از معانی حرف «باء» در آیه شریفه «بسم الله ...» چه میدانید؟
تفسیر حرف «ب» در «بسم الله ...»
گردآوری و تنظیم: رضا صابری
در روایتی آمده است: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره حمد در بسمالله، و تمام بسمالله در حرف «باء» خلاصه مىشود، و ابن عباس نقل نموده که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام از اول شب تا صبح براى من تفسیر فاتحة الکتاب مىفرمود و هنوز از تفسیر «باء» نگذشته بود. بعد از آن فرمودند: انا نقطة تحت الباء: من نقطه زیر «باء» هستم، [تفسیر بصائر، جلد اوّل، صفحه 187 و 188 بنقل از ینابیع المودة، صفحه 69 و 408.]
* چند نکنه بجای مقدمه:
* نکته اول: معانی حرف «با»
در ادبیات عرب
در زبان عربی برخی از حروف، بعد از اینکه در جمله قرار میگیرند دارای معنا میشوند، «باء» نیز از این حروف است. حرف «باء» در ادبیات عرب، دارای هفت معنی است. یعنی در هر موردی که این حرف بکار رفته باشد، ممکن است یکی از این هفت معنا مراد با استعمال کننده باشد.
اول- الصاق است مثل (( بِزِیْدٍ داء)) زیرا درد بزید چسبیده است یا مثل «مررت بِزِیْدٍ» بمکانیکه نزدیک بزید است عبور کردم از این دو مثال گاهی معنی حقیقت آن در نظر گرفته میشود گاهی معنی مجازی آن .
دوم - استعانه یعنی یاری جستن و کمک خواستن مانند (( کتبت بالقلم )) زیرا نوشتن به کمک قلم است
سوم - برای تعدیه فعل بسوی مفعول است مانند (ذهبت بِزِیْدٍ) با زید بردم که معنی رفتن به بردن بر او واقع شده.
چهارم - باء برای ظرفیت، به معنای «فی» میآید مانند باء در (جلست بالمسجد) در مسجد نشستم. یعنی فی المسجد.
پنجم - از معانی «باء» بمعنی «مع» است مثل اشتریت الفرس بِسَرْجِه یعنی اسب را با زینش خریدم.
ششم - از معانی «باء» مقابله است مانند (بعت هذا بهذا) این کتاب را در مقابل آن فروختم.
هفتم - از معانی «باء» زائد بودن آن است که برای تأکید میآید و این قسم («باء» زائد) بر دو نوع است:
نوع اول - قیاسی است:
1 - در خبر منفی. مانند (ما زید بقائم) زیرا «قائم» خبر (ما) است و منصوب بوده و اکنون مجرور شده و از آن تأکید استفاده میشود.
2 - در خبریکه در استفهام واقع است مانند (هل زید بقائم)
نوع دوم - در دو مورد (قاعده خاصی ندارد) و اصطلاحاً میگویند: سماعی است:
1 - در مرفوع و آن یا مبتدا است مانند (بحسبک درهم )
2 - یا فاعل است، مانند ( کفی بالله شهیداً) زیرا «الله» در این جمله، بقول مشهور فاعل است.
* نکته دوم: معنای «تمام قرآن در ((باء)) بسم الله؛
[از تفسیر تسنیم]
شاید معناى اینکه آمده: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره حمد در بسمالله، و تمام بسمالله در حرف («باء») خلاصه مىشود، اشاره ای باشد به اینکه، آفرینش هستى و هدایت آن، همه با استمداد از اوست. چنانکه رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نیز با نام او آغاز گردید. « اِقرأ باسم ربّک»
* نکته سوم: آیة شریفه «بسم الله ...» 114 بار نازل شده
در تفسیر تسنیم، از آیت الله العظمی جوادی آملی آمده است: آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم) که سر فصل 113 سوره قرآن کریم است و در آیه 30 سوره مبارکه نمل افزون بر آغاز سوره، در طلیعه نامه حضرت سلیمان (علیه السلام) به ملکه سباء نیز آمده است، 114 بار نازل شده است، نه این که یک بار نازل شده باشد و به دستور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم سرفصل سور قرآنى قرار گرفته باشد .
