ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 11 دي 1404
پنجشنبه 11 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردين 1392     |     کد : 52462

روش تفسيری علامه طباطبايی «قرآن به قرآن» نيست/ ابتنای الميزان بر روش فلسفی

نوآوری خاصی كه در تفسير الميزان مشهود است، باعث می‌شود كه نتوانيم آن را تفسير مأثور يا تفسير قرآن به قرآن با گرايش تفسيری محض بدانيم؛ در اظهارات علامه طباطبايی تصريح شده است كه فهم معارف بايد قبل از مراجعه به وحی و با توجه به فلسفه صورت پذيرد.


روح‌الله بهشتی‌پور مدعی شد:
روش تفسيری علامه طباطبايی «قرآن به قرآن» نيست/ ابتنای الميزان بر روش فلسفی

نوآوری خاصی كه در تفسير الميزان مشهود است، باعث می‌شود كه نتوانيم آن را تفسير مأثور يا تفسير قرآن به قرآن با گرايش تفسيری محض بدانيم؛ در اظهارات علامه طباطبايی تصريح شده است كه فهم معارف بايد قبل از مراجعه به وحی و با توجه به فلسفه صورت پذيرد.

حجت‌الاسلام والمسلمين روح‌الله بهشتی‌پور، استاد حوزه و دانشگاه و رئيس بنياد حضرت مهدی موعود(عج) استان قزوين در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به تفاوت‌های موجود ميان روش قرآن به قرآن خصوصا روش علامه طباطبايی از يك سو و تفسير ماثور از سوی ديگر پرداخت.

وی با بيان مقدمه‌ای راجع به اين موضوع، گفت: اگر بخواهيم تفاوت بين تفسير ماثور و تفسير قرآن به قرآن را بدانيم، بايد مقدمه‌ای اجمالی در رابطه با معرفی تفسير روايی و تفسير قرآن به قرآن را مطرح كنيم. مراد از تفسير اثری آن تفسيری است كه مبتنی بر روايات تفسيری صورت گرفته باشد. همچنين تفسير قرآن به قرآن نيز تفسيری است كه بر اساس آيه ديگری از قرآن به تفسير قرآن می‌پردازد؛ اين يك تعريف اجمالی از تفسير اثری و تفسير قرآن به قرآن است.

اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر بخواهيم اين مطلب را به تعبير روشن‌تری بيان كنيم، به طور اجمالی می‌توان گفت كه تفسير اثری همان تفسير روايی است، اما بحث از آنجا شروع می‌شود كه عده‌ای از قرآن‌پژوهان نظير «ذهبی» و «زرقانی» دست به تعريف جديدی از اين گونه تفسير زده‌اند، مثلا ذهبی در «التفسير و المفسرون» يا مرحوم آيت‌الله معرفت در «تفسير و مفسران» در آثار متاخرين مثل «المنهج الاثری فی تفسيرالقرآن» هدی‌جاسم‌محمد ابوطبره يا آقای علی الصغير در «الدراسات القرآنيه» خود بر خلاف مشهور تفسير آيات قرآن به آيات ديگر را كه ما به آن تفسير قرآن به قرآن می‌گوييم، قسمی از تفسير ماثور دانسته‌اند؛ يعنی در واقع تفسير ماثور دو بخش دارد، يكی تفسير روايی و ديگری تفسير قرآن به قرآن. با اين تعبير، تفسير قرآن به قرآن زير شاخه تفسير ماثور به شمار می‌آيد و اين بحثی است كه اين علما در رابطه با تفسير ماثور انجام داده‌اند.

بهشتی‌پور ادامه داد: آن چيزی كه تعريف مشهور از تفسير اثری است، خود شامل دو بخش است و ما دو دسته تفسير اثری داريم؛ يكی تفسير اثری محض مثل تفسير «فرات كوفی» و ديگری تفاسيری نظير تفسير «قمی» كه معاصر امام حسن عسكری(ع) و از مشايخ و اساتيد مرحوم «كلينی» است. همچنين «البرهان» سيدهاشم بحرانی و «نورالثقلين» هويزی جزء كامل‌ترين تفاسير روايی محض ما است. مفسر در اين تفاسير ذيل هر آيه روايات تفسيری آن را نيز بدون هيچ تحليل و توضيحی ذكر كرده‌ است و اين تفاسير را تفاسير روايی محض می‌گويند.

