شعر جاهلی يكی از مهمترين ابزار تفسيری صحابه به شمارمیرفته است و در اين زمينه معروف است كه ابن عباس از اين اشعار استفاده میكرده است، اما در مقابل، يكی از ويژگیهای تفسير روايی اهلبيت(ع) اين است كه ائمه معصومين(ع) در تفاسير خود هرگز به اشعار جاهلی تمسك نكردهاند.
حجت الاسلام والمسلمين رضا حقپناه، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، به بيان مطالبی در خصوص ممانعت يا عدم ممانعت تفسير ماثور از كاربردهای امروزی تفسير پرداخت و در اين خصوص اظهار كرد: تفسير ماثور يا تفسير روايی به معنای تفسير آيات قرآن با توجه و بر اساس روايات ذيل هر آيه است. قرآن كريم از ابتدای نزول تا به امروز سفره گستردهای بوده است كه همه دانشمندان و بزرگان مسلمان به آن مراجعه كردهاند و هر كس به فراخور توان، معرفت، همت و تلاش خود از اين سفره گسترده و از اين نعمتهای الهی استفاده كرده است و اهلبيت(ع) نيز راه صحيح تفسير قرآن را به بشر آموختهاند.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی ادامه داد: در اين خصوص اين سوال مطرح میشود كه آيا اهلبيت(ع) در تفسير قرآن نقش ارشادی داشتهاند يا نقش آموزشی؟ آيا كيفيت استفاده از قرآن را به مردم میآموختهاند يا میخواستند به بشر نشان بدهند كه تفسير منحصرا همان منقولات معصومين(ع) است؟ به تعبير ديگر آيا روايات تفسيری اهلبيت(ع) و تفسير ماثور به ما آموزش میدهد كه چگونه ديگران از قرآن استفاده بكنند يا اينكه يگانه تفسير قرآن كريم همين تفسير روايی است و ديگران حق استفاده از قرآن را ندارند؟ بخش اول كلام يعنی همان جنبه آموزشی، ارشادی و هدايتی روايات تفسيری اهل بيت(ع) درست مینمايد؛ يعنی اهل بيت(ع) در صدد بودند كه راه صحيح استفاده از قرآن و دستيابی به اسرار و دقايق قرآن را به بشر بياموزند.
احتمال تفسير انحصاری اهلبيت در هيچ دورهای بيان نشده است
حق پناه ادامه داد: براين اساس، تفسير اهلبيت(ع) تفسير انحصاری در فهم قرآن نيست كه بگوييم ديگران حق ندارند به ساحت قرآن دست دراز كنند و قرآن را بفهمند، حتی در بعضی از موارد اهلبيت(ع) در پاسخ به پرسش از فهم آيات خاص از سوی دوستان، اصحاب و شيعيان خود، اين جمله را تذكر میدادند كه خودتان به قرآن مراجعه كنيد و از قرآن جواب خود را استخراج كنيد و نفرمودند كه تفسير قرآن همان است كه ما میگوييم و شما به قرآن دست نزنيد. بلی! به ما هشدار دادهاند كه تفسير به رأی نكنيد، اما اين به آن معناست كه برای ورود به قرآن آمادگی داشته باشيد، علوم و مقدمات لازم را بهدست آوريد و بعد به سراغ تفسير قرآن برويد.
وی افزود: مسلمانان در هر عصری در همه زمانها به تفسير قرآن میپرداختند و كسی اين احتمال را نداده است كه تفسير اهلبيت(ع) تفسيری انحصاری باشد و كس ديگری حق ندارد به قرآن كريم مراجعه كند. باتوجه به اين نكاتی كه گفته شد در زمان ما هم راه استفاده و برداشت نو از قرآن كريم همچنان باز است و انسانها میتوانند با شرايط خاص به محضر قرآن مشرف شوند، از قرآن استفاده ببرند و آن را تفسير كنند و اين فهم و تفسير را مقدمهای برای عمل به قرآن قرار دهند، چون قرآن كتاب عمل و سازندگی است و اهلبيت(ع) هم معلمهای بشريت هستند و راه را به بشر نشان دادهاند.
رضا حق پناه:
تفسير قرآن به قرآن كه معنای صحيح آن را اهلبيت(ع) بهكار بردهاند، برای ما جنبه آموزشی دارد و میتوانيم قواعد روز و مورد استفاده برای همين امروز خود را از آن استخراج كنيم و آن زا مورد استفاده قرار دهيم
حق پناه خاطرنشان كرد: قرآن نقشه راه را به بشر نشان میدهد و اهلبيت(ع) هم به تفسير قرآن میپرداختند تا مردم را آگاه كنند كه چگونه عمل خود را مطابق قرآن انجام بدهند. يافتن اين نقشه راه، مراجعه به اين نقشه و مراجعه به محتوای قرآن در همه زمانها زندهاست و اختصاصی به زمان خاصی ندارد.
وی افزود: البته ما معتقديم بهترين نوع برداشت و فهم در تفسير را خود اهلبيت(ع) دارند و بهترين فهم از قرآن فهم معصوم از معصوم است؛ يعنی اهلبيت(ع) معصوم هستند، قرآن هم معصوم است و مسلما برترين و بهترين فهم آن فهمی است كه اشخاص وارسته و معصوم يعنی اهلبيت(ع) از قرآنكريم ارائه و بيان فرمودهاند.
وی در ادامه گفت: فهم معصوم و اهلبيت(ع) مانع از آن نيست كه ديگران هم به فراخور فهم و درك و شرايطی كه دارند، به قرآن كريم مراجعه كنند و از آن استفاده ببرند. با مقايسه تفسير روايی اهل بيت(ع) و تفسير غير معصوم متوجه میشويم كه يكی از منابع در تفسير غير معصوم، تفسير صحابه و تابعين است، اما اهلبيت(ع) خودشان مرجع هستند و قرآن به آنها نازل شده است.
وی ادامه داد: تفاسير اهلبيت(ع) اگر به درستی شناخته شود، خواهيم ديد كه سخنان خودشان است و به سخنان ديگران اين استناد را ندارند، البته برای ما كه غيرمعصوم هستيم استفاده از تفسير صحابه و تابعين مانعی ندارد. میتوانيم با ملاحظه اين دست تفاسير، ببينيم علاوه بر اهلبيت(ع)، ديگرانی كه برای تفسير قرآن زحمت كشيدهاند، چه زحمات و تلاشهايی را داشتهاند. ممكن است كه اظهار نظر و برداشت آنها راهی را برای ما هموار كند كه برداشت جديدی را از تفسير قرآن داشته باشيم.
حقپناه همچنين خاطرنشان كرد: يكی ديگر از ويژگیهای تفسير روايی اهلبيت(ع) اين است كه اصلا به اشعار جاهلی تمسك نكردهاند. شعر جاهلی يكی از مهمترين ابزار تفسيری صحابه به شمارمیرفته است كه در اين زمينه معروف است كه ابن عباس از اين اشعار استفاده میكرده است؛ اما اهلبيت(ع) در استشهادات قرآنی خود به اشعار جاهلی تمسك نمیكردند و محتوای قرآن را با سخنان ديگران نمیفهميدند و با صراحت و فصاحت و بدون نياز به استشهاد به اشعار جاهلی بيان میفرمودند؛ البته انسانهای غيرمعصوم برای اينكه يك واژه، كلمه و گاهی يك تعبير قرآنی را بهتر بفهمند، مانعی ندارد كه به اشعار جاهلی استناد كنند، چنانكه بسياری از مفسرين اين كار را انجام دادهاند و اصولا تفاوت بين تفسير معصوم و غيرمعصوم در همينگونه موارد است.
تفسير قرآن به قرآن مهمترين ويژگی تفسير اهلبيت
وی افزود: اهلبيت(ع) در ارائه معنای قرآنی به اين اشعار جاهلی يا اصلا تمسكی نكردهاند و ديده نشده كه در تفسير اهلبيت(ع) به شعر جاهلی تمسك كنند و اين نشاندهنده تسلط، آگاهی و آشنايی با رموز قرآنی است كه به نحو صحيح و با واژههای كوتاه بيان و تفسير شده است.
اين پژوهشگر قرآنی گفت: ويژگی ديگر تفاسير روايی اين است كه تفسير اهلبيت(ع) تفسير قرآن به قرآن است؛ يعنی مهمترين منبع اهلبيت(ع) در تفسير قرآن مجيد، خود قرآن است كه با الهام از پيامبر در تفسير آيات قرآن ابتدا از خود قرآن استفاده میكردند و اين از چند جهت حايز اهميت است؛ اول اينكه قرآن سندی است كه از هرگونه تحريف مصون است، دوم اينكه قرآن سند مشترك مورد توافق همه مذاهب اسلامی است و استناد به آن برای هر مفسری در هر زمان و مكانی اطمينانآور است و سوم اينكه سخن خداوند است و چه سخنی بهتر و برتر از سخن خود خداوند برای تفسير كلام او وجود دارد؟ تفسير قرآن به قرآن كه معنای صحيح آن را اهلبيت(ع) بهكار بردهاند، برای ما جنبه آموزشی دارد كه میتوان بخشهايی از قرآن را با كمك بخشهای ديگر آن تفسير كنيم و معنای آيه را دريابيم، قواعد روز و مورد استفاده برای همين امروز خود را استخراج كنيم و از آن استفاده كنيم.
حق پناه در پايان اظهار كرد:همه مطالب گفته شده به معنی انحصار درآنچه كه اهلبيت(ع) فرمودند، نيست. قرآن زنده است ئ علامت زنده بودن آن نيز اين است كه قرآن كتاب عمل است و عمل انسانها تا ابديت بايد منطبق با قرآن كريم باشد و در صورتی میتوان عمل را منطبق با قرآن كرد كه انسان قرآن را بفهمد و هرچه قرآن را بيشتر بفهمد، پايهبندی به او نسبت به معارف قرآن و معارف قرآنی بيشتر خواهد بود.