مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: موفقیت اندیشمندان غربی در گرد هم آوری و تنظیم علوم فلسفي، سياسي، اجتماعي و... و ارائه آن به صورت منسجم و در قالب یک نظام موفق، در سايه ثروت عمومي است كه براي نخبگان و فرهيختگان شان فراهم کرده و امنيت رواني و اجتماعي که براي آنها بوجود آورده اند.
حجت الاسلام دکتر سید سجاد ایزدهی در پاسخ به این سوال که چرا در حال حاضر متفكران و انديشمندان ما نظامسازي مثل انديشمندان گذشته ندارند به خبرنگار مهر گفت:عدم نظامسازي اندیشمندان امروز به صورت مطلق و قطعی درست نيست. به هر حال نظامسازي كار يكسويه نيست و از عهده یک نفر خارج است و باید به صورت جمعی و گروهی محقق شود. به این معنی که مجموعه ای از نظرات به هم پيوسته، جهتمند، متناسب با شرايط زماني و مكاني در کنار یکدیگر قرار گیرند تا نظامي ارائه و اجرایی شود. نظامسازي تابع يك سري مقدمات است كه اگر اين مقدمات كنار هم قرار گیرد مي توان صحبت از نظامسازي به میان آورد. طبيعتاً ارائه یک نظام هدفمند و جهتدار زمانبر است.
وی درباره اینکه متفکران امروز غربی چگونه قادر به نظام سازی شده اند، گفت: موفقیت اندیشمندان غربی در گرد هم آوری و تنظیم علوم فلسفي، سياسي، اجتماعي و... و ارائه آن به صورت منسجم و در قالب یک نظام موفق، در سايه ثروت عمومي است كه براي نخبگان و فرهيختگان شان فراهم کرده و امنيت رواني و اجتماعي كه براي آنها بوجود آورده اند. طبيعتاً در چنین شرایطی مجموعهاي از دانشمندان گرد هم آمده و با هم گفتوگو می کنند تا اینکه صحبت هایشان جرح و تعديل و در نهايت منجر به تولید نظام شود. اين نظام به مرور مورد نقد قرار گرفته و مشکلات آن به حداقل می رسد و در نهایت عملياتي می شود.
حجت الاسلام ایزدهی نظام سازی اندیشمندان امروز را در گرو علل و عواملی دانست و یادآور شد: اندیشمندان ما همچنان نيازمند این هستند كه فرصت قابل توجهی در اختیارشان قرار گیرد، امكانات قابل قبولی به آنها داده شود، امنيت آنها از لحاظ معيشتي، فرهنگي و اجتماعي حفظ شود تا بتوانند تلاش جهتدار و هدفمندی داشته باشند و نظامي تعبيه كنند. جز با اين فرايند به نظر ميرسد صحبت از تدبير يك نظام به جايي نمی رسد. در صورت تحقق این امور، انديشمندان علوم مختلف با یکدیگر به بحث و گفتگو می پردازند، نظريههای شان را مورد نقد قرار می دهند، نقاط ضعف آن را از میان برداشته و قوتهايش را تقويت می کنند تا در نهایت يك نظام قابل قبول، همهجانبه، جهتدار و عملياتي ارائه کنند.
وی افزود: به عنوان مثال با نگاهی کلی به موقعیت فقه شيعه از زمانهاي گذشته، متوجه حضور نظامهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي در آن مي شویم، اما اين نظامها، كلان است، براي اينكه فقه شیعه در مرز و بوم مشخصي عملياتي شود بايد این نظام ها جزيي شود و به صورت يك قوانين مدون درآید تا بتوان از آن براي يك زمان مشخص، يك فرهنگ مشخص و يك تمدن مشخص استفاده كرد ضمن آنکه نسبت به نظامهاي رقيب نیز آن را متمايز كرد.
مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره فلسفه تحليلي و پيگيري تخصصيتر موضوعات فكري و فلسفي تصریح کرد: در هر صورت وقتي جامعه رو به توسعه ميرود و پيچيدهتر ميشود، سطح تحصيلات افزایش پیدا کرده و به مراتب شبهات نیز اضافه ميشود. طبيعتاً در چنین شرایطی ديگر دايرهالمعارفي فكر كردن و دايرهالمعارفي جواب دادن مفيد نخواهد بود. بعضي تخصصها بايد جزيي شده تا نقاط نامعلوم و مبهم نظريات مشخص شود. در زمان های گذشته این امکان وجود داشت که اندیشمندی آشنا به علوم مختلف زمان خود بود اما امروزه ديگر این امکان وجود ندارد، چراکه سطح علم به مراتب توسعه پيدا كرده است. در حال حاضر صحبت از اين است که، علم بشريت روز به روز گسترده ميشود به همين دلیل نه تنها علوم مختلف بايد تخصصي شود که همان علوم تخصصی باید به صورت جزئی و تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد.
وی افزود: نكتهاي كه در بحث تخصصيسازي و تعميق انديشه ها بايد مدنظر قرار گيرد، اين است كه اگر دانشها و علوم مختلف ارتباطی با هم نداشته باشند، اين سطح تخصصي و عميق به صورت جزیره در آمده و از حالت نظاموارگي خارج ميشود. از همین رو بايد علاوه بر دقت نظر در مورد نظاموارگي علوم، به حفظ پيوستگي همه اجزا و همبستگي آنها با یکدیگر توجه داشته باشیم، این در حالی است که باید دقت داشته باشیم که اين اجزاي پيوسته ضمن فرايند تخصصي شدن، تعميق پيدا كنند و جهات ابهام و نيازهاي ريز و جزيي آنها نیز مورد عنايت قرار گيرد. در واقع اگر بخواهیم امروزه در مورد مسائل كلي بحث كنيم و در مورد آن مسائل كلي، نظر كلي ارائه دهيم ديگر چنین علمی قابل پذیرش نبوده و جوابگوی نیازهای امروز نیست.