بنيادي ترين انديشه زيرساخت مشاركت پذيرش اصل برابري مردم است و هدف از آن همفكري، همكاري و تشريك مساعي افراد در جهت بهبود كميت و كيفيت زندگي در تمامي زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي است.
به گزارش خبرگزاری مهر، تاکنون از مشاركت تعاريف و تفسيرهاي بسياري به عمل آمده است. گستردگي مفهومي و وجود تفسيرهاي متعدد يكي از ويژگي هاي اين مفهوم است. مشاركت از نظر لغوي بر وزن مفاعله به معناي شركت دوجانبه و متقابل افراد براي انجام امري مي باشد. از منظر جامعه شناختي مشاركت نوعي فرآيند تعاملي چند سويه است.
مشاركت مداخله و نظارت مردم و قابليت سياسي-اجتماعي نظام های سیاسی را در دستيابي به توسعه، همراه با عدالت اجتماعي بالا می برد. بنيادي ترين انديشه زيرساخت مشاركت پذيرش اصل برابري مردم است و هدف از آن همفكري، همكاري و تشريك مساعي افراد در جهت بهبود كميت و كيفيت زندگي در تمامي زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي است.
مشاركت فرایندي است كه به واسطه آن مردم پذيراي دگرگوني در خود و جامعه مي شوند. فرآيند مشاركت به عنوان فراگرد توانمند سازي بر سه ارزش بنيادي سهيم كردن مردم در قدرت، راه دادن مردم به نظارت بر سرنوشت خويش و بازکردن فرصت هاي پيشرفت به روي مردم تاكيد دارد. يكي از با ارزش ترين جنبه هاي مشاركت، از ميان بردن در حاشيه بودن، انسداد و شكوفا نمودن نيروي ابتكار و خلاقيت در انسانها است. انسانها زماني بيشتر به خود اعتماد پيدا مي كنند و بيشتر آرمانهاي خلاق ارائه مي دهند كه در زمينه تصميم گيري مشاركت پيدا كنند.
قرابت دو مفهوم مشاركت و دموكراسي از اين حقيقت مايه مي گيرد كه دموكراسي به حوزه تصميمات گروهي و نه فردي تعلق دارد، يعني با زندگي گروهي، نياز به اخذ تصميماتي راجع به اهداف، قواعد، توزيع مسئوليت ها و مزايا در بين اعضاي گروه مطرح مي شود و دموكراسي متضمن اين آرمان است كه چنين تصميماتي بايد توسط همه آن اعضا گرفته شوند و آن اعضا در اخذ چنين تصميماتي داراي حقوقي برابر باشند.
به عبارتي دیگر، دموكراسي مستلزم دو اصل "نظارت مردمي" بر تصميمات گروهي و برابري حقوقي در اعمال نظارت است و به ميزان تحقق يافتن اين دو اصل و درجه نزديكي به آرمان مشاركت برابر در تصميم گيري گروهي، دموكراسي معنا مي يابد و اين پرسش مطرح مي گردد كه آيا مشاركت بيشتر به نفع نظام دموكراتيك است يا به ضرر آن؟ هواخواهان دموكراسي در پاسخ به منتقدين مي گويند كه مردم، توانايي مسئولانه عمل كردن را دارند و حكومت هاي دموكراتيك بيش از ساير حكومت ها قابليت برآوردن نيازهاي مردم را دارند و هرچه مردم سخن بيشتري در سياست داشته باشند،احتمال بيشتري مي رود كه علايق و آرمانشان منعكس گردد.
هر چقدر دموكراسي به معناي عام و خاص آن در جامعه فراگيرتر باشد، مشاركت و از آن جمله مشاركت سياسي به همان نسبت نمود و گسترش بيشتري يافته و روانتر عمل مي كند. اما به همان نسبت ممكن است از شدت و عمق آن كاسته شود. تاريخ جوامع شرقي و از آن جمله ايران نشان مي دهد وجود حكومت هاي استبدادي به هيچ وجه سبب نابودي مشاركت سياسي مردم نشده است بلكه شيوه هاي بروز آنها را تغيير داده است؛به طوري كه تاريخ اين سرزمين را سراسر به مقاومت منفي و مثبت مردم با حكومت هاي استبدادي تبديل ساخته است.
پارسونز معتقد است تشكيل و تداوم فرهنگ سياسي حاصل دروني شدن فرهنگ هنجاري از طريق مجاري جامعه پذيري اوليه است.برخي نيز معتقدند كه فرهنگ سياسي، همان نظام سياسي دروني شده در ادراكات، احساسات و ارزيابي هاي مردم است. به طور كلي، هرگاه به نقش ساخت قدرت در حفظ و تقويت فرهنگ سياسي توجه كنيم تاثير فرآيندهاي جامعه پذيري ثانويه از جمله نظام سياسي آشكارتر مي گردد. براي مثال گسترش بي اعتمادي و بدبيني نسبت به قدرت، در واكنش به تجربه عملكرد ساخت سياسي قابل فهم و انتظار است.پس نبايد نقش ساخت قدرت سياسي را در اين زمينه ناديده بگيريم.
مشاركت يكي از مفاهيم اساسي در تعريف دموكراسي است هم چنانگه در مفهوم سنتي دموكراسي آمده است دموكراسي، مشاركت توده مردم در زندگي سياسي را به همراه دارد. مشاركت اكثريت مردم در زندگي سياسي و تصميم گيري سياسي ازطرف آنان دموكراسي تلقي مي شود. تعاريف ارائه شده از دموكراسي در هر حال اشكال وسيع و گسترده اي از مشاركت را بر مي گيرد. در واقع ويژگي اصلي دموكراسي، مشاركت مردم در تصميم گيري در اموري است كه سرنوشت آنان به آن وابسته است.
در نتيجه بدون مشاركت پيش رونده مردم، دموكراسي سياسي ظاهر سازي عمده اي پيش نخواهد بود و دموكراسي به معناي حل مسالمت آميز مسائل مربوط به عقايد متفاوت و دفاع از حقوق و منافع فردي ضمن محترم شمردن حقوق اجتماعي و اقتصادي ديگران،عامل مهمي در مشاركت و سهيم شدن آزاد منشانه گروههاي اجتماعي در جريان توسعه و سرعت بخشيدن به آن است. مشاركت ازطريق حاكم كردن ضعفا بر سرنوشت خودشان به آنها قدرت مي دهد زيرا انرژي آنها را مهار كرده و آنها را در تصميم گيريها دخالت مي دهد.