در اسلام برخلاف ساير نحلههای فكری، رهبانيت و عزلت جايگاهی ندارد و رسالت مسلمان علاوه بر عبادات فردی، در انواع فعاليتهای اجتماعی از جمله حفظ يكپارچگی اجتماعی تعريف شده است كه اين نگرش از مظاهر ظرفيت اسلام در تمدنسازی و هويتبخشی جمعی است.
قرآن كريم تمام انسانها را يك امت واحده میداند و بين نژادهای مختلف هيچ مزيتی قرار نمیدهد: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ؛اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسایى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بیترديد خداوند داناى آگاه است»(حجرات/13).
براساس اين آيه شريفه و خطبه پيامبر در روز فتح مكه، تمامی انسانها امت واحدهای هستند و تمايزی ميان آزادمرد قريشی و غلام حبشی نيست و چون تمايزی نيست، پس همه انسانها بايد مانند يكديگر از جامعه بهره ببرند و جمعی برتر از جمع ديگر نباشند. در روايتی آمده كه اصحاب رسول خدا(ص) در مسجد جمع بودند كه ناگهان شخص فقيری نيز وارد اين جمع شد و در كنار شخص متمولی نشست و ناگاه آن شخص متمول لباسهای خود را جابهجا كرد و از او فاصله گرفت.
رسول خدا(ص) به محض اينكه اين واقعه را مشاهده كرد، خطاب به آن متمول فرمود: ترسيدی از فقر او به تو چيزی سرايت كند؟ عرض كرد: خير يا رسول الله(ص). رسول الله(ص) دوباره فرمودند: آيا ترسيدی لباسهايت آلوده شوند؟ تا سخن پيامبر به اينجا رسيد، آن شخص گفت: من حاضرم نيمی از اموالم را به اين برادر فقير بدهم. پيامبر(ص) به شخص فقير فرمود آيا ثروت اين فرد را میخواهی؟ شخص فقير گفت: خير، زيرا میترسم من با ثروتمند شدن با فقرا مثل اين مرد برخورد كنم.
اين روايت نشان میدهد كه رويكرد تربيتی پيامبر(ص) چنان بود كه اصحاب نسبت به يكديگر احساس علو نكنند. قرآن كريم نيز بهشت را سرای افرادی میداند كه در زمين برتریجويی نكنند: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا یُرِيدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ سراى آخرت را براى كسانى قرار میدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است»(قصص/83).
در تاريخ نمونههايی از توبيخ شدن اصحاب ائمه اطهار(ع) نيز وجود دارد. نمود اين ماجرا در نامه اميرالمومنين(ع) به والی خود عثمان بن حنيف است كه به ايشان خبر داده بودند كه عثمان بن حنيف به مهمانی رفته است كه در آن فقط ثروتمندان دعوت بودهاند و فقرا را دعوت نكردهاند. حضرت امير(ع) عثمان را شديدا توبيخ میكند و بعد از عتاب فراوان میفرمايند: شما مانند من نمیتوانيد زندگی كنيد ولی مرا با عفت خود ياری كنيد.
اين روايات تاريخی ژست سياسی نيست، بلكه نشانگر يكپارچه و واحد دانستن امت اسلام است. اين يكپارچه دانستن امت اسلامی به قدری مهم است كه پيامبرگرامی اسلام(ص) در اينباره میفرمايند: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم؛ هركس شب را به صبح برساند، در حالیكه از حال مسلمانان ديگر خبر نداشته باشد، اصلا مسلمان نيست»؛ يعنی بیاعتنايی در امور امت اسلامی مساوی با خارج شدن از دايره اسلام است.
اسلام قرنها پيش از مدعيان دروغين حقوق بشر به فكر بشريت بوده است. گاه برخی از اصحاب پيامبر(ص) با ديدن مستمندی از سفر حج خود میگذشتند و به آن مستمند كمك میكردند و اين نمونه تمامعيار احترام به حقوق بشر است كه تنها نبايد به فكر خود بود، بلكه بايد به همسايه نيز توجه كرد.
اميرالمومنين(ع) در وصيت خود به امام حسن و امام حسين(ع) میفرمايد: «وَاللَّهَ اللَّهَ فِی جِيرَانِكُمْ، فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّكُمْ مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ؛ خدا را، خدا را، درباره همسايگان! همسايگان سفارش شده پيامبرتان(ص) هستند. رسول الله(ص) همواره درباره آنان سفارش مىكرد، به گونهاى كه گمان برديم كه برايشان ميراث معين خواهد كرد» (نهج البلاغه، نامه47).
توجه به مشكلات همسايه و همكيش كه در فرمايش پيامبر(ص) آمده است، به معنای يكپارچه بودن امت اسلام است و نشانگر آن است كه در اسلام طبقهای بر طبقه ديگر امتيازی ندارد. برخلاف ساير اديان كه عموما قشر روحانيون بر ساير اقشار امتياز دارند، در دين اسلام اگر پسر پيامبر هم باشی، اين امر بالاستقلال برتری محسوب نمیشود و بايد برای آخرتت به فكر زاد و توشه باشی.
آنچنان كه پيامبر(ص) به دخترش میفرمايد: «يا فاطمه اعملی بنفسك انی لااغنی عنك شيئا؛ ای دخترم برای خودت كار كن كه قرابت من به درد تو نمیخورد». اين مكتب تربيتی اسلام اصيل است كه در آن بين بلال حبشی و ساير اصحاب عرب پيامبر(ص) فرقی نيست و هردو در پيشگاه الهی يكسان هستند. در اسلام، علی(ع) به عنوان حاكم و خليفه وقت، در مقابل قاضی در محكمه مینشيند تا قاضی بين او و يك فرد يهودی حكم كند.
در تعاليم اسلام آمده است كه همانطور كه زن مسلمان در امنيت است، افراد غيرمسلمان نيز بايد در امان باشند. شاهد اين مطلب را در خطبه جهاد اميرالمومنين(ع) بايد يافت كه میفرمايند: «لقدْ بلغنی أنّ الرّجُل منْهُمْ كان يدْخُلُ على المرْأة المُسْلمة، والاْخْرى المُعاهدة فينْتزعُ حجْلهاوقُلْبهاوقلائدها، ورعاثها ما تمْتنعُ منْهُ إلاّ بالاسْترْجاع والاسْترْحام ثُمّ انْصرفُوا وافرين ما نال رجُلاً منْهُمْ كلْمٌ ولا أُريق لهُمْ دمٌ، فلوْ أنّ امْرأً مُسْلماً مات من بعْد هذا أسفاً ما كان به ملُوماً، بلْ كان به عنْدی جديرا؛ به من خبر رسيده كه يكى از آنان به خانه زن مسلمان و زن غيرمسلمانى كه در پناه اسلام جان و مالش محفوظ بوده، وارد شده و خلخال و دستبند، گردنبند و گوشوارههاى آنها را از تنشان بيرون آورده است...در حالى كه هيچ وسيلهاى براى دفاع جز گريه و التماس كردن نداشتهاند. آنها با غنيمت فراوان برگشتهاند، بدون اينكه حتى يك نفر از آنها زخمى گردد يا قطرهاى خون از آنها ريخته شود. اگر به خاطر اين حادثه مسلمانى از روى تاسف بميرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و بجا است!» (نهج البلاغه، خطبه27).
اسلام دينی جامع و يكپارچه در تمام زمينهها است و آيات و روايات فوق نشاندهنده آن است كه اسلام همانطور كه در بعد شخصی احكامی دارد، در ابعاد اجتماعی مانند برخود با همسايه و حقوق اقليتهای مذهبی نيز برنامه دارد. به طوركلی اسلام آنچنان در اين مسائل جدی برخورد میكند كه گاهی قبولی ابعاد شخصی اسلام نيز منوط به همان اعمال اجتماعی است. در اسلام به جمعی بودن برخی عبادات تاكيد فراوان شده است كه شايد جهت آن خبردار شدن افراد از احوال يكديگر باشد.
بايد گفت كه در اسلام برخلاف ساير نحلههای فكری، رهبانيت و عزلت هيچ معنی ندارد و يك مسلمان بايد جامع بنگرد و جامع عمل كند و رسالت او همين ترويج مسائل اجتماعی دين در كنار عبادات فردی است. اين نوع نگرش وجه تمايز اسلام از ساير اديان و نحل است و از مظاهر ظرفيت اسلام در تمدنسازی و هويتبخشی جمعی است؛ هويتی كه بر اساس برادری و برابری اجتماعی، ميان آحاد جامعه انسجام و يكپارچگی مناسبی ايجاد میكند و از اين رهگذر میتواند آثار تمدنی بیبديلی را پديد آورد.
سجاد رضائی