قرآن مجموعهای است كه میتواند خود و به تعبير ديگر فهم مخاطبان خود را اداره كند و بر اين اساس لازمه تعدد در فهم قرآن، مرگ مؤلف نيست؛ اساساً مهمترين وجه اعجاز قرآن زنده بودن آن است كه به اين معناست كه در همين لحظه كه به قرآن توجه میكنيد با مؤلف آن ارتباط داريد.
حجتالاسلام و المسلمين محمدباقر قيومی، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) العالميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به سخنی منسوب به حضرت اميرالمؤمنين(ع) كه عجايب قرآن را بیانتها خواندهاند، گفت: ما هر روز كه به قرآن برمیگرديم، به دليل اين كه قرآن يك معجزه زنده است، استفاده تازهای از آن خواهيم داشت و نگاه جديدی برای ما حاصل میشود.
قيومی افزود: قرآن مأدبةالله است. قرآن سفرهای است كه خداوند پهن كرده است و هر كسی در هر سطحی میتواند از آن استفاده كند و اگر كسی يك گوشه هم بنشيند و كمی از آن بچشد برای نمكگير شدن كافی است.
قيومی:
تعدد در فهم قرآن را هيچ كس منكر نيست اما بحث اين است كه اين تعدد فهم مرزی دارد يا ندارد؛ اگر بگوئيم كه مرزی ندارد اين حرفی است كه نياز به دليل دارد و اين دليلی برايش اقامه نشده است
وی با اشاره به يكسان نبودن سطوح برداشتها از قرآن گفت: اگر قرآن را منظومهای از معانی در نظر بگيريم، بايد بدانيم كه سطوح رسيدن به آن معانی و آن منظومه يكسان نيست و هر سطح و برداشت نيز در بازخوردهايی كه از قرآن میگيرد، میتواند تكميل شود.
اين مدرس حوزه و دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه چنين تلقیای از قرآن آيا منجر به از دست رفتن عينيت معنايی قرآن نخواهد شد؟ گفت: هيچ كس نيست كه تعدد فهم قرآن را نفی كرده باشد، اما نكته اين است كه قرآن مجموعهای است كه میتواند خود و به تعبير ديگر فهم مخاطبان خود را اداره كند. بر اين اساس لازمه تعدد در فهم قرآن، مرگ مؤلف نيست و سبك بيانی خاص قرآن مخاطب را همواره به نزديك شدن به مؤلف برمیانگيزد. در واقع در قرآن مؤلف نمیتواند رها شود و به همراه متن زنده است. او وجودی است كه ما با فهم قرآن میخواهيم به او نزديك شويم.
قيومی با اشاره به اين مطلب كه تعدد در فهم را بايد به دقت، از مرگ مؤلف جدا كرد، گفت: هر نظريهای را كه شبيه به نظريهای ديگر است، نبايد با آن نظريه ديگر مساوی تلقی كرد. تعدد در فهم قرآن را هيچ كس منكر نيست، اما بحث اين است كه اين تعدد فهم مرزی دارد يا ندارد؛ اگر بگوئيم كه مرزی ندارد، اين حرفی است كه نياز به دليل دارد و اين دليلی برايش اقامه نشده است والا تعدد فهم به اين مقدار موجود را هيچ كسی منكر نيست و مسلماً همه میپذيرند كه فهم نويسنده الميزان از قرآن با فهم فردی كه فلسفه را اصلاً نمیداند يا قبول ندارد، فرق دارد و اين دو، دو برداشت مختلف از قرآن دارند و شما نمیتوانيد كسی را بيابيد كه منكر اين مسئله باشد.
قيومی:
فهم قرآن در يك مثلث شكل میگيرد كه يك ضلع آن موحی يعنی خداوند متعال است، ضلع ديگر آن مخاطب يعنی موحی اليه است و ضلع ديگرش نيز متن وحيانی است؛ و ما در تفاعل اين سه ضلع است كه به فهم قرآن میرسيم
وی افزود: آن چه مسئلهساز است اين است كه بگوييم اين تنوع فهم مرزی ندارد. اين درست نيست چون مؤلف زنده است و قرآن يك متن زنده است و ما بايد به مؤلف نزديك شويم. خداوند متعال به عنوان مؤلف قرآن دارد راه را به ما نشان میدهد. در حقيقت قرآن با مؤلف خود پيوند لحظهای دارد و مؤلف نيز میگويد كه تو اگر میخواهی قرآن را بفهمی بايد تقوای خدا را پيشه كنی و اگر تقوای خدا را پيشه نكنی اصلاً قرآن را نمیفهمی؛ بنابراين بايد يك ارتباط مستمر با خدا داشته باشی تا متن او را بفهمی، چون همين الان هم خدا دارد اين متن را هدايت میكند.
اين عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) العالميه مهمترين وجه اعجاز قرآن را زنده بودن آن عنوان كرد و گفت: زنده بودن قرآن به اين است كه در همين لحظه كه به قرآن توجه می كنيد با مؤلف آن ارتباط داريد. مرحوم شهيد مطهری نيز ظاهراً اشاره میكند كه قرآن وحی مستمر است و آناً فآناً وحی میشود.
قيومی ادامه داد: قرآن متنی است كه يك طرف آن موحی و طرف ديگر آن موحی اليه است؛ يعنی من كه الان قرآن را باز میكنم مورد خطاب وحی قرار میگيرم. بنابراين اگر در همين لحظه من، به عنوان موحی اليه، مورد خطاب وحی قرار میگيرم پس موحی نيز در همين لحظه وجود دارد.
وی با اشاره به اين مطلب كه قرآن با مجموعهای از سازوارهها كه يكی از آنها تقواست به فهم مخاطبان از خود جهت میدهد و آنها را تكميل میكند، عنوان كرد: در واقع فهم قرآن در يك مثلث شكل میگيرد كه يك ضلع آن موحی يعنی خداوند متعال است، ضلع ديگر آن مخاطب يعنی موحی اليه است و ضلع ديگرش نيز متن وحيانی است و ما در تفاعل اين سه ضلع است كه به فهم قرآن میرسيم و اين فهم در حال رشد كردن است و عجايب جديدی را به ما نشان میدهد.