هر كس به چهره امام صادق(ع) مینگريست، قرآن در نظرش تجلی میكرد و هر گاه قرآن را میديد، امام صادق(ع) در خاطرش جلوه میكرد؛ او با آيات قرآن سخن میگفت، با قرآن استدلال میكرد و سكوتش تفكر در قرآن بود.
به فرموده پيامبر(ص)، دو يادگار هستند كه تا روز قيامت از يكديگر جدا نمیشوند يكی، قرآن و دومی، عترت پيامبر(1) اين دو يادگار، يادآور علوم تمام پيامبران الهیاند و همه چيز در نزد آنهاست. امامان، آگاهان از حقايق كتاب الهی و راسخان در علم و وارثان اسرار عالم هستی بودهاند. امام جعفر صادق(ع) يكی از آنان است كه وارث علم كتاب، سينهاش گنجينه اسرار قرآنی و وجود مقدسش آميخته با قرآن كريم بود.
امام جعفر صادق(ع) میفرمايند: «وَ اللهِ إنِّی لَاعْلَمُ كِتَابَ اللهِ مِنْ أوَّلِهِ إلَی آخِرهِ كَأنَّهُ فِی كَفِّی. فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَر الارْضِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ. قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: فِيهِ تِبْیَانُ كُلِّ شَیْءٍ؛ قسم به خدا من حقّاً و تحقيقاً كتاب الله را از اول تا آخرش میدانم، آنگونه كه گويا كتاب الله در مشت من است. در آن خبر آسمان، و خبر زمين و خبر وقايع گذشته، و خبر وقايع حال و آينده وجود دارد. خدای عزّوجلّ فرموده است؛ در قرآن روشنگری و درخشش و بيان تمام چيزهاست».
منصوربن حازم گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: خداوند بالاتر از آن است كه به وسيله مخلوقاتش شناخته شود، بلكه اين مخلوقاتند كه به وسيله خدا شناخته میشوند.
امام صادق(ع) فرمود: راست گفتى. گفتم: كسى كه دانست براى او پروردگارى است، پس سزاوار است كه بداند براى آن پروردگار رضا است كه جز از راه وحى و رسول شناخته نمیشود، پس اگر به كسى وحى نشد سزاوار است كه دست به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات كرد، خواهد ديد كه آنها حجت هستند و پيروى از ايشان واجب.
آنگاه به امام صادق(ع) میگويد كه از مردم در مورد حجت بعد از رسول خدا(ص) پرسيدم. آنها گفتند: قرآن، ولى من به آنها تذكر دادم كه قرآن بدون سرپرست و قيم كفايت نمیكند، چرا كه گروههاى مختلف از جمله مرجئه، قدريه و حتى زنادقه كه به قرآن ايمان هم ندارند، براى سخن خويش به قرآن استدلال میكنند و روى همين جهات است كه گفتم قرآن نياز به سرپرستى دارد كه هرچه در مورد آن بفرمايد حق باشد و در اين ميان كسانى چون ابن مسعود و عمر و حذيفه به عنوان سرپرست معرفى شدند، اما من سؤال كردم كه آيا تمام قرآن را میدانستند؟ در جواب گفتند، خير، تنها على بود كه آگاه به تمام قرآن بود.
من گفتم: پس شهادت میدهم كه على(ع) قيم و سرپرست قرآن است و پيروى از او واجب و پس از رسول خدا(ص) حجت بر مردم است و آنچه در مورد قرآن ابراز عقيده كند حق است. امام صادق(ع) پس از شنيدن سخنان او و استدلال زيبا و محكم وى او را با گفتن «رحمك الله» ستود و دعايش كرد.(3)
يكى از اصحاب امام صادق(ع) میگويد: شنيدم كه امام صادق(ع) میفرمود: نحن ولاه امر الله و خزنه علم الله و عيبه وحى الله؛ ما ولى امر امامت و خلافت خدا و گنجينه علم خدا و صندوق وحى خدائيم(4)
پدر گرامى آن حضرت، امام باقر(ع) میفرمايند: نحن تراجمه وحى الله؛ ما مترجمان وحى خدائی(5)
امام صادق(ع) درباره قرآن و لزوم تكرار آن در هر روز، چنين میفرمايد: القرآن عهدالله الى خلقه، فقد ينبغى للمرء المسلم ان ينظر فیعهده و ان يقراء منه فى كل يوم خمسين آيه (6)؛ قرآن عهد خداوند نسبت به بندگان اوست. سزاوار است كه يك انسان مسلمان در اين عهدنامه الهى بنگرد و هر روز پنجاه آيه از آن را بخواند.
