تفسير مأثور؛ فهم كتاب از مجرای عترت
محمد اسدیگرمارودی تصريح كرد:
تفسير صافی؛ تفسيری روايی و دارای مشی جامع و همهجانبه
فيض كاشانی جمود اخباریگری ندارد و در كتاب «تفسير صافی» اصرار او بر اين است كه مفسر واقعی قرآن، اهلبيت(ع) هستند و اين اثر به رغم اينكه تفسير روايی است، درعين حال مشی عقلی و كلامی و مباحث اخلاقی و عرفانی را مدنظر قرار داده و از اين نظر تفسيری بسيار جامع است.
محمد اسدی گرمارودی، مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی شريف، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بيان مطالبی در خصوص ديدگاههای مختلف مفسران در زمينه تفسير مأثور و بحث از روششناسی كتاب تفسيری «صافی فی تفسيرالقرآن»، مشهور به «تفسير صافی» پرداخت.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در بين فرق مختلف اسلامی در اينكه قرآن اولين كتاب و برترين منبع دينی است، جای هيچگونه ترديدی نيست، اظهار كرد: همه فرق اسلامی اين اعتقاد را دارند كه اگر بخواهند دين را بشناسند، اولين و بهترين منبع شناخت دين قرآن كريم است. برای شناخت قرآن كريم ما با سه مسئله ترجمه، تفسير و تأويل سروكار داريم. ترجمه همان برگرداندن مطلبی از زبانی به زبان ديگر است كه زياد نمیتواند محتوا را برای انسان روشن كند.
وی با بيان مثالی در اين خصوص، افزود: اگر عبارت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» را با عبارت «بهنام خداوند بخشنده مهربان» در فارسی ترجمه كنند، عبارت فارسی آن زيبايیهای مطلبی را كه در زبان عربی در عنوان «بِسْمِ اللَّهِ» و بعد از آن در عبارت «الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» نهفته شده است، نشان نمیدهد. لذا ما برای اينكه بتوانيم قرآن را بشناسيم و بفهميم، همانطوری كه خود قرآنكريم تاكيد دارد، بايد در قرآن تدبر كنيم.
وی با اشاره به معنای تدبر، اظهار كرد: تدبر در قرآن به معنای فهم دقيق قرآن كريم به اندازهای است كه برای ما ممكن باشد و بايد نسبت به آن اهتمام كنيم كه اين فرايند همان تفسير است، لذا تفسير چنانكه علمای لغت هم گفتهاند، به معنای پرده برداشتن و شكافتن و توضيح دادن مطلب است. با توجه به منابع صدر اسلام، اولين مفسر قرآن بعد از پيامبراكرم(ص) اميرالمومنين(ع) است.
اين پژوهشگر قرآنی در توضيح اين مطلب افزود: همانطوری كه خداوند متعال در قرآن به پيغمبر(ص) میفرمايد « ...وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ...؛ اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است، توضيح دهى»(نحل/44)، تبيينی كه پيغمبر(ص) از قرآن برای مردم میكنند، در واقع يك نوع تفسير قرآن از زبان پيامبر اكرم(ص) برای مردم است و بعد از پيغمبراكرم(ص) اميرالمومنين(ع) و ائمه اطهار(ع) هستند كه قرآن كريم را تفسير میكنند.
اسدی گرمارودی با بيان اينكه در صدر اسلام، علمای اهل سنت ابن عباس را به عنوان مفسری بزرگ و معروف میشناسند، افزود: ابن عباس از صحابه زمان پيامبراكرم (ص) و اميرالمومنين(ع) بوده است كه خود ابن عباس اعتراف میكند كه آگاهی من از تفسير قرآن و علم قرآن در مقابل علمی كه علیبن ابیطالب (ع) دارد و به من ياد داده است، همانند قطرهای در مقابل اقيانوس است. بر اين اساس تفسير از همان سالهای اول صدر اسلام مطرح بودهاست.
وی ادامه داد: مفسرين ذوقهای مختلفی بهكار بردهاند و به اقتضای ذوق شخصی، شرايط علمی يا جزئيات محيطی خود به تفسير قرآن پرداختهاند؛ مثلا بعضی مفسرين مشی ادبی بسيار قوی داشتهاند و قرآن را بيشتر از منظر ادبيات تفسير كردهاند؛ بعضی ديگر مشی كلامی قوی داشتند و قرآن را بيشتر از ديد علمكلام بحث كردهاند؛ ديدگاههای فقهی، فلسفی، تاريخی و اخلاقی نيز در تفسير قرآن نقش داشتهاند.
