باور به منجی نمود اين مسئله است كه با وجود گرايش بشر به سمت تاريكی، اراده الهی در تحقق فرجام نورانی و عدالتگسترانه جهانی به وسيله منجی، بر اين تعلق گرفته است كه چراغ اميد و خوشبينی و مثبتنگری را در دل همه جهانيان برافروخته نگه دارد.
حجتالاسلام والمسلمين علی نصيری، مدير مؤسسه معارف وحی و خرد، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، درباره ابعاد مسئله انتظار و باور به موعود و مهدويت، با اشاره به اينكه مسئله انتظار يا آينده جهان با تعابير مختلفی از سوی مكاتب، اديان و صاحبنظران مختلف مورد توجه و واكاوی و بازكاوی قرار گرفته است، بيان كرد: اين مبحث در حال حاضر گاه ذيل مقوله آخرالزمان، گاه ذيل مقوله منجیگرايی، گاه در مباحث مربوط به مدينه فاضله و برخی اوقات در بحث از جهانی شدن مورد توجه قرار میگيرد و در همه اين موارد به نحوی مسئله اصلی اين است كه پايان و آخرت و فرجام جهان چه خواهد شد.
نصيری با بيان اينكه در نوع اديان و مكاتب موجود، چه اديان آسمانی و چه اديان زمينی، آينده جهان روشن و تابناك ديده شده است، اظهار كرد: آنچه در همه اين نگاهها مطرح است، اين است كه جهان از اين وضعيت چندگونگی نظامهای حقوقی و سياسی و حتی چندگونگی باورها و مذاهب و اعتقادها گذر كرده و در پايان در يك يكپارچگی، به يك نظام حقوقی واحد، نظام سياسی واحد و يك دين و عقيده واحد منتهی میشود و از جمله ويژگیهايی كه برای اين عصر برشمرده شده، اين است كه عدالت بر همه جهان حاكم میشود.
وی در مورد اختلاف اديان و مذاهب در اين خصوص عنوان كرد: برخی از شاخصهای اين آخرالزمان و فرجام جهان و يا اين كه چه كسی میتواند آرزوها و آمال آخرالزمانی را محقق سازد، مواردی است كه درباره آنها ميان اديان و مذاهب اتفاق نظر وجود ندارد و هر كدام برای خود تفكری دارند. برای مثال زرتشتیها سوشيانت را به عنوان منجی مطرح كردهاند، در آئين يهود ماشيح مطرح شده است. مسيحيان خود حضرت مسيح را مطرح كردهاند و به عقيده مسلمانان حضرت مهدی(عج) فرد اصلی در تحقق اين دوره است.
مدير مؤسسه معارف وحی و خرد در تحليل كلی اين باور بيان كرد: آن چيزی كه ما میتوانيم در تحليل اين مسئله مورد توجه قرار دهيم، اين است كه هر چند تاريخ نشان میدهد كه بشر بيشتر به سوی جهالتها، ظلمتها و تاريكیها رفته و كمتر به سمت نور، هدايت و معنويت سوق پيدا كرده است، با وجود گرايش بشر به سمت تاريكی، اراده الهی در تحقق فرجام نورانی و عدالتگسترانه جهانی به وسيله منجی، بر اين تعلق گرفته است كه چراغ اميد و خوشبينی و مثبتنگری را در دل همه جهانيان برافروخته نگه دارد.
نصيری ادامه داد: انبياء آسمانی و مصلحان بزرگی در طول تاريخ آمدهاند و تلاش كردهاند كه بشر را به سمت نور و هدايت رهنون شوند، اما موانع فراوان و بیسعادتیهای بشر تاكنون مانع شده است كه كار به كمال برسد و اين مسئله به جايی رسيده و شرايط بغرنج زمان وضعيتی را بر جهان مسلط كرده است كه پس از وجود مقدس پيامبر اسلام(ص) و دوران حضور ائمه(ع)، عملاً پرونده حضور حجت الهی زنده كه به طور آشكار در ميان مردم هدايت آنان را به عهده بگيرد، بسته میشود. اما با اين وجود باور به موعود، چيزی است كه همچنان كه گفته شد، در همه اديان و مكاتب مطرح است و همگی چشم اميد به سمت چنين فرجام نورانی و عدالتگستر جهانی دوختهاند.
باور به منجی در راستای باور به حکمت الهی و خیرمداری هستی است
اين محقق و پژوهشگر در مورد آثار باور به منجی و انتظار با اشاره به كتابش تحت عنوان «انتظار موعود»، گفت: من در اين كتاب آثار باور انتظار و انتظار منجیای را كه میآيد و جهان را پر از عدل و داد میكند، در سه محور آثار باورشناختی، آثار روانشناختی و آثار جامعهشناختی مورد بررسی قرار دادهام. در بعد باورشناختی مسئله اين است كه باور به منجی در راستای باور به اصل حكمت در آفرينش و اين كه خداوند عالم را با تصادف اداره نمیكند، قرار دارد. نكته دوم در اين خصوص همبستگی اين باور با باورمندی به خيرمداری هستی است و اين كه هستی پر از شر نيست و بالاخره به سمت خيرات حركت خواهد كرد.
«ماندگاری اصل اميد در دلها» و «برخورداری از احساس امنيت با داشتن پناهگاه معنوی»؛ آثار روانشناختی باور به منجی
وی در بعد آثار روانشناختی باور به منجی و انتظار منجی دو اثر «ماندگاری اصل اميد در دلها» و «برخورداری از احساس امنيت با داشتن پناهگاه معنوی» را مطرح و اظهار كرد: همچنان كه اشاره شد اين باور با رد اين مسئله كه جهان پر از ظلم است و هرگز رو به نور و روشنائی ندارد، مانع از مردن دلها میشود. ويكتور فرانكل كه يكی از افرادی بود كه به مدت هشت سال در زندانهای نازیها اسير بود، در كتاب خود با عنوان «معنای زندگی» به خوبی به ميزان تأثير اميد در دلها و منشئيت آن در پويايی و حركت و حتی ماندگاری و استمرار حيات اشاره �ن منجی بزرگ، اين اصل را ضروری میكند كه ما زمينههای ظهور و بروز آن منجی را هم فراهم كنيم.