روشن است كه مرور بر مفاد يك عهدنامه، براى يادآورى از آن قرارداد و رعايت آن در عمل است. ميثاق خدا با بندگان برشناختن احكام الهى و عبرت گرفتن از حكايات قرآن و عمل به اوامر او و تدبر در آيات است. جالب است كه امام صادق(ع) وقتى میخواست قرآن تلاوت كند، قرآن را كه به دست راست خويش میگرفت، دعایى میخواند كه به عهد بودن قرآن و تعهدات انسان در قبال اين قرار داد، اشاره دارد. مضمون آن دعا چنين است، خداوندا! من عهد و كتاب تو را گشودم. خدايا! نگاهم را در اين كتاب، عبادت قرار بده و قرائتم را تفكر، و تفكرم را عبرت آموزى. خدايا! مرا از آنان قرار بده كه از مواعظ تو در اين كتاب، پند میگيرند و از نافرمانیات پرهيز میكنند. وقتى كتاب تورا میخوانم، بر دل و گوشم مهر مزن و بر ديدگانم پرده ميفكن و قرائت مرا خالى از تدبر مگردان، بلكه مرا چنان قرار بده كه در آيات و احكامش ژرف بنگرم، دستورهاى دين تو را بگيرم و عمل كنم و نگاه مرا در اين كتاب، غافلانه و قرائتم را بيهوده و بیثمر مساز (7)
به گفته مالك بن انس و ديگران، هيچ گاه امام جعفر صادق(ع) جدای از قرآن ديده نشد. مالك گويد: من، جعفر بن محمد را بارها میديدم كه تبسمهای نمكين نقش لبان او بود. هر گاه از پيامبر(ص) نزد او نام میبردند، ناگهان از احساس عظمت پيامبر، چهرۀ او زرد میگشت. من هرگز نديدم كه او حديثی از پيامبر نقل كند، مگر اينكه قبلاً وضو میگرفت. من برخی اوقات با او رفت و آمد میكردم و او را در يكی از سه حال میديدم يا نماز میگزارد و يا ساكت بود و يا قرآن میخواند، و هرگز چيز غير مفيدی به زبان جاری نمیساخت. از بندگان خدا بود كه از او میترسيد.(8)
حضرت امام صادق(ع) با تلاوت برخی آيات قرآن مجيد از خداوند طلب شفا برای برخی بيماران میكرد و به بركت خواندن آيه مورد نظر، آن فرد بيمار شفا میيافت.
معاوية بن وهب گويد: فرزند فردی از اهل مرو، سردرد گرفته بود. او به خدمت امام صادق(ع) شكايت كرد. امام فرمود: او را نزديك بياور. پس امام دست مبارك خود را بر سر بيمار كشيد و اين آيه مباركه را خواند «إِنّ اللّهَ یُمْسِكُ السّماواتِ وَ اْلأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِه(ِ9)؛ محققاً خدا آسمانها و زمين را از اينكه نابود شود، نگاه میدارد و اگر رو به زوال نهند، جز او هيچ كس آنها را نمیتواند حفظ كند». پس به اذن خدا، شفا يافت.(10)
سيمای قرآنی امام جعفر صادق(ع) به خوبی نشان دهنده اين بود كه چگونه امام از اين كتاب الهی پاسداری میكرد و حرمتش را ارج مینهاد. در دعايی كه پيش از قرائت قرآن میخواند، درخواستهای عاجزانه او را ديديد و از اين رو، میتوان به قطع و يقين گفت امام صادق(ع) عالیترين و كاملترين شخصيت در عمل به قرآن مجيد بود و ديگران را نيز از اين بهرهوری بینصيب نمیگذاشت و نمونه آن در زندگی آن حضرت فراوان به چشم میخورد. به عنوان مثال، امام بزرگوار به توصیۀ قرآنی «صله رحم» به شدت عمل میكرد و با استدلال به آيات مربوط، اين امر خدا پسندانه را در جامعه اسلامی رواج میداد.
