در استفاده از مباحث علمی در تبيين دين و آموزههای دينی بايد توجه داشت كه هر ساحت علمی زيرساختهايی متفاوت با زيرساختهای ساحتهای ديگر دارد و ممكن است تعميمهای ناروا در اين حوزهها منجر به تحريف دين و باز شدن راه قرائتهای گوناگون از دين شود.
حجتالاسلام و المسلمين محمدمهدی گرجيان عربی، عضو هيئت علمی و معاون پژوهشی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، درباره به كارگيری شيوههای علمی در شناخت دين و تبيين آموزههای آن با اشاره به اين كه اين رويكرد اولين بار در مغرب زمين خودنمايی كرده است، عنوان كرد: در اين جريان، عدهای از افرادی كه به نحوی دينمدار بودند، به دليل اين كه تصور كردند دين در حال پشت سر گذاشته شدن توسط علم است، تلاش كردند كه برخی از دادههای دينی را از طريق علم اثبات كنند و نشان دهند كه برای مثال بسياری از آن چه كه امروزه علم مطرح كرده است، توسط شرع اقدس از قبل فهميده و بيان شده است.
گرجيان اهتمام دين به كاوشهای علوم تجربی را به نحو موجبه جزئيه مورد پذيرش و تصديق دانست و افزود: اهتمام به علوم تجربی جزء رسالتهای دين نيست و آن چه از ابتدا به عنوان رسالت دين مطرح است،نه طرح مباحث علمی بلكه هدايتگری است.
ما در دين اصول ثابتی داريم كه در عين وجود و امكان برخی تغييرات و تفسيرها، اين اصول ثابتند و فروع و شاخهها بر پايه اين اصول ثابت استوار میشوند و همچنين هر چند بتوان به نحو موجبه جزئيه به احكامی در باب دين در دايره برای مثال جامعهشناسی رسيد اما نبايد به تعميم اين احكام و ارتقاء آنها به سطح موجبه كليه اقدام كرد
وی در تشريح دليل عدم اهتمام دين به علوم تجربی به نحو تمام و كمال بيان كرد: امور علمی در مرتبه علوم رايج تجربی از جمله اموری هستند كه مردم نسبت به يافتن آن هجوم میآورند و به عبارتی برای آن انگيزه دارند و آن علوم و مباحثی كه اگر به خود مردم واگذار شود، به دليل سستی و رخوتی كه نسبت به آن دارند، به آن نخواهند پرداخت، مباحث متافيزيكی و امور الهی و آسمانی است. به عبارت ديگر مردم در نقطه آغاز و پيش از يادآوری دين به سمت حسيات و ماديات گرايش دارند و در اغلب موارد به امور محسوس اهميت میهند تا امور معنوی و غيبی.
گرجيان با اشاره به اين مطلب كه افرادی كه برای تبيين علمی آموزههای دينی تلاش میكنند، در مقابل گروهی قرار دارند كه به تقابل علم و دين قائلند، افزود: اين جريان فكری به تدريج به شمال آفريقا و كشورهايی مانند مصر و الجزاير و مراكش وارد شد و سپس در كشور ما نيز افرادی به اين سمت گرايش پيدا كردند و شايد برای اولين بار در سالهای پيش از انقلاب بود كه عدهای سعی میكردند كه دين را بر پايههای علمی استوار كنند و حتی معاد جسمانی را و بسياری از امور ديگر را به گونهای تفسير كنند كه با دادههای علمی همساز و همراه باشد.
وی بسياری از اين توجيهات علمی را تحميل به دين دانست و گفت: برای مثال وقتی كه اصل دوم ترموديناميك مطرح شده بود، برخی گفتند كه بر پايه اصل دوم ترموديناميك، جهان در آينده سرد میشود و رخوت پيدا میكند و اين همان چيزی است كه در آيات «إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ؛ آنگاه كه آسمان ازهم بشكافد و آنگاه كه اختران پراكنده شوند»(انفطار/ 1-2) مطرح شده است. اما بعد از مدتی دادههای فيزيكی حاكی از اين بودند كه اصل دوم ترموديناميك چه بسا كه از مسلمات محسوب نشود و باز در سالهای اخير گفته شده است كه اين اصل مجدداً در حال تقويت شدن است. در اين شرايط پرسش اين است كه چرا بايد دادههای دينی را به گونهای تفسير كنيم كه به دادههای علوم تجربی وابسته شود؛ دادههايی كه ممكن است امروز اثبات و فردا الغا شود.
