ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : شنبه 13 دي 1404
شنبه 13 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 13 شهريور 1392     |     کد : 58978

رؤياهای رسالی از سنخ كلام‌الله است و نه مشاهده

عبارات پيامبر(ص) در مورد رؤياهای رسالی نشان می‌دهد كه اين رؤياها كلام‌الله بوده و نه مشاهده؛ عبارات حضرت اين است كه خداوند چنين دستور داده، بايد اين‌گونه عمل كرد، اين سخن را به من فرموده است و ...، نه اين كه من چنين در خواب ديدم و تعبير آن را چنين می‌دانم.


 عبارات پيامبر(ص) در مورد رؤياهای رسالی نشان می‌دهد كه اين رؤياها كلام‌الله بوده و نه مشاهده؛ عبارات حضرت اين است كه خداوند چنين دستور داده، بايد اين‌گونه عمل كرد، اين سخن را به من فرموده است و ...، نه اين كه من چنين در خواب ديدم و تعبير آن را چنين می‌دانم.

حجت‌الاسلام و المسلمين ابوالفضل ساجدی، مدير قطب فلسفه دين ايران در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به نقد و بررسی مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص)؛ راوی رؤياهای رسولانه» پرداخت و به نقد مدعيات عبدالكريم سروش مبنی بر عدم مخاطبه خداوند و پيامبر(ص)، ماهيت مشاهداتی و رؤيايی وحی و اين كه قرآن به دليل اين كه حكايت خواب است، نيازمند تعبير و نه تفسير است، پرداخت كه در ادامه سومين بخش اين گفت‌وگو ارائه می‌شود.
بخش پيشين اين گفت‌وگو را در اين‌جا بخوانيد!

فقط رؤياهای رسالی پيامبر(ص) مصداق كلام الله هستند

ساجدی در مورد اين ادعای سروش كه قرآن نيازمند تعبير و نه تفسير است، با تأكيد بر لزوم تفكيك رؤياهای رسالی و غيررسالی پيامبر(ص) بيان كرد: ما حق نداريم از نزد خود مدعی شويم كه كسی خواب ديده يا كيفيت خواب او به چه نحو بوده است. در مورد رؤياهای پيامبر(ص) نيز قضاوت ما در مورد آن چه كه در خواب ايشان اتفاق افتاده است بايد بر اساس مطالعه زندگی ايشان باشد و آن چه با چنين مطالعه‌ای حاصل می‌شود اين است كه پيامبر اسلام(ص) دو نوع رؤيای رسالی و غيررسالی داشته‌اند؛ كه اولی مصداق كلام الله است و دومی با اين كه رؤيای صادق است اما مصداق كلام الله نيست.

وی اين تفكيك را مستند به روايت‌هايی دانست كه در آن‌ها رؤياهايی غيررسالی از پيامبر(ص) نقل شده است و عنوان كرد: زندگی حضرت نشان می‌دهد كه خود ايشان ميان دو نوع خواب‌شان تفكيك می‌كردند و از روايات مختلف هم اين مطلب استفاده می‌شود. اگر به ايشان وحی‌ای در خواب نازل می‌شده بيان می‌فرمودند كه وحی و سخن خداوند است، اما در رؤياهای غيررسالی خود آن چه را ديده بودند، مانند ساير افراد و بدون اين كه آن را وحی بخوانند، نقل می‌كردند. بنابراين خود مواردی كه از پيامبر(ص) نقل شده است نشان می‌دهد كه رؤيای رسالی مصداق كلام خداوند است؛ كما اين كه بر اساس آن چه از ايشان نقل شده و بنا به مستندات تاريخی، وحی منحصر به رؤيا نيز نيست و رؤيای رسالی يكی از مصاديق كلام الله است.

نويسنده كتاب «زبان دين و قرآن» همچنين با اشاره به اين مطلب كه عبارات پيامبر(ص) در مورد رؤياهای رسالی نشان می‌دهد كه اين رؤياها كلام الله بوده و نه مشاهده، بيان كرد: در مواردی كه رؤيای حضرت رسالی بوده است ايشان نمی‌فرمودند من اين چنين و اين چنين ديدم و شما اين را تعبير كنيد؛ بلكه می‌گفتند كه خدای متعال اين چنين به من دستور داده است يا اين سخن را به من گفته است. در همين مصداق آن جايی كه حضرت به حالت اغما رفتند، وقتی كه به هوش آمدند جمله‌ای كه فرمودند اين بوده است كه خدای متعال چنين دستور داد ... و نگفتند كه اين چنين و انچنان ديدم؛ يعنی عباراتی كه حضرت در باب رؤياهای رسالی خود دارند اين است كه خداوند چنين دستور داده است، بايد اينگونه عمل كرد، اين سخن را به من فرموده است، و ... نه اين كه من چنين در خواب ديدم و تعبير آن را چنين می‌دانم.