اربلی در كشف الغمه از حافظ عبدالعزيز بن الأخضر نقل كرده: وقتی بين امام جعفر صادق(ع) و عبدالله بن حسن در وسط روز سخنانی رد و بدل شد، عبدالله به درشتی با امام سخن گفت و از يكديگر جدا شدند. هر دو به مسجد رفته، بار ديگر همديگر را بر در مسجد ملاقات كردند. امام صادق(ع) به عبدالله بن حسن فرمود: ای ابامحمد! چگونه روز را به شب رساندی؟ عبدالله با حالت عصبانيت گفت: به خير و خوشی.
امام صادق(ع) فرمود: ای ابا محمد! آيا میدانی كه صلۀ رحم، حساب را تخفيف میدهد؟ عبدالله گفت: پيوسته چيزی میگويی كه ما آن را نمیدانيم. امام فرمود: من بر تو قرآن میخوانم. عبدالله گفت: اين را قرآن گفته است؟! امام فرمود: آری. عبدالله گفت: آن را بخوان. امام فرمود: خدای عزوجل میفرمايد: وَ الّذينَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ(11)؛ و آنها كه پيوندهايی را كه خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار میدارند و از پروردگارشان میترسند و از بدی حساب روز قيامت بيم دارند». عبدالله با شنيدن اين آيه، متنبه شده گفت: از اين پس، هرگز مرا قاطع رحم نخواهی ديد.(12)
صفوان جمّال گويد: روزی بين امام جعفر صادق(ع) و عبدالله بن حسن گفتگويی شد كه مردم از سر و صدای آن دو جمع شدند. پس شب را به همان حالت سپری كردند.
صفوان گويد: برای حاجتی صبح زود بيرون رفته بودم كه امام را بر در خانه عبدالله بن حسن ديدم كه به كنيز عبدالله میگفت: به ابومحمد بگو تا بيايد. عبدالله بيرون آمده، اظهار كرد يا اباعبدالله! برای چه در اين صبحدم آمدهای؟ امام فرمود: من ديشب آيهای در كتاب خدا خواندم كه به شدت مرا مضطرب و نگران كرده است. عبدالله گفت: آن آيه كدام است؟ امام صادق(ع) فرمود: فرمودۀ خداوند عزوجل: وَ الّذينَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ(13)
عبدالله گفت: راست گفتی. گويا هرگز چنين آيهای را در كتاب خدا نخواندهام. پس يكديگر را در آغوش گرفتند و گريستند.(14)
پی نوشت
1] . سنن ترمذی، ج2، ص08.
2)اصول كافى، ج 1، ص 168، حديث1
3)صول كافى، ج 1، ص 168، حديث
4)اصول كافى، ج 1، ص 192، حديث
5) همان، حديث
6)وسايل الشيعه، ج 4، ص849
7) بحارالانوار، ج 95، ص 5
8)قرآن در احاديث اسلامی، ص115، به نقل از التوسل و الوسيله، ابن تيميه دمشقی، ص52
9)فاطر/41
10)مناقب آل ابیطالب، ج3، ص359.18
11) رعد/21.
12) بحارالانوار، ج47، ص274؛ غيبت، شيخ طوسی، ص128.
13) رعد/21.
14) بحارالانوار، ج47، ص298