عضو گروه فلسفه و كلام دانشگاه باقرالعلوم(ع) اين رويكرد را منجر به متزلزل ساختن آموزههای دين دانست و گفت: ما بايد بدانيم كه اين علوم بر نسبيت تجربی استوارند و ممكن است داده جديدی فردا پيدا شود و نظريهای كه در يك علم تجربی حاكم است، زيرسؤال رفته و نقض شود. بنابراين علوم تجربی چارچوب مناسبی برای طرح و تبيين آموزههای دينی نيستند.
گاه ... مفاهيمی را از قرآن میگيريم و سعی میكنيم كه آن را به عنوان يك نظريه علمی مطرح كنيم در حالی كه طرح يك نظريه علمی در ساحت علوم تجربی شرايط خاص خود را دارد و مراحل توليد يك نظريه علمی يعنی آزمايش و خطا و طرح فرضيه و نظريه بايد در آن لحاظ شود
گرجيان ادامه داد: گاه نيز اينگونه است كه مفاهيمی را از قرآن میگيريم و سعی میكنيم كه آن را به عنوان يك نظريه علمی مطرح كنيم، در حالی كه طرح يك نظريه علمی در ساحت علوم تجربی شرايط خاص خود را دارد و مراحل توليد يك نظريه علمی يعنی آزمايش و خطا و طرح فرضيه و نظريه بايد در آن لحاظ شود؛ اما در مجموع به نظر میرسد كه بيشتر چنين گرايشاتی غالبا برخاسته از مرعوب شدن در مقابل علوم تجربی يا دلباختگی به اين علوم است.
وی همچنين با اشاره به تلاشهايی كه در علوم انسانی برای تحليل دين و دادههای دينی انجام میشود، گفت: گاه من پيش از اين كه به سمت دين بيايم، برای مثال يك تحصيل كرده جامعهشناسی هستم و چيزهايی را كه به مذاق من خوش میآيد، میگيرم و بعد آيات و احاديثی را پيدا میكنم و میگويم كه میتوان اين آيات را به گونهای تفسير كرد كه با نظريهها و مفاهيم جامعهشناسی سازگاری داشته باشد؛ يا براساس نظريهها و مفاهيم عمده در جامعهشناسی به تعريفی از دين میرسم كه چندان با حقيقت دين همخوان نيست.
عضو هيئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان كرد: در اين جا بايد توجه داشت كه ما در دين اصول ثابتی داريم كه در عين وجود و امكان برخی تغييرات و تفسيرها، اين اصول ثابتند و فروع و شاخهها بر پايه اين اصول ثابت استوار میشوند و همچنين هر چند بتوان به نحو موجبه جزئيه به احكامی در باب دين مثلا در دايره جامعهشناسی رسيد، اما نبايد به تعميم اين احكام و ارتقای آنها به سطح موجبه كليه اقدام كرد. همچنين بايد مواظب بود كه در تفاسيری كه در قالب اين علوم از آموزههای دينی ارائه میشود، به اصول آسيبی وارد نشود.
گرجيان با تأكيد بر تقدم شناخت ماهيت، رسالت و زيرساختهای دين بر تبيين دين و آموزههای دينی گفت: اگر ما معتقد باشيم كه دين میخواهد مردم را به آسمان وصل كند، برای اين كه اين هدف محقق شود، از هر وسيله ممكن و مشروع میتوان استفاده كرد و در اين راه دادههای علمی جديد نيز میتوانند مورد استفاده قرار گيرند، اما نبايد مرعوب آنها بود و بايد توجه داشت كه هر ساحت علمی زيرساختهايی متفاوت با زيرساختهای ساحتهای ديگر دارد و رئوس ثمانيه هر يك از علوم و بنابراين فلسفه آنها متفاوت از ديگری است و ممكن است تعميمهای ناروا در اين حوزهها منجر به تحريف دين و باز شدن راه بدون حد يقف قرائتهای گوناگون از دين شود.