وی با بيان اين‌كه قسمت دوم تفسير مأثور اثری - اجتهادی است، اظهار كرد: چهارچوب اصلی و بن‌مايه‌های اين نوع تفسير برخلاف گونه قبلی از روايات گرفته شده است و به عبارت ديگر در تفسير اثری - اجتهادی در واقع به روايات توجه چشم‌گير شده است و در تمام اين مجموعه‌های تفسيری اگر از ابتدا ببينيد، مشاهده می‌كنيد كه به روايات توجه كامل شده است كه به آن تفسير روايی- اجتهادی گفته می‌شود؛ برای مثال برای اين‌گونه تفسير، تفسير «شريف لاهيجی» و «تفسير مقتنيات الدرر» اثر سيدعلی تهرانی از علمای معاصر جزء تفاسير روايی هستند كه در واقع چهارچوب‌ها و در واقع حتی روش‌های خود را از روايات می‌گيرند و نوعی اجتهاد تفسيری كرده‌اند.

اين محقق قرآنی ضمن بيان اين‌كه اصل بحث ما در اينجا تفاوت تفاسير روايی و تفاسير قرآن به قرآن است، افزود: برخی نيز قائل به وحدت اين دو گونه تفسيری شده‌اند و يا اين گونه تفسير را يكی از زير شاخه‌های تفسير ماثور می‌دانند كه اين بحث جديدی است و توسط برخی از مفسران نظير «ذهبی» و «زرقانی» و «مرحوم آيت‌الله معرفت» مطرح شده است. در پاسخ به افرادی كه تفسير قرآن به قرآن را بخشی از تفسير اثری دانسته‌اند، ما دو جواب بايد بدهيم. پاسخ نخست آن‌ است كه اين برداشت با معنای لغوی و اصطلاحی اثر در تفسير ماثور ناسازگار است.

وی ادامه داد: يكی از دلايل مهم آن، اين است كه ما براساس اعتقاد تفسير اثری را تفسيری می‌دانيم كه مبتنی بر وحی بيانی و مستند بر روايات پيامبر و اهل‌بيت(ع) باشد كه البته تعريف اهل سنت هم فرقی با تعريف ما ندارد، فقط به‌جای اهل‌بيت(ع) صحابه و تابعين مورد توجه قرار می‌گيرند. البته از جهت ماهوی خيلی با نظر ما متفاوت می‌شود؛ يعنی نتيجه تفسير اثری شيعيان و تفسير اثری اهل‌سنت متفاوت می‌شود؛ با اين تعريف تفسير آيه به آيه نمی‌تواند جزء تفسير روايی به حساب آيد.

بهشتی‌پور ادامه داد: دليل دومی كه برای خارج كردن تفسير قرآن به قرآن از دامنه تفسير روايی داريم، آن است كه اگر ما مسامحتاً بخواهيم اين را بپذيريم كه تفسير قرآن به قرآن جزءتفسير روايی به حساب می‌آيد، اين مشكل پيش می‌آيد كه در تفاسير قرآن به قرآن ديگر اگر بتوانيم اين قضيه را بپذيريم، در تفسير قرآن به قرآن «علامه طباطبايی» اين موضوع را نمی‌توانيم بپذيريم. البته برای اين اثبات اين ادعا نيز چند دليل داريم: اول آن‌كه بايد توضيح داد بحث روش اجتهادی تفسيری قرآن به قرآن سابقه‌دار است كه احتمال دارد سابقه آن به عصر رسالت برسد و مفسرين بزرگی نظير شيخ طوسی در تفسير «التبيان» و مرحوم طبرسی در «مجمع البيان» و يا جديدتر علامه بلاغی در «آلاءالرحمن» نيز اين روش را به‌كار برده‌اند.

وی در ادامه گفت: تفسير قرآن به قرآن مرحوم علامه طباطبايی ماهيتاً با تفسير گذشته قرآن به قرآن اختلافاتی دارد؛ تفاوت اول اين تفسير آن است كه تفسير اجتهادی قرآن به قرآن تا پيش از علامه تنها در جايی مورد استفاده قدما قرار گرفته است كه دلايل ديگری برای فهم آيات موجود نباشد؛ يعنی مفسران گذشته وقتی جستجو می‌كردند و دليلی برای تفسير آيه پيدا نمی‌كردند، در آن‌صورت از روش تفسير قرآن به قرآن استفاده می‌كردند. به عنوان مثال مرحوم علامه بلاغی در تفسير «آلاءالرحمن» در ذيل آيه‌ای می‌فرمايد كه مطلبی از پيامبر(ص) و اهل بيت ايشان(ع) برای فهم آيه پيدا نكردم و ممكن است تفسير اين آيه با توجه به آيه ديگر اين باشد و اين بدان معناست كه تفسير او در اين بخش از باب قطع و يقين نيست.

