن رزمنده دشمن تنها در مورد كسانى صدق نمىكند كه سلاح به دست و جزئى از ارتش منظم دشمن هستند، بلكه شامل تمامی كسانى مىشود كه به نحوى در پيشبرد جنگ به نفع دشمن مؤثر باشند، هرچند كه سلاح در دست نداشته باشند.در ديدگاه اسلامى، هرگاه مردم يك سرزمين اشغال نشده و مورد تجاوز قرار نگرفته، به ناحق بر عليه نيروهاى مسلح دولت و ملت ديگرى برخيزند و با حمل اسلحه و به كار گرفتن سلاحهاى جنگى دست به اقدامات مسلحانه بزنند، محارب محسوب مىشوند و از شمول مقررات مربوط به غير نظاميان خارج مىشوند.
از نظر اسلام، دشمنان به عنوان انسانهايى كه قابليت هدايت و سوق به سوى حق و حقيقت را دارند به حساب مىآيند. از سوى ديگر، در زمان جنگ، دشمنان از دو گروه متمايز تشكيل مىشوند. دستهاى نظاميان و كسانى كه مستقيما و به گونه فعالى در جنگ مشاركت دارند و دسته ديگر كه به هيچ وجه دخالتى در جنگ ندارند كه معمولاً زنان، كودكان و مردان سالخورده را تشكيل مىدهند. اسلام براى افرادى از دسته نخست كه تسليم شده يا زخمى شده و يا اسير گشتهاند، حقوق خاصى را شناخته است. از اينرو، اسلام مردانه جنگيدن را ترغيب و خيانت و شكنجه دادن و آزار روانى و بدنى نسبت به دشمن (بهخصوص پس از خاتمه جنگ) را منع مىكند.
حمايت از غيرنظاميان بر اساس حقوق بشردوستانه بينالملل :
1 - در هنگام جنگ بايد ميان رزمندگان و غيرنظاميان تفاوت قائل شد. غيرنظاميان نبايد هدف عمليات نظامى واقع شده و قربانى جنگ باشند.
2 - طرفين مخاصمه نه تنها بايد ميان جمعيت غيرنظامى و رزمندگان تفكيك قائل شوند، بلكه ميان اموال متعلق به غيرنظاميان و اهداف نظامى نيز بايد فرق بگذارند. اين به آن معناست كه نه تنها غيرنظاميان بايد مورد حمايت قرار گيرند، بلكه كالاهاى موردنياز براى ادامه حيات آنها (غذا، دام، تاسيسات مربوط به آب آشاميدنى و مانند آنها) نيز مورد حمايت واقع شوند.
3 - حملات و تهديدهايى كه هدف اصلى آن اشاعه ترور و وحشت ميان جمعيت غيرنظامى است، رسما ممنوع است.
4 - حملاتى كه آثار آن به يك هدف خاص نظامى محدود نمىشود، يا هدف نظامى را دنبال نمىكند، ممنوع است (بمباران گسترده و مستمر).
5 - تحت هيچ شرايطى نبايد از غيرنظاميان براى جلوگيرى از حمله به نقاط خاص و مناطق و اهداف نظامى استفاده كرد.
6 - هرگونه حمله به بناهاى تاريخى، آثار هنرى يا عبادتگاهها و استفاده از چنين اهدافى براى حمايت از اقدامات نظامى مطلقا ممنوع است.
7 - تخريب تأسيسات داراى نيروهاى خطرناك(سدهاى توليدكننده نيروى برق و نيروگاههاى هستهاى) كه مىتواند تلفات غيرنظامى زيادى به همراه داشته باشد ممنوع است. ضمن اينكه طرفهاى مخاصمه نبايد اهداف نظامى را در كنار چنين تأسيساتى قرار دهند.
8 - مناطق خاصى را مىتوان در نظر گرفت كه حمله به آن مطلقا ممنوع است. بيمارستان و مناطق و مكانهاى امنى را مىتوان در زمان صلح در نظر گرفت كه از افراد تحتحمايت را در خود جاىدهد. مناطق غيرنظامى را نيز مىتوان در زمان صلح در نظر گرفت كه نتوان با استفاده از نيروى نظامىاز آن دفاعكرده و يا موردحملهقرار گيرد.
علی حمزه پور. کارشناس حقوقی