ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 11 دي 1404
پنجشنبه 11 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 15 ارديبهشت 1392     |     کد : 53304

بررسی رويكرد شيخ صدوق در تاليف اثر پرآوازه «من‌ لايحضره‌ الفقيه»

علما بلند آوازه‌ترين و مهم‌ترين اثر شيخ صدوق را كتاب «من لايحضره الفقيه» می‌دانند كه مرحوم شيخ صدوق با اين هدف اقدام به نوشتن اين اثر می‌كند كه حلال و حرام و شرايع و احكام را بيان كند و وقتی به دست كسی رسيد، اگر به فقيهی دسترسی نداشت، اين كتاب او را كفايت كند.




 علما بلند آوازه‌ترين و مهم‌ترين اثر شيخ صدوق را كتاب «من لايحضره الفقيه» می‌دانند كه مرحوم شيخ صدوق با اين هدف اقدام به نوشتن اين اثر می‌كند كه حلال و حرام و شرايع و احكام را بيان كند و وقتی به دست كسی رسيد، اگر به فقيهی دسترسی نداشت، اين كتاب او را كفايت كند.

حجت‌الاسلام والمسلمين علی جلائيان اكبرنيا، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به بيان مطالبی در خصوص چگونگی و انگيزه تاليف كتاب «من لايحضره الفقيه»، تاليف شيخ صدوق پرداخت.

وی در اين‌باره گفت: در ابتدا بايد نكته‌ای را در باب كتب اربعه بگوييم و آن اين‌كه كتب اربعه از لحاظ انتساب به مولفانشان قطعی است و هيچ جای ترديدی در نسبت اين كتاب‌ها به مولفين آنها وجود ندارد. درباره اين‌كه انگيزه مشترك تاليف اين آثار چه بوده است، بايد بگوييم مولفان اين چهار كتاب به انگيزه يك دست كردن احاديث و بازشناسی سره از ناسره و در پی اهداف بلند و مكتب‌گرايانه آن‌ها اقدام به تدوين اين كتاب‌ها كرده‌اند.

جلائيان افزود: از ميان اين مولفين، مرحوم شيخ صدوق است كه انسان بسيار خوش‌ذهن و دارای نبوغ بوده است كه كتاب من لايحضره الفقيه را تاليف كرده است؛ ايشان از ابتدای قرن چهارم كه مصادف با آغاز رشد و نمو ايشان است تا سال 381 حدود هفتاد و اندی سال عمر می‌كند و عمر بسيار با بركتی هم دارد و يك نظم بسيار خوبی نيز در ميان تاليفاتش وجود دارد.

اين مدرس دانشگاه گفت: كتاب‌هايی كه به مرحوم شيخ صدوق نسبت داده‌اند، بيش از 231 كتاب است، اما جالب است كه بدانيم اكثر اين كتاب‌ها موضوع خاص دارد؛ به عنوان مثال احاديث امام رضا(ع) را در يك كتاب با عنوان «عيون الاخبار الرضا» جمع كرده است و رواياتی كه به علل احكام می‌پردازند، در يك جا تحت عنوان «علل الشرايع» جمع كرده است و در بسياری از كتاب‌های ايشان، احاديث موضوع‌بندی شده است.

وی افزود: يك شخصيتی از مولف هم كه كتاب «من لايحضره الفقيه» گويای آن است، چهره فقهی ايشان است، ولی جالب ‌آن‌كه هيچ‌كدام از كتب فقهی «شيخ صدوق» به ما نرسيده است. درباره اصل كتاب «من لايحضره الفقيه» اگر بخواهيم نكاتی را بگوييم، علما قائل هستند كه بلندآوازه‌ترين و مهم‌ترين كتاب شيخ صدوق، همين كتاب است، اما چرا مرحوم شيخ صدوق اقدام به نوشتن اين كتاب می‌كند، درحالی كه ايشان خدمت حديث بوده و احاديث را جمع‌آوری می كرده و كار فقهی فراوان داشته است.

اين پژهشگر قرآنی اضافه كرد: در يكی از سفرهايی كه ايشان به بلخ می‌روند، يكی از سادات بزرگوار و علويان صاحب نام را می‌بينند و با ايشان بسيار ارتباط تنگاتنگی از لحاظ روحی و علمی پيدا می‌كنند. بعضی گفته‌اند كه شيخ صدوق از اين سيد، حديث هم نقل كرده است. اين بزرگوار كه شخصيت علمی و تسلط شيخ صدوق را می‌بيند، به ذهنش خطور می‌كند كه شيخ می‌تواند نظرات علمی خودش را در قالب يك كتاب ارائه كند كه هركس نياز به يك نظر فقهی دارد، ديگر نياز به رفتن به در خانه يك فقيه را نداشته باشد.

انگيزه تاليف من لايحضره الفقيه

جلائيان در ادامه گفت: اين فكر شايد هم از همين‌جا به ذهن اين سيد بزرگوار می‌رسد و به شيخ صدوق می‌گويد كتابی را با عنوان «من لايحضره الطبيب» ديدم. اين كتاب برای كسانی كه بخواهند مسائل طبی را بدانند و اطلاعی از اين مسائل پيدا كنند و دسترسی به طبيب نداشته باشند، مفيد فايده است و كاری كه محمد بن زكريای رازی كرده است، می‌تواند برای آنها كافی باشد و در رشته خودش كتابی است كه افراد را بی‌نياز كرده است.



علی جلائيان اكبرنيا:



احاديث مرسلی را كه صدوق آورده است، بايد به مسند بودنشان مطمئن شويم و در صدور آنها ترديدی نكنيم مگر مواردی را كه خود مولف تصريح می كند


وی ادامه داد: سيد به شيخ صدوق می‌گويد كه چقدر خوب است كه شما هم در فقه كتابی بنويسيد كه حلال و حرام و شرايع و احكام را بيان كند و وقتی به دست كسی رسيد، اگر به فقيهی دسترسی نداشت، اين كتاب او را كفايت كند. اين گفت‌وگو زمينه‌ای می‌شود كه شيخ صدوق با آن توان فقهی كه دارد، اقدام به اين كار كند و نام كتاب را هم آن گونه كه خود ايشان در مقدمه فرموده است، «من لايحضره الفقيه» بنامد، هرچند برخی اين كتاب را به نام «فقيه من لايحضره الفقيه» نام برده‌اند، ولی ظاهرا همان عنوان «من لايحضره الفقيه» صحيح باشد.

وی در ادامه بيان كرد: نسبت به اين سيد بزرگواری كه از «شيخ صدوق» چنين تقاضايی می كند، جز نام ايشان، اطلاعات بيشتری نداريم. ولی مشخص است كه از دانشمندان بوده و ارتباط تنگاتنگی هم با شيخ صدوق داشته است. شيخ چون اين كتاب را به عنوان يك كتاب فتوا می‌نويسد، تلاشش اين است كه رواياتی را كه به نظر خودش صحيح است، جمع‌آوری كند.

روش كار شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه

وی ادامه داد: شيخ صدوق اين كتاب را در چهار جلد فراهم می‌كند. كل اين چهار جلد 666 باب دارد و از 6000 حديث دو حديث كم دارد؛ يعنی 5998 حديث دارد كه جمعا می‌گوييم 6000 حديث در 666 باب. اين احاديث را ايشان با شيوه خاصی از لحاظ نگارش سند ارائه می‌كند و آن اين است كه چون می‌خواسته نظر فقهی خو د را بيان كند، احاديث را در متن كتاب، ابتدا بدون سند ذكر می‌كند و برای كسانی كه بخواهند سند روايت را دنبال كنند، در پايان كتاب راهی را برای رسيدن به هريك از سندها ارائه می‌كند كه آن بخش آخر را مشيخه می‌گويند.

جلائيان در ادامه ابراز كرد: اگرچه شيخ صدوق در ادامه نگارش كتاب، كم كم به ذكر سند هم اقدام می‌كند و گاهی علاوه بر نام امام، به نام برخی از راويان نيز اشاره می‌كند، با اين حال، اين كتب در نگاه عالمان جايگاه بسيار بالايی را دارد و حتی برخی می‌گويند اگر شيخ صدوق روايات را هم مرسل ذكر كرده باشد، ارسال سند او دارای ارزش والايی است، به گونه‌ای كه روايات مرسل او هم حكم رواياتی را دارد كه سنددار هستند.

جلائيان با اشاره به تعريف علامه حلی از اين كتاب افزود: به قول علامه حلی، «لايرسل الاعن ثقه؛ او مرسل نمی‌آورد، مگر از ثقه». با تمام رويكردهايی كه به كار شيخ نسبت به ثقه بودن يا ثقه نبودن رواياتش وجود دارد، می‌توان گفت كه نسبت به احاديث مرسلی كه صدوق آورده است، می‌توان دو نوع برخورد داشت؛ يا بايد به مسند بودن اين احاديث مطمئن شويم و نسبت به صدور آنها مطمئن شويم، مگر مواردی را كه خود مولف تصريح می‌كند كه شاذ يا منفرد است يا معارض دارد. برخورد دوم اين است كه محتوای روايات را به‌گونه‌ای بيابيم كه مطمئن به عدم صدور آنها بشويم.

اين استاد محقق در پايان اظهار كرد: لذا ما مرسلات صدوق را حجت می‌دانيم، هرچند بايد بگوييم كه مرحوم شيخ صدوق برخی از روايت‌ها را در «من لايحضره الفقيه» می‌آورد كه اين روايات بسيار محدود هستند كه در جمع اين 6000 حديثی را كه ذكر می‌كند، چند مورد رواياتی است كه به ظاهر پذيرفتنی نيستند و ما آنها را شاذ می‌دانيم، مانند رواياتی كه در جواز وضو با گلاب نقل می‌كنند كه اين روايات اصلا از سوی عموم فقها پذيرفته شده نيست.


نوشته شده در   يکشنبه 15 ارديبهشت 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode