وقتی امام معصوم(ع) ظهور میيابد، تعبير «اشرقت الارض بنور ربها» محقق میشود و در مرحله نهايی تاريخ در فلسفه تاريخ شيعه، امكان رفع حجاب ظلمت و مشاهده ملكوت عالم، همانند آنچه برای حضرت ابراهيم(ع) ميسر شد، برای همگان ممكن میشود.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمدمهدی ميرباقری، ديروز، شنبه نهم شهريورماه در سومين جلسه از دوره آموزشی «فلسفه تاريخ شيعه» كه بههمت مؤسسه «روزگار نو» در حوزه هنری برگزار شد، با اشاره به اينكه جريان حيات ما از اين دنيا آغاز نمیشود، اما غرب برای توجيه فلسفه تاريخ خود به آثار باستانشناسی استناد میكند، گفت: تاريخ اجتماعی بشر يك پيشينه و يك آيندهای همراه با جريان هدايت و ضلالت دارد كه تا آخرت ادامه خواهد داشت و به دنيا ختم نمیشود.
«شمس» پيامبر اكرم(ص) و «نهار» امام زمان(عج) است
وی معارف مهم قرآن در سورههای جزء 30 از جمله معارف بيان شده در سوره مباركه شمس را يادآور شد و با اشاره به اين نكته كه امثال قرآن متعلق به عموم مردم و ممثلات آن متعلق به انبيا(ع) است، خاطرنشان كرد: روايتی در توضيح آيات سوره شمس آمده است كه از گزارههای استراتژيك است و بيان میدارد منظور از «شمس»: رسول خدا(ص)، «ضحی»: دين خدا، «قمر»: امير مؤمنان علی(ع)، «ليل»: ائمه جور، دشمنان نبی اكرم(ص) و اوليای طاغوت بهعنوان غشای نور پيامبر و منظور از «نهار» هم امام زمان(عج) است.
حجتالاسلام ميرباقری با قرائت روايت «إن أمرنا صعبٌ مستصعبٌ لا يحتمله إلا ملك مقرب أو نبی مرسل أو عبدٌ امتحن الله قلبه للايمان» گفت: وقتی امام معصوم(ع) ظهور میيابد، تعبير «اشرقت الارض بنور ربها» محقق میشود كه يكی از حقايق پايان تاريخ در نگاه دينی است و برعكس نگاه مادی كه با تعريف انسان در محدوده دهان و دامن، سير تاريخ را از عصر كشاورزی آغاز كرده و با گذر از عصر صنعت در نهايت، كلبه الكترونيكی را مقصد نهايی بشر میداند، در جامعه موعود، مرحله نهايی تاريخ، رفع حجاب ظلمت است.
وی امام زمان(عج) را يكی از معانی مطرح شده برای مفهوم «غيب» در آيات آغازين سوره مباركه بقره ذكر كرد و با اشاره به اشكالی كه مشركان به پيامبر(ص) در فقدان آيهای مشابه حضرت موسی(ع) و حضرت عيسی(ع) وارد میكردند، اظهار كرد: رسول مكرم اسلام(ص) در پاسخ، آيه پيامبری خود را متعلق به عالم غيب میشمرد و میفرمود: « ... انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ... زمانی كه از غيب بيرون آمد، خواهيد دانست تفاوت آيه من با آيات موسی(ع) و عيسی(ع) چيست»؟
رئيس فرهنگستان علوم اسلامی از ظهور امام زمان(عج) بهعنوان ظهور غيب ياد كرد و با اشاره به زيستن درنده و چرنده در كنار هم و نزول بركات آسمانی و شكوفا و زنده شدن زمين در دوره ظهور گفت: همانطور كه روح به انسان، حيات میدهد، امام(ع) هم كه روح زمان است با ظهور خود، زمين را زنده میكند.
عالمِ پس از ظهور، اساساً عالم متفاوتی است
وی فلسفه تاريخ را فراتر از سنن تاريخ عنوان كرد و با اشاره به سنت امداد شدن شيطان و فراعنه، نور و ظلمت و روز و شب را در ادبيات قرآن مثلی از شب و روز حقيقی عنوان كرد و با تأكيد بر اينكه در دوران ظهور، بالكل، شاهد عالم ديگری خواهيم بود، تصريح كرد: اينگونه نيست كه همين عالم جريان داشته باشد و صرفاٌ عدل حاكم شود، بلكه كلمه عدل كه خود امام است، ظهور يافته و مدار عالم تغيير میكند، بنابراين تمدن اسلامی در آن دوره محقق خواهد شد.
حجتالاسلام ميرباقری به متفاوت شدن ظرفيت عالم، تجلی شمس حقيقی و تبديل عالم به بيتالنور در دوران ظهور اشاره كرد و با اشاره به اينكه در آن عصر، مشاهده ملكوت عالم برای همگان امكانپذير میشود و آن چه كه ابراهيم(ع) ديد، ديگران نيز میبينند، گفت: دوره تجدد، دوره تاريكی و كوری است كه آدم را در حد حيوان پيچيدهای تعريف میكند و بعد هم برايش توسعه و رفاه، طراحی كرده و با وعده كلبه الكترونيكی يا كمون سعی در اقناع او دارد.
وی در بخش ديگری از سخنان خود، عبادت اوليای معصوم(ع) را عامل حركت عالم بهسوی كمال و ابتلاء معصوم(ع) و اوج آن واقعه عاشورا را سبب نزديك شدن ظهور ذكر كرد و گفت: سوره مباركه فجر كه متعلق به امام حسين(ع) است، نيز همين بشارت را میدهد: «عالم يك فجری دارد، شب در حال رفتن است و آن چه میماند شفع و وتر است».
رئيس فرهنگستان علوم اسلامی در نتيجهگيری از مباحث خود، هر فلسفهای را موجد برنامه و نتيجه ويژه خود برشمرد و خاطرنشان كرد: تكامل تاريخ از مسير درگيری ميان حق و باطل عبور میكند؛ اگر مدعی شويم محور تاريخ بر محور ارادههای اجتماعی قرار دارد، پس تكامل، جز از تحقق اراده حق، تحت حكومت دينی صورت نمیگيرد.
وی افزود: اگر جامعه را حاصل جمع نيازهای طبيعی انسانها بدانيم، نظم اجتماعی متناسب با آن محصول تجارب همافزايی خواهد بود كه بهترين مدل حكومتی آن دموكراسی میشود، اما اگر ريشه تشكيل جامعه را فراتر از نيازهای انسانی و نيل به مقام عبوديت و تقرب برشمرديم، بهواسطه نظم دينی ويژهای كه میطلبد، ديگر نمیتوان حكومت دينی را نفی كرد.