اين استاد حوزه و دانشگاه همچنين خاطرنشان كرد: نكته دوم در رابطه با تفاوت تفاسير قرآن به قرآن گذشته با روش تفسير قرآن به قرآن مرحوم علامه اين است كه روش تفسيری قرآن به قرآن مرحوم علامه طباطبايی در چهارچوب عقل و روش عقلی و برخلاف روش گذشتگان است كه روش قرآن به قرآن آن‌ها در چهارچوب نقل و روش نقلی است. مفسران گذشته می‌آمدند بن‌مايه‌ها و حتی روش اجتهاد را از اجتهاد تفسيری در روايات می‌گرفتند.

وی ادامه داد: مرحوم علامه طباطبايی يك نوآوری دارند و آن اين است كه ما بايد اين بن‌مايه‌ها را قبل از اين‌كه به قرآن برسيم، به‌وسيله عقل كه همان فلسفه است به‌دست بياوريم و با روش عقلی آيات را تفسير كنيم و اين خلاصه فرمايش علامه طباطبايی است و تفاوت روش قرآن به قرآن بزرگان ديگر همين است كه متاسفانه برخی از پژوهشگران به اين نكته توجه نكرده‌اند. در نتيجه بايد ابراز داشت كه اگر ما تفسير قرآن به قرآن را يكی از زير شاخه‌های تفسير ماثور به حساب بياوريم، تفسير مرحوم علامه طباطبايی را نمی‌توان جزء تفسير روايی به حساب بياوريم كه به بيان دو دليل نيز پرداختيم.

وی افزود: علامه طباطبايی معتقدند كه در ميان روايات شيعه روايات زيادی وجود دارد كه می‌توان به آن‌ها استناد كرد، ولی با اين حال تفسير خود را بر پايه تفسير اثری بيان نكردند و به اين نكته در جای جای تفسيرشان متذكر شده‌‌اند و گفته اند كه اصل بر تفسير قرآن به قرآن است؛ يعنی علامه طباطبايی تفسير اثری را در مقابل تفسير قرآن به قرآن ناكارآمد می‌داند و برخلاف روش گذشتگان كه آن‌ها روش قرآن به قرآن را در صورت اضطرار و در خلال بحث يا به عبارت واضح‌تر يكی از روش‌های بعدی تفسير قرآن استفاده می‌كردند، مرحوم علامه طباطبايی روش اصلی تفسير را تفسير قرآن به قرآن می‌دانند و روش اثری را تفسيری حاشيه‌ای می‌دانند و در برخی از موارد تشخيص داده‌اند كه روش ناكارآمدی است و برای كسانی است كه سطح متنزلی از معرفت را دارند.

وی ادامه داد: بايد بگوييم كه از نظر علامه طباطبايی، فلسفه بر مطلق وحی اعم از قرآن و روايات تقدم دارد و همچنين حجيت روايات متواتر و اين‌كه ما روايات متواتری را داريم كه می‌توانيم در تفسير از آن‌ها استفاده كنيم، اين روايات دليلی برای استفاده از آيات در قرآن نيست و در واقع علامه طباطبايی اين دسته از روايات را با فرض اين‌كه اين‌ها حجيت دارند، در عين حال فاقد حجيت تفسيری دانسته‌اند؛ يعنی نظر ايشان اين است كه استفاده كردن ما از اين روايات درست نيست. ايشان حتی كسانی را كه به روايات معتبر تفسيری مراجعه می كنند، كفايت كتابی می‌داند و ايشان برخلاف اصطلاح علمای حوزه و دانشگاه از اين اصطلاح، برداشت ديگری از اين اصطلاح دارند و برای كسانی كه دارای انديشه هستند اصل را عقل‌بسندگی و يا به عبارت ديگر فلسفه بسندگی می‌داند و كفايت كتاب را جايگاه افراد قشری دانسته‌اند.

بهشتی‌پور در انتها خاطرنشان كرد: مرحوم علامه طباطبايی براين اساس فلسفه را اصل می‌داند و بر اساس نگاه فلسفی خود آيات قرآن را تفسير می‌كنند. تفسير قرآن به قرآن مرحوم علامه طباطبايی را نمی‌توان جزء تفسير ماثور به حساب آورد و دارای نوآوری خاصی است. اين نكته قابل توجه است كه برخلاف ديدگاه برخی كه می‌گويند مرحوم علامه طباطبايی ابتدا به روايات توجه داشته‌اند و بعد به تفسير قرآن پرداخته‌اند، باتوجه به اظهارات خود علامه، ايشان معتقدند كه اولا فهم معارف بايستی قبل از مراجعه به وحی و با توجه به فلسفه صورت پذيرد. دوم اين‌كه هركس قبل از اين اقدام به كتاب و روايات مراجعه كند، كفايت كتابی است. در انتها بايد گفت تفسير مرحوم علامه طباطبايی تفسير قرآن به قرآن با گرايش تفسيری محض نيست.


نوشته شده در   پنجشنبه 29 فروردين 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode