در طول تاريخ هر تمدنی توسط اهل علم برپا شده دارای عقلانيت و نظم در كار بوده است؛ علم، عقلانيت و نظم مواردی است كه از سوی قرآن توصيه شده، اما تفاوتهايی ميان تلقی قرآن و تلقی رايج در جهان امروز وجود دارد.
حجتالاسلام و المسلمين احمد رهدار، رئيس موسسه فتوح انديشه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به بيان نكاتی درباره حاكميت معرفتی قرآن كريم در هويتسازی تمدنی پرداخت و گفت: اگر يك منظومه معرفتی بخواهد در جايی تمدنی بر پا كند، بايد ديد كه چه الزامات و نيازهايی وجود دارد و آن منظومه تا چه حد میتواند آن لوازم را تأمين كند و مباحث نظری را پوشش دهد؛ در مورد قرآن هم همين طور است.
بخش نخست اين گفتوگو را در اينجا بخوانيد!
تمدنها توسط اهل علم بنا شده است
رهدار با بيان اينكه در طول تاريخ هرجا تمدنی بر پا شده، آن تمدن توسط اهل علم بنا شده است، اظهار كرد: هيچ تمدنی را نداريم كه جاهلان بنا كرده باشند. يكی از اركان تمدن، علم است. لذا تمدن، برنامه، مهندسی، پيشبينی و علم نياز دارد. در قرآن نه فقط به علم بها داده شده، بلكه مجموعه شاخصهايی كه برای علم تعريف شده، ويژگیهايی متمايز از آن چيزی كه ارتكاز انسان مدرن است، پيدا كرده است.
علم در قرآن
وی ادامه داد: علم در قرآن با تقوا، شكر، اخلاص و عالم غيب ارتباط پيدا كرده است. اينها در فضای تمدنی موجود نيست، البته يك توصيفات مشتركی هم بين علم قرآنی و علم موجود هست و به عنوان مثال میتوان گفت كه قرآن تجربه و تاريخ را نفی نمیكند. من به مابهالامتيازات علم قرآنی اشاره كردم؛ مثلاً فرض كنيد در هيچ يك از مكاتب علمی ارتباطی ميان علم و قلب بشر معرفی نشده، بلكه معمولاً علم را به لحاظ بيولوژی با مغز بشر مرتبط دانستهاند. هيچ جای قرآن بين علم و مغز رابطهای بر قرار نكردهاند، بلكه رابطه بين علم و قلب است، يعنی يك پرونده جديديست كه ما رابطه قلب با علم را مطرح كنيم و توضيح دهيم.
رهدار در ادامه بيان كرد: بنابراين نظام معرفتی قرآن مؤلفه علم را جدی گرفته و نه تنها توصيه كرده، بلكه تبيين متفاوتی از علم، ويژگیها، شاخصهها، فرآيند تحصيل و حتی نتايجش برای ما معرفی كرده است. ما در نظامهای معرفتی رقيبی نداريم كه گفته باشد «ثمره العلم الخشوع»، «ثمره العلم العبوديه»؛ البته اينها قرآن نيست، روايت است؛ ولی اين روايات را تفسير قرآن در نظر بگيريد. علم در نظام معرفتی قرآن ويژگیهايی پيدا كرده است كه در مبنا، اصول، نتايج، فرآيند حصول و قلمرو ارتباطیاش متفاوت، اما جدی گرفته شده است.
مسبوقیت تمدن به عقلانیت
رئيس مؤسسه فتوح انديشه افزود: نكته سومی كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه هر تمدنی بر پا شده، مسبوق به عقلانيت بر پا شده؛ تمدن را عاقلان بر پا میكنند، نه سفيهان. ممكن است كه ما با آن عقلانيت مشكل داشته باشيم، مثلاً فرض كنيد عقلانيت قرآنی نه فقط نظم را بر میتابد، بلكه نظم را توصيه و تبيين میكند. تمدنها بر پايه تشتتها بر پا نمیشوند، هر كجا كه تمدنی هست، نظم هست.
عقلانیت قرآنی و تفاوت آن با عقلانیت در دنیای مدرن
وی با بيان اينكه عقلانيت قرآنی، عقلانيتی نظمستيز نيست، اظهار كرد: عقلانيت قرآنی اتفاقاً نظم را پيچيدهتر از نظم دنيای موجود معرفی میكند، چون دنيای موجود دنيايی تكساحتنگر است و در دنيای مادی هم نظم به تنظيم روابط ظاهری مادی تعريف میشود، حال آنكه در نگاه قرآنی، نظم شكل بسيار پيچيدهای دارد، مثلاً قران ميان گناه و بلا در عالم رابطه برقرار میكند. اين در سيستم موجود قابل محاسبه نيست.
رئيس مؤسسه فتوح انديشه ادامه داد: نظم كيهانی قرآن با نظمی كه در دنيای مدرن تعريف میشود، قابل مقايسه نيست، چون مناسبات عالم غيب در عالم ظاهر و در نظم موجود ضرب نمیشود، اما در نظم قرآنی اين دو در هم ضرب میشود. مرحوم شهيد ديالمه میفرمودند: شور مردم ما در روز در خيابانها معلول سوز مناجات پير ما در شب روی سجاده است. اين رابطه را كه اگر امشب ولیّ ما با سوز ديگری بر روی سجاده رفت، فردا شور ما در خيابانها به گونهای ديگر خواهد بود، اين رابطه را ديگر نظم موجود نمیتواند رصد كند، اما نظام معرفتی قرآن توجه میدهد كه عالم شامل يك عالم غيب و يك عالم ظاهريست و البته خود عالم ظاهر، غيبی دارد. لذا ما دو غيب داريم؛ يك عالم غيب داريم و يك غيب عالم داريم.
رهدار همچنين با اشاره به اين مطلب كه آن چيزی كه عالم غرب از آن غافل است، عالم غيب است، عنوان كرد: آنها به غيب عالم اعتقاد دارند، ماركسيستها و بیدينها هم به غيب عالم اعتقاد دارند؛ لذا شما در نظامهای كمونيستی هم چيزی به نام روانشناسی را كه مربوط به غيب عالم است میبينيد. روانشناسی مربوط به عالم غيب نيست. عالم غيب چيزی است كه در قرآن آمده و بر عالم ظاهر تأثير میگذارد.
وی در پايان اين بخش از گفتوگو با بيان اينكه بحث عقلانيت قرآن بحث پيچيدهايست، عنوان كرد: دليل آن هم اين است كه قرآن تكساحتنگر نيست، بلكه چندساحتنگر است و طبعاً آنهايی كه ساحتهای مختلفی را میبينند، مؤلفههای متعددی را برای حل يك مسئله لحاظ میكنند.