ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : دوشنبه 23 شهريور 1405
دوشنبه 23 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 17 دي 1392     |     کد : 65238

چرا باید به خود اتكايي اعتقاد داشت/ تفاوت خود اتکایی با خودکفایی

اعتقاد به خود اتكايي و درك ضرورت آن، اولين قدم براي به اصطلاح روي پاي خود ايستادن است و علاوه بر تربيت و آموزش، اين اعتقاد نيز از هر نظر ضروري مي نمايد.

اعتقاد به خود اتكايي و درك ضرورت آن، اولين قدم براي به اصطلاح روي پاي خود ايستادن است و علاوه بر تربيت و آموزش، اين اعتقاد نيز از هر نظر ضروري مي نمايد.

به گزارش خبرگزاری مهر، یک سوال که برخی مواقع ذهن انسان را مشغول می کند این است که چرا كشورها نبايد در تامین معيشت خويش همواره شرايط طبيعي و جغرافيايي، امكانات، استعدادها و معتقداتشان را مورد نظر قرار دهند و از هر لحاظ اتكاي به خود داشته باشند؟در هر زمينه خود اتكايي را محورفعاليت ها قرار دهند و جز امكانات"خودي" هيچ عامل ديگري را در سياست گذاريها و برنامه ريزي ها موثر ندانند؟

اصطلاح "خود اتكايي" تمام زمينه هاي فرهنگي، نظامي، سياسي و اقتصادي را در بر مي گيرد، در حالي كه"خود كفايي" تنها ناظر بر جنبه هاي مادي است به تعبير ديگر، خود كفايي فقط از نظر اقتصادي ممكن است تحقق پيدا كند، گرچه در همين زمينه نيز بدون خود اتكايي نمي توان خود كفا شد. با اين طرز تفكر است كه در دراز مدت مي توان اقتصادي را پايه ريزي كرد كه سالم، مولد، خلاق و در خدمت جامعه باشد. در اين راستا هيچ چيز به اندازه"خود اتكايي"تاثير ندارد. خود اتكايي بدون تربيت اصولي، آموزش صحيح و ايجاد زمينه هاي مناسب فرهنگي-اعتقادي و مديريت لايق و آگاه به دست نمي آيد.

ايجاد و تقويت روحيه"اعتماد به نفس"، "تكيه بر خودي"و"اتكاي به امكانات موجود"به حق مي تواند در خود اتكايي موثر باشد. متاسفانه قبول كمك از ديگران و به اصطلاح"نمك گير شدن"و زير بار ديگران رفتن در عرف بسياري از ملت ها قبح خود را از دست داده است، و كم و بيش همه جا صحبت از كمك به جوامع عقب افتاده و در حال رشد مي باشد. در اين زمينه گاه ابتكار عمل با كمك كنندگان و زماني با كشورهاي نيازمند است. در هر حال حاصل كار يكي است. اختصاص اعتباراتي براي كمك به كشورهاي عقب افتاده و در قبال آن كسب امتيازات سياسي و اقتصادي و در نهايت تحميل وابستگي به صورت جرياني عادي و اجتناب ناپذير و از بين رفتن روحيه"خود اتكايي"درآمده است.

بعد از جنگ جهاني دوك شاهد بوده ايم كه كشورها به دو دسته تقسيم شدند. يك گروه روي پاي خود ايستاده با مقاومت پافشاري و پشتكار كوشش كردند تا ويرانيهاي جنگ را جبران كنند و كشورهاي نو، ارتشي كارآمد و اقتصادي نوين به و جود آوردند. البته در اكثر موارد موفق هم شدند و آنچه كه آنان را در اين راستا پشتيباني و تقويت كرد همت نيروي كار و مديريت صحيح بود.در مقابل دسته اي ديگر منتظر ماندند تا به آنها كمك برسد و متاسفانه هنوز هم كم و بيش در همين حالت هستند.

اعتقاد به خود اتكايي و درك ضرورت آن، اولين قدم براي به اصطلاح روي پاي خود ايستادن است. علاوه بر تربيت و آموزش، اين اعتقاد نيز از هر نظر ضروري مي نمايد. اما قشر تحصيل كرده در جهان سوم، كه مغز او به وسيله فرهنگ مادي غرب تسخير شده است، اجازه فكر كردن در اين زمينه ها را به خود نمي دهد. فرهنگ استكباري به آنها القا كرده است كه آنچه دارند از تصديق سر غرب است.

تاثير مخرب فرهنگ و تمدن غربي به صورتي است كه هم اكنون نيز افرادي كه در معرض تهاجم آن هستند،به طور كلي مفاهيمي از قبيل فرهنگ، انسانيت، اقتصاد، سياست و ايدئولوژي را منحصر به نوع غربي آن مي دانند.هر چه را كه ازحيطه نفوذ آن خارج باشد،به حساب نمي آورند.بدين ترتيب ديده مي شود كه وقتي مثلا يك تحصيل كرده غربي به ايران بازمي گردد، حجاب براي او يك مساله است نه اينكه متوقع باشيم در اين زمينه ها تعليماتي به او داده و ضرورت رعايت حجاب را گوشزد كرده باشند. مسلم است كه موذيانه به آنان تفهيم شده است كه هر چه خود دارند درست، وآنچه كه به ديگران تعلق دارد غلط است! به اين ترتيب است كه اين گونه افراد در ظاهر تحصيل كرده و در باطن خودباخته و مسخ شده، به كشور باز مي گردند و اگر احيانا ازآنها خواسته شود راجع به نقاط ضعف جوامع مذكور اظهار نظر كنند زبانشان بند مي آيد و قادر به اداي كلمه اي نيستند.


نوشته شده در   سه شنبه 17 دي 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode