ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 6 تير 1392     |     کد : 55705

«رؤياپنداری وحی» مستلزم انكار ختم نبوت است/ تأثير نگاه غربی‌ها به كتاب مقدس بر سروش

تلقی وحی به عنوان تجربه عارفانه، شاعرانه، وحی نفسی يا رؤيای نبوی، قرآن را از حقيقت متافيزيكی كه لفظ و محتوا از آن خدا باشد، تنزل می‌دهد و آن را برساخته ذهن و جان پيامبر(ص) معرفی می‌كند؛ لذا سروش تحت تأثير نگاه معتدلان غيرمسلمان نسبت به كتاب مقدس، معتقد است جريان وحی نبوی پايان نيافته است.

تلقی وحی به عنوان تجربه عارفانه، شاعرانه، وحی نفسی يا رؤيای نبوی، قرآن را از حقيقت متافيزيكی كه لفظ و محتوا از آن خدا باشد، تنزل می‌دهد و آن را برساخته ذهن و جان پيامبر(ص) معرفی می‌كند؛ لذا سروش تحت تأثير نگاه معتدلان غيرمسلمان نسبت به كتاب مقدس، معتقد است جريان وحی نبوی پايان نيافته است. 


حجت‌الاسلام والمسلمين علی نصيری، مدير مؤسسه معارف وحی و خرد، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به نقد مقاله اخير عبدالكريم سروش پرداخت و در اين رابطه اظهار كرد: به طور كلی دو تحليل اصلی و اساسی درباره قرآن وجود دارد؛ براساس يك تحليل آيات قرآن، روايات، ادله كلامی فلسفی و عرفانی قرآن واجد حقيقتی ماورايی و متافيزيكی است كه آن حقيقت به تعبير علامه طباطبائی(ره) امری بسيط و دور از دسترس ما است.



وی افزود: آن‌چه كه در اختيار ما قرار دارد، در واقع نازله‌ای از آن حقيقت است كه به تعبير امام خمينی(ره) اين ويژگی قرآن نازله هفتم و سرّ مستتر نام دارد؛ اينكه در روايات آمده كه قرآن دارای نزول دفعی در شب قدر است يا بعضی از مفسران فيلسوف‌مشرب، نزول بر قلب پيامبر(ص) را مطرح كرده‌اند، اينكه برای قرآن آثار و اسراری ذكر شده است؛ چه برای آيات آن و چه برای سوره‌هايش و چه برای مجموعه‌ قرآن و اينكه از قرآن به‌عنوان كتاب نور، شفاء و بركت، ياد شده است، اين‌ها مربوط به آن حقيقت متافيزيكی و در واقع فرامادی قرآن است كه قرائن زيادی هم درباره اين مدعا وجود دارد.



مدير موسسه معارف وحی و خرد گفت: نگاه دوم متاثر از تحليل‌های زبان‌شناسانه و مادی‌انگارانه است كه از سده‌ هجدهم به بعد اين پديده به وجود آمده و متاثر از تحليلی است كه معتدلان مسيحی و يهودی در مورد كتاب مقدس دارند. براساس اين تحليل، قرآن كتابی فيزيكی، مادی و زمينی است و اين تحليل دوم می‌گويد به جای اين‌كه آن حقيقت ماورايی را درباره قرآن در نظر بگيريم، قرآن را بايد كتابی بشری و زمينی با همين سبك و سياقی در نظر بگيريم كه الان شاهد آن هستيم.



اين پژوهشگر علوم قرآن و حديث ادامه داد: اين تحليل را دقيقاً بيش از 95 درصد از معتدلان مسيحی و يهودی درباره كتاب مقدس دارند. آن‌ها می‌گويند كه عهد عتيق و عهد جديد را نويسندگانی قديس و ناشناخته در طی 1500 سال نه از طريق وحی، بلكه از طريق الهام و دريافت محتوا از سوی خدای متعال و گنجاندن آن محتوا در قالب الفاظ و عبارت‌ها با زبان، فكر و جهان‌شناسی خود نوشته‌اند؛ يعنی آن كسانی كه الهام و محتوا را گرفته‌اند و در حقيقت آن را براساس ظرفيت وجودی و محدويت‌های زبانی و فرهنگی خودشان در قالب الفاظ و عبارات می‌آورند، نهايت اين فرآيند می‌شود كتاب مقدس.



