محمد محمدرضايی:
نيازمندی قرآن به تعبير در تعارض با امكان فهم آن است
در تعابير ائمه(ع) قرآن معيار سنجش روايات دانسته شده و بر اين اساس ما بايد بتوانيم كتاب خدا را بفهميم تا روايات پيامبر(ص) و ائمه(ع) را بر آن عرضه كنيم و اين در حالی است كه اگر آن را خوابنامه، مهآلود يا رمزآلود بدانيم، فهم آن جز به وسيله معبّر امكانپذير نيست.
محمد محمدرضايی، استاد فلسفه دانشگاه تهران
محمد محمدرضايی، استاد فلسفه پرديس قم دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به نقد و بررسی مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» پرداخت و ضمن تبيين اين مطلب كه وحی منحصر به طريق رؤيا نيست، قول به خوابنامه بودن قرآن را كه در اين مقاله مطرح شده فاقد دليل و استدلال و مستلزم عدم شفافيت قرآن و در نتيجه منجر به ساقط شدن وجه اعجازی و هدايتی آن و بیوجه و بیملاك شدن دعاوی پيامبر(ص) و اعتبار تبعيت از ايشان دانست.
بخش پيشين اين گفتوگو را اين جا بخوانيد!
معصومانه دانستن سخنان پيامبر(ص) مستلزم اتقان و مهآلود نبودن قرآن
محمدرضايی با بيان اينكه معصومانه دانستن سخنان پيامبر(ص) ما را به نتيجهای خلاف ادعای مطرح شده در مقاله «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» میرساند، اظهار كرد: اگر ما معتقد باشيم كه پيامبر(ص) كذاب نيست و بيان او حجت معصومانه است، در خود قرآن بر اين كه اين كتاب از طرف خدا نازل شده و بر اتقان و مهآلود نبودن آن بارها تأكيد شده است. از جمله اينكه میفرمايد: «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا؛ آيا در [معانى] قرآن نمىانديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مىيافتند» (نساء/82).
وی عنوان كرد: بر اساس اين آيه اولاً ما میتوانيم قرآن را بفهميم و ثانياً اينكه اگر قرآن از جانب غيرخدا بود، اختلاف زيادی در آن وجود داشت و استناد شده است كه همين هماهنگی قرآن كه مورد فهم ما واقع میشود، خود دليل اين است كه قرآن از جانب خدا آمده است.
محمدرضايی:
با مهآلود و مبهم دانستن آن، در واقع قرآن را فاقد ملاك و معيار داوری در مورد فهم آن دانستهايم و به اين طريق هر كسی تعبير خود را از آن خواهد داشت و حبل الله بودن و محور وحدت بودن آن بیمعنا خواهد شد
محمدرضايی با اشاره به اين مطلب كه خوابنامه دانستن قرآن آن را نيازمند معبّر میسازد، عنوان كرد: در اين جا اين پرسش مطرح میشود كه چه كسی بايد اين خواب را تعبير كند و اگر پاسخ داده شود كه معبر خود پيامبر(ص) است، اين سؤال مطرح میشود كه چگونه بايد سخنان خود پيامبر(ص) را به عنوان تعبير از وحی، كه با اين تلقی در واقع خواب و رؤياست، تشخيص داد. همچنين اگر بخواهيم ائمه معصومين(ع) را معبر قرآن معرفی كنيم، میبينيم كه آنان در بيانی اظهار میدارند هنگامی كه رواياتی از ما به شما میرسد، اگر شك و شبههای داشتيد آن روايت را بر كتاب عرضه كنيد و آنچه را كه موافق با آن است، بگيريد و آن چه را مخالف با كتاب خداست كنار بگذاريد.
اين استاد فلسفه دين اظهار كرد: پس بر اين اساس ما بايد بتوانيم كتاب خدا و به تعبير نويسنده مقاله «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» اين خوابنامه را بفهميم تا روايات پيامبر(ص) و ائمه(ع) را بر آن عرضه كنيم؛ اين در حالی است كه اگر آن را مهآلود يا رمزآلود بدانيم، جز به وسيله معبر، فهم آن امكانپذير نيست.
با رؤيايی دانستن وحی حبلالله بودن قرآن و محوريت آن برای وحدت بیمعنا خواهد بود
وی همچنين با اشاره به آيه «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ؛ و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد»(آلعمران/103) گفت: بر اساس اين آيه و تفاسير، قرآن حبل الله و محور وحدت است، اما اگر قرآن را مهآلود و رمزآلود قلمداد كنيم، خود قرآن محور تفرقه خواهد بود و به دليل قابل فهم نبودن نمیتواند محور وحدت قرار بگيرد و از اين روست كه امام باقر(ع) میفرمايد: «هر كس كه گمان كند كه كتاب خدا مبهم است به هلاكت میرسد و ديگران را هم به هلاكت میرساند»(بحارالانوار/ج 89/ص90)؛ چرا كه با مهآلود و مبهم دانستن آن، در واقع قرآن را فاقد ملاك و معيار داوری در مورد فهم آن دانستهايم و به اين طريق هر كسی تعبير خود را از آن خواهد داشت و حبل الله بودن و محور وحدت بودن آن بیمعنا خواهد شد.
محمدرضايی با بيان اين كه كتابی میتواند كتاب هدايت باشد كه روشن باشد، عنوان كرد: بر اين اساس ديگر قرآن كتاب هدايت و بلاغ مبين نخواهد بود؛ در حالی كه خداوند آن را نور مبينی میخواند كه روشن است و به ديگر چيزها هم روشنی میبخشد؛ «وَ نَزَّلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَیْءٍ؛ ما كتاب را بر تو نازل كرديم كه روشن كننده هر چيزی است»(نحل/88)
محمدرضايی:
اگر ما معتقد باشيم كه پيامبر(ص) كذاب نيست و بيان او حجت معصومانه است، در خود قرآن بر اين كه اين كتاب از طرف خدا نازل شده و بر اتقان و مهآلود نبودن آن بارها تأكيد شده است.
وی ادامه داد: شما اگر بخواهيد كه مسافرتی برويد نياز به نقشهای شفاف و گويا داريد و اگر اين نقشه رمزآلود باشد و هر كسی آن را به گونهای تعبير كند، هيچ گاه افراد با هم همراه نخواهند شد و يكی به طرف غرب و ديگری به طرف شرق و عدهای به سمت شمال و عدهای هم به سمت جنوب خواهند رفت و نتيجتاً اين امر دلالت بر هدايتگر نبودن آن نقشه میكند؛ اگر قرآن نيز اين چنين باشد نه كتاب هدايت خواهد بود و نه خواهد توانست محور وحدت جامعه اسلامی قرار بگيرد.
تنها ادعای صرف كردن و سخن رمزآلود گفتن بینياز از اقامه دليل است
اين محقق و پژوهشگر دينی در ادامه اين گفتوگو به طرح اشكال ديگری در مورد متن تازه منتشر شده از عبدالكريم سروش پرداخت و ضمن بيان اين مطلب كه مقاله سروش از هرگونه استدلال خالی است، اظهار كرد: میتوان پرسيد كه آيا ادعای ايشان مبنی بر خوابنامه بودن و رمزآلود بودن قرآن سخنی است با معنايی حقيقی و غيررمزی يا اين ادعا و سخن نيز خود رمزی و مهآلود است. به تعبير ديگر اين نظريه يا بايد معنای محصلی داشته باشد و يا معنايی رمزی دارد و در اين صورت نيز بايد به معنايی حقيقی منجر شود؛ وگرنه اعتباری ندارد. حال اگر اين سخن به معنايی حقيقی ختم شود و میتوان در مورد قرآن سخن غيررمزی هم بيان كرد چرا ما خود را محدود به سخن شما كنيم و چرا تنها يك سخن گفته شود و نتوانيم سخنان غيررمزی ديگری هم درباره قرآن بگوئيم.
محمدرضايی ادامه داد: از جمله سخنان غيررمزی كه برای مثال میتوان درباره قرآن گفت اين است كه به اين دليل خدا قرآن را در اختيار انسان قرار داده است كه عقل و دانش بشری توانايی فهم مطالبی را كه برای سعادت همهجانبهاش لازم است، ندارد و به دليل اين كه خداوند حكيم است مطالبی را در قالب وحی برای بشر ارسال كند و اين مطالب بايد روشن باشد و در نتيجه قرآن كه كتاب هدايت است كتابی روشن بايد باشد. بنابراين بايد پرسيد كه اگر سخن مطرح شده از سوی ايشان معنايی حقيقی دارد چرا آن سخن و مطلب بايد درست باشد و آن چه ما در مورد قرآن بيان كرديم درست نباشد. بنابراين اگر اين سخن صرف يك ادعا نيست بايد بر آن اقامه دليل شود.
وی افزود: ما میتوانيم بگوئيم كه خداوند خالق انسان است و اگر شما در مورد قرآن بتوانيد بگوئيد كه همه آن رمزی است و همه خوابنامه است و آن را يك سخن غيررمزی قلمداد كنيد من هم میتوانم بگويم كه خداوند حكيم است و حكيم كار لغو انجام نمیدهد. او ميل جاودانگی را در انسان قرار داده است و انسان میتواند به سعادت ابدی نائل شود و سعادت ابدی انسان مستلزم اين است كه اطلاعاتی از منبع وحی به او برسد كه روشن و شفاف باشد تا او راه خود را بيابد و به سعادت همه جانبه برسد و حكمت خداوند اقتضا میكند كه مطالبی كه میگويد روشن باشد.