در ذيل عنوان «مسائل مجربه» در بحارالانوار، مستنداتی راجع به آزمودن علم مدعی امامت مطرح شده كه شيعيان برای حصول يقين و تشخيص امام از اين پرسشها بهره میگرفتند كه نمونهای از آن را میتوان در امامت تنها فرزند امام رضا(ع) با سن بسيار كم در حدود هشت سال مشاهده كرد.
مژگان سرشار، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات در گفتو گو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) در پاسخ به اين پرسش كه آيا محدود توجه كردن به روايات تفسيری محدود كردن علم امام (ع) نيست؟ به بيان مسائلی در باب علم امام پرداخت و اظهار كرد: بهتر است برای پاسخ گفتن
به اين پرسش از روايت تفسيری شروع كنيم و بعد ازآن به بيان ارتباط علم امام با اين روايت بپردازيم.
وی افزود: با توجه به موضوع سخن، بهترين وجه تقسيم روايات، تقسيمبندی آنها در ارتباط با حجيت خبر واحد است؛ يعنی اگر روايت تفسيری را به دو بخش عمده تقسيم كنيم، بخشی را مربوط به امور عملی و آياتالاحكام اختصاص میدهيم و بخش ديگر را به روايات غيرفقهی اعم از روايات اعتقادی، تجويد، بيان فضائل سور، تفسير ساير آيات و مانند آن؛ طبيعتاً با توجه به اين مقوله نمیخواهيم در حيطه حجيت خبر واحد صبحت كنيم.
سرشار افزود: اگر فرض كنيم كه خبر واحد بنابر سيره عقلا در بخش روايات غير فقهی هم حجيت داشته باشد، مسئله ما در اينجا اين خواهد بود كه علم معصوم(ع) در كدام يك از اين دو زمينه چرا و چگونه میتواند دارای حجيت باشد؟ همچنين در خارج از اين حوزه نيز علم امام معصوم(ع) تا چه حد است كه بايد ابتدا به بخش اول آن بپردازيم.
وی ادامه داد: در حيطه روايات مربوط به تمام آياتالاحكام، به عنوان مثال در آيات مربوط به ارث، به نظر میرسد كه علم امام صد در صد حجيت دارد و بنا بر گزارشات تاريخی كه مربوط به سيره اصحاب ائمه(ع) است، بايد علم معصوم در تمام اين موارد كارساز و رسا باشد، خواه در اين زمينه روايتی از امام معصوم(ع) رسيده باشد، خواه نرسيده باشد.
مولف كتاب «ارزشها و ضد ارزشها؛ تقابل در قرآن» در ادامه گفت: در گزارشات منقول از ابراهيم ابن هاشم قمی رسيده است و كلينی آن را در «الكافی» جلد اول نقل میكند، ابراهيم ابن هاشم گفت جماعتی از فقهای شيعه از بلاد مختلف به مدينه آمدند و از امام جواد(ع) اجازه حضور خواستند و بعد از شرفيابی از 30هزار مسئله شرعی، سوالهايی را مطرح و ايشان را امتحان كردند و از جانب امام جواد(ع) پاسخ درست شنيدند؛ امام جواد(ع) در آن زمان ده ساله بودند؛ اين روايت از طرف بعضی از كارشناسان روايت صحيح تلقی شده است.
عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود: مجلسی هم در «بحار الانوار» جلد 50 صفحه 93 به نقل از منابع ديگراين روايت را درج كرده است و ابن شهر آشوب هم در كتاب «مناقب» جلد 4 صفحه 384 طبع قم نوشته است كه ابراهيم بن هاشم میگفت من برای جمعی از شيعيان از ابوجعفر جواد (ع)اجازه شرفيابی طلبيدم و آن سرور اجازه داد شيعيانی كه از بلاد شيعه به حضور آمده بودند، در يك نشست از سی هزار مسئله شرعی سوالهايی را مطرح كردند و پاسخ درست گرفتند در آن سال امام جواد(ع) ده ساله بودند.
سرشار افزود: مشابه اين ماجرا در «الاختصاص» منصوب به شيخ مفيد ص102 هم درج شده است. اصل مطلب و آن نكتهای كه در ابتدا گفته شد، آن است كه در اين گزارشها نكاتی مربوط به علم امام وجود دارد؛ يعنی اينكه چرا بايد فقها با طرح مسائل شرعی امامت ابوجعفرثانی(ع) را به آزمايش بگذارند؟ و حتی اساسا ممكن است اين سوال قابل طرح باشد و آن سی هزار مسئله شرعی را با چه مجوزی و چگونه طرح كرده بودند.
اين پژوهشگر عرصه حديث ادامه داد: براساس پارهای از روايات ظاهرا اصل آزمون مجوز و رهنمود آن در عهد امام صادق(ع) مقرر شده بود. يكی از فقهای شيعه از امام صادق(ع) پرسيد آن كسی كه به ناحق بر منصب امام مینشيند و ادعای رهبری میكند، باچه حجتی بايد او را محكوم كنند؟ ابوعبدالله صادق(ع) فرمود با طرح مسائل شرعی و پرسش از حلال و حرام الهی او را به آزمون میگذارند.
سرشار:
مجموع سوالات در عهد امام رضا(ع) به پانزده هزار و در عهده امام جواد(ع) به سی هزار مسئله شرعی رسيده بود كه میتوان مستندات آن را ذيل مسائل مجربه در بحارالانوار جلد 49 صفحه 97 مشاهده كرد
سرشار گفت: از آن تاريخ به بعد موقعی كه شيعيان با مدعيان امامت روبرو میشدند، ابتدا با طرح مسائل شرعی علم و دانش آن فرد را آزمون میكردند تا بفهمند او دارای علم لدنی است؛ يعنی بدون درس و اجتهاد مسائل شرعی را از هر جهت بداند و پاسخ بدهد يا خير. در رابطه با اين موضوع اصحاب اجماع و كارشناسان اهل بيت(ع) سوالهای فراوانی از اندوختههای مكتب را به عنوان سؤال امتحانی تدوين كردند.
وی ادامه داد: مجموع اين سوالات در عهد امام رضا(ع) به پانزده هزار و در عهده امام جواد(ع) به سی هزار مسئله شرعی رسيده بود. شما میتوانيد مستنداتی را كه گفته شد، ذيل مسائل مجربه در بحارالانوار جلد 49 صفحه 97 به نقل از كتاب غيبت شيخ طوسی ببينيد. بعد از رحلت امام رضا(ع) اكثريت شيعيان به امامت تنها فرزند امام رضا(ع) يعنی ابو جعفر ثانی(ع) به علت كمی سنی ايشان كه حدود هشت ساله بودند، ترديد داشتند و اين سوالها را مطرح كردند.
سرشار افزود: بعد از ماجراهايی كه درباره پيشنهادات يونس عبدالرحمان نقل میشود، دست آخر میگويند هشتاد نفر از فقها با همديگر به حج مشرف شدند و در مدينه ابتداء عبدالله ابن موسی ابن جعفر را با سه مسئله شرعی آزمايش كردند و امامت او رد شد؛ سپس همان مسائل را از ابو جعفر ثانی(ع) سوال كردند و پاسخ درست شنيدند؛ بعد از سی هزار مسئله شرعی پرسيدند و جواب قاطع شنيدند و امامت آن حضرت را پذيرفتند.
اين پژوهشگر علوم قرآن و حديث ادامه داد: مجلسی شرح ماجرا را در بحار الانوار جلد 50 صفحه 89 و 85 آوردهاست. مجموعهای به نام «سی هزار مسئله شرعی» در زمان ابوجعفر ثانی(ع) مدون بوده كه از آن كتاب در يك نشست دو يا سه ساعت چند ده سوال مطرح میكردند و صحت يا كذب ادعای امامت افراد را احراز میكردند.