تعميم ناروای حكم رؤيای يوسف(ع) بر قرآن

وی در ادامه با اشاره به يكی از موارد استشهاد سروش به قرآن، گفت: آقای سروش در بخشی از مقاله خود و در جايی كه می‌خواهد از استدلال‌های خود نتيجه بگيرد به داستان حضرت يوسف(ع) اشاره می‌كند و می‌گويد خورشيد و ستاره‌ای كه حضرت يوسف(ع) در خواب خود ديده است خورشيد و ستاره واقعی نيست، پس چرا ما نيز وحی را اين گونه نبينيم و همان گونه كه آن رؤيا به تعبير نياز داشت چرا ما قرآن را هم تعبير نكنيم. اما در پاسخ بايد گفت كه در اين جا خود حضرت يوسف(ع) صريحاً می‌گويند كه من در خواب ديدم كه چنين اتفاقی افتاد. به علاوه نمی‌توان از يك مورد به چنين تعميمی رسيد و اولاً همه قرآن را حاصل رؤيا دانست و ثانياً آن را نيازمند تعبير تلقی كرد.

عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) افزود: اگر بخواهيم به اين روش عمل كنيم بايد هر كسی در هر جای عالم سخنی می‌گويد، به صرف اين كه يك بار جمله‌ای را گفته باشد كه به قرينه منشأ آن خواب بوده است يا اين كه از خواب و رؤيا سخن گفته باشد، سخنان او را همه رؤيايی تلقی كنيم و بگوئيم كه هر چه شما می‌گوئيد مربوط به عالم خواب است و آن را در عالم رؤيا ديده‌ايد. اين مغالطه‌ای است كه ايشان مرتكب آن شده‌اند.

وحی در نحوه‌های مختلف آن حكم واحد دارد/ يا تعبير يا تفسير!

ساجدی در ادامه با اشاره به حكم واحد وحی در نحوه‌های مختلف آن گفت: وحی چه در عالم خواب باشد و چه در عالم بيداری و چه مستقيم و چه غيرمستقيم نمی‌توان از جهت حكمی كه بر اين شكل‌های وحی بار می‌شود آن‌ها را تفكيك كرد و گفت كه يكی از آن‌ها تعبير دارد و ديگری تفسير دارد؛ بلكه همه انواع وحی مصداق كلام الله هستند كه از طريق فرشته به پيامبر ابلاغ می‌شوند (چه همچون نبی تنها در خواب فرشته را ببيند و چه همچون رسول در بيداری فرشته را ببيند و از او وحی را دريافت كند). در واقع همه از جنس انتقال پيام هستند؛ نه اين كه خود پيامبر(ص) چيزی را مشاهده كند و سپس آن مشاهده را خود او يا ديگران تعبير كنند. علاوه بر اين قرآن سخن خود پيامبر(ص) نيز نيست. اين ها چيزهايی است كه با مطالعه پديدارشناختی زندگی پيامبر(ص) حاصل می‌شود و نمی‌توان بدون تجربه ملك و فرشته چيزهايی را به پيامبر(ص) نسبت داد و به تعريف وحی پرداخت.

حكم به رمزی بودن زبان قرآن؛ نافی هدايتگری و منشأيت قرآن برای احكام

وی مطلب سروش در باب تعبير را مخالف آيات فراوان قرآن دانست و بيان كرد: قول به تعبير، و نه تفسير قرآن، اولاً مستلزم نفی حجيت ظاهر قرآن است و مخالف بسياری از آياتی است كه می‌فرمايد كه اين آيات به زبان عربی واضح به شما ارائه شده است تا هدايت شويد. اگر زبان قرآن زبان رمز و نيازمند به تعبير باشد هيچ هدايتگری مشخصی را نخواهد داشت و ما بايد همه احكام را نفی كنيم. اين مطلب خلاف ظاهر بسياری از آيات هم هست كه خداوند در آن‌ها می‌فرمايد ما اين‌ها را آيات واضح و پيام‌رسانی آشكار قرار داديم؛ (مانند مائده ـ 2/ نحل ـ 92/ نور ـ 35/ عنكبوت ـ 54/ ياسين ـ 18 / تغابن ـ 17). بنابراين ايشان كه می‌خواهد بر اساس ظاهر قرآن سخن بگويد بايد ببيند كه سخنانش خلاف بسياری از اين آيات است.