* نکته چهارم: نزول هر «بسم الله» نشانه شروع نزول سورهای جدید بوده است
در عصر نزول وحى، فرود آمدن آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم ) به عنوان اولین آیه سوره جدید، نشانه پایان پذیرفتن سوره پیشین و آغاز نزول سورهی پس از آن بود: و انما کان یعرف انقضاء السورة، نزول (بسم الله الرحمن الرحیم) ابتداء للاءخرى [تسنیم، به نقل از نور الثقلین، ج 1، ص 6]
* نکته پنجم: تفسیر «بسم الله» در هر سوره، با سوره دیگر متفاوت است
نزول مکرر آیه (بسم الله ...) نشانه اختلاف معنا و تفسیر آن در هر سوره است . آیات (بسم الله ...) در سراسر قرآن کریم گرچه از نظر لفظى یکسان است، لیکن از نظر معنوى و تفسیرى گوناگون و در نتیجه مشترک لفظى است . (1)
لذا؛ اختلاف معنوى و اشتراک لفظى آیات (بسم الله الرحمن الرحیم ) از آن روست که بسم الله هر سوره جزئى از آن سوره و با محتواى آن هماهنگ و به منزله عنوان و تابلو آن سوره است و چون مضامین و معارف سورههاى قرآن با یکدیگر متفاوت است، معناى بسم الله نیز در سورهها مختلف خواهد بود و در هر سوره درجهاى از درجات و شأنى از شئون الوهیت خداى سبحان و رحمانیت و رحیمیت او را بازگو مىکند و از این جهت همانند اسماى خداوند در پایان آیات است که با محتواى آیات هماهنگ و به منزله برهانى بر محتواى آن است . بر این اساس، اگر محتواى سورهاى به خوبى تبیین شود، تفسیر بسم الله آن سوره نیز روشن خواهد شد .
توضیح این که، در آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم ) هم سخن از الله است که اسم جامع و اعظم خداى سبحان است و سایر اسماى حسناى الهى را زیر پوشش داشته، در هر سوره ظهورى خاص دارد و هم سخن از رحمت رحمانیه است که همه صفات خداى سبحان زیر پوشش آن است و در هر مظهرى با اسمى خاص ظهور مىکند؛ در سورههایى که محتوایى مهرآمیز دارد و اوصاف جمالیه خداوند را مطرح مىکند، در چهره جمال و در سورى که مضامینى قهرآمیز دارد و غضب الهى را بازگو مىکند؛ در چهره جلال تجلى مىکند [بنابراین، عدم ذکر بسم الله در آغاز سوره توبه براى آن نیست که محتواى آن سوره با بسم الله سازگار و هماهنگ نیست ؛ زیرا بر اساس این توجیه، آیه کریمه (بسم الله ...) با سوره مسد (تبت) نیز ناهماهنگ است، بلکه احتمالا از آن روست که سوره توبه ادامه سوره انفال است و اگر سوره مستقلى مىبود با آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم ) ناهماهنگ نبود . در قرآن کریم برخى آیات با قهر آغاز مىشود و با مهر پایان مىپذیرد؛ مانند: (فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمد لله رب العالمین ) (سوره انعام، آیه 45 ) و این قهر و مهر هماهنگ است ؛ زیرا قهر بر ظالم همان مهر به مظلوم است و این قهر از مصادیق و مظاهر رحمت مطلق خداى سبحان است.] و از این رو برخى گفته اند: کلمه الرحمن نیز همانند کلمه الله اسم اعظم است . بنابراین، تفسیر بسم الله ... به اختلاف سورهها متفاوت است .
