به گزارش خبرگزاری مهر، تجربه شكست یکی از مسائلی است که در زندگی هر کسی رخ می دهد. ما مي توانيم تجربه شكست را يك رويداد در زندگي در نظربگيريم كه هم مي تواند به عنوان يك مشكل و هم عكس آن ارزيابي شود. با وجود اينكه شكست معمولا تجربه ناخوشايندي است، اما غالبا ما مي توانيم از عهده آن برآييم. ارزيابي اوليه به ما امكان مي دهد تا بسياري از شكست هاي خود را به عنوان بخشي از زندگي بپذيريم و انرژي خود را صرف مقابله با شكستها كنيم كه واقعا مهم هستند و ارزش ناراحت شدن را دارند.
پس از آنكه پذيرفتيد شكستي ارزش ناراحت شدن را دارد اولين چيزي كه بايد از خودتان بپرسيد اين است؛ چطور مي توانم علت اين شكست را به روش منطقي بشناسم؟
اتخاذ نگرش مسئله گشايي نسبت به زندگي به شما كمك مي كند تا مسئوليت شكست خود را بپذيريد، مهارت هاي خود را تكميل كنيد و دفعه بعد تلاش بيشتري به عمل آورید. همچنين استقامت در برابر شكست مستلزم آن است كه شما به جاي اينكه نگران اجتناب از شكست خوردن باشيد بيشتر به موفقيت فكر كنيد.
- با بكار بستن تلاش و توانمنديهاي خود عزت نفس تان را حفظ كنيد
يك روش براي حفظ عزت نفس بعد از تجربه شكست، انجام ارزيابي هاي انطباقي است به جاي اينكه علت شكست خود را به بي كفايتي خودتان نسبت دهيد و خود را سرزنش كنيد مي توانيد با استفاده از مهارت هاي حل مسئله خود، راهبردهاي موثري براي بهتر انجام دادن آن كار در دفعه هاي بعد پيدا كنيد و روش ديگر براي حفظ عزت نفس خود بعد از شكست خوردن زيستن با انتظارات واقع بينانه و يافتن چالشهاي معنادار است. بنابراين سطح توقعات خود را با امكانات و توانمنديهايتان متناسب سازيد و همچنين مي توانيد با خرده گيري نكردن و آسان گرفتن مسايل برخود عزت نفس خود را پس از تجربه شكست حفظ كنيد. به طور مثال؛ اگر شما به خاطر سرگرمي پيانو مي نوازيد نبايد انتظار داشته باشيد كه به خوبي يك استاد معروف پيانو بزنيد.
- تعادل درستي بين خود ناتوان سازي و مسئوليت پذيري ايجاد نماييد
افراد به شيوه هاي مختلفي مي توانند خودشان را ناتوان سازند،آنها مي توانند با انجام رفتارهايي كه شانس موفقيت شان را كاهش مي دهد و يا با ادعاي اينكه بعضي عوامل خارج ازكنترل به عملكردشان لطمه مي زند،خود را ناتوان كنند در هردو مورد،هدف توجيه عملكرد ضعيف با استفاده از بهانه ناتواني است.
ما بايد بدانيم كه ديگران چه انتظاري از ما دارند اگر چه همه ما مي خواهيم ديگران را خوشحال كنيم اما بايد به ياد داشته باشيم كه در نهايت تمام تلاشهايي كه براي پيشرفت و رسيدن به اهدافمان مي كنيم به خاطر خودمان است اجازه ندهيد ميل به راضي نگه داشتن ديگران،زندگي شما را تحت تاثير قرار دهد.خوب است تعادل درستي ميان زياد سخت نگرفتن و پذيرفتن مسئوليت واقعي رفتارتان ايجاد نماييد.شما مي توانيد با انجام ارزيابي منطقي و داشتن انتظارات واقع بينانه اين تعادل را نگه داريد.
مبارزه جويي رابطه تنگاتنگي با خود كارآمدي دارد،خودكارآمدي از طريق هدف زيستن،يافتن سرمشق هاي خوب و صرف انرژي براي كسب موفقيت هاي معني دار بدست مي آيد. مفاهيم خود كارآمدي و كنترل دروني با علاقه به يادگيري چيزهاي جديد، تسلط يافتن بر مشكلات و رشد و تقويت تواناييها ارتباط تنگاتنگي دارند. داشتن اين نوع نگرش به زندگي براي كنارآمدن با شكستها بسيار مفيد است.
مردم در هنگام مواجه شدن با مشكلات يكي از اين دو رويكرد را انتخاب مي كنند. آنها يا عملكرد گرا مي شوند يا تسلط گرا. انسان با اين رويكردها به دنيا نمي آيد،بلكه آنها به عنوان شيوه اي براي يافتن بهترين روش مقابله با موقعيت هاي چالش انگيز كسب مي شوند.هدف عمده شخص عملكردگرا اثبات و نشان دادن استعدادها و توانايي هاي خود به ديگران است او مي خواهد تاييد ديگران را بدست آورد و از هر گونه احتمال ارزيابي منفي از جانب ديگران جلوگيري كند.
هدف عمده افراد تسلط گرا اين است كه مشكل را به تجربه اي آموزنده تبديل كنند آنها نيازي ندارند كه كارها به آساني پيش رود. وقتي احساس مي كنند كه از تلاش خود نتيجه اي گرفته اند ديگر يا موفقيت برايشان مهم نيست.به جاي اينكه نگران قضاوت ديگران در مورد خود باشند سعي مي كنند با تقويت مهارت ها و تواناييهايشان، انگيزه خود را قوي تر كنند.