رئيس پژوهشكده كلام اهل بيت(ع) دانشگاه قرآن و حديث با بيان اين كه تعامل و ديالكتيك ميان عقل و وحی از آغاز تا پايان معرفت ادامه دارد، اظهار كرد: عقل بدون وحی در رسيدن به معارف متعالی و حقايق ناتوان است و با دستگيری وحی است كه عقل به اين معارف میرسد و وحی هم به عقل از آغاز تا پايان نيازمند است.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين محمدتقی سبحانی، رئيس پژوهشكده كلام اهل بيت(ع) دانشگاه قرآن و حديث در اولين نشست از سلسله نشستهای كلامی كه به همت مؤسسه آموزشی و پژوهشی حكمت و فلسفه ايران و انجمن كلام حوزه علميه امروز 15 ارديبهشتماه در مؤسسه آموزشی و پژوهشی حكمت و فلسفه ايران برگزار شد، به ارائه نظريهای درباره نسبت عقل و وحی پرداخت.
سبحانی درباره اين نظريه كه به بيان او سابقه آن به متكلمان اوليه اسلامی میرسد، گفت: اين نظريه را كه میتوان آن را به مدرسه اهل بيت(ع) نسبت داد، بعدها تحت تأثير معتزليان و فيلسوفان تا حدود زيادی به حاشيه رفته است و از آن جهت كه میتواند به ديدگاهی در كنار ساير نظريات مطرح شود، ما آن را از ميان آثار و آرای گذشته استخراج كردهايم.
وی در توضيح خود در باب اين نظريه اظهار كرد: اين نظريه از يك سو با ديدگاه معتزليان و فيلسوفان اختلاف دارد و از سوی ديگر با ديدگاه سلفيه و اهل حديث و كسانی كه به نوعی با اساس عقل در حوزه معارف دينی به مخالفت پرداختهاند، همراه نيست و تلاش میكند راهی ميانه را انتخاب كند كه از سويی اعتبار عقل را در حوزه معارف دين نه تنها بپذيرد، بلكه جايگاه رفيع آن را در منظومه معرفت دينی تبيين كند و از سوی ديگر نيازمندی به وحی را در انديشهورزی عقلانی اعاده كند؛ چيزی كه به نوعی در تمام نظريات مطرح نوعی پارادوكس به شمار میرود؛ يعنی اينكه كسی عقل را به استقلال معرفتشناختی بپذيرد و در همان حال اصرار داشته باشد كه عقل در همين نظام معرفتی بینياز از وحی نيست.
ما میتوانيم عقل را دارای حجيت استقلالی بدانيم و در عين حال بگوئيم كه عقل بدون وحی نمیتواند راه های بلند معرفت را طی كند و اين ديدگاهی است كه در بين انديشمندان شيعه امامی در سدههای اوليه اسلام مطرح بوده است كه ما نمیتوانيم بدون اين كه عقل ما بر امری گواهی دهد آن را تصديق كنيم و در عين حال عقل نيز نمیتواند بدون وحی و سمع به معارف دست پيدا كند
سبحانی با اشاره به يك پيشفرض اساسی همه نظريات مطرح در اين زمينه گفت: همه اين نظريات معتقدند كه يا بايد حجيت استقلالی عقل را پذيرفت و در آن صورت وحی را در حوزه انديشهورزی عقلانی به كناری نهاد و منتظر گذاشت و از طرف ديگر اگر بخواهيم به وحی تمسك كنيم بايد عقل را هرچند به صورت نسبی، از حجيت بيندازيم. اين پيشفرضی است كه نظريات معروف در اين موضوع را رقم زده و نظريه ما میخواهد اين پيشفرض اساسی را بشكند.
اين متخصص كلام اسلامی درباره نظريهاش به عنوان نظريهای كه میتواند اصالت عقل و نيازمندی به وحی را همزمان مورد تأييد قرار بدهد، بيان كرد: ما در عقلگرايی سنتی با اعتبار و حجيت يك سويه عقل، آن را مبنا قرار میدهيم و از طريق اثبات مبانی معرفتی دين و وحی وارد ساير اجزای معرفت دينی میشويم. در اين رويكرد عقل زمانی به كار میآيد كه خدا را ثابت كرده است و حجيت كتاب مقدس و وحی را به اثبات رسانده است؛ اما اين نظريه معتقد است كه همگامی و تعامل ميان عقل و وحی از آغازين مرحله و فرايند شناخت عقلانی تا نقطه پايان كه حتی تعبد به مضامين وحيانی است دوشادوش در كنار هم حركت میكنند.
وی افزود: هيچ نيازی نيست كه ما در يك حوزه و آغاز حركت، عقل را اصالت بدهيم و وحی را كنار بگذاريم و يا در پايان و با تمسك به وحی عقلانيت را كنار بگذاريم و با شعار تعبد بخواهيم متن مقدس را مبنای ايمان قرار بدهيم.
سبحانی با بيان اين كه تعامل و ديالكتيك ميان عقل و وحی از آغاز تا پايان معرفت ادامه دارد، اظهار كرد: عقل بدون وحی در رسيدن به معارف متعالی و حقايق ناتوان است و با دستگيری وحی است كه عقل به اين معارف میرسد و وحی هم به عقل از آغاز تا پايان نيازمند است.
وی درباره بخش اول اين نظريه گفت: معمولاً اينگونه استدلال شده است كه ما در اثبات وحی و در فهم متون دينی نيازمند به عقل هستيم و فارغ از اينكه چه تئوری داشته باشيم، بدون عقل نمیتوان پيام وحی را درك كرد و در مرحله اجرا هم بدون عقل نمیتوان وحی را در ساحت واقع تحقق بخشيد و البته با پر رنگ شدن بخش اول، بخش دوم تا حدی كمرنگ خواهد شد.
رئيس پژوهشكده كلام اهل بيت(ع) دانشگاه قرآن و حديث در تشريح بخش دوم يعنی نيازمندی عقل به وحی كه عموماً اعتقاد بر استقلال معرفتشناختی عقل است، بيان كرد: مقدمه اول برای تبيين اين مطلب اين است كه عقل حجت است و در حجيت خود هم استقلال دارد؛ بدين معنا كه اگر چيزی معقول در پيش ديد عقل گذاشته شود و عقل با نور خود آن را نظر كند بدون پشتوانه وحيانی آن را تصديق میكند.
وی عدم منافات حجيت استقلالی عقل با نيازمندی آن به وحی در دستيابی به معرفت را به عنوان دومين مبنا در نظريه خود مطرح كرد و گفت: ما در اينجا بايد دو مقام را برای معرفت عقلانی از هم تفكيك كنيم. يك مقام، مقام تصديق به گزاره عقلی است؛ كه حجيت استقلالی عقل مربوط به اين مقام است. اما از اين جهت كه عقل در آغاز ورود به عرصه معرفت هيچ دريافت فطری ندارد نيازمند معلمی بيرونی برای اشاره به امر صحيح است.
سبحانی در پايان گفت: بنابراين ما میتوانيم عقل را دارای حجيت استقلالی بدانيم و در عين حال بگوئيم كه عقل بدون وحی نمیتواند راههای بلند معرفت را طی كند و اين ديدگاهی است كه در بين انديشمندان شيعه امامی در سدههای اوليه اسلام مطرح بوده است كه ما نمیتوانيم بدون اين كه عقل ما بر امری گواهی دهد آن را تصديق كنيم و در عين حال عقل نيز نمیتواند بدون وحی و سمع به معارف دست پيدا كند.