* نکته ششم: احکام فقهى آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم) نشانه تفاوت معنی «بسم الله» در هر سوره است
احکام فقهى آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم ) نیز شاهد اشتراک لفظى این آیه است مانند این که :
1 - حرمت قرائت سوره عزائم بر صاحبان عذر، شامل تلاوت بسم الله ... به قصد سورههاى مزبور نیز مىشود. 2 - بسم الله ... هر سوره، در نماز باید به قصد همان سورهاى باشد که نمازگزار قصد تلاوت آن را دارد. 3 - در صورت عدول نمازگزار از سورهاى به سوره دیگر، باید بسم الله ... را به قصد سوره جدید تکرار کند .
لزوم تلاوت بسم الله هر سوره به قصد همان سوره، نشانه تعدد مقصود است؛ زیرا تعدد قصد، تابع تعدد و تکثر مقصود است و گرنه مقصودى که هیچ کثرتى در آن نیست تا هر یک از واحدهاى آن نشانه خاصى داشته باشد و با آن نشانه، از واحدهاى دیگر متمایز گردد، قصد نمىتواند فارق و منشاء تکثر آن باشد؛ مگر این که قصد، خود مقصود آفرین باشد. بنابراین، بسم الله ... هر سوره معنا و تفسیرى ویژه خود دارد و با معناى بسم الله در سایر سورهها متفاوت است.
[تسنیم؛ آیت الله جوادی آملی]
* پینوشت
(1): مراد از مشترک لفظى در این جا، اشتراک لفظى مصطلح حکیمان است، نه ادیبان . توضیح این که، عنوان مشترک لفظى بین حکیم و ادیب، خود مشترک لفظى است ؛ زیرا اشتراک لفظى نزد اهل ادب تابع وضع است ؛ لفظى که در موارد گوناگون به کار مىرود، اگر وضع واحد داشته باشد مشترک معنوى و گرنه مشترک لفظى است . از این رو اگر واژه اى براى یک جامع انتزاعى ذهنى ( و نه خارجى و داراى حقیقت عینى ) وضع شده باشد، ادیب به لحاظ وحدت وضعش، آن را مشترک معنوى مىداند .
اما اشتراک لفظى نزد حکیمان تابع برهان و بر مدار واقعیت خارجى است، نه وضع واضعان ؛ اگر چیزى فاقد جامع مشترک خارجى بود و آنچه در خارج است انواع گوناگونى بود که تنها به یک نام نامیده مىشود، حکیم آن را مشترک لفظى مىداند؛ چنانکه واژه نفس که بر نفس نباتى، حیوانى و انسانى اطلاق مىشود، ادیب آن را مشترک معنوى و حکیم مشترک لفظى مىداند؛ زیرا ادیب به وحدت وضع این واژه نظر مىکند، ولى حکیم که براى آن جامع مشترک خارجى نمىیابد، گر چه جامع انتزاعى مفهومى و ذهنى دارد، آن را مشترک لفظى مىداند و از این رو از نفوس نباتى، حیوانى و انسانى در فصولى مستقل بحث مىکند .
آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم ) مشتمل بر اسماى حسناى الله، الرحمن و الرحیم است و چون خداى سبحان با نامهاى الله و الرحمن، در جهان هستى تجلیات و ظهورات گوناگونى دارد: الحمد لله المتجلى لخلقه بخلقه (نهج البلاغه، خطبه 108)؛ گاهى در چهره قهار منتقم مجرمان را کیفر مىدهد: (انا من الجرمین منتقمون ) (سوره سجده، آیه 22 ) و گاهى در چهره لطیف و رحیم، پرهیزکاران را به بهشت مىرساند: (تلک الجنة التى نورث من عبادنا من کان تقیا) (سوره مریم، آیه 63 ) و نامهاى تدوینى خداى سبحان مبین تجلیات گوناگون تکوینى اوست ؛ پس این الفاظ در همه جا به یک معنا نیست ؛ مثلا بسم الله در سوره مبارکه حمد با بسم الله سوره مسد در معنا و تفسیر متفاوت و مشترک لفظى است