برخی از مفسران معاصر مانند علامه طباطبايی و آيتالله جوادیآملی صاحب تفسير جامع هستند و از همه منابع تفسيری بهره میگيرند؛ اولاً قرآن كريم، ثانياً روايات تفسيری رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع)، ثالثاً عقل تجريدی كه در رياضيات و فلسفه و عرفان نظری كاربرد دارد و رابعاً عقل تجربی.
حجت الاسلام و المسلمين علی اسلامی، مدير پژوهشكده قرآن و عترت پژوهشگاه علوم وحيانی معارج در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به معرفی منهج و روشهای تفسيری پرداخت.
وی اظهار كرد: كلمه منهج يا معادلهای فارسی آن، روش يا شيوه تفسيری به معنای چگونگی برداشت مفسر از آيات قرآن است. هر مفسری در برداشت از قرآن از منابع خاصی استفاده میكند و شيوه و روش خاصی دارد كه به آن منهج گفته میشود.
اسلامی افزود: منهجهای تفسيری مفسران در يك تقسيمبندی كلی دو دسته است؛ يك دسته منهج تفسير روايی محض يعنی مفسرانی كه در تفسير آيه هيچ سخنی از خود ندارند و هييچ تبيين و تحليل و توضيح و جمعبندی از خود ندارند و صرفا رواياتی را كه از پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) رسيده است، ذيل آيات گردآوری میكنند و به عنوان تفسير ارائه میكنند كه اين روش را منهج روايی محض يا اصطلاحا تفسير ماثور محض میگوييم.
مدير پژوهشكده قرآن و عترت پژوهشگاه علوم وحيانی معارج گفت: در نقطه مقابل، برخی از مفسران در روش و منهج تفسيری خود در هنگام تفسير آيات به بررسی، نقد، تحليل و جمعبندی میپردازند، يعنی مطالب منابع مختلف را كه جمعآوری میكنند، روی آنها نقد و بررسی و تبيين و تحليل دارند كه به اين روش منهج اجتهادی میگوييم.
اسلامی با بيان مثالی افزود: به عنوان مثال، منهج تفسيری تفسير تسنيم، منهج اجتهادی است و در اينجا بايد به يادآوری اين نكته بپردازيم كه منهج اجتهادی شاخههای مختلفی دارد و چون در تفسير قرآن از منبع خاصی استفاده میشود، اينكه منهج هر مفسر چه منهجی است، بستگی تام و تمام به اين دارد كه مفسر از چه منابعی استفاده میكند. در خصوص منبعهای تفسير، اولا قرآن كريم يكی از بهترين منابع تفسير است، دوم سنت پيامبر اكرم(ص)، يعنی روايات تفسيری رسول اكرم(ص) و ائمهاطهار(ع) به عنوان يكی ديگر از منابع دانش تفسير است و سوم عقل تجريدی يعنی همان عقلی است كه در رياضيات و فلسفه و عرفان نظری كاربرد دارد و برهان اقامه میكند و در تفسير قرآن هم سخن دارد. بنابراين عقل تجريدی هم به عنوان يكی از منابع تفسير به حساب میآيد.
وی ادامه داد: چهارمين منبع دانش تفسير عبارت است از علوم تجربی اعم از علوم طبيعی و علوم انسانی كه اينها البته يكسری فرضيههای زود گذری دارند كه ممكن است در آينده در معرض بطلان قرار بگيرد كه اينها را نمیتوانيم به عنوان منبع تفسير به حساب بياوريم، ولی مقدمات علوم تجربی چه علوم طبيعی و چه علوم انسانی يكی از منابع دانش تفسير بهحساب میآيد.
اين پژوهشگر علوم قرآن افزود: باتوجه به شاخههايی كه برای منبع گفته شد، تفسير اجتهادی چند شاخه پيدا میكند. اگر مفسری در تفسير فقط از منبع قرآن استفاده كند و از هيچ منبع ديگر استفاده نكند، منهج تفسيری او منهج اجتهادی قرآن به قرآن خواهد بود و اگر فقط از سنت يعنی روايات تفسيری استفاده كند، منهج تفسيری او منهج تفسير قرآن به سنت خواهد بود و اگر فقط از منبع عقل استفاده كند، تفسير و منهج تفسيری او قرآن به عقل خواهد بود.
اسلامی در پايان گفت: برخی از مفسران معاصر از همه اين منابع بهره میبرند. به عنوان مثال، علامه طباطبايی در الميزان و آيتالله جوادیآملی در تفسير تسنيم هم از منبع قرآن، هم از منبع سنت و هم از منبع عقل تجريدی و هم از منبع عقل تجربی از همه چهار منبع از منابع دانش تفسير بهره میگيرند. بنابراين ما بايد منهج تفسيری كسانی مانند علامه طباطبايی يا آيتالله جوادی آملی را به عنوان منهج اجتهادی جامع بناميم. اين منهج از آن جهت اجتهادی است. اما منهج مفسرانی كه در ذيل آيه فقط از روايت استفاده میكنند، منهج روايی محض است و منهج مفسرانی كه به نقد و بررسی و تبيين و تحليل میپردازند، اجتهادی است؛ كما اينكه منهج اجتهادی جامع هم هست، چون مفسر در اين منهج و شيوه تفسيری تنها از يك منبع بهره نمیگيرند، بلكه هم از منبع قرآن استفاده میكند، هم از منبع سنت و هم از منبع عقل تجربی و هم از منبع عقل تجريدی.