علوم تجربی ربطی به دين ندارند و بر اساس اين فرمايش پيامبر(ص) كه «اطلبوا العلم ولو بالصين»، علومی بشری هم وجود دارد و اين پيشفرض كه همه علوم بايد دينی باشند با آن در تضاد است، در عين حال، اين علوم در دو مرحله پژوهش و مصرف نتايج بايد مقيد به دين باشند.
حجتالاسلام والمسلمين احمد مبلغی، رييس دانشگاه مذاهب اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، در باب فرصتها و آسيبهای دينشناسی علمی، ابتدا به گونهشناسی علوم از حيث نسبت داشتن با دين پرداخت كه در بخش قبل اين گفتوگو، تعريف، حدود و معيار علم دينی تمامعيار و علم مستفيد از دين ارائه شد و اكنون دو دسته ديگر از علوم از حيث نسبتداری با دين، يعنی علم متمركز بر علم دينی به عنوان موضوع و علم بشری تمامعيار اما مقيد به دين مورد بحث قرار گرفته كه در ادامه میآيد.
بخش اول اين گفتوگو را در اينجا بخوانيد!
علومی با موضوع يك علم دينی
حجتالاسلام مبلغی درباره سومين دسته علوم از حيث نسبت داشتن با دين اظهار كرد: سومين دسته علومی هستند كه به مطالعه يك علم دينی میپردازند. در اين سنخ علم، روششناسی علم دينی و پيشفرضهای عالمان در يك علم دينی مطالعه میشود. روشن است كه مقصود از روششناسی چيزی غير از خود روش است كه مورد بهرهگيری قرار میگيرد و منظور از مطالعه، شناسايی و تعيين روش است كه معمولاً به عنوان يك مطالعه درجه دوم (فلسفه علم) مطرح میشود.
تنها نسبت علوم تجربی و تكنولوژيك با دين از آن جهت است كه دين در چند مقوله اين علوم دخالت میكند. يكی اين كه اصل اقدام به اين علوم در حيطه داوری و تجويز علوم دينی قرار میگيرد ... يا گاهی ورود برخی پژوهش در برخی از علوم تجربی را در مواردی غيرمجاز میشمرد
وی اين فعاليت دانشی را از دو نظر بشری دانست و اظهار كرد: وجه اول بشری بودن اين دانش اين است كه اين دانش نيز همانند فعاليت علمی در خود علم دينی، واقعيت و ماهيتی قائم به تلاش بشری دارد؛ يعنی در ذهن بشر، مفاهيم آن شكل میگيرد و اقدامكننده، فهمكننده و توليدكننده گزارههای آن عالمان هستند، نه خداوند و دين، هر چند اين فعاليت در علم دينی بر اساس منابع دينی انجام میگيرد.
مبلغی وجه دوم بشری بودن فعاليت دانشی در اين حوزه را در اين دانست كه منابع مطالعه يك علم دينی الزاماً قرآن و سنت نيستند و در توضيح اين نكته بيان كرد: منابع در خود فقه دينی است، ولی در فلسفه اين علم دينی لزوماً به سراغ منابع دينی نمیرويم، بلكه عمدتاً با رجوع به عقل، عقلاء، تاريخ و وضعيتهای اجتماعی كه سنت در آن صدور يافته يا رأی فقيه در آن شكل گرفته است، مطالعهای فلسفی شكل میگيرد.
رييس دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: از اين رو میتوان گفت فلسفه علم دينی، علمی با منابع صرفاً دينی نيست، بلكه عمدتاً مطالعهای فلسفی است. در اين علم در چارچوب فلسفه علم و روششناسی علم، به سراغ خود آن علم دينی میرويم تا آن را بشناسيم و منابع و روشهای آن را به توصيف و تحليل بگذاريم.
علوم بشری ولی مقيد به دين
حجتالاسلام مبلغی درباره دستهای از علوم كه نه دينیاند و نه مستفيد از دين و نه به بحث درباب علمی دينی میپردازند، بيان كرد: اين دسته از علوم كه فنی، تجربی و تكنولوژيك هستند، ربطی به دين ندارند. هنگامی كه پيامبر(ص) فرمودند: «اطلبوا العلم ولو بالصين» آشكار میشود كه علومی بشری هم وجود دارد. در چين علم دينی كه وجود نداشت. اگر اين پيشفرض كه همه علوم بايد دينی باشند، درست باشد، احاله پيامبر(ص) ما را به چين، بیمعنا میشود؛ زيرا طبيعتاً علم در چين علمی فنی و تجربی بوده است. در خصوص اين علوم، خواه بشر متدين باشد يا نباشد، مسلمان باشد يا نباشد به اين سنخ تكنولوژی و يا علوم میتواند دست يابد. آنچه شرط دستيابی است، شرايط خاص از قبيل قدرت علمی و تجربی و آزمايشگاهی است و لاغير.
فلسفه علم دينی، علمی با منابع صرفاً دينی نيست بلكه عمدتاً مطالعهای فلسفی است. در اين علم در چارچوب فلسفه علم و روششناسی علم، به سراغ خود آن علم دينی میرويم تا آن را بشناسيم و منابع و روشهای آن را به توصيف و تحليل بگذاريم
وی با بيان اين مطلب كه بنابراين، اين علوم به لحاظ محتوای علمی خود ارتباطی به دين ندارند، اظهار كرد: تنها نسبت اين علوم با دين از آن جهت است كه دين در چند مقوله اين علوم دخالت میكند. يكی اين كه اصل اقدام به اين علوم در حيطه داوری و تجويز علوم دينی قرار میگيرد؛ فی المثل فقه (يا اخلاق دينی) میگويد: واجب است اين علوم برای تأمين نيازهای بشر، تعميق يابد؛ همانطور كه در فقه آمده كه آشنايی و اقدام به فنون و علوم مورد نياز جامعه يك واجب كفايی است، يا گاهی ورود برخی پژوهش در برخی از علوم تجربی را در مواردی غيرمجاز میشمرد؛ فی المثل ممكن است فقيهی بگويد پژوهش در شبيهسازی انسانی ممنوع است.
رييس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی چنين رويكردی نسبت به علوم تجربی و تكنولوژيك را تنها منحصر به فقه ندانست و عنوان كرد: در جهان امروز نيز میبينيم كه مباحثی تحت عنوان اخلاق علمی مطرح شده كه در باب دانشها و پژوهشهايی كه پرداختن گسترده به آنها ممكن است برای جامعه آسيبزننده باشد، ورود تجويزكننده يا ممنوعكننده پيدا میكند.
مبلغی با بيان اين كه اين مباحث به معنای دخالت فقه يا اخلاق به مثابه منبع علم نيست، خاطرنشان كرد: با توجه به اين اصل كه ميزان پرداختن به علم بايد اخلاقی و فقهی باشد، حقوق، اخلاق و دين برای تنظيم امور و نه به عنوان منبع يا مبنا بلكه با توجه به ناحيه اثرگذاری علم وارد میشوند و احياناً حدودی را برای آن تعيين میكنند. از اين جهت اين علوم بايد مقيد به دين و اخلاق باشند. همچنين اين علوم در به كارگيری نتايج خود بايد پيابند به دين باشند. به تعبير ديگر اين علوم مقيد به دين در دو مرحله پژوهش و مصرف نتايج هستند.