پذيرش بطن برای معانی قرآن به هر معنايی باشد، به معنای تسليم در برابر عقايد فاسد باطنگرايان نبوده و لازمه آن، پذيرش هر روايتی كه معنايی را بطن قرآن خوانده، ولی استناد آن به معصوم(ع) ثابت نباشد، نيست.
حجتالاسلام والمسلمين علیمحمد يزدی، عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) با اشاره به در دست انتشار داشتن كتابی با عنوان «روش بيان قرآن» گفت: در اين كتاب با هدف شناخت سبك ارائه موضوع در قرآن، شاخصهايی همچون زبان قرآن، فراعصری بودن آن، بطن قرآن، ساختار ظاهری آن در واژهها و تركيبهای سخن، شيوههای بلاغی تمثيل و تأكيد، سبكهای داستانی، روش گزارش گفتهها و كردارهای ديگران، تعليقهها، ابتكارات گفتاری و ادب گفتگوی قرآن با مخاطبان مورد بحث قرار گرفته است.
يزدی با اشاره به برخی از مباحث اين كتاب و مهمترين نتايجی كه در اين كتاب بر آنها تأكيد شده است، گفت: داستانهای قرآن بر اساس واقعيت بيان شده و افسانههای تخيلی يا برخاسته از مماشات با باورها و خاطرههای دانشمندان معاصر بعثت نيست. قرآن مدعی حق بودن گفتهها، داستانها، وعدهها و تهديدهايش بوده و بر آن پافشاری دارد و روشهايی كه برای بيان معارف در قرآن مطرح میشود، در صورتی قابل پذيرشاند كه با اين ادعا در تنافی نباشند.
وی با بيان اينكه قرآن تنها به خاطر رخدادهايی كه در مكه و مدينه پديد میآمد، نازل نشده است، اظهار كرد: قرآن راه صلاح هميشگی را نشان میدهد و نزول آن در گرو حوادث عصر بعثت نبوده است و بر همين اساس است كه قرآن حتی در داستانهايش با سكوت از زمان، مكان، نامها و ويژگیهای شخصی افراد، كلینگری را حاكم ساخته و آنها را از حادثهای جزئی به عبرتی كلی تبديل كرده است.
اين محقق و پژوهشگر قرآنی همچنين با بيان اين مطلب كه قرآن به بهترين شكل ممكن از زبان رايج استفاده كرده و در عين حال از مثلها، كنايات، تشبيهات و استعاراتی كه شائبه همراهی با فرهنگ باطل عصر جاهلی داشته، پرهيز كرده است، تأكيد كرد: قرآن برگرفته از فرهنگ زمانه خود نيست؛ ولی به حالتها، روحيهها و افكار مردم نيز بیتوجه نبوده است. قرآن، از فرهنگ جاهليت نجوشيده و چيزی از افكار نادرست آنان، در آن پذيرفته نشده است، بلكه آموزههای قرآن، فراعصری است و فهم مردم عصر نزول و تصورات درست و نادرست آنان، تأثيری در گزينش حقايق و معارف قرآن نداشته است.
يزدی با اشاره به يكی ديگر از مباحثی كه در اين كتاب آسمانی مورد توجه و بحث قرار گرفته است، بيان كرد: قرآن علاوه بر مفاهيمی كه با ظاهر الفاظ خود تفهيم كرده، در باطن الفاظ نيز معانی و مقاصدی را به صورت پلكانی و قابل فهم تدريجی به تناسب مخاطبان خويش، نهفته است؛ اما در غير آنچه ظاهر قرآن با آن مساعدت میكند، بايد به انتظار نصّی معتبر از پيامبر(ص) يا امامی معصوم نشست و گرنه سخن گفتن از آن، تفسير به رأی و افتراء بر خداوند و پيروی از گمان است.
وی افزود: بنابراين پذيرش بطن برای معانی قرآن ـ به هر معنايی باشد ـ به معنای تسليم در برابر عقايد فاسد باطنگرايان نبوده و لازمه آن، پذيرش هر روايتی كه معنايی را بطن قرآن خوانده، ولی استناد آن به معصوم(ع) ثابت نباشد، نيست.
يزدی در مورد شيوه بيان قرآن در برخی ديگر از موارد گفت: در زمينههای گوناگونی نظير شفاعت، گرفتن جان، آفريدن، روزیرسانی، تأثير در جهان هستی، علم غيب، حكومت، مالكيت و غير آن، شيوه بيان قرآن اين است كه در سخنی آنها را از غير خداوند نفی میكند و در همان سخن يا سخنی ديگر آنها را تنها برای خداوند ثابت میداند. گاه نيز در جايی ديگر از ثبوت آنها برای غيرخداوند خبر میدهد، اما انجام آن را به اذن خداوند مشروط میكند.
اين عضو هيئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: اين كتاب آسمانی در بيان مقامها و رتبهها و در شرح حالتها، به شناساندن صاحبان مقام و حالت میپردازد و با هدف شناساندن فعل، سخن را آغاز میكند؛ ولی با تشريح ويژگیهای فاعل، هدف خود را عملی میسازد.
وی با بيان اينكه قرآن با مردم از راه آنچه در زندگانی خود با آن انس گرفتهاند، سخن میگويد، اظهار كرد: برای كسانی كه جز با محسوسات به چيزی خو نگرفتهاند، بيان حسی داشته و برای آنان كه به معانی كلی نيز راهی گشودهاند، از بيان حسی و عقلی بهره میگيرد، اما بسياری از معارف الهی را با زبان مَثَل بيان كرده است تا كسانی كه تنها با محسوسات مأنوسند، نيز از آن بهره برند.
يزدی عنوان كرد: آموزههای قرآن بر پايه تقليد كوركورانه بنا نشده و آميخته با بيان علتها و نتيجهها است. همچنين قرآن برای موعظه و عبرتگيری از صحنههای هر داستان، آن مقدار را برمیگزيند كه در هدايت مردم تأثير كند. علاوه بر اين قرآن در هر موردی كه به توبيخ، نكوهش، تهديد، انذار و سختگيری پرداخته است، نكتهای بشارتآميز، اظهار مدارا و رحمت، ترغيب يا وعدهای را به آن پيوند میدهد.
وی با اشاره به برخی ديگر از نتايج پژوهش در روش بيان قرآن گفت: فهم هيچ آيهای در گرو پی بردن به شأن نزول آن نيست و هيچ يك از اسباب نزول، مفاد آيه را منحصر به مورد خويش قرار نمیدهد. قرآن در بيان مقاصد خود بين «مقصد موعظه» و «مقصد تشريع» جمع كرده است؛ كه «غنيمت شمردن فرصتها» و «نشاطآور ساختن سخن برای مخاطب»، از انگيزههای برگزيدن اين شيوه است. همچنين آيات قرآن بهترين نمونه عفت كلام است و سخن ركيكی در آن نمیتوان يافت.
اين محقق و پژوهشگر با اشاره به بهره بردن قرآن از واژهها در غير جايگاه عرفی آن گفت: اختراع واژههايی همساز با روح حاكم بر زبان عرب، به كار بردن تركيبهای بیسابقه و اراده معانی تازه از واژههای پيشينهدار در قرآن به غنیتر شدن زبان عرب كمك كرده و قرآن را پيشگام حركت آن به سوی كمال قرار میدهد.
يزدی بيان كرد: دأب و عادت قرآن اين است كه تا حد امكان به كليات میپردازد و از محبوس ساختن نكتهها در فرد يا زمان يا مكان خاص و يا پرداختن به حكمی جزئی و دارای يك يا چند مصداق معدود میپرهيزد.
وی در پايان بيان كرد: اين نكتهها و بسياری از نكات مفيد ديگری كه در كتاب «روش بيان قرآن» مطرح شده است، تا حدی میتواند راهگشای فهم قرآن بوده و برای كشف ديدگاه اين كتاب آسمانی در موضوعات گوناگون، يار و مددكار پژوهشگران باشد.