اسدی گرمارودی ادامه داد: در بين علمای شيعه دو تفكر بارز وجود داشته كه گاهی هم شايد معارض هم به نظر بيايد. مشی گروهی از مفسرين اخباری بوده است؛ بهاين معنا كه میگفتند ما آيات قرآن را تنها در صورتی كه ذيل آن روايتی از يكی از معصومين(ع) نقل شده باشد، مورد تفسير بر اساس روايت قرار میدهيم و تفسير قرآن كريم همين است. لذا بيش از اين حق دخالت در تفسير قرآن را نداريم و در واقع نوعی انسداد باب علم در تفسير قرآن را قائلهستند.
مدير گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی شريف ادامه داد: در دوران غيبت امام عصر(عج) كه دسترسی ظاهری به امام معصوم(ع) وجود ندارد و دسترسی ما شيعيان به ائمه اطهار(ع) فقط از طريق روايات است و نيز به اين دليل كه مفسرين واقعی قرآن نيز ائمه(ع) هستند، بر اين اساس از نظر گروه نخست كه اخباريون هستند، مابايد فقط رواياتی را كه در باب آيات وارد شده است، ببينيم و قرآن را با اين روايات تفسير كنيم و هيچ بحث ديگری را مطرح نكنيم. دسته دوم گفتند در اينكه ائمه(ع) اولين و برترين مفسران قرآن هستند، جای بحثی نيست و در اينكه خود قرآن كريم فرموده است «لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛ كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند»(واقعه/79) و معنای مطهرون هم طبق آيه شريفه « ...إِنَّمَا یُرِيدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛ خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند»(احزاب/33) اهلبيت(ع)هستند، شكی نيست و بنابراين مَسّ واقعی قرآن كه درك عميق و همه جانبه قرآن كريم است، از آن مطهرون است، اما ما نيز میتوانيم در حد توان خودمان معانی قرآن را استخراج كنيم.
وی افزود: در اينجا دو نگاه وجود دارد؛ اول اينكه اگر آياتی بود كه روايات معصومين(ع) در ذيل آن آيات به ما نرسيده باشد، ما هيچ نوع حق فهم نسبت به آن آيه را نداريم، نبايد اظهار نظر كنيم و نبايد تلاش كنيم به اندازهای كه میتوانيم از آيه بفهميم و توضيح بدهيم. دوم اينكه اگر رواياتی را كه ائمه(ع) فرمودند، بعد از اينكه اسنادش را بررسی كنيم و يقين كنيم كه اين روايت سند دارد و از ناحيه معصوم(ع) است، آيا با قرائنی كه در علم درايه الحديث و تفسير قرآن وجود دارد، میتوانيم استنباط كنيم كه اين روايت تفسيری است كه غير از آن ديگر نيست يا يك تفسير در ميان ساير تفسيرهاست يا صرفا جهتی از معنا را بيان میكند و بطنی از بطون را بيان میكند؟
وی با بيان مثالی در اين باب اظهار كرد: در ذيل آيه شريفه «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ ُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همان كسانى كه نماز برپا میدارند و در حال ركوع زكات میدهند»(مائده/55)، روايتی داريم كه نقل كردهاند كه اين آيه در شان اميرالمومنين(ع) نازل شده است. پرسش اين است كه آيا در جريان انگشتربخشی آن حضرت، میتوانيم اين آيه را در يك مورد ديگری نيز سرايت دهيم؟ پاسخ اين پرسش قطعا منفی است. در اينجا اين روايات و اين شان نزول مخصص است و نشان میدهد كه اين آيه فقط يك مصداق دارد.
وی با اشاره به آيه شريفه «فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛ پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد»(عبس/24)، اظهار كرد: در ذيل اين آيه، روايتی از امام باقر(ع) داريم كه منظور از اين طعام، علم است و انسان وقتی دارد علم میآموزد، بايد توجه كند كه از چه كسی علم را فرا میگيرد. اينجا اين پرسش مطرح میشود كه آيا اين بيان امام باقر(ع) مخصص است، يعنی معنای آيه منحصر در اين معنا است يا اينكه معانی ديگری هم میتوان از اين آيه استخراج كرد؟ قرآن بطن در بطن دارد. مثلا فرض كنيد از نظر اخلاقی واقعا انسان در موقع غذا خوردن نبايد نگاه به دهان و بشقاب ديگران كند يا مثلا موقع غذا خوردن ببيند كه اين غذايی را كه میخورد، بقيه انسانها هم دارند كه بخورند يا ما فقط داريم شكم خودمان را پر میكنيم يا حتی از نظر علم طب، وقتی كه داريم غذا میخوريم، چه بخوريم كه معده بتواند راحتتر آنزيم ترشح كند. پرسش اساسی اين است كه آيا آن روايت، اين نظرات را نفی میكند؟
اسدی گرمارودی اضافه كرد: بر اساس همين پرسش، دو سبك تفسيری مطرح شده است. يك سبك تفسير كه تفسير روايی نام دارد و با مشی اخباريون بيشتر سازگار است كه به عنوان شكل اول بيان شد و شكل دومی هم وجود دارد كه مرحوم ملامحسن فيض كاشانی مطرح كرده است. ايشان عالمی همه جانبه بود و معقول و منقول میدانست و فقيه و محدث بود. از يك سو «كتاب وافی و شافی» متعلق به ايشان است و از سوی ديگر او شاگرد «ملاصدرا» و داماد او است و فلسفه خوانده و عرفان میداند. ايشان در تفسير صافی كار بسيار جالبی انجام داده است كه انصافا از نظر تفسيری میشود گفت كار جامعی است.
وی افزود: فيض كاشانی در ذيل هرآيه اگر روايتی از معصومين(ع) است كه به مذاق خودش و معياری كه دارد، قابل استناد باشد، سعی میكند آن رواياتی را بياورد، لذا در كل تفسير صافی حدود 12000 روايت بهكار رفته است و ايشان هرجا روايتی موجود است، آن را در ذيل آيه ذكر میكند و توضيحاتی هم در ذيل آيات میدهد. لذا آن جمود اخباریگری را ندارد.
وی با اشاره به روش تفسيری فيض كاشانی خاطرنشان كرد: او در كتاب تفسيری خود در ذيل آياتی كه روايتی برای آن موجود است كه مانند مثال پيشين در خصوص انگشتربخشی اميرالمومنين(ع) انحصار در معنا ايجاد میكند، روايت را ذكر میكند و اظهار میكند كه معنای آيه غير از اين نمیتواند باشد و فقط همان را بيان میكند، اما اگر روايتی موجود است كه شأنی از شئون يك آيه را بيان میكند يا مناسبتی را بيان میكند و میتوان برداشتهای ديگری هم از اين آيه كرد يا مثلا روايت به مصداقی از آن مفهوم پرداخته است، اين وضعيت را بيان میكند. ايشان چنين سبكی را در اين تفسير رعايت كرده است.
اسدی در پايان گفت: اين تفسير ضمن اينكه روايی است، در عين حال تفسيری است كه مشی عقلی و كلامی و مباحث اخلاقی و عرفانی هم در آن رعايت شده است و از اين نظر، تفسير بسيار جامع و جالبی است، لذا خود مرحوم ملامحسن فيض كاشانی وقتی مقدمهای برای تفسير خود نوشته كه 12 مقدمه را درآن پيشگفتار ذكر میكند، در همين مقدمه ايشان اصرار بر اين دارد كه مفسر واقعی قرآن اهلبيت(ع) هستند؛ اين به آن معنا نيست كه اگر در ذيل بعضی از آيات، رويتی نداشتيم يا اگر روايتی ضعيف بود، آن را قبول كنيم، بلكه ما بايد اول ببينيم كه بيان ائمه(ع) در ذيل اين روايات چيست و آنچه كه با اين منافات نداشت، در فهم قرآن كريم بهكار ببريم تا بعد از ظهور حضرت مهدی(ع) كه تفسير واقعی همه جانبه را بهوسيله امامعصر(عج) در جامعه مسلمين شاهد باشيم، انشاالله.