علی نصيری: 

سروش همين رويه را طی كرد مرحله قبل هم مطرح كرد كه در قرآن خطا راه يافته و پيدا است كه اگر قرآن كتاب بشری و توليد يك فكر باشد نتيجه‌اش اين خواهد بود كه رويا هم باشد همين است يعنی اعتبار و اصالت خود را قطعاً از دست می‌دهد ديگر به عنوان يك كتاب نور هدايت تفسير حكمت نخواهد بود.



نصيری ادامه داد: مسيحيان و يهوديان برای الفاظ و عبارات كتاب مقدس هيچ قداستی قائل نيستند و معتقد نيستند كه الفاظ كتاب مقدس همان الفاظ و عبارات پروردگار است؛ اين نگاه كه مربوط به تفسير و تحليل كتاب مقدس در جهان غرب است كه وارد عرفان اسلامی شد و يك سری از نوانديشان در جهان عرب مثل نصر حامد ابوزيد يا محمد جابری تحت تأثيرآن قرار ‌گرفتند و به واسطه اين افراد به مجامع اسلامی نيز را‌ه يافت.



وی افزود: تحليلی كه سروش در مقاله «محمد(ص)، روای روياهای رسولانه» آورده است و تعابيری كه اخيراً در كتاب «قرآن و گفتار الهی» به صورت مفصل بحث‌هايشان نقل شده است، چنان است كه ايشان جريان فرآيند وحی را در واقع به اين شكل تنزل می‌دهد و آن را به‌عنوان تجربه عرفانی تعبير می‌كند و گاهی نيز با عنوان تجربه شاعرانه تعبير می‌كند و گاهی نيز آن را در حد كشف و الهام تجربی تنزل می‌دهد.



نويسنده كتاب «قرآن و گفتارالهی» افزود: تعبير اخير هم بحث «رويا» است؛ يعنی آن چيزی كه البته به اصطلاح رويا قبلاً از آن تعبير می‌شود، به وحی نفسی كه در برخی از تعابير به اصطلاح خاورشناسان هم مطرح بوده، اين‌ها گاهی اوقات گفته‌اند پيامبر(ص) كه می‌رفتند در غار حرا و خلوتی كه داشتند و به واسطه آن نگاهی كه به افق هستی داشتند، ذوق ايشان شكوفا می‌شده و با قوه‌ خيال خودشان اين مسئله را درك می‌كردند و تحليل خود را از هستی در قالب قرآن كريم ارائه كرده‌اند.



نصيری گفت: به هر حال چه تجربه عارفانه بگوييم و چه تجربه شاعرانه، چه بگوييم كه وحی نفسی، يا بگوييم تعبير رويانمايانه از آن چه درون‌مايه پيامبر(ص) است، همه اين الفاظ و عبارات‌های مختلفی است كه قرآن را از آن حقيقت و ماهيت متافيزيكی خودش كه لفظ و محتوا از خدا باشد، تنزل می‌دهد و قرآن كتابی می‌شود كه برساخته ذهن، جان و فكر خود پيامبر(ص) است.



وی ادامه داد: مجتهد شبستری هم اخيرا همين نظر سروش را مورد تاكيد و تاييد قرار می‌دهد؛ يعنی قرآن را كتابی انسانی می‌داند كه يك انسان آن را توليد كرده، اما انسانی كه جانش شكوفا شده است. اين‌ها ابا ندارند كه بگويند همان‌طور كه مثلاً مثنوی معنوی مولوی يك مدل كشف و شهود مولف آن بوده است، قرآن نيز حاصل كشف و شهود پيامبر اعظم(ص) است.



نصيری افزود: آقای سروش كه در بسط تجربه نبوی بر تجربه نبوی تاكيد می‌كند، همين مطلب را به قرآن نسبت می‌دهد؛ يعنی می‌گويد پيامبر(ص) هم يك انسان عارف و سالكی است كه جانش زلال شده و صفا پيدا كرده است.



نصيری گفت: بر اساس اين ديدگاه، پيامبر(ص) چه در بيداری و چه در خواب مجموعه مطالبی را شهود می‌كند و اين را در قالب الفاظ و عباراتی می‌آورد و مجموعه آنها را قرآن ناميده است، لذا سروش تاكيد می‌كند كه جريان وحی نبوی پايان نيافته و ادامه دارد. اين نگاه‌ها كه قرآن را يك كتاب زمينی و انسانی می‌كند و تا سطح كتاب مقدس تنزل می‌دهد، اين‌ها تحت تاثير نگاه معتدلان غيرمسلمان نسبت به كتاب مقدس به وجود آمده است.



