رفتار انسانها و تعاملی كه افراد با یكدیگر دارند، همواره زمینهساز شكلگیری روابطی است كه از آن تحت عنوان «ارتباطات اجتماعی» نام میبرند. این را سالها قبل، وقتی پشت نیمكتهای كلاس درس مینشستیم، دبیر درس علوم اجتماعی با صدای بلند تكرار میكرد و براساس نوشتههای كتاب، میگفت كه سنگ بنای اولیه این رفتارها در كوچكترین نهاد اجتماعی یك جامعه یعنی خانواده شكل میگیرد.
نهادی كه خود تحت تاثیر فرهنگ حاكم بر آن جامعه بالیده و پرورش یافته و فرهنگی كه از جامعهای تا جامعه دیگر متفاوت بوده و تا حدود زیادی قادر است رفتارهای اجتماعی را در وجود افراد، به امری درونی و نهادینه تبدیل كند.
برای مثال جوامع اروپایی آداب و رسوم و فرهنگ خاص خود را دارند كه مبنای شكلگیری روابط اجتماعی آنهاست، جوامع آمریكایی به همین ترتیب و همینطور ما شرقیها كه در تمام طول تاریخ به سنن و رسومات خاص و برخورداری از فرهنگی كهن و غنی مشهور بودهایم. در این بین، اما تفاوت فرهنگ و آداب ایرانی با دیگر فرهنگها، تفاوتی بشدت چشمگیر و مشهود بوده و تاثیر آن در برقراری ارتباطات اجتماعی نیز، ما را در میان سایرین متفاوت جلوه میدهد.
از رفتارهای اجتماعی خاص مانند تعارفهای با دلیل و بیدلیلی كه به زبان نیاوردنشان نوعی بیاحترامی تلقی خواهد شد گرفته تا برخوردهای عجیبی كه حین رانندگی و در فضایی عمومی شاهدش هستیم، همچنین تلاش برای تغییر ناگهانی برخی ساختارهای مبتنی بر عرف كه عمدتا ما را بین سنت و مدرنیته معلق نگه میدارد و به تقلیدهای كوركورانه و بینتیجه متهم میكند.
عدهای آن را به پای آزمون و خطا برای رسیدن به كمال مطلوب جامعه میگذارند و عدهای دیگر نیز آن را بیمورد پنداشته و نهی میكنند. در این میان اما آنچه همواره كمترین سطح توجه را به خود مبذول داشته، ریشهها و عللی بودهاند كه تفاوت فرهنگ و ارتباطات ایرانی را با سایر ملل، مشهود و پررنگ جلوه میدهند.
تعدد قومیت، زمینهساز ارتباطات اجتماعی متفاوت
آن طور كه از تاریخ برمیآید، فرهنگ غنی ایرانی همواره بر سجایای اخلاقی و صفات پسندیده تاكید داشته است. كودكان در محیطی رشد كرده و آداب اجتماعی را فرا میگرفتند كه دروغگویی بدترین عیب آدمی به حساب میآمد. آنها در محیط خانواده و جامعه یاد میگرفتند كه دروغ، قرض، ستمگری، خوردن بیش از اندازه، ژولیدگی و بسیاری موارد دیگر برازنده انسان نیست و شكلگیری روابط اجتماعی افراد بر مبنای این نحوه رفتار و آداب اجتماعی بخصوص فرهنگ احترام به والدین و بزرگتر شكل میگرفت. روز سالخوردگان كه قدمتی بس طولانی دارد برای اولین بار در فرهنگ ایرانی به چشم خورده و عید و عیددیدنی و تجدید دیدار مردم در روزهای آغازین سال جدید، قدمتی هزار ساله دارد.
بسیاری از آیینها و سنتهای جامعه ما، مانند نوروز و شب یلدا و چهارشنبهسوری و جشن تولد، ریشه در غنی بودن فرهنگ ایرانی دارند، اما تعدد حملات به ایران در طول تاریخ، بارها این فرهنگ را مورد تغییر و تحول و اضافه و كم شدن موارد مختلف قرار داده است، یعنی آنچه اكنون از آن تحت عنوان فرهنگ قومیتهای مختلف ایران نام میبرند. بر این مبنا هر یك از این قومیتها، آداب و رسوم و رفتارهای اجتماعی خاص خود را دارند كه شكلدهنده نوع خاصی از روابط اجتماعی در كشور است.
مصطفی اقلیما، جامعهشناس، مددكار و رفتارشناس اجتماعی، در گفتوگو با جامجم، نقش فرهنگ در شكلگیری ارتباطات اجتماعی افراد را نقشی پررنگ دانسته و معتقد است: انسانها بیكم و كاست مانند هم متولد میشوند. این تزریق فرهنگ حاكم بر محیط خانواده و اجتماع به وجود آنهاست كه رفتارها و ارتباطات اجتماعی متفاوت را شكل میدهد.
اقلیما با اشاره به قدمت تاریخ ایران، از این كشور تحت عنوان كشوری با فرهنگ ملی واحد نام میبرد كه در گذر زمان، با فرهنگ قومیتهای مختلف درآمیخته است.
به گفته وی دلیل تفاوت مشهود فرهنگی ایران با دیگر نقاط جهان را نیز باید در همین تعدد قومیت جستجو كرد. چنانچه فرهنگ تمام كشورهای اروپا را فرهنگ اروپایی مینامند، اما در وصف ایران فرهنگهای مختلف كردی، تركی، لری، فارس و بلوچ وجود دارد كه هریك زمینهساز ارتباطاتی متفاوت است.
وی با اشاره به این كه یزدیها، تركها، كردها، شمالیها، خوزستانیها و دیگر هموطنان ما، هر یك دارای فرهنگ جداگانه و مختص به خود هستند، میافزاید: برای مثال هنگام ازدواج اولین سوال ما این است كه خانواده عروس یا داماد به كدام خطه تعلق دارند. این فرهنگ، فرهنگ مختص ماست و در كمتر جایی جز ایران میتوان آن را دید.
حسین باهر، جامعهشناس و استاد دانشگاه، نیز در گفتوگو با «جامجم» معتقد است: در كشور ما به جای یك فرهنگ ملی، خرده فرهنگ جوامع مهاجم گذشته ریشه كرده و آثاری كه از این فرهنگها در فرهنگ ما به جا مانده تبدیل به آثار ماندگاری شده كه همه آن را پذیرفتهایم. ایران مانند یك جهان است در یك مرز و انتظار تفاوت در نحوه ارتباطات اجتماعی آن ، دور از ذهن نیست.
بیثباتی در رواج فرهنگ
اقلیما در پاسخ به «جامجم» در خصوص رفتارهای خاص مبتنی بر فرهنگ جوامع مانند «دیدهبوسی زن و مرد» كه در جامعهای رایج است و در جامعهای دیگر مانند جامعه اسلامی ایران یك رفتار خارج از عرف تلقی میشود، میگوید: نقش قدرتمند فرهنگ همین است و همین نقش است كه تفاوتها را از یك جامعه به جامعه دیگر ممكن میكند.
این جامعهشناس در این زمینه مثالی آورده و میگوید: در یك روستای اروپایی ممكن است خانمی با ناخنهای مانیكور شده پشت تراكتور بنشیند و كار كند و احتمال دارد همان خانم را شب در مهمانیای كه به آن دعوت هستید هم ببینید. این برای افرادی كه آن را به عنوان یك فرهنگ در نظام اجتماعی جامعه نیاموختهاند قابل درك نیست، اما برای افرادی كه با آن بزرگ شدهاند اصلا عجیب نخواهد بود.
وی سپس با آوردن مثال مربوط به كودكانی كه آرزوی كودكیشان برای شغل آینده، رئیس شدن است، میگوید: این پدیده بخوبی نشاندهنده ذهنیت و فرهنگ و نوع تربیت افراد در خانواده و جامعه است. تربیتی كه مورد تائید قرار گرفتن را مهمتر از احترام به خود نزد افراد جلوه میدهد و در همه جای دنیا هم قابل رؤیت است.
اقتباس كنیم، نه تقلید
باهر درخصوص تاثیر مثبت یا منفی تلاش برای تغییر فرهنگ سنتی به منظورتغییر در نحوه ارتباطات اجتماعی میگوید: به شیوه تقلید خیر، اما اگر منظور اقتباس است باید بگویم همواره امری مثبت بوده و هست، چرا كه جوامع به وسیله آن قادر به جبران نقایص خود هستند.
اقلیما اما در اظهار نظری كاملا متفاوت معتقد است: این تاثیرها را چندان سودمند نمیدانم و فكر میكنم این تلاشها تنها به دور شدن هر چه بیشتر از خودمان منجر خواهد شد.
وی با اشاره به این كه خردهفرهنگهای خارجی اصلاح نشده نتیجه مطلوبی بر فرهنگ و ارتباطات اجتماعی برجا نمیگذارند، میگوید: این كه اروپا جلو زده و ما عقب ماندهایم را قبول ندارم. هرملتی كه بتواند خودش باشد، خوش و خوشبخت است.
ممكن است ما كمكم شبیه اروپا شویم، اما فراموش نكنیم كه آنها اروپایی هستند و ما ایرانی و هر دو صاحب فرهنگی متفاوت و مجزا كه تا حد امكان سعی خواهیم كرد بر آن وفادار بمانیم ما با هدایت و جایگزینی درست فرهنگ غنی ایران در زندگیهایمان، بیش از آنچه فكر میكنیم رضایتمند خواهیم بود. ژ
فاطمه رمضانیان - جامجم