نفی واقع‌نمايی قرآن از سوی سروش و نقد آن

اين عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) همچنين اين نظر عبدالكريم سروش را مستلزم نفی واقع‌نمايی قرآن دانست و ضمن ارجاع علاقه‌مندان به بحث واقع‌نمايی زبان قرآن به كتابش با عنوان «زبان دين و قرآن» برای پی گرفتن تفصيل اين بحث، به برخی نكات اشاره كرد و گفت: در تعريف ما از دين، دين عبارت است از منبع ارائه‌دهنده مجموعه معارف يا گزاره‌هايی كه به دو دسته گزاره‌‌های هنجاری و توصيفی قابل تقسيم هستند.

ساجدی در همين باره افزود: گزاره‌های توصيفی دين گزاره‌هايی است كه در مقام توصيف هستی، انسان و جهان است و گزاره‌های خداشناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی، فرجام‌شناختی و راه و راهنماشناختی را شامل می‌شود. اين گزاره‌ها بيانگر اعتقادات هستند. گزاره‌های هنجاری هم گزاره‌هايی است كه بايدها و نبايدها را بيان می‌كنند؛ كه بخشی از اين گزاره‌ها اخلاقی و بخشی حقوقی يا بيانگر احكام هستند.

واقعی بودن پيوند گزاره‌های توصيفی و هنجاری؛ بيانگر ابعاد واقعی گزاره‌های دينی

وی گزاره‌های توصيفی و هنجاری را در ارتباط و پيوندی واقعی دانست و بيان كرد: انسان ظرفيت‌هايی برای كمال دارد و برای اين كه اين ظرفيت‌ها محقق شود اول بايد دانش لازم را داشته باشد و بعد هم متناسب با آن عمل كند. آن ظرفيت‌ها و آن دانش و اين عمل سليقه‌ای نيستند. به عبارت ديگر واقعيات عالم هستی از جمله خود انسان و كمال انسانی واقعی هستند و نسبتی بين آن‌ها برقرار است و دين ضمن بيان اين نسبت زمينه را برای كمال انسانی و رشد انسان كامل فراهم كرده است. انسان كامل هم يك انسان واقعی است و اگر انسان واقعی بخواهد به كمال واقعی برسد بايد دستورات خاصی را عمل كند.

نويسنده كتاب «دين و دنيای مدرن، عصر نياز» با اشاره به نكته‌ای ناظر به اين مطلب سروش كه واقعيت رؤيايی را واقعيتی متفاوت از واقعيت زندگی در بيداری دانسته بود، گفت: واقعيت مد نظر ما همين واقعيت عالم بيرونی است و نه واقعی در عالم رؤيا. بر اين اساس كمال انسان برای همين انسان بيرونی و واقعی بايد كمال باشد؛ به عبارت ديگر اگر انسان بخواهد به كمال برسد بايد به وجهی نيكو در خانواده، در مدرسه و ديگر نهادهای مؤثر در زندگی، كه همگی در وجود و شكل‌گيری او مؤثرند، تربيت شود.

ساجدی ادامه داد: بنابراين معنی مورد نظر ما از دين و تحليل ما از دين نشان می‌دهد كه در اين عالم كمال انسان در گرو شناخت برخی واقعيات و حركت كردن به سمت آن واقعيات است و همين واقعيات است كه قرآن آن‌ها را برای ما بيان كرده است. دين علاوه بر گزاره‌های توصيفی همچنان كه گفته شد شامل گزاره‌های هنجاری نيز هست.

مدير قطب فلسفه دين ايران رابطه ميان گزاره‌های توصيفی و هنجاری را بيانگر ابعاد واقعی گزاره‌های دينی دانست و بيان كرد: تقرب به خدا يك امر واقعی است و نه يك امر رؤيايی؛ و بر همين اساس نماز واقعاً انسان را به خدا نزديك می‌كند. بنابراين با توجه به اين كه قرآن بيانگر همين گزاره ها است اگر گفتيم كه اين سخنان رؤيايی است، نتيجه اين می‌شود كه خداوند هم رؤيايی است و كمال هم رؤيايی است. اگر كمال رؤيايی است بايد در خواب و رؤيا تأمين شود در حالی كه چنين چيزی باطل است.

ساجدی افزود: اگر مطالبی كه در كتاب‌های فلسفی و كتاب‌های پزشكی و غيره می‌بينيم مربوط به عالم واقعيت است، كمالات معنوی و اخلاقی هم در عالم واقعی معنا دارد و اگر ظرف معانی آن‌ها در عالم رؤياست، ظرف كمالات معنوی و اخلاقی هم عالم رؤياست و همه اين‌ها حكم واحد دارند.

تلاش ايده رؤيايی بودن وحی برای رفع هرگونه تلقی مجازی از قرآن، نافرجام است

وی در ادامه اين گفت‌وگو با اشاره به ادعای سروش مبنی بر رفع هر گونه تلقی مجازی از قرآن در ايده رؤيايی بودن وحی، بيان كرد: ايشان تصريح می‌كند كه من می‌خواهم هر گونه مجازی را در قرآن نفی كنم و مطلقاً بايد همه تعابير قرآن را به معنی ظاهری بگيريم و اين تعابير معنی كاملاً روشنی هم دارد؛ در حالی كه اگر بخواهيم چنين چيزی بگوئيم بعضی از آيات هيچ معنای روشنی نخواهند داشت.

نويسنده كتاب در دست انتشار «كاركردهای دين» ادامه داد: آيات و تعابير متعددی در قرآن وجود دارد كه ممكن است اين تلقی بشود كه در قالب آن‌ها اوصاف مادی به خدا نسبت داده شده است و خداوند را به گونه‌ای توصيف می‌كنند كه از ظاهر آن‌ها برداشت وجود مادی خداوند می‌شود، مانند «...علی العرش استوی»(طه/5)(نشستن خدا بر تخت)، اما ظاهر اين آيات به هيچ نحو قابل پذيرش نيستند و ظاهر اين آيات را نه تنها در خواب بلكه در هيچ عالم ديگری هم نمی‌توان دارای معنای حقيقی دانست و بر اين اساس نمی‌توان ظاهر آن‌ها را پذيرفت و تأييد كرد.

ضوابط تعبير چيست و معبر قرآن كيست؟

وی در ادامه عنوان كرد: بر فرض هم كه ما بپذيريم كه رؤيايی در كار بوده است نبايد حتماً آن را تعبير كرد؛ زيرا در برخی از موارد بايد به رؤيا بدون تعبير و همان گونه كه هست توجه شود. علاوه بر اين در صورتی كه بگوئيم قرآن نياز به تعبير دارد و نه تفسير و بايد به دنبال تعبير آن بود، بايد مشخص شود كه ضوابط اين تعبير چيست و معبر آن كيست؟

ساجدی بيان كرد: با توجه به اين كه برای تعبير رؤيا ضابطه مشخصی وجود ندارد كه بتوان به عنوان ضابطه تعبير قرآن، به عنوان رؤيای پيامبر(ص) نيز بر آن تكيه كرد و در نتيجه اگر وحی را از سنخ رؤيا تلقی كنيم معياری برای تعبير قرآن وجود نخواهد داشت، فقط می‌توان به دنبال افرادی بود كه نحوه‌ای خاص از ارتباط با خداوند را دارند كه می‌توانند به تعبير قرآن بپردازند و اگر هم بخواهيم به سراغ معبر برويم اولين شخص خود پيامبر(ص) خواهد بود؛ اما می‌بينيم كه خود پيامبر(ص) هيچگاه از تعبير سخن نگفته‌اند و همچنان كه گفته شد اگر شخصی غير از پيامبر(ص) نيز بخواهد معبر قرآن باشد بايد معيار تعبير روشن باشد و اين نيز يكی ديگر از نكاتی است كه جايگاه آن در بحث آقای سروش مشخص نيست.

وی در پايان اضافه كرد: بر اين اساس هيچ كدام از سه ادعای ايشان مبنی بر اين كه قرآن مشاهده است، اين مشاهده در عالم خواب و رؤيا بوده است و همچنين اين كه قرآن نيازمند تعبير است و نه تفسير قابل پذيرش نيست.


نوشته شده در   چهارشنبه 13 شهريور 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode