ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 25 تير 1392     |     کد : 56634

فلسفه مرگ و حيات/ چرا نفی رستاخیز به نهیلیسم منجر می شود

آرزوي خلود منوط به تصور حيات ابدي است، يعني ترسيمي كه انسان از لذت جاويد ماندن و ابديت دارد، باعث شده آرزوي ابديت ...

خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: آرزوي خلود منوط به تصور حيات ابدي است، يعني ترسيمي كه انسان از لذت جاويد ماندن و ابديت دارد، باعث شده آرزوي ابديت خواهي در جانش پديد آيد و براي دستيابي به آن از هرگونه تلاش دريغ نورزد.قرآن کریم در آیه دوم سوره "ملک" مي فرمايد: "الذي خلق الموت و الحياه ليبلوكم ايكم احسن عملا؛ خداوند، مرگ و حيات را آفريد تا بيازمايد كدام يك نيكوكارتريد". بر همین اساس، دنيا كانون مسابقه است و فلسفه وجودي بشر كه با آميزه اي از موت و حيات مواجه است پيشرفت و تكامل در تمام ميدان ها است. آزمون الهي براي نمايان ساختن و رشد استعدادهاي نهفته و رساندن انسان ها به كمال مطلوب است. خداي حكيم در اين آزمون نمي خواهد رازهاي نهان را آشكار كند، بلکه مي خواهد استعدادهاي موجود را به فعليت و تكامل برساند، زيرا دنيا پرورشگاه انسان است.

بنابراین اگر مرگ پايان زندگي باشد، پرورش یافتن و تکامل و آرزوي جاويد ماندن و ادامه زندگي بيهوده است و سيماي مرگ وحشتناک مي شود. از اين رو بعضي انسان ها زندگي را پوچ و لغو خواهند پنداشت و گرفتار نهيليسم و افسردگي خواهند شد، زيرا به آرزوي خود كه خلود است، نرسيده اند. آرزوي خلود منوط به تصور حيات ابدي است. يعني ترسيمي كه انسان از لذت جاويد ماندن و زيبايي و جاذبه ابديت دارد، باعث شده آرزوي ابديت خواهي در جانش پديد آيد و براي دستيابي به آن از هرگونه تلاش دريغ نورزد.

علت اين كه برخي انسانها مضطرب و نگرانند و آرزو مي كنند كاش به دنيا نمي آمدند تا گرفتار ترس و وحشت شوند، غريزه ابديت خواهي و در مقابل آن، تلقينات ماترياليستي است. آنها پيوسته مي گويند پس از اين زندگي، حيات ديگري نيست و مرگ نيستي مطلق است و همه راه ها به نيستی ختم مي شود، پس زندگي پوچ است. ولي وجدان و فطرت ذاتي آنها ابديت را احساس مي كند و دوگانگي و تضاد درون و برون، اضطراب و سردرگمي ايجاد مي كند. بي دليل نيست كه قرآن مجيد در آیه 115 سوره مومنون نفي رستاخيز را با پوچي خلقت مساوي مي داند: أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون؛ آيا گمان مي كنيد ما شما را پوچ و بيهوده آفريديم و به سوي ما باز نمي گرديد".

از اين استفهام انكاري نتيجه گرفته می شود كساني كه به حيات اخروي عقيده ندارند، راهي جز پوچ گرايي نمي يابند. اما ما مي ميريم براي آن كه به حيات راستين برسيم و زمينه زندگي مادي را براي نسلي ديگر آماده سازيم و به راستي اگر همه زنده مي ماندند و انسان هايي كه از هزار سال پيش مي زيستند باقي بودند، جايي براي سكونت باقي مي ماند، يا زندگي براي آيندگان منتفي و براي حاضران غير ممكن مي شد. از اين رو مرگ حيات و حكمت و رحمت است. اگر مرگ نبود، تنوع و طراوت در پديده ها ديده نمي شد. تداوم مرگ و حيات موجب امتداد فيض حيات از سوي فياض متعال است. ماده در پذيرش حيات و صورت نوعيه در بعد مكان محدوديت دارد، ولي از نظر امتداد زمان مي تواند صورت هاي تكاملي بي نهايت به خود بگيرد، چون ظرفيت و استعدادش نامتناهي است.

برخي مي گويند مگر قدرت و حكمت الهي نامتناهي نيست و مگر خداوند متعال نمي تواند زميني به مراتب گسترده تر بسازد كه بي نهايت انسان را بتواند در خود جاي دهد، تا نيازي به رفتن گروهي براي تولد جمع ديگري نباشد. در پاسخ بايد گفت اين سخنان در حوزه تفكر بشر معقول است، ليكن در ساحت كبريايي و نظام احسن پوچ و غير منطقي است، زيرا آنچه امكان وجود و قابليت افاضه فيض در هستي بوده، از سوي پروردگار افاضه شده است.آنچه موجود نيست، امكان وجود نداشته است. 


نوشته شده در   سه شنبه 25 تير 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode