انتظار ما از اينكه علم امام(ع) مطلق يا بینهايت باشد، چندان قابل قبول نيست و اين مقوله با آياتی از قرآن كريم كه علم غيب را تنها در خدا منحصر میداند، در تناقض است؛ علم غيب به طور مطلق تنها از آن خدا است و خداوند بخشی از آن را به صلاحديد خود به انسانها وحی میكند.
مژگان سرشار، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات در گفتو گو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، به بيان مسائلی در باب علم امام پرداخت و در اين رابطه گفت: شايد بتوان ادعا كرد كه امام معصوم(ع) در ارتباط با مسائل شرعی و عملی، به آيات و احكام علم تام و تمام دارد كه در روايات تفسيری و جز آن، داشتن علم از سوی امام شرط نخست و فراگير مطرح شده است. در خصوص اين مطلب، بايد به صحت روايات موجود در اين رابطه توجه ويژه داشت.
وی افزود: درباره قسم دوم روايات تفسيری كه روايات غيرفقهی است، تا جايی كه مربوط به علم بشری و فهم كلام الله باشد، امام معصوم(ع) كه مصداق «مطهرون» است، علم تام دارد؛ هم چنان كه پيامبر(ص) بهترين و كاملترين منبع در اين زمينه به شمار میرود. درباره دانش امامان و پيامبر اكرم(ص) به روايات صحيحی كه در گزيده كافی جلد اول حديث شماره 90 و 91 آمده، از ابوجعفر باقر(ع) نقل شده كه فرمود خداوند دو نوع علم دارد؛ علمی منتشر و علمی پنهان كه علم منتشر در اختيار رسولان و فرشتگان است.
سرشار ادامه داد: نيز میدانيم ابو جعفر باقر(ع) میگويد: علم پنهان همان علمی است كه نزد خداست و سرچشمه همه علوم است و زمانی كه بر صفحه دفتر آفرينش ثبت و ظاهر شود، به وسيله فرشتگان و رسولان جامعه عمل میپوشد و حتی نقل شده است كه امام باقر(ع) فرمود: خدا دو نوع علم دارد؛ علمی كه جز خدا نداند و علمی كه به فرشتگان و رسولان آموخته است و آنچه را كه به فرشتگان و رسولان آموخته است، همان علم امام است.
عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات افزود: ذكر اين نكته ضروری است كه انتظار ما از اينكه حوزه علم امام مطلق يا بینهايت باشد، چندان قابل قبول نيست و اين مقوله نه تنها با آياتی از قرآن كريم كه علم غيب را تنها در خدا منحصر میداند، در تناقض است، بلكه با روايات صحيح هم در تعارض است؛ مثلا در قرآن آمده است «وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ...؛ و نهان آسمانها و زمين از آن خداست»(هود/123) و نيزدر سوره نحل آيه 77 هم اين تعبير به كار رفته است و در سوره يونس آمده است: «...فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ...؛ بگو غيب فقط به خدا اختصاص دارد»(يونس/20).
وی گفت: اين آيات با اسلوب حصری كه دارند، نشان میدهند كه علم غيب به طور مطلق تنها از آن خدا است، اما خداوند از اين علم غيب، بخشی را به صلاحديد خود به كسانی كه صلاح بداند، وحی میكند، چنانكه میفرمايد: «ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَیْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ ...؛ اين [جمله] از اخبار غيب است كه به تو وحى میكنيم»(آلعمران/44) و در سوره يوسف آيه 102 نيز همين تعبير تكرار شده است و در جايی ديگر میفرمايد:«تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَیْبِ نُوحِيهَا إِلَیْكَ ...؛ اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى میكنيم» (هود/ 49). بنابراين بخشی از علم غيب وجود دارد كه قابل وحی به گروه خاصی است.
نويسنده كتاب «ارزشها و ضد ارزشها؛ تقابل در قرآن» در ادامه گفت: در حديثی راجع به طومار علم غيب در كتاب «گزيده كافی»، جلد اول حديث شماره 92، روايتی ذكر شده است كه يك شخص ايرانی از امام ابوالحسن الرضا(ع) پرسيد كه آيا شما از غيب با خبر هستيد و ابوالحسن(ع) به ايشان فرمود: جدم ابوجعفر باقر(ع) در پاسخ به اين سوال گفت گهگاه طومار علم غيب در برابر ما باز میشود و مطلع میشويم و چون طومار علم غيب را از برابر ما ببرند، چيزی نمیدانيم؛ اين گونه علم غيب سر الهی است كه خدا با جبرائيل و جبرائيل با محمد رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) با آن افرادی كه خدا خواسته، در ميان نهاده است.
مژگان سرشار:
ذكر اين نكته ضروری است كه ما انتظار داريم حوزه علم امام مطلق يا بی نهايت باشد، چندان قابل قبول نيست نه تنها با آياتی از قرآن كه علم غيب را تنها در خدا منحصر میداند سازگاری ندارد.
اين پژوهشگر علوم حديث افزود: از روايت گزيده كافی شايد بتوان مطلب را اينگونه تصور كرد كه حوادث پشت پرده و ساير علوم غيبی به صورت نقاشی يا شبه فيلم به رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) ظاهر میشد؛ در اين صورت طبيعی است كه هرگاه صلاح حقتعالی باشد، علم غيب در اختيار آنها قرار بگيرد و هرگاه صلاح نباشد، بیاطلاع بماند و لذا است كه میبينيم امامان گاهی از حوادث غيبی اطلاع میدادند و گاهی هم اظهار بیاطلاعی میكردند.
وی ادامه داد: اما نتيجه سخن به طور كلی اينكه اگر قرار باشد برای فهم آيات قرآن امام معصوم(ع) از دانش خودش استفاده بكند، تا جايی كه مربوط به آيات و احكام است، امام بايد علم لازم را داشته باشد، چنانكه اين علم وجود برای حضرات معصومين(ع) وجود دارد، زيرا در غير اين صورت، امامت آنان زير سوال میرود. اگر روايات تفسيری مربوط به ساير آيات باشد و صد در صد اثبات بشود كه امام معصوم(ع) آن را گفته است، میتوان با توجه به طومار علم غيب به دانش امام در اين زمينه هم اعتماد كرد.
سرشار گفت: چون نمیشود ادعا كرد كه فهم آيات قرآن كه برای هدايت بشر تدوين شده، از اموری است كه به عنوان علم غيب مطلق تنها و تنها نزد خدا باقی بماند و خدا آن را به كسی افاضه نكند. همچنين از سوی ديگر نمیتوان ادعا كرد كه تمام مراد الهی درباره همه آيات قرآن و ساير امور زندگی در روايات تفسيری موجود به نقل از امامان(ع) آمده است. در همين حدی كه موجود است، اگر ثابت شود كه از ناحيه معصوم(ع) صادر شده است، حيطه دانش امام مستعد و شامل آَن خواهد شد.
وی در پايان گفت: از ديگر سو، بسياری از دانشهای امام معصوم(ع) وجود دارد كه در حيطه تفسير نيست و ما هم انتظار نداريم در حيطه تفسيری، آنها را بخوانيم؛ همان طور كه منتظر نيستيم كه همه امور غيبی به طور مطلق در اختيار امام معصوم(ع) باشد.