مدتي است موضوع ايام فاطميه نيز به جد محل توجه مردم و هيئات مذهبي است.
رونق عزاداراي در اين ايام بسي جاي خرسندي است كه نقش خواص علما و مادحين و نهادهاي فرهنگي خصوصاً سازمان تبليغات اسلامي و علاقمندان به حضرات معصومين (ع) خاصه حضرت فاطمه زهرا (س) بسيار موثر بوده است. در اين ميان مسائلي در حال اتفاق است كه بايستي توجه خواص به آن معطوف بوده و در نحوه عزاداري ايام فاطميه مورد مدل قرار گيرد:
1. توسعه عزاداري خياباني در قالب دستجات شاه حسينگو براي مناسبتهاي گوناگون همانند ايام فاطميه، و ايام شهادت اميرالمومنين (ع) و شبهاي احيا و غير آن به همراه طبل و چوب و ... . توجه نكردن به عوارض جانبي آن و افتادن در ريل افراطيگري، نه تنها با فلسفه عزاداري و دستهروي سازگار نيست بلكه مناسب سازي ناآگاهانه است كه ضمن تحتالشعاع قراردادن دهه محرم، باعث بدبيني جامعه به هيئات مذهبي و مناسبتهاي ديني خواهد شد.
از طرفي با توجه به مسائل ترافيكي و نيز ايجاد مانع براي توفيق حضور در مساجد به بهانههاي متعدد مثل عزاداريهاي مردم خواهد گشت.
2. ايجاد نمايشگاههاي تجسمي ايام فاطميه كه با استقبال خوب مردم به ويژه بانوان مواجه شده و به سرعت در حال افزايش است. حسي كه در هنگام ورود به اين نمايشگاهها با ديوارهاي كاه گلي به انسان دست ميدهد، منازلي كه نمايههايي از زندگي حضرت زهرا(س) و حضرت اميرالمومنين را تداعي ميكند در كل احساسات هر بيننده را وادار به كرنش ميكند اما بايد توجه داشت آيا در دراز مدت اين مر در شيوه عزاداراي به عنوان شيوهاي نوين مقبول است يا خير؟ آيا در آينده دستخوش انحرافاتي خواهد شد يا خير؟ از جمله انحرافاتي كه رگههاي آن در اين نمايشگاههاي تجسمي قابل مشاهده است به طور مثال موارد زير را ميتواند متذكر شد:
2.1. ساخت هيكلهاي منتسب به ائمه معصومين جهت ترسيم برخي وقايع و حوادث از قبيل غسل حضرت زهرا، تشييع آن حضرت، شيوه زندگي حضرت و ... با وجود محسوس نمودن آن وقايع تاريخي، مواردي پيش رو ميگذارد كه بايستي دقت كامل نمود. اولين بحث اينكه آيا ساخت هيكل و يا مجسمه به خودي خود وجاهت شرعي دارد يا خير؟
در صورتي كه از طرف اكثر مراجع وجاهت آن مورد قبول باشد آيا هيكلهاي منتسب به ائمه اطهار نيز شامل اين حكم هست يا خير؟
فرض كه اين حكم مقبوليت شامل مجسمههاي منتسب به ائمه معصومين شد آيا اين امر لازم و يا مقبول است؟
آيا احتمال آن نميرود شان و قداست حضرات و تصورات مقدس ذهني و روحي و اعتقادي افراد در سالها دچار يك نوع تصور جديد باشد؟
با همه اين اوصاف آيا روا نيست حداقل مسائل هنري در ساخت مجسمهها و هيكلها رعايت شود؟
2.2. خود اين شيوه و معرفي حضرات ائمه معصومين با استفاده از آثار تجسمي بايد از طرف اهل فن مورد مطالعه قرار گيرد. احتمال دارد در سالهاي آتي اين نمايشگاه نيز به معرفي ديگر ائمه اطهار مستري شود؟
2.3. هزينه بر بودن اين نوع عزاداري با ساخت و ساز ، نوعي حركت به طرف عزاداريهاي است با هزينه بالا و نيز در دست افراد خاص جامعه كه توانايي اين امورات را دارند. شيوههاي متداول عزاداريها با پرداخت به روايات و سخنان ائمه معصومين و ذكر مصائب آنها كه چندين سال است اين فرهنگ اصيل را حفظ كرده با چالشهاي جديد روبرو ميسازد. عزاداري كه با استفاده از سخنران و مداح و پذيرايي مختصر قابل انجام بوده و كم هزينه ميباشد؟
3. فضاسازيهاي و تبليغات محيطي در عزاداريها: نصب بنر، پلاكارد، ارسالSMS ، تلفنهاي گويا و سايت و ديگر روشها به نوعي در جامعه براي معرفي يك برنامه مذهبي مورد استفاده قرار ميگيرد.اما به محتواي بنرها نيز آنچنان كه بايد توجه نميشود.
به طول مثال:
3.1. اكتفا به صرف نام معصومين در بنرها و محل مراسمات و عدم استفاده كامل از فرصت فضاي تبليغي و هزينه براي نشر معارف اهل بيت مشهود است. مي توان از اين همه تابلوي تبليغي سطح شهر، روايات حضرات معصومين، نكتههاي اخلاقي و سفارش بزرگان نيز در جاي خالي اين بنرها يادداشت نمود.
3.2. افراط در استفاده از تصوير برخي مداحان به حدي زياد شده كه گويي بنر صرفاً براي معرفي مداح خاص نصب شده نه معرفي مراسم و مناسبت خاص. استفاده ابزاري از مناسبتهاي مذهبي توسط برخي افراد و شركتهاي اقتصادي با نام خود شركتها نيز به عنوان آسيبي در اين حوزه بدل شده است.
به طور كلي عزاداري نيازمند بازخواني و مطالعه دارد تا در عصر كنوني با ايجاد سياستهاي كلي و صحيح عزاداري و نيز رصد اين موضوع به صورت يك كار ضروري در مناسبتهاي مختلف مخصوصاً ايام فاطميه باعث رشد برخي خرافات و آسيبهاي جديد نباشيم.
كارشناس فرهنگي حبيب طاهري