عقل راهنما و هادي انسان ها و كليد موفقيت به دست اوست و چون به نور خدا منور باشد آگاه و حافظ و مومن و متذكر مي شود و خدا را بهتر شناخته و خالص تر عبادت مي كند.به گزارش خبرگزاری مهر، حقيقت عقل را هيچ كس نمي داند. حقيقت اين جوهر و اين گوهر گرانبها را كه از ديدگاه قرآن و اسلام بسيار ارزشمند است نمي دانيم و از قرآن هم فهميده مي شود كه نمي توان حقيقت آن را درك كرد، آن اندازه كه مفهوم عقل را مي توان فهميد اين است كه ميوه عقل، فكر است و به شخص متفكر عاقل مي گويند. لذا امام صادق(ع) مي فرمايد: تفاوت بين عاقل و احمق اين است كه عاقل سنجيده سخن مي گويد و سنجيده كار مي كند، ابتدا مي انديشد و بعد عمل مي نمايد، اما احمق نسنجيده سخن گفته و عمل مي نمايد، ابتدا عملي را انجام داده و بعد پشيمان مي شود.
قرآن مي فرمايد؛ به درستي كه در آن نشانه هايي براي مردمان متفكر هست. در قرآن اين كلام تكرار هم مي شود قرآن شريف آيات خويش را براي عاقلان و متفكران مي داند و مي فرمايد: به درستي كه در قرآن آياتي است براي قومي كه تعقل مي كنند. اين جاست كه مي بينيم قرآن كريم آثار عقل را بيان مي كند و يكي از آنها درك نشانه هاي خالق است.
عقل به همان اندازه كه باعث پيشرفت دارنده اش مي شود و مي تواند به وسيله اين بهترين نعمت خدادادي كه در اين باره حكما مي فرمايند به هر كه عقل دادي چه ندادي و به هر كه عقل ندادي چه دادي، به عالي ترين درجه خودسازي و تزكيه نفس برسد و به همان اندازه هم مي تواند از اين نعمت عليه خود و جامعه اش استفاده نمايد و آن عقل بدون ايمان است.
قرآن مي فرمايد: اهل دوزخ با حسرت گويند كه اگر در دنيا سخن انبيا را شنيده بوديم و به دستور عقل رفتار مي كرديم امروز از دوزخيان نبوديم. از نظر قرآن عقل آن است كه انسان بتواند به واسطه آن سعادت دنيا و آخرت را بدست آورد. از نظر قرآن عقل آن است كه انسان خوبي ها را از بدي ها تمييز داده و گرد بدي ها نگردد و بكوشد نيكي ها را بدست آورد.
اسلام اساس خداشناسي و سعادت و نجات را بر عقل و خرد مي نهد و روي سخنش با اولوا الالباب (خردمندان) و اولوا الابصار (بصيران) است، اما عده اي كه خداوند نعمت هاي بي پايانش را از آنها دريغ نداشته و صاحب عقل و خردند و اصل بدبختي آنها اين است كه برخلاف فطرت خود عمل كرده و روي عناد و دشمني تيشه به ريشه سعادت دنيوي و اخروي خود مي زنند، با اين كه عقل دارند و دلايل روشن از پيامبر شنيده اند.
عقل راهنما و هادي انسان ها و كليد موفقيت به دست اوست و چون به نور خدا منور باشد آگاه و حافظ و مومن و متذكر مي شود و خدا را بهتر شناخته و خالص تر عبادت مي كند. هر انساني كه از روي عقل و خرد و معرفت خدا را شناخت و پرستيد و اطاعت اوامر و نواهي او را نمود بهشت را براي خود تدارك ديده و مي توان به رستگاري او اميدوار بود، زيرا اطاعت خداوند از روي عقل و معرفت اجر به سزايي دارد. انسان جاهل در شناخت خداوند ترديد مي كند زيرا قدرت تعقل او كم است.
حديثي است كه مي فرمايد كسي كه خود را شناخت حتما پروردگارش را خواهد شناخت. كسي كه از روي عقل خدا را عبادت كرد در اين عبادت موفق تر است تا كسي كه كوركورانه خدا را عبادت مي نمايد و كسي كه معاد را از روي فكر و اعتقاد قبول داشت بهتر مي تواند براي رسيدن به آن خود را آماده نمايد و آن كس كه مي خواهد روز معاد سربلند و سرافراز باشد بايد بر هواهاي نفساني غالب آمده و خود را براي لقاء الله آماده نمايد و آن هم جز با تزكيه نفس و خودسازي و عبادت و اطاعت اوامر و ترك نواهي امكان پذير نيست. حديثي از رسول الله (ص) است كه مي فرمايد: تمام خير و خوبي ها فقط با عقل فهميده مي شود و كسي كه عقل ندارد دين ندارد. در نتيجه مي توان گفت بشر نمي تواند توسط عقل خود را به سعادت دنيا و آخرت برساند، زيرا عقل ناقص است و به تنهايي نمي تواند سعادت بشر را تامين كند.
عقل را مي شود در عبارات زير خلاصه كرد:
- به طور كلي عقل افراد در درك حقايق و مصالح اجتماعي متفاوت است و همچنين در امتياز بين خير و شر. بعضي موضوعي را خير و بعضي شر و مايه بدبختي مي شمارند. در عصر حاضر افكار مختلفي در دنياي متمدن وجود دارد و عقلاي بشر در حيرت و نگراني به سر مي برند. در يك كشور فكر كمونيستي حاكم است و در مملكت ديگر سرمايه داري و هر كدام هم قيافه حق به جانب به خود گرفته اند و فكر خود را منشا سعادت مي دانند.
- عقل در خیلی مواقع محكوم غرايز و شهوات می شود. عادات و آداب ملي و نژادي در انسانها تاثير دارد و همچنين ساير تمايلاتي كه در وجود آدمي است لذا قانون گذاري بشري، قانوني وضع مي كند و پس از مدتي معلوم مي شود چه ضررهايي به مردم وارد كردند. البته عقل براي هر انساني بسيار لازم است ولي احتياج به قانون الهي و انبيا دارد تا با پرورش آن به دست انبيا، انسان به طرف كمال حركت كند. علي(ع) مي فرمايد؛ عاقل هرگاه بداند عمل كند و به هنگام عمل خالصانه عمل مي كند.