وی عنوان كرد: بيشتر اين موضع‌گيری در مواجهه با قرآن به‌خاطر اين است كه اين افراد خودشان را در تعامل با قرآن دچار تنگناهايی می‌بينند و می‌خواهند به اصطلاح به قرآن خدمت بكنند و بگويند ما می‌خواهيم جلوی اين تنگناها را بگيريم و من حس می‌كنم كه در برخورد با برخی از آيات مثلا اينكه اين آيات را نمی‌شود به روز تفسير كرد، چنين مواضعی اتخاذ می‌شود.



نصيری افزود: اين افراد برای اينكه از نظر خودشان اين فرازمان، فرامكان، فرا فرهنگ و فراجغرافيا بودن قرآن را حل بكنند، خواستند اين طوری به اصطلاح مشكل را حل كرده باشند و بگويند كه قرآن برساخته خواب و بيداری خود پيامبر(ص) است؛ بعد چون پيامبر(ص) هم انسانی اهل حجاز پانزده سده گذشته بوده، به طور طبيعی كتاب او نيز رنگ و لعاب و نشانه‌ای از انسانی زمينی محصور در حصار زمان و مكان و فرهنگ عربی را با خود به همراه دارد.



اين مدرس دانشگاه در ادامه گفت: به تعبير سروش و روشنفكرانی از اين دست كه تصويری كه از خدا يا از فرشته‌ها يا از بهشت می‌سازند يا تصويری كه از روابط انسانی می‌سازند، تلقی او اين است كه قرآن رنگ و بوی عربی می‌دهد و می‌گويند: اين خيلی طبيعی خواهد بود، در حالی كه ما در كتاب «قرآن و گفتار الهی» توضيح داديم كه اصلاً چنين چيزی نيست؛ يعنی ما اگر قرآن را درست بيابيم و درست به‌كار گيريم، حتی پذيرش اين‌كه يك آيه در قرآن حتی پذيرش يك آيه در قرآن كه ناظر به مثلاً فرهنگ سرزمين و زمان دوره رسالت است و اين مربوط به ما نمی‌شود و ناظر به ما نيست، كار به ما ندارد كه اين سخن قابل قبول نيست.



نصيری ادامه داد: قرآن تمام قضايا و حوادث‌و رخدادهای كه به آن نظر دارد و مطرح می‌كند اساسا مربوط به همه دوران‌ها، همه عصرها و همه آدميان است؛ ما در آن كتاب حتی مسئله همسران پيامبر را بازگو كرديم كه اين مسائل پيام‌های بلندی در تحليل رفتارها و معرفی الگو برای مردم دارد.



وی افزود: در ارتباط با سوره تبت، ايشان می‌گويد: اين سوره خشم‌نامه شخص پيامبر(ص) است، چون عصبانی شده، اين‌ها را آورده است؛ در اين سوره كه سرتاپا اعجاز است، در اين سوره دقيقاً رفتار دو تن از اصحاب نزديك پيامبر(ص) را مطرح می‌كند كه نشان می‌دهد كه حتی انسان‌های بزرگ ممكن است در دعوت از نزديكان خودشان موفق نباشند؛ به اضافه اين‌كه در اين سوره اخبار به غيب است «سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ،وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ؛ به‌زودى در آتشى پرزبانه درآيد و زنش آن هيمه‏‌كش [آتش فروز]»مسد/3-4). مرد و زن را دعوت به اخبار غيب كرده كه اين‌ها ملحق به جهنم و بهشت می‌شوند.



وی گفت: يعنی در تمام آيات قرآن روح خدايی بودن سخن و روح آسمانی بودن سخن و متافيزيكی بودن كاملاً ساری و جاری است. بر اين اساس، ماهيت ماورا‌يی دارد و لذا نمی‌توان گفت در اين حصار زمان و مكان و فرهنگ اسير است و بعد بيايم از تحليل‌های غلط استفاده كنيم و شان و جايگاه قرآن را تنزل بدهيم و كار را به جای برسانيم كه عملاً چيزی از قرآن باقی نماند.



نصيری در انتها گفت: سروش همين رويه را طی كرد و در مرحله قبل هم از اين دست دعاوی را مطرح كرد كه در قرآن خطا راه يافته و پيدا است كه اگر قرآن كتاب بشری و توليد يك فكر باشد، نتيجه‌اش اين خواهد بود كه رويا هم باشد؛ يعنی اعتبار و اصالت خود را قطعاً از دست می‌دهد و ديگر به عنوان يك كتاب نور هدايت تفسير حكمت نخواهد بود.


نوشته شده در   پنجشنبه 6 تير 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode