واقعه كشف حجاب که به دستور رضاخان انجام شد هم ضربه ای بر پيكر دین مردم بود و هم توهين نسبت به سنتها، آداب و رسوم و شئونات يك ملت بزرگ و کهن به شمار ميرفت.
به گزارش خبرگزاری مهر، فلسفه حجاب حفظ كرامت و ارزشهاي والاي انساني است كه بر مبناي قرآن و احاديث استوار است. انديشمندان اسلامي كه موضوع حجاب را از جهات مختلف مورد بررسي قرار دادهاند، بر اين نكته تأكيد دارند كه پذيرش حجاب نه تنها به معناي كنارهگيري از كار و قبول خانهنشيني نيست، بلكه توأم با خدمات اجتماعي و سياسي زن و نيز رعايت كليهي حقوق قانوني و شناخته شده اوست.
در كل، تهاجم به ارزشهاي ديني و سنتي ايران همواره يكي از هدفهاي مهم و اساسي استعمارگران غرب در قرن حاضر بوده است. پس از وقوع جنگ بينالمللي اول و سقوط حكومت تزارها در روسيه استعمار انگلستان در ايران از موقعيت برتري برخوردار شد و فرصتي به دست آورد تا به آرزوها و آرمانهاي ديرينه خويش جامه عمل بپوشاند و ايران را كاملاً تحت نفوذ خود درآورد. انگليسيها تصميم داشتند با انعقاد يك قرارداد مشترك فرهنگي، اقتصادي و نظامي با ايران، تركيه، افغانستان و عراق فرهنگ غربي را در اين كشورها رواج دهند و برقدرت استعماري خود بيفزايند تا از اين طريق از رشد و نفوذ دولت جديد التأسيس شوروي ممانعت به عمل آورند. در واقع، انتخاب رضاخان به سلطنت نيز در همين راستا قرار داشت زيرا او نسبت به ارزشهاي جامعهي اسلامي ايران، در مقايسه با همرديفان خود، بياعتناتر بود.
حكومت پهلوي از ابتداي تشكيل خود موظف بود دو هدف اساسي را تعقيب كند: جدا ساختن دين از صحنهي زندگي اجتماعي و مبارزه با روحانيت. رضاشاه استراتژي اسلامزدايي انگلستان در ايران را به طرز پيچيده و زمانبندي شده به مرحلهي اجرا درآورد. او در مسير تحقق سياستهاي استعماري و تشديد روند وابستگي بينالمللي كه نظام سنتي جامعهي ايران بزرگترين مانع در برابر آن بود به تظاهرات نوگرايي روي آورد و در اين راستا منصبهاي اصلي و مسئوليتهاي حساس را به افرادي نظير داور، تيمورتاش، حكمت و نصرالدوله واگذار كرد كه ترك فرهنگ سنتي و اخذ فرهنگ غربي را مهمترين راه پيشرفت ميدانستند.
شايان ذكر است كه سياست مذهب زدايي، با توجه به اينكه تفكرات ديني و مذهبي و عرف و سنتهاي ملي در ميان ايرانيان ريشهاي عميق داشت، با مشكلاتي عديده از جمله مقاومت شديد مردم مواجه شد. دستاندركاران حكومت پهلوي از طريق رواج انديشهي جدايي دين از حكومت (سكولاريسم) و تحقير نمادهاي ديني و سنتهاي ملي تهاجم به مذهب را آغاز كردند. آنها براي اعمال اين سياست از ابزاري چون نظام آموزشي، كتاب و نشريات استفاده كردند. اقدامات متعدد فرهنگي طي سالهاي حكومت رضاشاه انجام گرفت كه دركليه آنها بر ترك سنتها و پذيرش مظاهر تمدن غربي تأكيد شده بود.
در ميان تحولات فرهنگي اين دوره تغيير لباس سنتي و قضيهي كشف حجاب بيش از ديگر موارد مورد توجه واقع شده است. سفر رضاشاه به تركيه در 1313 نقطه عطفي در تثبيت باورهاي قبلي او مبني بر لزوم كشف حجاب بود. اين سفر اثر عميقي بر نگرش او نسبت به ميزان به اصطلاح «عقبماندگي» ايرانيان نسبت به تركها داشت. به همين دليل، در فاصلهي 14 ـ 1313 اقدامات وسيع تبليغاتي به منظور آماده ساختن افكار عمومي براي كشف حجاب انجام گرفت.
جشنها و مجالس سخنراني متعددي در اين زمينه در پايتخت و ديگر شهرها برپا شد. كانون بانوان نيز در ارديبهشت 1314 تحت نظارت وزارت معارف و به رياست شمس پهلوي تأسيس شد. در اين كانون، اشخاصي نظير صديقه دولتآبادي، فاطمه سياح، بدرالملوك بامداد، هاجر تربيت، فخرالزمان غفاري بايندر و پري حسام شهيدي فعاليت داشتند. اين كانون موظف بود كه مجالس مختلف سخنراني برگزار كرده و از اشخاص معروف دعوت نمايد تا براي حضار راجع به مقام زن و مرد سخنراني كنند. در تعقيب اين سياست به وزارت معارف دستور داده شد كه در مدارس كشور مجالس جشن و سرور و خطابه با روي باز و بدون حجاب برگزار شود و نيز تصميم گرفته شد مدارس ابتدايي تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان اداره گردد. در نشريات نيز مقالاتي منباب پند و اندرز و انتقاد از حجاب به چاپ رسيد. اما اين قبيل اقدامات و برنامهها پيشرفت چنداني نداشت و اكثريت مردم نه تنها استقبالي از آن به عمل نياورند، بلكه با ديدهي تحقير به آن نگريستند.
سرانجام ، فرمان كشف حجاب به صورت رسمي در 17 دي 1314 صادر شد. در اين روز، جشني از طرف علي اصغر حكمت كه خود نقش فعال و مؤثري در اين ماجرا داشت، در دانشسراي مقدماتي و درحضور رضاشاه برپا شد. در اين جشن همسر و دختران او و جمعي از همسران وزيران و وكيلان بدون حجاب شركت داشتند. در اين جشن، شاه طي نطقي همهي زنان را به عدم استفاده از حجاب تشويق نمود و اعلام كرد كه تاكنون نيمي از جمعيت كشور به حساب نميآمدند، زيرا در پرده به سر ميبردند. او همچنين افزود كه نجابت و عفت زن به چادر مربوط نيست و زن روحاً و اخلاقاً ميبايست عفيف باشد. از اين تاريخ به بعد، استفاده از چادر يا هر سرپوشي، بجز كلاه هاي اروپايي، ممنوع اعلام شد. زنان محجبه حق ورود به خيابانها يا استفاده از وسايط نقليه را نداشتند. كسبه نيز مجاز به فروش اجناس به زنان با حجاب نبودند.
تصويب و ابلاغ قانون كشف حجاب اعتراضات علما و روحانيون و مخالفتهاي گستردهي مردمي را نيز در سراسر كشور و در شهرهايي نظير قم، اصفهان و شيراز در پي داشت كه مهمترين نمونه آن قيام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود. اگر چه با انتشار خبر قيام گوهرشاد، مقدمات اعتراض اجتماعي وسيعي فراهم شد، اما فقدان رهبري منسجم و خشونت شديد حكومت از جمله عواملي به شمار ميآيند كه نه تنها اين اعتراضات را ناكام گذاشتند بلكه رضاخان را نيز مصمم به اجراي خشونت بار كشف حجاب نمودند. با اين حال قيام گوهرشاد كه يك سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به تركيه و مشاهدات وي در مورد بيبند و باري و بيحجابي زنان تركيه به وقوع پيوسته بود، از يكسو حكايت از تأثير بيچون و چراي رضاخان از فرهنگ غربي داشت و از سوي ديگر از تعارض اين فرهنگ با فرهنگ اسلامي جامعه ايران و عدم پذيرش موازين غير شرعي توسط مردم نيز خبر مي داد.
امام خميني به عنوان رهبر انقلاب اسلامي كه در 1299 كودتاي رضاخان را محكوم كرده بود و در برابر سياستهاي ضد ديني پهلوي اول همچون كشف حجاب، جدايي دين از سياست، رواج فرهنگ اروپايي در ايران، اهانت به روحانيت و ... نيز موضعگيري نموده بود؛ اين مسئله را چنين شرح ميدهند: «در رژيم طاغوتي پهلوي آن ظلمي كه به بانواني كه مقيد بودند به اينكه بر طبق اسلام عمل كنند و موافق آنچه كه اسلام امر كرده است ذي خودشان را قرار دهند، در آن زمان رضا شاه به وضعي و در زمان محمدرضا به وضع ديگر. و بحمدالله بانوان ايران مقاومت كردند و جز يك دستهاي كه جزء دار و دسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژيم او مناسب بودند، ساير خواهرها مقاومت كردند. بنابراين اسلام در ايران زنده شد، آن خدمتي كه به بانوان كرده است و خواهد كرد ارزشش به اندازهاي است كه نميتوانيم ما توصيف كنيم. اگر نبود اين انقلاب و نبود اين تغيير و تحولي كه در ايران واقع شده بود، بعد از چند سال ديگر اثري از اخلاق اسلامي در ايران نبود.»